حقوق خبر

هوش کارآفرینی (قسمت دوم)

هوش کارآفرینی مجموعه ای از مهارت های نرم و ذهنی است که کارآفرینان می توانند آن ها را یاد گرفته و در خود نهادینه کنند، یعنی تبدیل به یک عادت کنند تا بتوانند در مسیر سخت کارآفرینی با کمک آن توانمندی ها بر موانع فائق آیند.


 

هوش کارآفرینی چیست؟

هوش کارآفرینی یعنی ...

با تعاریفی که از هوش و کارآفرینی داشتیم، اکنون می توانیم تعریفی کامل و واضح از هوش کارآفرینی ارائه کنیم.

هوش کارآفرینی مجموع های از مهارت های نرم و ذهنی است که کارآفرینان می توانند آن ها را یاد گرفته و در خود نهادینه کنند، یعنی تبدیل به یک عادت کنند تا بتوانند درمسیر سخت کارآفرینی با کمک آن توانمندی ها بر موانع فائق آیند.

هوش کارآفرینی می تواند در هر فردی ایجاد شود. هر فردی که تمایل داشته باشد وارد دنیای کارآفرینی شود می تواند آن را فرا بگیرد. هوش کارآفرینی چیزی است که باید با تمرین و ممارست در فرد تبدیل به یک عادت شود.

هوش کارآفرینی باعث تغییر سبک زندگی انسان معمولی به یک انسان کارآفرین می شود. هوش کارآفرینی باعث رشد و ارتقاء سطح زندگی افرادی است که دوست دارند زندگی متفاوتی نسبت به گذشته خود داشته باشند.

در ادامه به این خواهیم پرداخت که حوزه های هوش کارآفرینی چیست و چرا باید فراگرفته شود و به این خواهیم پرداخت که اگر هوش کارآفرینی وجود نداشته باشد چه عواقب و معضلاتی را برای کسب وکارتان به وجود خواهد آورد.

حوزه های هوش کارآفرینی

هوش کارآفرینی شامل چهار حوزه مهارتی زیر است:

1.  مهارت های فردی
2.  مهارت های ارتباطی
3.  مهارت های تیمی
4.  مهارت های عمومی

هر کدام از این حوزه ها شامل تعدادی از مهارت هایی است که باعث میشوند کارآفرینان بتوانند ارتباطات مؤثرتری با دیگران برقرار کنند و به موفقیت های بیشتری دست یابند.

 


 

هوش کارآفرینی چرا مهمه؟

عامل شکست کسب وکارها

تا کنون به یک بررسی مختصر درباره هوش کارآفرینی پرداختیم. گفتیم که هوش کارآفرینی چیست و شامل چه حوزه هایی است. در ادامه به این خواهیم پرداخت که هوش کارآفرینی چرا این قدر از دیدگاه من مهم است و چرا کارآفرینان باید آن را فرا بگیرند.

من اعتقاد دارم که 80 درصد شکست کسب وکارها به دلیل نبود مهارت های نرم در کارآفرینان و حتی کارکنان کسب وکارها است. این عدد شاید یک مقدار اغراق آمیز باشد، ولی اگر کمی موشکافانه تر آن را بررسی کنیم، می بینیم که حرف گزافی هم نخواهد بود.

به نظر من "تنها عامل شکست و یا موفقیت یک کسب وکار، ما انسان ها هستیم!". اگر بخواهم بیشتر توضیح بدهم، باید بگویم که اگر توجه داشته باشید و کسب وکارهای شکست خورده را بررسی کنید می بینید که انتهای همه شکست ها به اقدامات افرادی بر می گردد که نتوانسته اند به درستی اقدام کنند. در واقع تصمیم های آن ها و شاید برخی از رفتارها و تفکرات آ نها باعث شده که آن کسب وکار به شکست منتهی شود.

شاید بگویید پس نقش محیط و شرایط اقتصادی در شکست کسب وکارها چیست. درست است این عوامل هم باعث شکست یک کسب وکار خواهد شد، ولی وقتی یک تیم و مدیری که آن را هدایت می کند دارای مهارت هایی باشند که بتوانند از بحران عبور کنند دلیلی برای شکست باقی نخواهد ماند.

مهم است که بتوانیم با مدیریت خودمان، تصمیماتی اخذ و اقداماتی انجام دهیم که نگذاریم شرایط محیطی و بیرونی تأثیری بر روند کسب وکار ما داشته باشد.

در ادامه برخی از موارد که بیشترین دلایل شکست یک کسب وکار را دارد بررسی خواهیم کرد و خواهیم گفت که چرا این عوامل می توانند جلوی پیشرفت کسب وکار ما را بگیرند.

البته این موارد تنها بخشی از دلایل مهمی است که بر لزوم یادگیری هوش کارآفرینی تأکید دارد، قطعاً موارد بیشتری را می توان با تحقیق و مطالعه بیشتر مورد تحلیل قرار داد.

عدم توجه به توانمندی ها

مدتی قبل مشاور های در زمینه مدیریت استارتاپ با یکی از علاقه مندان و فعالان این حوزه داشتم. استارتاپی که به تازگی شروع به کار کرده بود و در زمینه مواد غذایی قصد فعالیت داشت.

طی صحبتی که با این دوست عزیز داشتم متوجه شدم که افرادی که در تیم او کار می کنند افراد بسیار توانمندی هستند، اما به نظر می آمد که برخی از آن ها در محل مناسبی چیدمان نشده بودند. یعنی توجهی به علاقه مندی های آن ها و توانمندی های آن ها نشده بود. که با پیشنهادی که به او دادم تغییراتی در سیستم خود ایجاد کرد که نتایج خوبی هم به دست آورد.

یکی از دلایل شکست کسب وکارها این است که افراد را در جایگاه های شغلی قرار می دهند که هیچ تناسبی با آن جایگاه ندارند. حتی بسیاری از کارکنان خودشان هم نمی دانند که چه توانمندی هایی دارند و چه جایگاه شغلی برایشان مناسب است.

با کمی تحقیق و بررسی در کسب وکارهایی که با مشکل روبرو هستند، می توان دریافت که کارکنان در جایگاهی قرار می گیرند که از نظر توانمندی های روحی و حتیجسمی هیچ تناسبی با جایگاه شغلی ندارند.

همین موضوع به ظاهر ساده که به طور حتم بسیاری از مدیران و کارکنان کم آگاه توجهی به آن ندارند، باعث می گردد که کم کم آن کسب و کار رو به ضعف رفته و شکست بخورند.

عدم تصمیم گیری های درست

احتمالاً شما هم در هر جایگاهی که اکنون هستید درگیر اخذ تصمیم های بسیار مهم بوده اید. تصمیماتی که می توانند تأثیر مستقیمی بر روند کیفیت زندگی و کارتان داشته باشد.

حال تصور کنید که نتوانید به درستی تصمیم بگیرید، قطعاً دچار بحران هایی می شوید که می تواند تأثیر منفی در زندگی تان داشته باشد.

بسیاری از مشکلات به وجود آمده در کسب وکارها ناشی از عدم تصمیم گیری های درستی است که کارآفرینان و مدیران دارند.

تصمیم گیری درست یک کارآفرین در کسب و کار مانند تصمیم گیری یک خلبان است هنگام هدایت هواپیما، دقیقاً با همان دقت و اهمیت.

هنگام تصمیم گیری باید به گونه ای عمل کنید که بهترین دستاورد را برای کسب وکارتان داشته باشید. بی شک تصمیمات شما به عنوان کارآفرین و مدیر به غیراز زندگی خودتان، بر زندگی افرادی که تحت هدایت شما هستند تأثیر مستقیمی خواهد داشت.

عدم ابتکار عمل

کارآفرینی که ابتکار عمل نداشته باشد و نتواند در کسب و کارش تحول ایجاد کند، مانند فوتبالیستی است که به عنوان فرد حمله کننده (فوروارد) در یک تیم حضور دارد ولی تاکنون نتوانسته گلی بزند.

تصور کنید فوروارد یک تیم بی رمق، بی انگیزه و بی تحرک باشد! آیا می توان روی این چنین فردی حساب باز کرد؟ قطعاً خیر.

فرد کارآفرینی هم که نتواند ابتکار عمل داشته باشد و حتی نتواند کارکنان خود را تشویق به داشتن ابتکار عمل کند، موجبات از بین رفتن کسب وکارش را فراهم ساخته است.

ابتکار عمل باعث می شود که هم کارآفرین و هم کارکنان به دنبال این باشند که بتوانند موفقیت های بیشتری را برای خودشان و هم تیمی هایشان ایجاد نمایند. ابتکار عمل روح و جان کسب وکار است و اگر نباشد م یتواند دچار مرگ کسب وکار شود.

عدم خلاقیت و نوآوری

از وقتی من یادم می آید برند ریکا همان شکلی است که اکنون هم هست. اینکه بخواهیم حس نوستالژی را برای مشتریان و کاربران برند خود فعال کنیم نکته بازاریابی خوبی است. ولی شاید این تصور را هم ایجاد کند که هیچ خلاقیتی در این برند وجود ندارد.

حتی شاید باعث شود که مشتریان فکر کنند که کیفیت محصول از ابتدا همانی است که بوده و اصلاً ارتقاء سطح کیفی نداشته است. حالا شما هرچقدر هم که تبلیغ کنید باز همانی است که مشتریان فکر می کنند!

اگر در فروشگاه های بزرگ به سراغ قفسه مواد شوینده بروید، احتمال اینکه برند ریکا را آنجا بیابید بسیار کم است. زیرا استنباط من این است که برند ریکا به خاطر عدم خلاقیت در بسته بندی نتوانسته نظر مشتریان را به خود جلب نماید.

کسب وکارهایی که در آن خلاقیت وجود نداشته باشد دقیقاً مانند مردابی است راکت و بدون تحرک، کسل کننده برای کارکنان و مشتریان. همین موضوع گامی است در جهت پیش رفتن به سمت فروپاشی کسب وکار.

عدم ارتباط مؤثر با دیگران

کسب وکار یعنی ارتباطات و کارآفرینی که نتواند ارتباط مؤثری با دنیای درون و دنیای بیرون کسب وکار خود برقرار کند باز هم محکوم به شکست است.

دنیای درون همان محیط داخلی کسب و کارتان است. یعنی ارتباط برقرار کردن با اعضای تیم و کارکنانتان و اگر این ارتباط به صورت مؤثر نباشد بی شک همه چیز به هم می ریزد و شما از مسیر موفقیت دور خواهید شد.

دنیای بیرون هم افرادی هستند که باید با آن ها ارتباط داشته باشید. افرادی مانند سرمایه گذاران، تأمین کنندگان و مشتریان. از زمان ایده پردازی و تولید محصول و عرضه آن، شما باید تماماً با دیگران ارتباط برقرار کنید و از نظر آن ها مطلع شوید.

ارتباط مؤثر یعنی اینکه بتوانید به گونه ای با مردم ارتباط برقرار کنید که پذیرای کلام شما شوند. یعنی بتوانید تعارضات را مدیریت کنید، یعنی بتوانید با آنها مذاکره کنید، یعنی بتوانید کنار همکارانتان حضور داشته باشید بدون اینکه ترسی از شما داشته باشند.

حال تصور کنید که نتوانید این ارتباطات را برقرار کنید. تجسمش هم سخت است که منزوی باشید و نتوانید افراد را جذب خود و توانمندی هایتان کنید. هرچقدر هم که توانمند باشید و نتوانید ارتباط مؤثر برقرار کنید، شکست خواهید خورد.

عدم هدف گذاری هوشمندانه

اگر ندانید به کجا می خواهید بروید، چگونه می توانید مسیر را پیدا کنید؟ اگر مسیر را نیابید چگونه می توانید موفق شوید؟

هدف گذاری یعنی اینکه بدانید به کجا می خواهید برسید و عدم هدف گذاری یعنی اینکه اصلاً نم یدانید کجا هستید!

شاید خنده دار باشد که بگویم کارآفرینان و کسب وکارهایی که دچار عدم هدف گذاری هستند محکوم به شکست هستند، زیرا خودشان می خواهند که شکست بخورند. ولی واقعیتی است که باید آن را بپذیریم.

شاید کارآفرینانی که کار را شروع کرده اند بدانند دنبال چه هدفی آمده اند، ولی شاید ندانند که هر لحظه امکان دارد از مسیر خارج شوند و به هدف خودشان نرسند.

عدم برقراری ارتباط با دیگران

شاید بپرسید عدم برقراری ارتباط با دیگران با عدم ارتباط مؤثر با دیگران چه فرقی دارد؟ سؤالتان کاملاً درست است. برقراری ارتباط و ارتباط مؤثر تقریباً در یک راستا هستند ولی کمی با یکدیگر متفاوت هستند.

برقراری ارتباط با دیگران این معنی را دارد که فردی بتواند با فردی دیگر گفتگو کند و بتواند با او تعامل داشته باشد. چه گفتگو با کارمند خود باشید چه با مشتری.

ارتباط با دیگران یک مرحله قبل تر از ارتباط مؤثر است. در واقع فرد باید بتواند ابتدا گفتگوی خود را با او شروع کند و بعد با او ارتباطی مؤثر برقرار کند. کارآفرینانی که نتوانند با دیگران گفتگو کنند نمی توانند در مسیر موفقیت قدم بگذارند.

عدم توانایی ارائه خود به دیگران

کارآفرینان باید بتوانند خود را عرضه کنند. مشتریان اول کارآفرینان را می خرند و بعد محصولات آن ها را، زیرا اعتقاد دارند: "از کوزه همان تراود که در اوست!"

کارآفرینان بی شک در مجامعی حضور خواهند داشت که نیاز دارند خود را به دیگران عرضه کنند. آن ها نیاز دارند که برای جمعی سخنرانی کنند و آن ها را متقاعد کنند که باید محصول آ نها را خریداری کنند.

آن ها باید بتوانند به واسطه مهارت های کلامی و غیرکلامی، توانمندی های خود و کسب وکارشان را به دیگران عرضه کنند. و با برقراری ارتباط مؤثر با آن ها دستاوردهای منتج به موفقیت را جلب نمایند.

به واسطه شغلم، مشاوره های زیادی با برخی کارآفرینان دارم. در میان این کارآفرینان، افرادی حضور دارند که اعتماد به نفس و توانمندی های بسیار زیادی دارند، ولی متأسفانه نمی توانند آن را در مجامع عمومی مربوط به کسب و کارشان ارائه کنند. به همین خاطر سرخورده و ناراحت هستند، زیرا نمی توانند از این امتیاز بزرگ استفاده کنند و پیشرفت کنند.

یک اشتباه بزرگ در کارآفرینی

یکی از بزرگ ترین اشتباهات در کارآفرینی این است که چشم و گوش بسته باشید! بله درست خواندید. چشم و گوش بسته، البته به صورت اختیاری!

برخی از کارآفرینان متأسفانه چشم و گوش خود را بسته اند و دوست ندارند بدانند که دلایل عدم موفقیت هایشان چه چیزهایی است.

برخی کارآفرینان هم فکر می کنند چه دلیلی دارد که به این موارد باید توجهی داشته باشند. کسب وکارشان در حال فعالیت است، تولیداتشان فروخته می شود و سود محصولات هم که بد نیست. پس چرا باید توجه کنند؟

اگر به بطن کسب و کار آن ها بروید احتمالاً مواردی را خواهید یافت که این عوامل هم بر روی آن تأثیر گذاشته است. ولی به دلیل اینکه خود آن ها درگیر آن موارد هستند به آن توجهی نمی کنند، و تنها افرادی که از بیرون به کسب وکارشان نگاه می کنند متوجه آن می شوند.

پس باید توجه داشته باشیم که نباید چشم و گوشمان را بر روی اتفاقات کوچک کسب وکارمان ببندیم و از این موارد بی اعتنا گذر کنیم. شاید برخی موارد ریز در آینده تبدیل به موارد بزرگی شوند که کسب وکارمان را تحت الشعاع خود قرار دهند.

آیا هوش کارآفرینی فقط برای کارآفرین ها است؟

کسب و کار هم مانند اداره کردن خانواده است و خانواده هم مانند محیط کسب وکار. اگر بگوییم که هوش کارآفرینی فقط برای کارآفرینیان است کمی بی انصافی کرده ایم.

قطعاً هر فردی دوست دارد در زندگی شخصی اش هم موفق و خوشبخت باشد. هوش کارآفرینی این خصوصیت را دارد که بر روی زندگی شخصی افراد هم تأثیر مثبتی بگذارد.

آموختن مهارت هایی که می تواند بر روی ارتباطات با اعضای خانواده نقش بسیار مؤثری داشته باشند.

پس می توان دریافت که هوش کارآفرینی چیزی است که می تواند هم بر کسب وکارتان تأثیر بگذارد و هم بر روابط خانوادگی تان.

ادامه دارد ...

تهیه کننده: شیوا ترابی

هوش کارآفرینی (مهارت های ضروری برای شروع کارآفرینی) - حسن زارعی

پایگاه خبری حقوق نیوز

 

بیشتر بخوانید:

هوش کارآفرینی (قسمت اول)

هوش کارآفرینی (قسمت سوم)

اطلاعات کامل درباره کارآفرین(Entrepreneur) و کارآفرینی(Entrepreneurship)



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: