حقوق خبر
میرزاده ی عشقی

ادبیات سیاسی میرزاده ی عشقی

عشقی در استانبول از مباحث سیاسی و اجتماعی دارلفنون استانبول بهره‌یاب شد و در آنجا سرودن اپرای رستاخیز شهریاران ایران و کفن سیاه را شروع کرد. انگیزه سرودن این اپرا دیدار وی از ویرانه های کاخ مداین در اثنای سفرش به استانبول بود


 

حقوق نیوز - سید محمدرضا (رضا) میرزاده ی عشقی فرزند حاج سید ابوالقاسم کردستانی در 14 یا 15 تیر 1273 در همدان چشم به جهان گشود. تحصیلات اولیه را در مکتب‌خانه گذراند. سپس برای تحصیل زبان فارسی و فرانسه به مدارس الفت و آلیانس همدان رفت. او پیش از تکمیل تحصیلات خود در تجارتخانه یک نفر فرانسوی به کار مشغول شد و از این طریق زبان فرانسه را به نیکی یاد گرفت.

عشقی دوازده ساله بود که فرمان مشروطیت صادر شد و دو سال بعد محمدعلی شاه با به توپ بستن مجلس، استبداد صغیر را برقرار کرد. او در پانزده سالگی سفری به اصفهان کرد و سپس به تهران آمد تا به تحصیلات خود ادامه دهد اما سه ماه بعد به همدان بازگشت و این وقایع درست در زمان به سلطنت رسیدن احمدشاه بود. با اینکه پدرش بار دیگر او را از همدان به تهران فرستاد تا تحصیلات خود را ادامه دهد اما عشقی از تهران به رشت رفت و از آنجا عازم بندر انزلی شد و دوباره به تهران بازگشت. در زمان جنگ جهانی اول و مهاجرت آزادی خواهان به قم و سپس به کرمانشاه و تشکیل دولت ملی در کرمانشاه، عشقی در همدان روزنامه ای به نام عشقی راه انداخت و پس از سفری به کردستان همراه عده ای از آلمانی ها و پس از به هم خوردن دولت ملی کرمانشاه و مهاجرت شماری از ملیون به استانبول، در معیت آنها عازم استانبول شد. او در این زمان 21 سال داشت.

عشقی در استانبول از مباحث سیاسی و اجتماعی دارلفنون استانبول بهره‌یاب شد و در آنجا سرودن اپرای رستاخیز شهریاران ایران و کفن سیاه را شروع کرد. انگیزه سرودن این اپرا دیدار وی از ویرانه های کاخ مداین در اثنای سفرش به استانبول بود.

با پایان جنگ جهانی اول انگلیس در پی استحکام پایه های سیاسی خود در ایران بود و قرارداد 1919 را مطرح کرده بود. عشقی که به 25 سالگی رسیده بود، در صف مخالفان این قرارداد درآمد و چندی را در زندان گذراند. در زندان سرود

خوشا اطراف تهران و خوشا باغات شمرانش

خوشا شب های شمران و خوشا بزم مقیمانش

عشقی پس از آزادی از زندان عازم اصفهان شد و اپرای رستاخیز شهریاران ایران را در آنجا روی صحنه برد.

در این زمان کودتای سوم اسفند 1299 رخ داده بود و رضاخان می رفت تا تنها خط دهنده رویدادهای سیاسی ایران باشد. عشقی با تمام توان خود وارد میدان مبارزه شد و از مخالفان سرسخت رضاخان گردید.

عشقی در آخرین شماره روزنامه قرن بیستم داستان منظومی چاپ کرد با عنوان جمهوری سوار و مظهر جمهوری را مردی مسلح و پرهیبت تصویر کرد که در دست راست تفنگ و در دست چپ کیسه پول داشت و سایه اجنبی هم بر بالای سرش بود و روزنامه های طرفدار جمهوری هم دور او را گرفته بودند. این اشارات و کنایات بسیار صریح و روشن بود. از این رو شهربانی روزنامه را توقیف کرد و خود عشقی هم در 12 تیر ماه 1303 در خانه خویش در جنب دروازه دولت به دست دو تن هدف گلوله قرار گرفت و در بیمارستان شهربانی چشم از جهان فرو بست و جسد او را در گورستان ابن بابویه به خاک سپردند و بر سنگ مزارش نوشتند:

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند

روبه صفتان زشت خود را نکشند

گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز

مردار بود هرآنکه او را نکشند

بیشتر بخوانید:

علی‌اکبر دهخدا؛ زندگی و آثار وی

ایرج میرزا شاعر طنز سیاسی را بشناسید

تبلور فرهنگ سیاسی در شعر هوشنگ ابتهاج (سایه)

 

منبع: تجدد ادبی در دوره مشروطه - یعقوب آزند

پایگاه خبری حقوق نیوز



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: