حقوق خبر
سنت و تحول در موسیقی ایرانی

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت سوم)

اگر بخواهیم چگونگی موسیقی ایرانی را در اواخر قرن سیزده(آغاز قرن بیستم میلادی) مشخص کنیم، می بایست سه وجه اصلی را در نظر بگیریم: موسیقی علمی، موسیقی مطربی، موسیقی محلی

موسیقی در جامعه ی ایرانی
 

موسیقی در جامعه ی ایرانی

درهم‌آمیختگی انواع

تقریباً از دو قرن پیش سه نوع تفکر حفظ موسیقی سنتی علمی را به خطر انداخته است، اولین آنها، خصومت بعضی از مذهبیون، که برای موسیقی حرمت قائل نبودند. در نتیجه موسیقی به توسط صوفیان، روشنفکران و حامیان و مروجان موسیقی پاسداری و صیانت شد. دوم این که در سالهای 1290 تا 1320 موسیقی سنتی مورد هجوم موسیقی غربی واقع شد. بازتاب آن نوعی موسیقی التقاطی بود که نوعی موسیقی ملی با قالبهای زیبایی شناختی اروپایی به وجود آورد. اما برخلاف تصور نتایج آن فراوان بودند، مهمتر از همه این که میراث سنتی بسیار بهتر حفظ شد، و بازیافتی از عنایت و لطف نصیبش گشت، هرچند در عین حال سنت گرایان هم با هرگونه نوآوری سر به خصومت برداشتند و از صحنه ی عمومی عقب نشستند تا موسیقی قدیمی را ابدی سازند و از سوی دیگر طرفداران تجدد و غرب گرایی از جریان التقاطی فرا گذشته موسیقی کلاسیک اروپایی را با رنگی ایرانی تصنیف می کردند. اما در سومی طرز تفکر هیچ گونه خصومت شرقی – غربی در کار نبود و گرایشهای نوگرا کاهش یافته بودند. لیکن با این طرز تفکر مسئله دیگری بروز می کرد؛ سلطه ی موسیقی نوع مطربی که به موسیقی علمی لطمه می زد. به عقیده ی پاکدامن جنگ موسیقی علمی با موسیقی مطربی خطرناکتر از جنگ با موسیقی غربی است.

موسیقی در جامعه ی ایرانی
 

اگر بخواهیم چگونگی موسیقی ایرانی را در اواخر قرن سیزده(آغاز قرن بیستم میلادی) مشخص کنیم، می بایست سه وجه اصلی را در نظر بگیریم: موسیقی علمی، موسیقی مطربی، موسیقی محلی. موسیقی علمی بعضی از انواع موسیقی مذهبی را هم، چون آوازهای تعزیه و روضه در بر می گیرد. سزاوار است که به طور خلاصه وام موسیقی مطربی را به موسیقی علمی یا وام موسیقی علمی را به موسیقی محلی بررسی کنیم. در آن زمان، هر سه نوع هنوز بسیار متمایز بودند و هیچ گونه اختلاطی، نه در دستگاه و نه در طرز بیان وجود نداشت. این وضعیت روشن و بدون ابهام چندان نپایید. به جبر تاریخ، ارزشهای معکوس پدیدار شدند، موسیقی سنتی علمی گرفتار ناروایی گردید و با ظهور نوگرایی و مفاهیم تجددطلبی و فنون جدید، جهتی قهقرای، بدوی و از باب افتاده گرفت. موسیقی بر مبنای قانون عرضه و تقاضا قرار داشت، هنگامی که مردم جشنهای مذهبی پرشوکت (تعزیه) طلب می کردند و منورالفکران از ظرافت هنر سنتی خشنود می شدند، موسیقی حفظ می شد، پیشرفت می کرد و رشد می یافت( حتی در دوره یی فرا گرفتن سه تار و تار بخشی از آموزش تحصیلکرده ها بود). اما یادگیری موسیقی علمی به شدت مشکل بود و رضایتی فوری به دست نمی داد. سلیقه، با افزایش تعداد شنوندگان تغییر می کرد، که بر تعداد آنان هم از طریق رادیو( از سال 1320) افزوده شده بود و هم از طریق موسیقیدانانی که اینک بدون قیم و حامی شده بودند و مجبور شده بودند و مجبور بودند در جمع بنوازند و شاگردان بسیار را تعلیم دهند تا بتوانند آبرومندانه زندگی کنند. بدین ترتیب حذف مشکلات و ریزه کاریهای ردیف (اعم از مشکلات فن اجرا و همچنین مشکلات موسیقایی) آغاز شد، همه ی آن ریزه کاریهایی که فقط افراد با استعداد و قریحه ی بیشتر قادر به اجرای آن بودند حذف شدند؛ و فقط آن وجه ساده و مطبوع موسیقی حفظ شد.

در همان زمان، نفوذ غرب احساس می شد و وجوهی از قبیل نت خوانی(سولفژ)، همسازی(هارمونی)، گام، ربع پرده، همنوازی(ارکستراسیون) و غیره باب شده بودند. موسیقی سنتی که به قلمرو عامه وارد شده بود، در دسترس مطربها قرار گرفت، افراد متبحرتر سبک آزاد را در ردیف تقلید کردند و آهنگها و گوشه های ردیف به قطعات آنان راه یافت و در عین حال نوآوریهای کوچکی صورت گرفتند که ملهم از موسیقی غربی بودند. در همان زمان موسیقی علمی ساده می شد و با بسیاری از خطوط خاص موسیقی مطربی زیور می یافت. تا اینجا دیده بودیم که مطربهای طراز اول ردیف را اجرا می کردند و از سبک موسیقی مطربی کناره می گرفتند و حال می دیدم که مطربها دو سبک را مخلوط می کردند و نوازندگان علمی به سلیقه ی مطربها اعتنایی نمی کردند.

بیشتر بخوانید:

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت اول)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت دوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت چهارم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت پنجم)

 

منبع: سنت و تحول در موسیقی ایرانی - ژان دورینگ

تهیه کننده: عاطفه کریمی

پایگاه خبری حقوق نیوز

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: