حقوق خبر
آرامش و سلامت روح و جسم

تاثیر درون به بیرون و بیرون بر درون!

« وقتی سعی می کنیم چیزی را به تنهایی انتخاب کنیم و بر داریم، در می یابیم که آن یک چیز به کل هستی دوخته شده است!» - جان مویر


 

اما در مورد آدم هایی که خون شما را به جوش می آورند ...

این راه را نیز امتحان کنید. هر وقت که درگیر بحث و جدالی شدید یا با رئیس تان، شوهرتان یا همسایه تان مشکلی پیدا کردید، کنار بکشید. به گوشه دنجی بروید و چند لحظه ای با خود خلوت کنید. چند نفس عمیق بکشید و آرام باشید. احساس کنید که آن ها را پذیرفته اید. در تجسم خود به هر شیوه و روش ابتکاری که دوست دارید، عشق و محبت تان را نثار آن ها کنید. اگر فکر می کنید که این شیوه اساسی و جدید است، هر چند کمی تندروی دارد، حتما آن را امتحان کنید. تلاش نکنید که تنها برای درک این شیوه آن را به کار ببرید، بلکه سعی کنید جز برنامه زندگی تان قرار بگیرد. بسیاری از افراد همین کار را می کنند. احتمالا شما نیز از دیدن نتایج آن متعجب خواهید شد و انگشت به دهان خواهید ماند.

هر روز صبح با این قصد از خواب بیدار شوید که آن روز را در توازن و آرامش به پایان ببرید. بعضی روزها این نیت تا پایان روز که دوباره به بستر می روید، با شما می ماند، اما بعضی روزها نیز تنها تا پایان صبحانه چنین احساسی خواهید داشت. اگر رسیدن به آرامش خیال هدف هر روزه ی شما باشد، آنگاه می بینید که روز به روز بهتر و بهتر می شوید.

به خود زنگ تفریح بدهید!

آیا تا به حال متوجه شده اید که گاهی تمام روز را در حال پیاده روی در جنگلی بی انتها بوده اید یا به کوهنوردی رفته اید، و شب که می شود هنوز هم شور و انرژی دارید، اما گاهی با یک گشت چند ساعته در فروشگاهی بزرگ آن قدر خسته و کوفته می شوید که گویی تریلی شما را زیر گرفته است؟

تمام اجسام پیرامون ما ارتعاشات ویژه خود را دارند. فرق نمی کند که از چه جنسی باشند، چه درخت، چه پلاستیک یا پلی استر یا سیمان یا هر چیز دیگر، ما این ارتعاشات را جذب می کنیم. ارتعاشات جنگل ها و باغ ها اثر شفابخشی دارد، آن ها انرژی های از دست رفته ما را دوباره بر می گردانند. فروشگاه های بزرگ که از سنگ و سیمان ساخته شده اند و پارکینگ های اتومبیل، ارتعاشات متفاوتی دارند، آن ها توان و رمق ما را می گیرند و ما را می خشکانند. کلیساها، مساجد و معابد دارای ارتعاشات تعالی بخش و تزکیه کننده هستند. حال آن که رستوران های کثیف و پر از مگس با رومیزی های پلاستیکی لکه دار مکان هایی هستند که انرژی ما را می مکند. قهوه خانه ها و کافه های پر از دود و کازینوها نیز جاهایی با حداقل انرژی هستند که نه تنها انرژی مثبتی به شما نمی دهند بلکه شما را از روحیه سر زندگی و نشاط نیز تهی می کنند.

لازم نیست که حتما از نبوغ بسیاری برخوردار باشید تا بفهمید که حتی کوچک ترین اشیا محیط پیرامون شما نیز روی سلامتی جسمی، روحی و احساسی شما تاثیر می گذارند. زمانی که انرژی های مثبت درون تان در حد اعلاء باشد، در برابر انواع بیماری ها یا آدم های بد رفتار اطراف تان مقاوم هستید. اما وقتی که انرژی شما کم باشد، برای ابتلا به انواع بیماری ها و نگرانی ها آماده خواهید بود.

حواستان باشد که جسم تان را به چه جاهایی می برید. اگر گاهی از گرسنگی ضعف کنید بهتر از این است که به بعضی رستوران ها بروید. گاهی بهتر است در اتاق کوچک خانه خود بخوابید تا اینکه به هتلی بروید که... . با شش دانگ حواس خود مراقب خود باشید و به نوای درون تان اطمینان داشته باشید. از جاهایی که انرژی شما را می مکند، بر حذر باشید. وقتی به جایی می روید که از بودن در آن احساس خوبی ندارید، معطل نکنید، راهتان را بگیرید و بیرون بیایید!

 


 

فرصتی برای خود

حرف تازه ای نیست اگر بگویم که در فرهنگ های مختلف سراسر دنیا، کنار گذاشتن فرصت و خلوتی برای خود، رسم و سنتی دیرینه است. حتی در اعصار دور نیز ، گاهی نوجوان سرخپوست آمریکایی یا بیابانگرد آفریقایی از قبیله اش فاصله می گرفت و به بلندی کوهی یا اعماق جنگلی پناه می برد تا در خلوت خود، هدف زندگیش را کشف کند.

آموزگاران بزرگ بشریت هم چون مسیح، بودا و حضرت محمد نیز در خلوت خود به وحی و الهام رسیدند و به معراج رفتند، بعد از آن ها نیز پیروان شان ومیلیون ها عارف و سالک و راهب که قدم در راه آن ها نهادند، به همین ترتیب به اوج درجات تعالی و تزکیه دست پیدا کردند. هر کدام از ما نیاز به مکان مقدسی داریم، جایی که تلفن مدام زنگ نزند، جایی فارغ از همهمه ی روزنامه ها و تیک تیک ساعت ها، جایی که بتوانیم بدون نگرانی از خالی بودن حساب بانکی خود، تنها با خود خلوت کنیم. چنین جایی می تواند گوشه ای از اتاق خواب مان باشد، یا تکه ای از باغچه حیات مان یا زیر درختی در جنگل، جایی برای تفکر و تعمق و رشد خلاقیت های ما.

« وقتی سعی می کنیم چیزی را به تنهایی انتخاب کنیم و بر داریم، در می یابیم که آن یک چیز به کل هستی دوخته شده است!» - جان مویر

از حدود قرن هفده، نظریه نیوتن در کل دنیا پذیرفته شده و به کار می رود. نیوتن معتقد بود که اگر بخواهید به ماهیت واقعیت چیزی پی ببرید، باید آن را به اجزایش تجزیه کنید، سپس اجزا را مورد بررسی قرار دهید و اگر باز هم نتوانستید سر در بیاورید آن را به اجزای کوچکتر تبدیل کنید، از مولکول به اتم و الکترون و ذرات بنیادی و بوزون ها و ... تا به اصل آن دست یابید. ولی آیا واقعا می توان این شیوه را در همه موارد به کاربرد و پی به واقعیت هستی برد؟

برای مثال یکی از شعرهای وردزورث را بردارید و به حروف اضافه و ضمیر و کلمات تجزیه کنید. سپس حروف هر کلمه را جدا جدا کنید و مورد بررسی قرار دهید. آیا چیز بیش تری از آن شعر دستگیرتان می شود؟ آیا با تجزیه و تبدیل تابلوی مونالیزا به فطرت رنگ می توان به معنای واقعی و دقیق آن رسید؟

علم، شگفتی های بسیاری را پیش چشم ما به نمایش گذارده، اما این تنها یک روی سکه است. در علم همه چیز شکافته و تشریح می شود. کار عقل، حلاجی و موشکافی اجزا است، اما دل در پیوند دنیا می کوشد.

همواره سوالاتی وجود دارند که دانش و هوش بشری قادر به پاسخگویی آن ها نیست. وقتی به تجزیه و تحلیل دوست تان بپردازید از زیبایی های او غافل می مانید. اگر قصد موشکافی و حلاجی دنیا را داشته باشید، خود را از آن جدا کرده اید. اما زمانی که نیت شما همدلی و یاری باشد، پنجره عظیمی از زیبایی ها به روی تان گشوده می شود و با هستی احساس نزدیکی بیش تری می کنید! همه عناصر گیتی با هم در ارتباط هستند. هر چه بیش تر سعی در شکستن این پیوند ها کنید، بیش تر از جنبه های اساسی و فطری باز می مانیم.

متضاد کلمه ی « تجزیه» واژه زیبای « ترکیب و پیوند» است. سلامت انسان در گرو آن است که همه چیز را به طور کلی و در پیوند با عالم هستی ببیند و بشریت را در پیوند با یکدیگر.

 

تهیه کننده: شیوا ترابی

آخرین راز شاد زیستن! - اندرومتیوس

پایگاه خبری حقوق نیوز

 

بیشتر بخوانید:

چرا آرامش؟! چرا مدیتیشن؟!

چگونه به آرامش خیال برسیم؟

چرا باید یاد بگیریم که اندیشه هایمان را کنترل کنیم؟!

اگر این مسئله نیز حل می شد، حتما خوشبخت می شدم!

زیستن در لحظه ی حال



+ 1
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: