حقوق خبر
سوسیالیسم (Socialism)

سوسیالیسم از دوران باستان تا مارکس (قسمت چهارم)

واژه ی اوتوپیا پس از 1516 بود که رواج یافت، زمانی که تامس مور اثر خود را به این نام منتشر کرد و در آن جسورانه تاثیرات زیانبار مالکیت شخصی و تجارت را آشکار و رد کرد


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

سوسیالیسم از دوران باستان تا مارکس

مونتسر از افراد افراطی دوآتشه ای بود که از مارتین لوتر گسست و معیار رادیکال تر و رازورانه تر از آنچه لوتر و سایر اصلاح طلبان میانه رو حاضر به پذیرشش بودند برقرار کرد. در 1525، سپاهی از روستاییان را در شورشی نافرجام رهبری کرد که نجر به دستگیری و اعدام او شد. اگرچه در موعظه ها و نامه های مونتسر کمتر چیزی می توان یافت که بتوان آن را تبلیغ صریح کمونیسم نامید، اما معاصرانش، او را یک انقلابی تمام عیار می دانستند - « روحی طغیانی» بنا به عبارت لوتر، مئنتسر این لقب و شهرت را پیدا کرد چون خواستار اصلاحات کلی، چه در امور دنیوی و چه در امور کلیسایی، بود. مونتسر از صمیم قلب خود را وامدار «شهادت وزین» یواخیم می دانست و خودش و پیروانش را ایفا کننده ی همان نقشی می دانست که پیشتر روحانیان فرانسیسی برای خود قائل بودند. مونتسر، برخلاف راهبان، دلیلی نمی دید علیه معارضان «بی خدا» دست به خشونت نزند. آن پادشاه پنجمی که دانیال نبی پیشگویی کرده بود، به اعتقاد مونتسر به دست نمی آمد مگر پس از نابود کردن فیزیکی آن چهار پادشاهی قبلی، که آخرینشان هنوز وجود داشت و می بایست در هم کوبیده شود.

در «روح باوری انقلابی یا کاریزماتیک» مونتسر، این دیدگاه اصلاح طلبانِ معتدل تر رد می شد که کتاب و متون مقدس باید میانجی خدا و انسان باشند، نه سلسله مراتب روحانی. او می گفت برای آن که فرد مومن با مسیح یکی شود باید یکی شدن و همذات شدن با خدا را مستقیماً و بی میانجی تجربه کند. این رادیکالیسم الاهیاتی، مونتسر را قادر می ساخت که خودش و پیروانش را «ابر مردان گزیده ای فارغ از اخلاق بداند که خودشان را در نقش پیشتازان رستگاری هزاره ای که به عهده گرفته بودند از قید احکام اخلاقی عادی آزاد سازند. خاموشی گزینی فرقه ای و عزلت گزینی را هم مونتسر رد می کرد و معتقد به فعالیت انقلابی در قالب جنبش های توده ای بود. برخلاف مونتسر، که کمونیسم و چند همسری او در نظر تمام اروپا رسوایی آمیز بود، دیدگاه آناباتیست های مبارز بسیار به عقاید متداول و مرسوم نزدیک تر بود، چون آنها همچنان معتقد بودند که باید خودشان را از فساد دنیوی جدا کنند تا بتوانند زندگی کاملی فراتر از قانون داشته باشند. وینستنلی و مونتسر یک چشم انداز الاهیاتی مشترک دارند که هم رازورانه است و هم به فعالیت اجتماعی نظر دارد. در مورد وینستنلی، این چشم انداز واجد جهتگیری صلح طلبانه ای نسبت به کار جمعی و مشترک است؛ در مورد مونتسر، این چشم انداز در خدمت پیشبرد خشونت آمیز انقلاب است. اگر جناح چپ اصلاح طلبان موفق می شد که خود را کاملاً بر حاملان اصلاحات تحمیل کند، تمایزی که بعدها در قرن نوزدهم میان سوسیالیسم داوطلبانه و سوسیالیسم انقلابی پیش آمد، پیشتر و زودتر احساس می شد. اما درواقع تاثیر جناح چپ بر اصلاح دینی ناپایدار و زودگذر بود. مهمترین بازمانده ی اجتماعی اصلاح دینی همان چیزی بود که مارکس وبر آن را «اخلاق پروتستانی» نامید، یا به عبارت دیگر رفتن به سوی فردگرایی اقتصادی، که نشانه ی پرهیزگاری و زهد و تسلیم شدن به قضا و قدر بود، تلقی می شد. پروتستانیسم به مساوات طلبی محدود مشروعیت بخشید، چون رقابت اقتصادی و خودمختاری اخلاقی را روا دانست، اما هیچ مجوزی برای سوسیالیسم صادر نکرد، سوسیالیسمی که همچنان چیزی «اوتوپیایی» دانسته می شد.

واژه ی اوتوپیا پس از 1516 بود که رواج یافت، زمانی که تامس مور اثر خود را به این نام منتشر کرد و در آن جسورانه تاثیرات زیانبار مالکیت شخصی و تجارت را آشکار و رد کرد. خصوصاً به آن صورتی که اینها در جنبش حصارکشی انگلستان عیان شده بودند.مور می نویسد، گوسفندان شروع به خوردن آدمیان و از میان بردن همه ی مزارع، اسب ها، و شهرها کرده بودند؛ یک جمهوری واقعی – و البته نه آن جمهوری هایی که فقط این نام را یدک می کشند و دسیسه ی ثروتمندان هستند- فقط در صورتی ممکن می شود که مالکیت اشتراکی شود. خصومت مور با مالکیت شخصی و طرفداریش از کمونیسم در واقع تلفیق عدم موافقت سنتی مسحی با حرص و طمع و فساد دنیوی با حمله به نابرابر های اقتصادی جاری بود. بسیاری از نویسندگان بعدی که بیتشر سکولار بودند، از جمله فرانسیس بیکن و تومازو کامپانلا در قرن هفدهم، به پیروی از مور به تصویر کردن اوتوپیاهایی دیگر پرداختند، هم برای آن که قوه ی تخیل را بیشتر رها کنند و هم برای آن که نقدهای اجتماعی رادیکال تری را نشر دهند که شاید نشر این نوع نقدها در قالب مقاله و رساه ی عادی می توانست برای شخص خطرناک باشد. اوتوپیا، در مقام یک تمهید و ژانر ادبی، جایگزین پیشگویی مذهبی آخرالزمانی برای بیان احساسات رادیکالی مساوات طلبانه شد.

بیشتر بخوانید:

سوسیالیسم از دوران باستان تا مارکس (قسمت اول)

سوسیالیسم از دوران باستان تا مارکس (قسمت دوم)
 
سوسیالیسم از دوران باستان تا مارکس (قسمت سوم)
 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: فرهنگ اندیشه سیاسی - خشایار دیهیمی

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات عمومی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: