حقوق خبر
شریعتی و مارکسیسم

شریعتی و مارکسیسم (قسمت اول)

به رغم آنکه شریعتی مذهبی می نمود و در بسیاری از موارد هم به افکار مذهبی پایبندی نشان می داد، اما به دلیل همین گرایش او در استفاده از قالب های مارکسیستی، برخی از دیدگاه های طبقاتی مارکس را در قالب تز مذهب علیه مذهب یا تحلیل زیارت وارث و داستان هابیل و قابیل در کتابچه ی حسین وارث آدم پذیرفته بود

شریعتی و مارکسیسم (قسمت اول)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

شریعتی و مارکسیسم

در فاصله ی سالهای 49-51 حسینیه ی ارشاد به پایگاه بسیار مناسبی برای طرح دیدگاه های دکتر شریعتی تبدیل شد و او با حمایت مدیریت حسینیه، تقریباً به صورت تک سخنران آن مرکز درآمده، زمینه را برای طرح دیدگاه های شریعتی که بسیار جوان پسند و مقبول عامه ی نسل تحصیل کرده بود، فراهم کرد. شریعتی ویژگی های منحصر به فردی داشت. وی همزمان که به عنوان یک روشنفکر دینی، یک مبلغ مذهبی و حتی راهنمای حاجیان در شناخت تاریخ مکه و مدینه شناخته می شد، توانسته بود از جاذبه های فکری موجود در برخی از ایدئولوژی های جدید استفاده کند. وی از سالها پیش از آن، زمانی که شیفته ی سوسیالیسم بود، با ایجاد تلفیق میان شخصیت فکری ابوذر و مکتب سوسیالیسم یا دست کم تطبیق رفتار سوسیالیستی بر دیدگاه های اقتصادی ابوذر به عنوان اقتصاد اسلامی، یکی از بسترهای فکری را برای نزدیکی افکار اسلامی با مارکسیستی فراهم کرده بود. با این حال، در این زمینه، به رغم تاکیدش بر ابوذر، چندان اصرار نورزید و بعدها کمتر از سوسیالیسم سخن گفت. اما منهای آن به خصوص در مدار افکار انقلابی، به خصوص تشکیل حزب شیعه، بسان یک حزب کمونیستی و نیز تبدیل تشیع به یک مذهب انقلابی و به قول او علوی، بسان آنچه مارکسیسم نشان می داد. بدون تردید و صرف نظر از انگیزه های درونی، شریعتی در تحلیل بسیاری از مسائل مربوط به تاریخ اسلام و استناجاتی که در مسیر فکر انقلابی از آنها داشت، تحت تاثیر فضای انقلابی – مارکسیستی حاکم بر جهان سوم آن روز بود و همزمان از قالب اندیشه های مارکسیستی که مشتاقان فراوان داشت، در تحلیل های خود بهره می برد. این تاثیرپذیری منحصر به او نبود. از زمانی که ناصر در مصر بالید و حضرت محمد(ص) را پیشوای سوسیالیسم نامید و محمود شلبی هم کتاب اشتراکیه محمد را برای ناصر نوشت، این اندیشه ها یکسره در جهان اسلام حضور داشت و تا امروز هم آثار آن باقی مانده است.

اما و در عین حال، شریعتی از زاویه ی دید یک فرد مذهبی، با ماتریالیسم و حتی نوع مارکسیستی آن سخت مقابله می کرد. این موضع وی در نقد مارکسیسم، پلی میان روشنفکران و متدینین ایجاد کرده، نسل جدید را که همزمان می خواست در کنار گرایش مذهبی و سنتی خود به اندیشه های جدید نیز مجهز باشد و خود را ارضا کند، به سمت وی متمایل کرد.

به رغم آنکه شریعتی مذهبی می نمود و در بسیاری از موارد هم به افکار مذهبی پایبندی نشان می داد، اما به دلیل همین گرایش او در استفاده از قالب های مارکسیستی، برخی از دیدگاه های طبقاتی مارکس را در قالب تز مذهب علیه مذهب یا تحلیل زیارت وارث و داستان هابیل و قابیل در کتابچه ی حسین وارث آدم پذیرفته بود.

اصرار ما بر وجود دو جنبه ی جداگانه در افکار شریعتی در بهره گیری از قالب های فکری مارکسیسم و همزمان نقد آن به معنای تناقض نیست. در واقع شریعتی با مارکسیسم، رابطه ی عشق - نفرت داشت؛ او از سویی می پذیرفت که بدون شناخت از مارکسیسم نمی توان جامعه و تاریخ جدید را درک کرد، اما از سوی دیگر، به ویژه از آن روی که مارکسیسم بعد معنوی انسان را پایمال می کرد، از آن انتقاد می کرد.

بیشتر بخوانید:

آراء و اندیشه سیاسی علی شریعتی (قسمت اول)

آراء و اندیشه سیاسی علی شریعتی (قسمت دوم)

آراء و اندیشه سیاسی علی شریعتی (قسمت پایانی)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: جریان ها و سازمان های مذهبی - سیاسی ایران( 1320 - 1357)

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: