حقوق خبر
فرهنگ سیاسی ایران

بنیان فرهنگ سیاسی ایران پس از اسلام (قسمت اول)

اگر مهمترین وجه نظریه سیاسی ایران باستان را مذهب زرتشت و فره ایزدی بدانیم، بی شک مهمترین وجه نظریه سیاسی ایران در دوره ی اسلامی مذهب تشیع و امامت می باشد

پایگاه خبری حقوق نیوز

بنیان فرهنگ سیاسی ایران پس از اسلام

اگر مهمترین وجه نظریه سیاسی ایران باستان را مذهب زرتشت و فره ایزدی بدانیم، بی شک مهمترین وجه نظریه سیاسی ایران در دوره ی اسلامی مذهب تشیع و امامت می باشد. ورود اسلام به ایران روند هویتی ایران باستان را به سوی روند هویتی اسلامی تغییر داد، اما به تدریج روند هویتی اسلامی در ایران با روند دیگری به نام تشیع پیوند خورد و نه تنها هویت اسلامی ایرانیان بلکه گرایش های سیاسی آنان را سمت و سویی متفاوت از بقیه دنیای اسلام بخشید. در قرون اولیه اسلامی، بواسطه ی سیطره ی اهل سنت بر تمامی ارکان سیاسی و اجتماعی سرزمین های اسلامی، تشیع از جمله جنبش هایی بود که همواره با محدودیت های بسیاری برای انتشار آموزه های خود مواجه بود. نظام سیاسی خلافت، نظام سیاسی غالب در طول شش قرن اولیه‌ی اسلام‌ بود‌ و پس از آن نـیز در قـالب خلافت کوتاه مدّت در مصر یا خـلافت تـرکان عـثمانی تـا اوایـل قرن 14ق20 م به حـیات خـود ادامه داد. در حالی که نظام‌ های‌ سیاسی شیعی در زمان های کوتاه تر صرفاً در بعضی از نقاط به مـنصه‌ی ظـهور رسـیدند.

ایران از جمله سرزمین هایی بود که تشیع توانست در پیوند با جنبش های سیاسی که ایرانیان علیه حکومت های امویان و عباسیان ایجاد کردند، به تدریج و با آمیخته شدن با عناصری از فرهنگ ایرانی به هویت غالب در میان ایرانیان تبدیل شود و به گرایش های آنان در زمینه های مختلف، از جمله گرایش های سیاسی جهت دهد. اگرچه آمیخته شدن تشیع با فرهنگ ایرانیان در تمامی دوره ها و به شکلی تدریجی اتفاق افتاد، اما در دوران حکومت صفویان بود که به شکلی گسترده و بواسطه ی سیاست های پادشاهان صفوی مقبولیتی عام یافت. زیرا مشروعیت دینی و سیاسی دستگاه خلافت و مقبولیت آن در دنیای اسلام، مجالی را برای فعالیت های شیعیان ایجاد نمی کرد. شیعیان در حوزه ی عمومی و ساختارهای سیاسی و اجتماعی از جایگاهی برخوردار نبود و به همین خاطر عمدتاً در حوزه ی فقه خصوصی و ضبط و جمع آوری حدیث فعالیت می کردند. دلیل این امر را نیز باید در حاکمیت مطلق حاکمان سنی مذهب اموی و عباسیان بر سرزمینهای اسلامی و شدت عمل آنها در برابر هرگونه تحرک سیاسی و اجتماعی شیعیان دانست. این در حالی است که اهـل سنّت به‌ این‌ دلیل‌ که پس از رحلت پیامبر اسلام همواره در عرصه سیاسی حضور داشتند، از فـقه حـکومتی غنی و گسترده‌تری نسبت به فقه حکومتی شیعه برخوردار بودند و به‌طور‌ مستقل مـنابع بـسیاری را به فقه حکومتی اختصاص دادند.

اما سوال این است که چه تفاوتی میان فقه حکومتی تشیع و تسنن وجود دارد؟

غالب مسلمانان معتقدند که در زمان حضور پیامبر (ص) خداوند حق حاکمیت و ولایت را بـه پیامبر (ص) واگذار کرده است. ولی‌ جدال‌ عمده‌ در مشروعیت حکومت پس از پیامبر (ص) است. به‌طوری کـه‌ ایـن‌ مـوضوع باعث انشعاب در اسلام و پیدایش و ظهور دو گروه بزرگ شیعه و سنی در تاریخ اسلام شد.

حوادثی که پی از رحلت پیامبر اتفاق افتاد، موجب شد تا چگونگی تعیین جانشین پیامبر به طور خاص و نحوه ی انتخاب حاکمان و اداره ی جامعه به طور کلی مبدل به اصلی ترین اختلاف میان اهل سنت و شیعیان گردد. اندیشمندان اهل سنت با تأکید بر نظریه خلافت، بر انتخابی بودن حاکمان تأکید دارند و معتقدند که پس از پیامبر(ص) امر حکومت کلا‌ً به‌ اختیار و انـتخاب امـت سپرده شده است در حالی که شیعیان با تأکید بر نظریه امامت بر انتصاب جانشینان پیامبر از طرف خدا اصرار می ورزند. اکثریت شیعیان معتقد به انتصاب دوازده امام با دو ویژگی عصمت و علم ذاتـی از سـوی خـداوند می‌باشند و‌ لذا‌ امامت را یگانه منبع مشروع حکومت قلمداد می کنند.

همواره مهمترین دغـدغه شیعیان مسأله ی چگونگی رهبری جامعه‌ اسلامی‌ و نـوع رابـطه با حـاکم بوده است. با توجه به اینکه اندیشمندان و نخبگان شیعه در زمان حضور‌ امام مـعصوم، بی‌هیچ شبهه‌ای حکومت را مخصوص ایشان و هر نوع دولت مقابل‌ آن‌ را‌ غاصب و سـتمکار تـلقی مـی‌کردند، در زمان غیبت نیز حکومت ها را فاقد صلاحیت و غصب کننده ی جایگاه امام معصوم تلقی می کردند و بر ولایت فقها به عنوان تنها‌ حکومت‌ شایسته‌ به نیابت از طرف امام معصوم تـأکید ‌ ‌مـی‌نمودند. بر این اساس برای نظریه سیاسی شیعه پس از غیبت، که بر اساس غصب حکومت معصوم توسط غیر معصوم شکل گرفته بود، نحوه و مـیزان ارتـباط و هـمکاری شیعیان با حکومت‌هایی که غاصب قلمداد می شوند،‌ از اهمیت زیادی برخوردار بود و در واقع اساس نظریات سیاسی شیعه نیز بر همین مبنا قرار گرفتند. می توان گفت نظریات سیاسی شیعه عمدتاً حول نحوه توجیه همکاری با حکومت هایی قرار داشت که اساساً ماهیتی غاصبانه دارند.

در دوران حـضور (امامان)، شیعیان با درک غصب خلافت توسط غیر مـعصوم، نحوه و مـیزان ارتـباط و هـمکاری خـود را با حکومت‌های غـاصب‌ و جـور را از امام حاضر می‌پرسیدند‌ و آنان نیز با ملاحظه اصل بنیادین و رفتار سیاسی خود، یعنی «صلح یا قیام» و «تقیه» چارچوب همکاری و رابـطه را مـشخص مـی‌کردند. رفتار امام علی (ع) با خلفای راشدین، تـوصیه‌های‌ سـیاسی امـام موسی کاظم (ع) به عـلی‌ بـن‌ یـقطین، پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا (ع)، الگوهای رفتاری توأم با تقیه برای شیعیان بوده است. مـحوریت‌ ائمه،‌ کلام و سیره آنها، فصل الخطاب منازعات کلامی و اجتماعی‌ بود و در ضمن باعث گردید، اندیشمندان شیعه استقلالی نداشته، و آن گونه که در دوره‌های بـعدی شـاهد‌ بـاروری‌ آرای‌ فقها، متکلمان و فلاسفه هستیم، در سه قرن نـخستین اسـلامی جریان‌ مستقل‌ و خود جوشی شکل نگیرد. این روند تا زمان شهادت امام حسن عسگری علیه‌السلام ادامه داشت.‌ پس‌ از‌ غـیبت دوازدهـمین امـام شیعیان و کوتاه شدن دست آنان از کسب اجازه‌ مستقیم‌ از‌ امام بـرای پذیرش مناصب حکومتی، موضوعِ «همکاری با حکومت‌های جور» به «مسأله» تبدیل شد. همین امر فقهای شیعه را بـه اهـمیت وضـع شـماری احـکام کلی و عملی بر اساس روایات امامان پیشین واقف کرد. در عصر غیبت و عدم حضور امام، نوع رابطه ی شیعیان با حکومت ها همواره مهمترین دغدغه ی اندیشمندان شیعه بوده است، اما در عین حال این فرصت را به آنها داده است که با توجه به تحولات زمانی و مکانی به بازسازی الگوی حکومتی تشیع بپردازند. تأسیس حکومت های شیعی نیز نظیر فاطمیان در مصر،آل بویه در ایران‌ و عراق، دولت زیدی در یمن، آل حمدان در سوریه، علویان در طبرستان و چندین خاندان حکومتگر شیعی کـوچک در ایـن مـناطق، به تدریج اندیشمندان شیعی را در عرصه ی عمل با مسائل جدیدی مواجه ساخت که پرداختن جدی تر به فقه سیاسی شیعه را موجب شد.

پنج عنصر مصلحت، نیت، تقیه، انتظار و رجعت، مبنای اندیشه و رفتار سیاسی فقیهان شیعی‌ را‌ رقم‌ زده است.

منظور از مصلحت، رعایت منافع عمومی، حقوق‌ و منافع اسلام و امت شیعی، حفظ خون شیعیان، رعایت اولویت‌های جامعه، رفع مشکلات‌ عامه‌ و جلوگیری از زیان‌های سیاسی و اجتماعی است. مصلحت جامعه شیعی به حدی در دستگاه فـکری عـالمان شیعی ‌‌مؤثر‌ بود که آنان را به این امر، باورمند ساخته بود که امام براساس مصلحت‌ جامعه‌ حتّی‌ می‌تواند «صحبتی از امامت خود بر زبان نیاورد» زیرا نـص امـام پیشین چنین وضعی را پیش آورده‌ و اقـرار به زبان خود امام هم لازم نیست.به این ترتیب، مصلحت جامعه شیعی‌ مبنای توجیه همکاری همسازانه‌ فقیهان با حکومت‌های مستقر بود.

عنصر دیگر در توجیه نظری اندیشه و رفـتار سـیاسی فقها، تاکید بر «نیت» بوده کـه رویه دیگر «مصلحت» است. از آنجایی که نیت، امری فردی و درونی بین مخلوق و خالق‌ است، تشخیص رفتارهای دنیا محور و آخرت محور را با مشکل مواجه می‌ساخت. به این ترتیب، مصلحت‌گرایی سیاسی و اجتماعی در پیوند با«نیت»گستره وسیعی را فراروی نظریه‌پردازان بـرای تـوجیه همکاری با حکومت‌های عرفی ایجاد‌ می‌کرد. «تقیه»، عنصر دیگر در بنیاد نظری اندیشه و رفتار سیاسی فقهای شیعه در عصر غیبت است. تقیه «حفظ خویش از ضرر غیر است از طریق همراهی با او در سخن و یا فعلی که‌ مخالف‌ حق اسـت».در روایـت‌های امامان شـیعه،از تقیه به‌عنوان «سپر مومن» ، «سپری بین خدا و مخلوق»یاد شده است.البتّه گستره ی تقیه محدود به اعمال ظاهری اسـت، نه باطنی. بر این اساس، «برای امام، جائز است که‌ برای‌ تقیه امامت خود را انـکار کـند و مـقام خود را پنهان دارد. فشارهای سیاسی و اجتماعی حکام جور، امامان شیعه را واداشت تا تقیه را نه‌ دهم ‌ ‌دیـن، تقیه‌ پیشگی را مساوی با تقوایی‌ و دینداری‌ و تارک تقیه را تارک دین و تارک نماز بدانند.تقیه در حاکمیت ظلمه تا‌ ظهور‌ قائم‌ (عج) جز در خونریزی واجب است.

رجعت و انتظار‌ از مؤلفه‌های دیگر اسـت که در اندیشه و رفتار سیاسی فقهای شیعی تأثیری ماندگار نهاده است.از دیدگاه شیعه، چون قـائم‌ تنها‌ برقرار‌ کننده حـکومت عـدل در جهان است، پس انسان‌های عادی، توفیقی در ایجاد‌ چنین حکومتی نخواهد داشت، بنابراین، شیعه براساس روایتی از امام صادق(ع)، باید در دوران غیبت به «انتظار» بنشیند،زیرا منتظر محروم از زیارت آن‌ حضرت،‌ پاداش‌ مساوی با کسی خواهد داشت که قیام قائم(ع)را درک کرده باشد.

بیشتر بخوانید:

بنیان فرهنگ سیاسی ایران پس از اسلام (قسمت دوم)

اندیشه سیاسی در ایران پیش از اسلام

تبلور فرهنگ سیاسی در نماد روشنفکری دهه چهل و پنجاه (قسمت اول)

تبلور فرهنگ سیاسی در نماد روشنفکری دهه چهل و پنجاه (قسمت دوم)

فره ایزدی اساس ساختار سیاسی در ایران باستان

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: