حقوق خبر
جرم‌شناسی پست مدرن Postmodern criminology

جرم‌شناسی پست مدرن چیست؟ (قسمت دوم)

در واقع دیدگاه پست مدرن، علت جرم را پدیده ای نهفته در خود سلطه ی زبانی، نظام سلطه و تسلط گفتمان غالب، منع و قطع گفتمان های دیگر و بیگانه و گفتمان های غیرغالب و غیرخودی می داند. به عقیده ی آنها نظام سلطه و گفتمان های غالب به شکل های گوناگون به جرم انگاری سخن، اندیشه و رفتاری می پردازند که در برابر گفتمان جاری ایستادگی کرده و آن را نامشروع می داند یا با آن مخالفت می کند

جرم‌شناسی پست مدرن (Postmodern criminology)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

جرم‌شناسی پست مدرن (Postmodern criminology)

جرم شناسان پست مدرن، جرم شناسی سنتی و مرسوم را به دلیل امتناع از بررسی جامعه به عنوان یک کل و در حقیقت به دلیل جدا در نظر گرفتن مردم از جامعه، نادیده گرفتن ساختار قدرت و بی توجهی به جامعه شناسی حقوق، محکوم کرده اند.

در واقع این جرم شناسی، معتقد است که تحقیقات جرم شناسی رسمی و کلاسیک، به طور عمده بر مجرمان و محیط های شخصی آنان و بیشتر بر جرایم خیابانی و یقه آبی ها متمرکز بوده و از بررسی تاثیر قدرت، قانونگذاری، نهاد عدالت کیفری و نظام سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه غافل مانده است. بنابراین علت شناسی از طریق بررسی جزئیات و ویژگی های شخصیتی و روانشناختی هر فرد و شرایط تربیتی و خانوادگی و جغرافیایی که در جرم شناسی سنتی و کلاسیک مطرح بود، در پست مردن موضوعیتی ندارد و بررسی عوامل جرم جدا از کلیت جامعه نیست.

جرم شناسی پست مدرن به مفاهیم عصر مدرن و روشنگری و سرشت جبری رفتار بزهکارانه با دیده شک می نگرد. در این رویکرد و به طور کلی در رویکردهای انتقادی، جرم چیزی نیست که به شکل ساده ای بتوان آن را با ارجاع به آنچه که هست و یا نیست توصیف کرد. جرم یک رفتار ساده نقض قانون نیست، بلکه موضوعی است که از طریق فرایندهای تعامل، واکنش اجتماعی و قدرت برساخته می شود. بنابراین، این جرم شناسی با تجدید نظر در تعاریف و مفاهیم سنتی و رایج جرم و قانون و مجازات و به چالش کشیدن آن ها، معتقد است نابرابری اقتصادی و اجتماعی و معضل جرم با یکدیگر رابطه علیت دارند.

بر طبق این دیدگاه، جرم آن چیزی نیست که قانون کیفری می گوید بلکه جرم توانایی و یا قدرتی است که میل و خواست عده ای را در هر جامعه ای بر دیگران تحمیل می کند. بنابراین جرم، قدرت انکار دیگران است. یعنی حقوق و قانون یک نهاد بی طرف و مستقل نیست بلکه کاملاً ایدئولوژیک است و تحت تاثیر عوامل اجتماعی بوده و به دنبال جریان خاصی حرکت می کند. بنابراین حقوق، بازتاب ایدئولوژی گروه سیاسی حاکم است که در راستای سرکوب کردن گروه هایی که از لحاظ سیاسی در موقعیت پایین تری قرار دارند مورد استفاده قرار می گیرد.

هنری و میلووانویچ که از بیانگذاران جرم شناسی پست مدرن هستند، جرم را در هر بستری به مثابه قدرت تحمیل درد و رنج تعریف می کنند. بنابراین قانون به تنهایی تعریف کننده جرم نیست بلکه خود جرم زاست زیرا ایراد صدمه به افراد را در پرتو روابط قدرت کتمان می کند و حقوق جزا را از طریق اعمال قدرت خود بر دیگران آشکار می سازد به ویژه در قلمرو فعالیت افرادی که اعمال آنان موجب نقض آزادی دیگران نیست، مانند جرم های اعتقادی و جرم های بی بزه دیده. آنان بر عنصر قدرت تاکید زیادی دارند و جرم را قدرت رد توانایی دیگران برای ایجاد تفاوت تلقی می کنند. به عقیده ی آنان روابط نابرابر قدرت، که بر اساس ساختارهای متفاوت بنا شده است، تولید جرم می کند و جرم صدمه ای است ناشی از فعالیت مفرط مجرم در کسب قدرت و صدمه بر دیگران. به اعتقاد آنان علت جرم چیزی جز بی احترامی به مردم نیست. مردم به روش های متعدد مورد بی احترامی واقع می شوند و حاکمیت از تبدیل شدن آنها به گرو های فعال اجتماعی جلوگیری می کند و همین امر تولید جرم می کند.

جرم شناسان انتقادی (به طور کلی) معتقدند که جرم عمدتاً یا ساخته و پرداخته ی نظام تقنینی، قضایی و پلیسی است و یا ریشه در نحوه حکمرانی و تقسیم و توزیع امکانات اجتماعی توسط نظام حاکم دارد. بنابراین، نظام کیفری، یعنی جرم انگاری، کیفرگذاری و عدالت کیفری باید بازنگری شود و این بازنگری باید از مرحله ی قانون گذاری، از جمله در حوزه ی کیفری آغاز شود نه از جرم یا پیشگیری از جرم.

جرم‌شناسی پست مدرن Postmodern criminology
 

ایراد دیگری که از دیدگاه جرم شناسان پست مدرن بر تعریف قانونی جرم وارد است، این است که تعریف قانونی جرم توضیح نمی دهد که چرا انواع خاصی از رفتارها جرم تلقی شده و باید مجازات شوند در حالی که اشکال دیگر رفتارهای مشابه، غیرمجرمانه تلقی می شوند. این دسته از جرم شناسان می گویند تعریف رفتار خاص به عنوان جرم همواره اعمال قدرت توسط جمعیتها و گروه هایی است که اختیار و ابزار استفاده از قانون برای حمایت از منافع خودشان و تحمیل ارزشها و ایده های خودشان را بر جامعه دارند. هر جا قانون وجود دارد جرم نیز وجود دارد؛ زیرا ساده ترین تعریف جرم عبارت است از هر شیوه رفتاری که قانون آن را نقض می کند. پشت این وصف مجرمانه (جرم انگاری یک عمل) هیچ چیز محکم و جدی وجود ندارد بلکه صرفاً یک عمل مادی در میان سایر اعمال انسان است. بدین سان هر فرهنگ، نظام کیفری خاص خود را دارد. بنابراین در جوامع ارگانیک که تکثر فرهنگ ها و اخلاقیات حاکم است، نباید کسی یا گروهی عقاید و هنجارهای اخلاقی خود را بر دیگران تحمیل کند و قانون و قاعده واحدی برای گروه ها و فرهنگ های مختلف نمی تواند وجود داشته باشد.

در واقع دیدگاه پست مدرن، علت جرم را پدیده ای نهفته در خود سلطه ی زبانی، نظام سلطه و تسلط گفتمان غالب، منع و قطع گفتمان های دیگر و بیگانه و گفتمان های غیرغالب و غیرخودی می داند. به عقیده ی آنها نظام سلطه و گفتمان های غالب به شکل های گوناگون به جرم انگاری سخن، اندیشه و رفتاری می پردازند که در برابر گفتمان جاری ایستادگی کرده و آن را نامشروع می داند یا با آن مخالفت می کند. راه حل این معضل نیز به نظر این اندیشمندان، ایجاد گفتمان های جانشین است که نفوذ زبان های مسلط را خنثی را کند. یعنی زبان هایی که زندگی جمعیت های مبتلا شده به احساس بیگانگی (به ویژه اقلیت های قومی، بومیان، زنان و...) را نظم دهد و انتظام بخشد و جایگزین کردن گفتمان ناسالم با یکی از گفتمان های صلح طلب و فراگیر، راه حل مهم پیشگیری از جرم است. بدین ترتیب این دیدگاه وظیفه خود را در دو امر زیر می داند:

نخست پرده برداشتن از شیوه های متفاوت واژگان سازی و ساخت بندی واژه ها و عناصر زبانی در قلمرو عدالت جزایی و سپس فراهم آوردن کجال بیان برای دیدگا های افرادی که تاکنون گفتمان های مسلط قانون، آن ها را ساکت کرده است.

بیشتر بخوانید:

جرم‌شناسی پست مدرن چیست؟ (قسمت اول)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

1- قوق کیفری در سنجه جرم شناسی پست مدرن – دکتر اسمعیل رحیمی نژاد

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات حقوقی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: