حقوق خبر
سنت و تحول در موسیقی ایرانی

موسیقی در جامعه ی ایرانی (قسمت چهارم)

تحول موسیقی علمی ایران، در اصل، ناشی بود از اختلاط در سبک، از یاد بردن ردیف، ساده کردن دستگاهها و فن اجرا و تمام این نواقص با وامی از موسیقی سبک غربی(بخصوص موسیقی رقص) جبران می شد

موسیقی در جامعه ی ایرانی (قسمت چهارم)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

موسیقی در جامعه ی ایرانی

تحول موسیقی علمی ایران، در اصل، ناشی بود از اختلاط در سبک، از یاد بردن ردیف، ساده کردن دستگاهها و فن اجرا و تمام این نواقص با وامی از موسیقی سبک غربی(بخصوص موسیقی رقص) جبران می شد. با این همه آنچه تا حدودی در موسیقی عربی اتفاق افتاده بود، در موسیقی ایرانی روی نداد. چند استاد مکتب قدیم باقی ماندند و امانتدار ردیفی بسیط، فن اجرایی با پرداز بسیار و بویژه سلیقه یی قاطع و مؤکد شدند و مصممانه با نوگرایی به مخالفت برخاستند، بدون این که با نوآوریهای مطابق با روحیه ی سنتی مخالفتی داشته باشند. آنان بسته در برج عاج، به رغم بی تفاوتی محیط، قالبهای قدیم را ابدی می کردند تا روزی رسید که نوازندگان جوان از بیمایگی های شیوه به شدت زیر تاثیر فرهنگهای دیگران خسته شدند؛ به سرچشمه بازگشتند و شاگرد این استادان شدند. کمابیش چهل سالی است که این سرچشمه های پنهان باز بر سطح ظاهر شده اند و بر قلب موسیقی ایرانی مجرایی گشوده اند که دیگر بار در حال تقسیم به سه شعبه است: موسیقی شاد – مطربی(در حال انهدام)، اسلوب علمی – مکتبی با تحول کامل، و اسلوب علمی قدیم و سنتی(ردیف)

جای نوازندگان در جامعه

به دلیل اختلاط میان سبک سنتی و سبک نوگرا، وقتی هنرجویی با استادی آشنا می شود معمولاً به این امید است که به سطح یک هنرمند معروف برسد. در طول تعلیماتش از مشکلات هنری که انتخاب کرده است آگاه می شود و بسیار اتفاق می افتد که به محض این که احساس می کند که فن لازم را به دست آورده امر فراگیری را کنار می گذارد. عموماً در این سطح، با چند دسته نوازنده محشور می شود و یک نوازنده ی غیر حرفه یی به مفهوم تام کلمه باقی می ماند.

کارون و صفوت به عنوان معیاری در صحت و سلامت کار پیشنهاد می کنند که هنرمند نیازهای خود را از طریق دیگری جز موسیقی برآورده سازد، تا مجبور نشود امتیازی برای شنوندگان قائل شود. نتل به همین موضوع اشاره دارد: چند نوازنده ی قدیمی تأکید می کنند که (کسب از راه موسیقی) برای نوازندگانی که موسیقی جدی تعلیم گرفته اند وضعیت جدیدی ایجاد می کند؛ این وضعیت جدید، هم با موسیقی علمی بیگانه است و هم بدان آسیب می زند. امروزه هنرمندان سنتی تر اغلب این اصل را در نظر می گیرند که از لحاظ مادی وابسته به هنرشان نباشند، اما این وضعیت با شرایط زندگی رو به تغییر است.

اولین نوازندگانی که برنامه یی تنظیم کردند درویش خان و رکن الدین خان بودند. برنامه ی آنان به نشانه ی بشر دوستی و آغاز انجمن اخوت بود؛ ریاست این نهضت با الهامات درویشانه، بر عهده ی ضهیرالدوله بود، و در آن زمان بسیاری از موسیقیدانان در این انجمن عضو شده بودند. نوع دیگر موسیقی، اجراهای وزیری بود که ترکیبی از موسیقی ایرانی و غربی را عرضه می کرد که از یک سوی او را هدف سرزنش سنت گرایان کرده بود و از سوی دیگر هدف سرزنش دوستداران موسیقی غربی. به عنوان یک نوازنده ی ایرانی، وزیری رفتاری جدیدی دارد، او خود را هنرمند اعلام می کند و از نواختن در هر زمان و هر مکان اجتناب می کند. اگر کسی بخواهد موسیقی او را بشنود باید عضو انجمن او شود، باید سعی کند صندلی به صندلی تغییر جا بدهد تا بیاید جلو او بنشیند. جای او بر صحنه در صدر تالار است؛ او مرکز توجه است، و دیگر قیم و حامی نمی خواهد، بلکه شنوندگانی تحسین کننده می خواهد، او مالامال از خوش بینی است و سعی دارد حالتی شاد به موسیقی ایرانی بدهد. پس از او موسیقیدانان دیگری هم، چه در موسیقی شاد چه در موسیقی مکتبی ستاره شدند. بنابراین گروه کوچکی از هنرمندان به وجود آمدند که جدا از کل، حرفه یی بودند، آنان گاهی برنامه اجرا می کردند و تعلیم می دادند و گاهی فقط برنامه اجرا می کردند. وضعیت آنان ارتباطی به معیاری که در قبل مطرح شد نداشت، و اغلب موسیقی آنان سازشی بود میان موسیقی سنتی و موسیقی شاد. اما این نمونه، همیشگی نبود و گاهی برخی از این دسته از موسیقیدانان حرفه یی به موسیقی سنتی وفادار می ماندند.

موسیقی در جامعه ی ایرانی (قسمت چهارم)
 

در کجا می توان موسیقی ایرانی شنید؟

روی هم رفته موسیقی ایرانی را می توان در محافل مختلف شنید:

- در میان نوازندگان غیر حرفه یی، اعم از تعلیم گرفتگان یا خود آموختگان در سطح متوسط، در میان آنان خبرگان موسیقی سنتی یا دوستداران موسیقی مکتبی و سبک نیز وجود دارند، که گاه بر موسیقی قدیم ارج می نهند.

- در میان نوازندگان غیر حرفه یی که از راه هنر خود زندگی نمی کنند، یا موسیقی به صورت کار ضمنی آنان است. این عده بخصوص در موسیقی سنتی تبحر دارند و از استادان معروف و قدیمی تعلیم گرفته اند. آنان مگر به استثناء در ملأ عام نمی نوازند، اما گاهی با تعلیم در سازمانی دولتی موافقت می کنند. آنان فقط به طور خصوصی می نوازند، بعضی از آنان را عامه ی مردم نمی شناسند. اکثر آنان در سالهای اخیر از بین رفته اند.

- در میان حرفه یی ها که فقط از راه موسیقی خود اعاشه می کنند یا با وجود داشتن فعالیتهای دیگر در ملأ عام برنامه اجرای می کنند. آنان یا موسیقی سنتی را تعلیم گرفته اند اما کمابیش از آن جدا شده اند یا خود آموختگانی بی استاد هستند بدون شناختن شکلهای سنتی.

- در میان مطربها که در گذشته اغلب وابسته به کاباره ها بودند یا در جشنهای شهری موسیقی می نواختند، و به تقریب ارتباطی با سه دسته ی قبل نداشتند( سبک مطربی، ارتباطی اندک با سبک ردیف دارد، زیرا اغلب اوقات برای همنوازی تنظیم شده و ضربی است. موسیقی مطربی را می توان به همان نسبت موسیقی محلی جزء موسیقی سنتی به شمار آورد، هرچند که موسیقی مطربی جریانی از فرهنگ پذیری را تحت تأثیر موسیقی عربی، ترکی، افغانی و آذربایجانی طی کرده است.)

- در اجراهای خصوصی که حامیان برخی از موسیقیدانان ترتیب می دادند و همچنین در میان افرادی که برای سازمانهای دولتی کار می کردند و اغلب هنرمندان رده ی سوم را به وجود می آورند و از این قبیل هستنداغلب موسیقی های ضبط و پخش شده در ایران یا در خارج .

امروزه بسیاری از موسیقیدانان غیر حرفه یی ایرانی در خارج از ایران زندگی می کنند و با اجرای برنامه هایی، اغلب در سطحی پایین، به سختی اعاشه می کنند. مستمعان آنان تشکیل شده اند از افرادی با غم دوری از موسیقی سَبُک و از غربی هایی که از موسیقی سنتی صحیح هیچ نمی دانند. مع الوصف تعداد بسیاری از دوستداران مشکل پسند و تحصیلکرده ی موسیقی در خارج وجود دارند که هنرمندان سنتی مشرق زمین و ایران را تقدیر می کنند و ناراستان و لاف زنان را دور می رانند. بخصوص فرانسه و آلمان از موسیقی جدی شرق با رویی گشاده استقبال کنند و تعداد زیادی صفحه از این موسیقی ضبط کرده اند. بسیاری از غربی ها این موسیقی را به موسیقی کلاسیک خود ترجیح می دهند.

به تقریب تمام موسیقیدان های علمی در تهران زندگی می کنند. در شهرستان ها نوازندگان موسیقی محلی جانشین مطرب ها شده اند و موسیقی علمی که وابسته به دربار و سوداسالاری سطح بالا بود در واقع هرگز در شهرستان ها رایج نشد. با این همه در اصفهان، هنوز موسیقیدانان سنتی یافت می شوند، به خصوص نوازندگان نی، زیرا که این شهر قبل از تهران پایتخت کشور بوده و محل اقامت شاهان و شاهزادگان. در شهرهای دیگر، هسته ی موسیقی در سطحی بالا نیست، با این همه هرگز نمی توان مطمئن بود که در این شهرها خواننده یا نوازنده یی غیر حرفه یی وجود نداشته باشد که بتواند کوس برابر با خوانندگان و نوازندگان پایتخت بزند(مع‌هذا لازم به یادآوری است که یک موسیقیدانان سنتی فقط هنگامی می تواند هنر خود را پرورش دهد که در کنار استادی ساکن اصفهان و یا تهران تعلیم ببیند و از آنجا که محافل موسیقی بسیار محدود هستند، ممکن نیست که موسیقیدانی مدتی طولانی در سایه بماند.)

برنامه های عمومی همواره نادر بوده اند و تکنوازان یا همنوازان وابسته به هنرهای زیبا فقط ماهی یکبار در تالار معروف رودکی(وحدت)، (اپرای تهران)، در مقابل شنوندگان بسیار، برنامه اجرا می کردند. این برنامه موسوم به موسیقی سنتی بود، اما در مقابل اعتراض و انتقاد دوستداران آگاه و مطلع موسیقی نام آن به موسیقی ایرانی تبدیل شد.

در آخر می باید وجه بسیار خاصی از اجرای موسیقی ایرانی را مطرح ساخت: اجرای فردی، بدون مستمع و بدون شاهد. نادر نیستند موسیقیدانانی که هرگز برای کسی ننواخته اند و حتی قادر نیستند در حضور جمع بنوازند، در نهایت ممکن است تعلیم بدهند و باید در موقعی مناسب اجرایشان را ضبط کرد.

بیشتر بخوانید:

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت اول)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت دوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت سوم)

 

منبع: سنت و تحول در موسیقی ایرانی - ژان دورینگ

تهیه کننده: عاطفه کریمی

پایگاه خبری حقوق نیوز - موسیقی



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: