حقوق خبر
سنت و تحول در موسیقی ایرانی

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت اول)

تا اواخر قرن سیزدهم دو دسته موسیقیدانان سنتی وجود داشتند: موسیقیدانان غیر حرفه یی، موسیقیدانان حرفه یی. موسیقیدانان حرفه یی که تعدادشان اندک بود، اساساً وابسته به شاه یا شاهزاده ای بودند و در محیط بسته ی دربار می زیستند


 

موسیقی در جامعه ی ایرانی

موسیقیدانان

تا اواخر قرن سیزدهم دو دسته موسیقیدانان سنتی وجود داشتند: موسیقیدانان غیر حرفه یی، موسیقیدانان حرفه یی. موسیقیدانان حرفه یی که تعدادشان اندک بود، اساساً وابسته به شاه یا شاهزاده ای بودند و در محیط بسته ی دربار می زیستند. آنان برای حامیان خود، و برای افراد سرشناسی که به دربار راه داشتند می نواختند. بدیهی است که آنان به همراه نوازندگان دیگر هم می نواختند اما بدون روادید حامی خود حق اجرای برنامه در حضور دیگران را نداشتند. بدین ترتیب شنوندگان موسیقی آنان، همچون شاگردانشان، عموماً از طبقه ی بالای اجتماع بودند، محیط آنان بسته بود و حامیان آنان گاه بسیار پر توقع. چنانکه در حکایتی از درویش خان آمده است که به دلیل نواختن در یک محفل خصوصی بدون اجازه ی حامی خود شعاع السلطنه، محکوم به قطع دست شد و رهایی خود را مدیون پناهندگی به سفارت انگلیس بود.

بیرون از این حلقه، موسیقیدانانی کمابیش غیرحرفه یی، بخصوص در شهرستانها زندگی می کردند. این عده هرچند که هنرمندانی کامل بودند، لیکن همچون موسیقیدانان دربار در جست و جو نام و افتخار نبودند. سطح اطلاع بعضی از این هنرمندان گمنام را نباید دستِ کم گرفت. موسیقیدانانی که جاه و مقام را انتخاب کرده بودند بدون شک با رواج کارشان و جه بیرونی موسیقی سنتی را پیشرفت داده بودند، اما عارفان یا دراویش گمنام موسیقی را، به ترتیبی نهانی تر همچون وسیله یی از برای تمرکز و مراقبه به کار می گرفتند یا برای عده ی کمی از مستمعان می نواختند، برای کسانی که مطمئناً راز درونی این هنر را حفظ می کردند. چنین موقعیتهایی در شرق بسیار دیده شده اند. حکایت اکبرشاه مغول که به لباس مبدل دراویش در می آمد تا به شنیدن موسیقی درویش پیری برود، بخوبی وضعیت موسیقی را در شرق نشان می دهد. این موسیقیدانان، هر چند به دور از زندگی دنیایی می زیسته اند بدون شک بر بعضی از هنرمندان نامدار تاثیر داشته اند. اغلب آنان دانشمند بودند و علم موسیقی را بهتر از نوازندگان حرفه یی می شناختند. گوبینو یکی از آنان را نام می برد« هنوز از ملا جواد خراسانی همچون ریاضیدانی برجسته یاد می کنند. او در اصفهان می زیست و تعداد معتنابهی هنرجو گرداگرد او بودند. او در علم موسیقی هم تبحر داشت. حتی شهرت داشت که تار(که نوعی ماندولین است) نیک می نوازد، اما از آنجا که مذهب این عمل را حرام می داند هرگز موسیقی او در حضور جمع شنیده نمی شد.» و بنابر نوشته ی خالقی ابوالقاسم شیرازی، مردی عجیب که صبحها استاد حکمت و شبها استاد رقص بود، تار و کمانچه می نواخت . بر مبنای رساله یی از عهد صفوی که در اختیار داشت، تعلیم رقص می داد!

موسیقی در جامعه ی ایرانی
 

بیرون از این حلقه، موسیقی به این سطح از لطافت و صفا و برگزیدگی نمی رسید و آن را می توان موسیقی مطربی در مقابل موسیقی علمی یا موسیقی سبک در مقابل موسیقی سنگین انگاشت؛ دستگاهها و گوشه های این دو موسیقی تقریباً شبیه هستند، اما موسیقی سبک، ساده تر و عملی تر و سرگرم کننده تر است. مطربها هم به موازات موسیقی علمی، آیین و سنتی داشتند و یک گروه حرفه یی مرکب از رقاصگان و زنان تشکیل می دادند و به همراه آنان در برنامه های عمومی یا خصوصی شرکت می کردند. در شبهای نوشخواری و عیاسی رسم بود که یک گروه مطرب می آوردند و همچنین رقاصگان یا رقاصانی با لباس مبدل زنانه. در زمان حکومت فتحعلی شاه و محمدشاه (قاجار) دو گروه از رقاصگان که هر گروه حدود پنجاه عضو داشت در حرم سکونت داشتند، یکی از دو گروه را زنی ارمنی و دیگری را زنی یهودی رهبری می کرد و در ییلاق و قشلاق معمول شاه و حرمش او را همراهی می کردند. بجز این گروه که عمله ی طرب خوانده می شد، گروه دیگری از نوازندگان وجود داشتند، که در مراسم تشریفاتی دربار می نواختند. آنان اجرت ثابتی دریافت می کردند و موسوم به عمله طرب خاص بودند. آنان اجازه داشتند که در حضور شاه بنشینند، که این امر افتخار بزرگی به حساب می آمد. اغلب تکنوازان جزو این دسته ی اخیر بودند. حتی گروه های موسیقی موسوم به مطرب هم بدون ارتباط با قدرتهای سیاسی نبودند، که این قدرتها اساساً در دربار متمرکز بودند. یکی از خدمتگزاران شاه، نایب رئیس موسیقی نظامی، بر آنان ریاست داشت و به شکایت آنان رسیدگی می کرد و سهمیه یی از درآمد آنان را برای خود می گرفت. بدون اجازه ی او هیچ گروه جدیدی نمی توانست در پایتخت مقیم شود. و از آنجا که گروه موسیقی نظامی همیشه دعوت می شد تا در فرصتهای گوناگون برنامه اجرا کند، نایب موسیقی می توانست در جریان دعوتها و جشنها قرار گیرد. بنابراین به محض این که فرصتی پیش می آمد(مراسم ازدواج) مطربها یکی پس از دیگری در خانه ی ثروتمندان می رفتند و خود را معرفی می کردند.

موسیقی در جامعه ی ایرانی
 

یقیناً هیچ یک از این دو گروه موسیقی سبک و سنگین کاملاً بسته و محدود نبود و موسیقی از یکی به دیگری متحول می شد؛ رقاصگان قفقازی و مطربهای یهودی احتمالاً مقامها و رِنگهایی آورده بودند که در ردیف موسیقی علمی وارد شده بودند، و همچنین بعضی از مطربها، همچون اسماعیل خان، استاد موسیقی سنتی شدند. به جز این دو دسته، باید از روضه خوانان نام برد، و گاه خوانندگان مذهبی، همچنین مداحان و بخصوص خوانندگان تعزیه که در مدارس سلطنتی تعلیم می دیدند. لکن در میان مردم، نواختن آلات موسیقی چندان شایع نبود و نوازندگان و همچنین سازندگان و فروشندگان آلات موسیقی اساساً یهودی یا ارمنی بودند.

بیشتر بخوانید:

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت دوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت سوم)

 

منبع: سنت و تحول در موسیقی ایرانی - ژان دورینگ

تهیه کننده: عاطفه کریمی

پایگاه خبری حقوق نیوز

 



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: