حقوق خبر

یادگیری زبان تازه ی عشق (قسمت سوم)

در حالی که همگی در برقراری ارتباط موفقیت آمیز افکار و خواسته های خویش با جنس مخالف نا امید و عاجز هستیم، موفقیت مقالاتی از این دست، گواه آشکاری است که اکثر ما را برای کشف راه های جدید و نیکوتر برقراری ارتباط و درک یکدیگر امیدوار می کند. پس همراه ما باشید.


 

تقدیم عشق، نیازمند دریافت عشق است

مردان مایل اند همه ی عشق خود را صرف کار کنند و سپس به خانه بیایند و عشق دریافت کنند. زنان تا حد زیادی نیاز دارند در یک زمان هم عشق دهنده و هم عشق گیرنده باشند. آن ها دوست دارند عشق بورزند اما باید همزمان تحریک شوند: زمانی که عشق بورزند اما عشقی دریافت نکنند، بیشتر عشق می ورزند و در نهایت احساس شکست، خلاء، و بی میلی می کنند.

به همین نحو، زنی که روز خود را در محل کار رقابتی و مردانه صرف می کند، پشتیبانی عاطفی نمی شود، در صورتی که اگر در محیط تربیتی و زنانه قرار داشت، حمایت می شد. او به کارش عشق می ورزد اما تایید و حمایتی دریافت نمی کند. خسته به خانه بر می گردد، ولی به جای استراحت، به عشق ورزی ادامه می دهد.

این یکی از تفاوت های مهم بین زن و مرد است. معمولا مرد وقتی خسته است، مایل است مشکلات خویش را فراموش و استراحت کند. اگر به حمایتی که نیاز دارد، نرسد دست از عشق ورزی می کشد. چنان چه بدون توقع به کارش عشق بورزد، مخصوصا زمانی که به خانه باز می گردد، حس می کند برای یک لحظه، آماده ی استراحت و دریافت عشق است، یا حداقل زمانی را به خودش اختصاص می دهد.

به عبارت دیگر، زمانی که زن احساس بی پناهی می کند، برای انجام کار بیشتر احساس مسئولیت می کند، و شروع به تفکر و نگرانی راجع به مشکلاتشی می کند که انرژی کافی برای حل آن ها ندارد. هر چه زن بیشتر احساس شکست و سرخوردگی کند، استراحت کردن و عقب انداختن کارهایی که نمی تواند و واقعا نباید درست همان لحظه انجام دهد، برایش مشکل تر می شود.

زمانی که احساس شکست می کند، نمی تواند تصمیم بگیرد کدام کار را باید انجام دهد و کدام را عقب اندازد. در برخی موارد، انتظاراتی که مادرش در مورد نگهداری خانه داشت، خود به خود تاثیر می گذارند. هر چه بیشتر  احساس سرخوردگی و بی پناهی کند، این غرایز بیشتر می شوند. زن به طور ناخودآگاه سعی می کند مطابق معیارهای خانه داری و پذیرایی ای زندگی کند که زمانی مناسب بودند که هر زنی خانه دار بود و فرصت و انرژی کافی برای انجام همه ی این کارها داشت.

به ویژه وقتی زن شاغل نمی تواند از عهده ی هزینه ی خدمتکار برای کارهای روزمره بر آید، ممکن است حس کند به اندازه ی کافی کار نمی کند. خود به خود فکر می کند باید بیشتر کار کند، اما در حقیقت نمی تواند. انگار گرفتار برامه ریزی جامعه ی قدیم شده که از او انتظار می رفت تمام کارهای خانه را انجام دهد.

در برخی موارد درست همان طوری که زن برای انجام کارهای منزل احساس مسئولیت می کند، مرد از لحاظ اجتماعی طوری برنامه ریزی شده که حس می کند این کارها وظیفه ی زن است. همان گونه که استراحت کردن و انجام کار کمتر برای زن سخت است، برای مرد هم سخت است انرژی لازم برای کمک به زن را در خود بیابد.

چرا زنان احساس خستگی می کنند؟

امروزه، همان طور که مردان در بیرون کار می کنند، زنان نیز خارج از منزل شاغل هستند؛ زنان امروزی مانند مادران خویش وقت، انرژی یا فرصت کافی برای حمایت از یکدیگر را ندارند. زن امروز مدام عشق می ورزد، ولی چون حس بی پناهی می کند، معمولا با احساس خستگی به خانه باز می گردد.

به علاوه زمانی که زن برای بقا، به کارش وابسته است و به مرد وابسته نیست تمایل وی برای عشق ورزی سخاوتمندانه کاهش می یابد. اگر یک زن برای کسب درآمد عشق بورزد، حمایت او ابراز سخاوتمندانه نیست. این رفتار شرطی ابراز عشق، وی را از ظرافت زنانگی اش دورتر می کند.

زنان شاغل باید کاملا مردانه رفتار کنند و دیگر نمی توانند از طریق حس مادرانه، تشریک مساعی و روایط تربیتی، پس انداز (خرید) . خانه داری حمایت شوند. این به هم ریختن تعادل به سمت روحیه ی مردانه به سرعت باعث خستگی و نارضایتی زنان سراسر دنیای امروز می شود.

زنان عصر قدیم دچار خستگی نمی شدند زیرا محیط کاری شان از طبیعت زنانه شان حمایت می کرد. زنان امروز خسته می شوند چون به اندازه ی کافی در شغل شان حمایت نمی شوند.

آگاهی از تعالیم گذشته

در گذشته زنان به نقش های زیستی خویش افتخار می کردند، مادر شدن بسیار افتخار آمیز، محترم و حتی مقدس توصیف می شد. در برخی فرهنگ ها زن را به خدا نزدیک تر از مرد می دانستند، زیرا او به تنهایی قدرت خلق یک زندگی را داشت. زنان به مادر بودن خود افتخار می کردند و مردان با خوشحالی تبدیل به قهرمان هایی می شدد که حاضر بودند برای تامین و حمایت از مادران فرزندان شان زندگی خود را به خطر بیندازند.

با نگاهی به نسل گذشته ی مادرم، به راحتی می توان فهمید که زنان از مادر بودن خود چه احساس خوبی داشتند. زمانی را به خاطر می آورم که به عنوان یک فرد بالغ از مادرم پرسیدم آیا دوست داشت مادر باشد؟ و او صریحا پاسخ داد: « خب، جان، من هنوز هم یک مادر هستم و این حس را دوست دارم. خیلی احساس خوشبختی می کنم که صاحب هفت فرزند زیبا هستم.»

شگفت زده شدم که او حتی پس از بلوغ فرزندانش، تا این حد به مادر بودن خود افتخار می کرد. احساس خوشبختی کردم که کجبور نبود کار کند و واقعا از مادر تمام وقت بودن و داشتن همسری که حمایتش می کرد، لذت برده است.

اکثر مادران امروزی وقت زیادی برای بچه داری ندارند. داشتن فرزند و داشتن شغل، فهرست بلند بالایی از وظایف دشوار را به همراه دارد و نیازمند مهارت های جدیدی است که قطعا مادران تان به شما نیاموخته اند. ایجاد هماهنگی بین مادر بودن و داشتن شغل بدون این راهکار ها، مانند سفر پیچ در پیچ به مرز ناشناخته است. زنان امروزی با توجه به مادر بودن، بسیار مردد هستند.

با این که به هیچ وجه پیشنهاد نمی کنم زمان را به عقب برگردانیم و زنان را تشویق کنیم به آشپزخانه برگردند، اما مهم است بدانیم چه چیزی را از دست داده ایم. همان گونه که در جست و جوی دنیایی بهتر و نوین برای زنان و مردان به جلو گام بر میداریم، باید آموزه های گذشته را به خاطر بسپاریم تا در صورت ضرورت، از آن ها استفاده کنیم. موارد ذکر شده در تعالیم قدیمی، عناصر مهمی هستند که برای خرسندی زنان و مردان ضروری اند. نباید تماس خود را با حقایق گذشته قطع کنیم که همیشه رضایت زن و مرد را افزایش داده اند.

با درک این مسائل می توانیم به شکل موثرتری روش های نوینی را برای برقراری ارتباط طراحی کنیم که غرایز ما را ارضا می کنند و در عین حال فرصت می دهند به سمت اهداف و رویاهای جدید خویش حرکت کنیم.

کار یک زن هرگز انجام نمی شود

گفت و گویی را در مورد مادر بودن امروزی به خاطر می آورم. در حالی که کتاب های کتابخانه را نشانه گذاری می کردم، سه زن به همراه همسرم راجع به اینکه امروزه چقدر مادر بودن دشوار است، صحبت می کردند. زمانی که یکی از آن ها گفت صاحب هفت فرزند است، دیگری فورا با تعجب شروع به تحسین و همدردی کرد.

او گفت: « من فقط دو فرزند دارم و فکر می کردم خوب نیست. شما چطور هفت فرزند دارید؟»

مادر سوم افزود: « من فقط یک فرزند دارم که خسته ام می کند.»

همسرم گفت:« من سه فرزند دارم و فکر می کردم زیاد هستند. نمی توانم تصور کنم شاید چگونه هفت فرزند دارید!»

مادر هفت فرزند پاسخ داد:« خواه یک، دو، سه، یا هفت فرزند داشته باشید، با تمام وجود به آن ها عشق می ورزید. عشق فراوانی برای ارزانی دارید و از نظر مادر مهم نیست چند فرزند داشته باشد، همه ی عشقش را نثار می کند.»

ناگهان سه مادر دیگر متوجه شدند که تحت تاثیر همان عمل قرار گرفته اند. هر چه داشتند برای مادر بودن می دادند و پیرو تعالیم گذشته بودند.

این دیدگاه در روابط من با همسرم کاملا تغییر کرد. قبلا، وقتی او در مورد کار زیاد گلایه می کرد، تصور می کردم اصلا شاد نیست تا اینکه یاد گرفت کار کمتری انجام دهد. اکنون دریافتم که مشکل وی کار زیاد نبود، زیرا همیشه تا آنجایی  که می توانست کار می کرد. در عوض روی کشف روش هایی تمرکز کردم که روحیه ی زنانه ی وی را حین عشق ورزی پرورش می داد. با این کار، او نه تنها شادتر بود، بلکه چون حس می کرد بیشتر حمایت می شود، می توانست آرام باشد و کار کمتری انجام دهد.

ادامه دارد ...

 

تهیه کننده: شیوا ترابی

اسرار ماندگاری عشق - دکتر جان گری/ ترجمه معصومه آمدی

پایگاه خبری حقوق نیوز

 

بیشتر بخوانید:

یادگیری زبان تازه ی عشق (قسمت اول)

یادگیری زبان تازه ی عشق (قسمت دوم)



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: