حقوق خبر
تجربه نسلی در عصر قاجار 2

تجربه نسلی به روایت عبدالله مستوفی در عصر قاجار 2

در مواردی که کسی قوم و خویش متناسب نداشت و می خواست از غریبه زن بگیرد، طائفه ی عروس درصدد تحقیقات از اخلاق داماد بر می آمدند و حتماً پیش خود فکر می کردند که آیا این مرد چه نقصی دارد که قوم و خویش‌هایش تن به ازدواج با او نداده‌اند. طائفه داماد هم در انتخاب دختر غریبه خیلی دقت می کردند که مبادا بنجل خانواده دیگری را در خانه آن ها آب بشود و مَثلِ (دختر خوب از قبیله و اسب عربی از طویله بیرون نمی رود.) طرف توجه همه کس بود


 

آداب ازدواج

در آن دوره ازدواج دختر عمو و پسر عمو و دختر دائی و پسر عمه و عکس آن و دختر خاله و پسر خاله خیلی معمول بود. می گفتند عقد دختر عمو و پسر عمو در آسمان بسته شده است.

در مواردی که کسی قوم و خویش متناسب نداشت و می خواست از غریبه زن بگیرد، طائفه ی عروس درصدد تحقیقات از اخلاق داماد بر می آمدند و حتماً پیش خود فکر می کردند که آیا این مرد چه نقصی دارد که قوم و خویش‌هایش تن به ازدواج با او نداده‌اند. طائفه داماد هم در انتخاب دختر غریبه خیلی دقت می کردند که مبادا بنجل خانواده دیگری را در خانه آن ها آب بشود و مَثلِ (دختر خوب از قبیله و اسب عربی از طویله بیرون نمی رود.) طرف توجه همه کس بود.

پدر و مادرهای دختر و پسر که با یکدیگر برادر بودند فکر می کردند اگر فرزندشان خوب است چرا نصیب غیر شود و اگر بد است، بدی میان خودمان باشد بهتر است تا پای غریبه در میان بیاید.

به واسطه روگیری خانم ها پسر هم جز مادر و خواهر و عمه و خاله و برادرزاده و خواهرزاده خود که شاید اکثراً پیر هم بودند زن دیگری را ندیده و هر چه نصیبش می شد راضی بود. وقتی هم که علف به دهن بزی شیرین می آید کار به فضول آقاها چه مربوط می شود.


 

روز قبل از عروسی از خانه عروس به اندازه تعیین شده، با دسته موزیک نظامی یا نقاره‌چی یا هر دو از خانه داماد به خانه عروس روانه می شد. فرش و رختخواب در مفرشهای قالیچه ای و لباس دوخته و ندوخته و طاقه های نبریده، در یخدان ها، با یخدان های‌پوش ماهوت گلی و مسینه‌آلات از قبیل دیگ و مجموعه و بادیه و سایر ظروف مسی، در تورهای کاه‌کشی بار قاطر و سایر اثاثیه از قبیل بلور آلات، اسباب چراغ، متکاها و پشتی های زری و ترمه ی مفتول و مرئارید تزیینات در و دیوار مانند پرده و طاقچه‌پوش و سماور و اسباب چای و ظروف چینی و خلاصه یک دستگاه اسباب زندگی تمام عیار، در خوانچه ها‌ئی که کف آن ها پارچه ی سفید انداخته و مقداری نقل در آن پاشیده بودند، می گذاشتند و دسته ی موزیک و نقاره از جلو و خوانچه ها از دنبال و قاطرها از عقب به راه افتاده به خانه ی داماد می آمد. همراه جهاز، شخص متعینی از نوکرهای خانه ی عروس می آمد و صورت جهاز را به همان ترتیبی که در خوانچه ها چیده شده بود، همراه داشت که تحویل داده، یکی از بستگان داماد رسید می گرفت. از عقب چند نفر خدمتکار با جارو و لوازم تنظیف می آمدند و ناحیه ای که خانه ی داماد متعلق به عروس بود، فرش و لوازم خانگی را پهن کرده حجله ی عروس را می آراستند. زیادی عده ی خوانچه ها و قاطرها و قیمتی بودن اثاثیه، طرف تئجه تماشاچی ها واقع می گردید. گاهی عده ی خوانچه ها به صد و دویست و عده ی قاطرها به بیست و سی می رسید. اکثریت تماشاچی ها از جنس لطیف بودند که بعد از مراجعت از این تماشا با حافضه ی عجیبی تمام جرئیات جهاز را برای آنها که به این فیض نرسیده و از تماشا محروم مانده بودند، نقل می کردند. در خانه ی داماد گذشته از شربت و شرینی، خلعتی به تحویل دهنده و انعامی به خوانچه کشها و قاطرچی ها داده می شد. به علاوه نقل ها و پارچه سفید کف هر خوانچه مال حامل آن بود.

البته مرتب بودن این جهاز و جور کردن این همه اسباب از روی سلیقه و این که چه دسته از آن ها جلوتر و کدام عقب تر باید راه بیفتد و هر دسته باید به چه ترتیب در خوانچه ها چیده شود که جالب توجه باشد، هنر خاصی لازم داشت. خانم هائی که دخترهای دم بخت داشتند به تماشا می آمدند تا ضمن تماشا تجربه و تمرینی هم برای جهازگیری تحصیل کرده باشند.

خانواده هایی که اهل تظاهر بودند، روز بعد از عروسی هم مجلسی به اسم پاتختی می گرفتند و مطرب هم برای این روز خبر می کردند. بعد از نهار، عروس و داماد را به قدر نیم ساعتی روی صندلی می نشاندند، پدر و مادر داماد و خواهر و برادر و خانم هائی که از خانواده به داماد و پدر محرم بودند، در این مجلس هریک به قدر توانائی رقص هم کرده و پای‌کوبی و دست ‌افشانی می نمودند. در این روز از خانه عروس کاچی و قیقناق  برای عروس و داماد می آوردند. فرستادن این دو غذا برای عروس و داماد شاید از مراسم ایلاتی و با ترک ها و قاجاریه به ایران آمده باشد.


 

عروس و داماد باید تا سه روز آفتابی نشوند و اگر برای حاجتی ناگزیر باشد از حجله خارج شوند، باید موقعی را انتخاب کنند که کسی در حیاط نباشد. برای عروس و داماد که هیچ همدیگر را ندیده بودند، لازم بود که در این یک هفته یا سه روز از نزدیک به اخلاق همدیگر آشنا شوند. تصدیع آن ها در حجله به هیچ وجه جائز نبود و آن ها هم نباید کسی را ولو از محارم نزدیک خود بطلبند.

معهذا باید داماد صبح بعد از عروسی با مادر زن خود که البته تا این وقت او را ندیده بود، ملاقاتی بکند. این ملاقات برای اظهار رضایت از عروس بود و رسم بود که مادر زن هدیه ای از قبیل ساعت و زنجیر طلا یا انگشتر و از این قبیل چیزها به داماد خود بدهد، تا ضمناً تشکری هم از داماد به عمل آورده باشد.

عروس تا چهل روز نباید به خانه ی پدرش برود. این رسم برای قطع علاقه از خانه ی پدری و انس به خانه شوهر و به الاختصاص انحصار توجه او به داماد لازم بود. بعد از چهل روز مادر عروس رسماً دختر خود را پاگشا می کرد. در این ضیافت مادر شوهر و خواهر شوهرها و بستگان داماد و قوم و خویش های عروس و داماد باید شرکت کنند. بعد از این پاگشا بود که عروس می توانست آزادانه البته با اجازه مادر شوهر، به خانه پدر و سایر اهالی برود و زندگی او بالمره عادی شود.

ادامه دارد

تهیه کننده: عاطفه کریمی

جامعه شناسی ایران: جامعه شناسی مناسبات بین نسلی - تقی آزاد ارمکی



+ 1
مخالفم - 0
سرخط خبرها: