حقوق خبر
سنت و تحول در موسیقی ایرانی

موسیقی در جامعه ی ایرانی (قسمت پنجم)

موسیقی ایرانی بیشتر به صورت فردی اجرا می شود یا به وسیله ی گروه کوچکی از سه، چهار نوازنده که برای لحظه یی چند، همراه می نوازد. بهترین شکل از دو یا سه ساز موسیقی تشکیل می شود که با ضرب همراهی می گردد و به نوبت به خواننده جواب می دهد


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

موسیقی در جامعه ی ایرانی

صفحه

از سال 1290، موسیقیدانان طراز اول تعداد معتنابهی صفحه ضبط کردند، که فهرست این صفحات هرگز گردآوری نشد، اما می توان حدس زد که حداقل بعضی از این صفحه ها فقط موسیقی علمی بودند. هنرستان موسیقی تهران، و همچنین بایگانی رادیو بخش قابل ملاحظه یی از این صفحات را در اختیار دارند، اما اغلب آنها به ترتیبِ نادرستی نگهداری شده اند. برخی از آثاری که در این انبار اسناد و صفحات حفظ می شوند، از جذابیت تاریخی و هنری اندکی برخوردارند، حال این که برخی دیگر جذابیت(چشمگیر) دارند و گاهی نشانگر آخرین نشانه های سبکی هستند که اینک به کلی از میان رفته است. بر مبنای این اسناد است که می توان سنجید که تا به چه حد شهرت استادان قدیم صحت داشته است. از این قبیل است که اجرای دستگاه سه گاه یا شور حسینقلی که همواره بر روحیه ی نوازندگان تار تاثیر می گذارد و صدای بی نظیر طاهرزاده یا قمر که همواره در خاطره ی دوستداران موسیقی طنین انداز است. برای تمام خبرگان موسیقی، این صفحات ضبط شده مرجع و نمونه ی با ارزشی را به دست می دهند که باید همیشه تقلید شود.

در عین حال، بعضی نکات را باید به خاطر داشت، زیرا اگر این حقایق از نظر دور بمانند، باعث خواهد شد که شخص نظر نادرستی راجع به موسیقی این دوران داشته باشد. اولاً سرعت اجرا همیشه عین واقع نیست و شتابی دارد که یا مربوط به ضبط صفحه است، یا مربوط به دقیق نبودن دستگاه پخش در آن زمان که نسخه های بعد از روی آن بر نوار ضبط شده اند و تا زمان ما رسیده اند. بنابراین اغلب بجاست که سرعت حرکت کم شود، حتی اگر اندکی از جذابیت آن کاسته شود، زیرا به نظر می رسد که شنوندگان امروز، این فریفتگان هنر موسیقی و اصوات مافوقِ تیز، شیفته ی صوت تیز و سرعت اجرای ناشی از دور سریع صفحه هستند. در ضمن به یاد داشته باشیم که اجراکنندگان هنگام ضبط صفحه از نظر زمانی محدود بودند، زیرا مدت حرکت یک روی صفحه از چهار دقیقه تجاوز نمی کرد و بنابراین مجبور بودند برنامه را شدیداً فشرده و تند اجرا کنند. آنان نمی توانستند به سلیقه ی خود توالی و ترادفی را اعمال کنند، مکث ها را رعایت کنند، تندای آرام را به کار گیرند و از سر دقت به خواننده جواب گویند؛ برعکس مجبور بودند با سرعت ترکیبات درهم فشرده و منسجم را زنجیروار پشت سر هم کنند و در آن هنر خود را نشان دهند.

دوستداران موسیقی هم وقتی صفحه یی می خریدند به نوبه ی خود فقط به دنبال خیرگی و شگفتی دو بار سه دقیقه ی دو روی صفحه بودند، بسیار بیش از آن که به دنبال حال و هوایی برای یک شب موسیقی باشند.

اولین صفحات در کارخانه های خارجی تهیه شدند؛ و هنرمندان در تفلیس و حتی در لندن برای ضبط جمع می شدند. قبل از ظهور صفحه، حکاکی روی استوانه ی موم انجام می شد، اما به دلیل نارسایی وسایل فنی هنوز به فهرست و چگونگی این اسناد رسیدگی نشده است.

جدا از ضبط صفحات، بعدها تعدادی نوار موسیقی به توسط دوستداران موسیقی ضبط شده اند که به حد قابل ملاحظه یی گیرا هستند. صبا نمونه هایی باقی گذارده از ده ها شب موسیقی که بهترین هنرمندان دور هم جمع می آمدند و برنامه های عالی و کاملاً متفاوت با برنامه های رسمی اجرا می کردند. برومند هم اجرای تمام همعصران خود را ضبط کرده است و در میان بایگانی چندین دوستدار موسیقی اسنادی تحسین برانگیز نهفته اند که متعلق به دوره یی به سر آمده و گذشته هستند. افسوس که اغلب صاحبان این اسناد آنها را با بخل تمام حراست می کنند و مگر به قیمت گزاف حاضر به واگذاری امتیاز آنها برای نسخه برداری نیستند، بدون این که نگران این واقعیت باشند که با چنین عملکردی، تمامیت موسیقی موروثی به جایی می رسد که مواجه با سکوت و فراموشی ابدی خواهد شد.

چرا و در چه شرایطی موسیقی سنتی نواخته می شد؟

اگر از نوازنده یی شوال شود: چرا موسیقی می نوازی؟ سوالی براستی مشکل از او شده است. ما آمار منظمی در این باب نگرفته ایم، اما پس از معاشرت بسیار صمیمانه با نوازندگان و استادان موسیقی ایران، به روشنی بر ما معلوم شد که انگیزه در تمام فرهیختگان اهل موسیقی کمابیش یکسان است. آنان زیبایی و شوری را دوست می دارند که موسیقی بر می انگیزد و آدمی آن را همچون یک نیاز اولیه احساس می کند. یک فرد عادی از موسیقی لذت می برد و یک فرد حساس تر در آن شعفی معنوی می یابد، در میان این دو مرحله، موسیقی همچون حرکت صعودی روح است و از طریق آن می توان مراحل روح را دید که چگونه به خود معرفت می یابد، و به مرحله ی حال می رسد. تمام پدیده شناسی شناخت موسیقی شرقی در اجرای موسیقی است. بدین ترتیب است که می فهمیم که چگونه موسیقی مراحل خارق العاده یی را در بر می گیرد و به آن شگفتی و اعجابی می رسد که حتی پژواکی هم از آن در شناخت موسیقی غربی نیست. بدون اینکه در عمق این مسئله برویم، می توان فقط به این سخن اکتفا کرد که موسیقیدانان ایرانی همان انگیزه یی را دارند که همپایگان غربی آنان، اما انگیزه ی آنان بدون شک در کل شخصی تر، صمیمی تر و درونی تر از انگیزه ی موسیقیدانان غربی است، زیرا که آنان اساساً موسیقی را برای خود می نوازد و نه برای وارد شدن در یک گروه همنوازی، یا اجرای برنامه و یا تعلیم موسیقی، بخصوص چون که خلاقیت و سهم نوازنده در موسیقی ایرانی قابل ملاحظه است.

بنابراین موسیقی ایرانی بیشتر به صورت فردی اجرا می شود یا به وسیله ی گروه کوچکی از سه، چهار نوازنده که برای لحظه یی چند، همراه می نوازد. بهترین شکل از دو یا سه ساز موسیقی تشکیل می شود که با ضرب همراهی می گردد و به نوبت به خواننده جواب می دهد. یک برنامه ی خوب باید هر یک از سازها را شرکت دهد و آنها را در قطعات ضربی یا استثنائآً در محاورات فی البداهه ی وزن آزاد یا ضربی هماهنگ کند.


 

در قدیم تشریفات خاصی این هماهنگی را تنظیم می کرد و بهترین نوازندگان مقدم بر باقی افراد گروه می نواختند. امروز هم به همان ترتیب است، هر چند که اغلب آن کسی که جسورتر است ابتدا می نوازد و آن که خویشتندارتر است در آخر. در اجراهای جمعی آن کسی که شروع می کند دستگاه را انتخاب می کند، و او اولین جهت را می دهد؛ اگر به مَثَل "چهارگاه" را انتخاب کرده باشد، و بعد از "زابُل" توقف کند، باقی نوازندگان مجبورند او را با "حصار" و "مخالف" دنبال کنند. انتخاب دستگاه کاملاً آزاد است و جز به سلیقه و جو آن لحظه بستگی ندارد. این موسیقی در محیطی بی دغدغه و آرام و در عین حال حساس و متمرکز اجرا می شود؛ در این محیط نه از تنش شدیدی که مشخصه ی مستمعان برنامه های موسیقی غربی است، خبری هست و نه از جوش و خروش جمعی که خاص نوبای اندلسی است. وقتی نوازندگان مشغول نواختن هستند هیچ‌کس به خود اجازه نمی دهد که با صدای بلند سخن گوید و تنها آه و الفاظی چند نشانگر خشنودی شنوندگان به گوش می رسد. برعکس در برنامه های عمومی، طرز رفتار شنوندگان از یک سوی و نوازندگان از سوی دیگر، تحت تاثیر برنامه های موسیقی در غرب است؛ دورود و تهنیت، کف زدن و تشویق، سکوت مطلق، درود و آفرین دیگرباره، کف زدن و تشویق، و دعوت دوباره ی هنرمند به صحنه. لباس به طرز خاصی با دقت انتخاب می شود، حضار مختلط عمدتاً از جماعت برگزیده تر جامعه جذب می شوند. چنانچه ب . نتل(1971) تذکر می دهد، عکس العمل مردم در اجرای برنامه های موسیقی متجدد شده بسیار پر جوش و خروش و افسارگسیخته است، حال این که در محافل خصوصی موسیقی شنوندگان "آرام و خشنود" هستند.

بیشتر بخوانید:

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت اول)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت دوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت سوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت چهارم)

 

منبع: سنت و تحول در موسیقی ایرانی - ژان دورینگ

تهیه کننده: عاطفه کریمی

پایگاه خبری حقوق نیوز - موسیقی

 



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: