حقوق خبر
سنت و تحول در موسیقی ایرانی

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت دوم)

هرچند که فرق میان موسیقی ایرانی و موسیقی غربی را همگان تمیز می دهند، لیکن فقط افراد با فرهنگ هستند که فرق انواع موسیقی علمی، شاد و موسیقی محلی را می فهمند. برای مردم عادی هیچ تفاوت و تمایز یا رده بندی یی میان انواع موسیقی وجود ندارد، حتی نخبگان اغلب سبکهای سنتی – علمی و مطربی – علمی را مخلوط می کنند

موسیقی در جامعه ی ایرانی
 

موسیقی در جامعه ی ایرانی

موسیقی و فرهنگ

هرچند که در دوره ی فتحعلی شاه موسیقی و نوازندگان هنوز بسیار تحقیر می شدند، اما حضور شخصیتهای برجسته یی همچون علی اکبر فراهانی بر صحنه، در بالا بردن شأن نوازندگان سهمی بسزا داشت. بعضی از آنان ندیم ناصرالدین شاه شدند و او را در تمام سفرهایش، حتی به فرانسه همراهی کردند. در این دوره تنها افراد اندکی از سطح بالای اجتماعی موسیقی علمی می آموختند. با نوگرایی و نوین سازی جامعه، محدودیت طبقاتی در میان نوازندگان از میان رفت، نواختن موسیقی عاملی از فرهنگ عمومی شد و دیگر هدف تحقیر منورالفکران واقع نمی شد. بدین ترتیب موسیقی اندکی مردمی شد و به طبقه ی متوسط راه یافت، بی آنکه اجرا کنندگان آن از نظر حرفه یی در رده ی مطربها قرار گیرند.

در حال حاضر موسیقیدانان علمی اساساً از طبقه سوداسالار (بورژوا) برخاسته اند و افرادی تحصیل کرده هستند. نوازندگان مسن تر عموماً با فرهنگ هستند، و اغلب تحصیلات عالیه کرده اند. به هر حال یک نوازنده از هر طبقه و ریشه یی که برخاسته باشد، فقط در صورتی به موسیقی علمی دست می یابد که حداقلی از فرهنگ عمومی داشته باشد، با وجود این، هیچ تجزیه و تفکیکی وجود ندارد و یک روستایی بی سواد هم اگر مستعد باشد می تواند به حیطه ی موسیقی سنتی وارد شود. با این همه معلوم نیست به چه دلیل اغلب نوازندگان خود را در سطح مطربی یا موسیقی محلی نگاه می دارند.

موسیقی در جامعه ایرانی
 

از سوی دیگر، همه ی افراد با فرهنگ بر موسیقی قدر نمی گذارند و آن ارجی را که بر شعر یا نقاشی می نهند، بر موسیقی سنتی نمی نهند. نِتِل خاطر نشان می کند که بعضی از افراد با فرهنگ و بخصوص فرهنگ پذیرفته به موسیقی شرقی علاقه یی ندارند و جمعی از آنان صرفاً مجذوب موسیقی غربی هستند. بنابر نظر این نویسنده هیچ فرد با فرهنگی به طور اخص به موسیقی محلی کشور خود علاقه مند نیست، اما این وضعیت از آن زمان تا حال بسیار متحول شده است. به طور کلی افراد مسن موسیقی سنتی را بیشتر دوست می دارند تا جوانان که بیشتر به موسیقی غربی، بخصوص موسیقی بین المللی(پاپ، جاز و غیره) علاقه مندند. مع هذا وقتی برای خود می خوانند، چه پیر و جه جوان فقط با حال و هوای ایرانی، با حالات و اثرات آوایی مختص به موسیقی ایرانی می خوانند.

موسیقی در جامعه ایرانی
 

هرچند که فرق میان موسیقی ایرانی و موسیقی غربی را همگان تمیز می دهند، لیکن فقط افراد با فرهنگ هستند که فرق انواع موسیقی علمی، شاد و موسیقی محلی را می فهمند. برای مردم عادی هیچ تفاوت و تمایز یا رده بندی یی میان انواع موسیقی وجود ندارد، حتی نخبگان اغلب سبکهای سنتی – علمی و مطربی – علمی را مخلوط می کنند. عاشقان موسیقی ایرانی نسبت به انواع دیگر موسیقی شرقی از آن برداشتی پر معنی دارند. آنان و کمابیش تمام موسیقیدانان ایرانی، موسیقی عربی را کاملاً رد می کنند، حال آن که موسیقی شناسان غربی، موسیقی عربی را بسیار نزدیک به موسیقی ایرانی می دانند. این برداشت نوازندگان و عاشقان موسیقی ایرانی به تعصب موروثی پارسیان در مقابل هر آنچه عربی است، بر می گردد و ربطی به عدم توافق واقعی میان این دو موسیقی ندارد. ما گمان داشتیم که عکس آن نیز صادق باشد، اما برخلاف تصور ما اعراب به موسیقی ایرانی ارج می نهند. ایرانیان به ترتیبی سطحی و ظاهری ترجیح می دهند که موسیقی خود را مرتبط با موسیقی هندی اعلام کنند، حال آن که به زعم ما ارتباط موسیقی ایرانی با موسیقی هندی بسیار کمتر از ارتباط آن با موسیقی عربی است، با وجود این که در چند قرن پیش ارتباط فرهنگی میان امپراتوری مغولان و ایران بسیار شکوفا بوده و رقاصگان و نوازندگان درباری هند به ایران فرستاده می شدند.

بیشتر بخوانید:

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت اول)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت سوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت چهارم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت پنجم)

 

منبع: سنت و تحول در موسیقی ایرانی - ژان دورینگ

تهیه کننده: عاطفه کریمی

پایگاه خبری حقوق نیوز

 

 



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: