حقوق خبر
سهراب سپهری

فرهنگ سیاسی در شعر سهراب سپهری (قسمت اول)

در شعر سهراب انسان تنهاست و این تنهایی از سرشت خلقت به دست آمده است. خلقت انسان را تنها می آفریند تنها بودن یک انتخاب نیست بلکه یک جبر است، جبری که با ماهیت و اسرار خلقت پیوند دارد


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

فرهنگ سیاسی در شعر سهراب سپهری

مطالعه و تأملی در آثار سهراب سپهری خواننده را به دنیایی می کشاند که فضای حاکم بر آن به طور کلی از عناصر زیر تشکیل یافته است: 1- تنهایی و گرایش به خلوت 2- بینش اشراقی و طریقت گرایی 3- احترام به سنن و قوانین خلقت 4- آرمان گرایی و تمایل به آرمان شهر 5- توجه به حوزه فردی در مقابل حوزه عمومی 6- اعتقاد به گستره تاریکی در جامعه بشری در عین وجود روزنه های نور اشراقی 7- پیوند ناامیدی اجتماعی/سیاسی با امید فلسفی/عرفانی 8- سیاست گریزی 9- گرایش به نوعی آنارشیسم 10- بدبینی به سیاست مداران 11- ستایش سادگی و قناعت 12- لذت گرایی معنویت خواهانه 13- گرایش به فرهنگ رضا در امور دنیوی 14- ترجیج دادن طبیعت بر جامعه 15- مخالفت با برخی جلوه های مدرنیسم 16- اشراق گرایی به جای راسیونالیسم 17- تمایل به ایجاد دنیایی جدید 18- تقویت بینش های زیباشناسانه در عین وجود نابسامانی و زشتی خای ظاهری 19- انتقاد از توده و اکثریت 20- انتظار و امید به نجات.

سهراب تنها شاعر «صدای پای آب» و «حجم سبز» نیست. او از آغاز دهه 1330 سرودهای خود را منتشر کرده است. «هشت کتاب» و «کتاب آبی» مجموع این آثار است، اما شهرت سهراب بیشتر از سرودهای «صدای پای آب» و «حجم سبز» نیست. اکثریت جامعه او را با این سرودها می شناسند و نام او قرین این شعرهاست. با وجود این، تمام اشعار سپهری به منزله یک تابلو است که تنها یک فلسفه را می رساند.

در دنیای ترسیم شده او، عالم «هیچستان» است و «آدم اینجا تنهاست» انسان ها «میان دو لحظه پوچ» در آمد و رفتند. «جهان آلوده خواب» است و «تاریکی بی آغاز و انجام» آن را فراگرفته است. همچون شاعران کلاسیک ایرانی، «اسرار خلقت» مهم تلقی می شوند و پرسش های اصلی را تشکیل می دهند. اما هسته دل‌نگرانی ها پرسش از «وجود» و «هستی» است؛ چرا که «هستی ترس انگیز است.» سپهری گرچه با آثار برخی منفی انگاران و نهیلیست های غربی آشنایی داشته، اما خود در مسأله «هستی» به بدبینی نمی رسد و در این باره نقش فلسفه های اشراقی شرقی از اهمیت برخوردارند. سپهری را از این جهت می توان پلی میان شعر کلاسیک و شعر نو دانست.

در شعر سهراب انسان تنهاست و این تنهایی از سرشت خلقت به دست آمده است. خلقت انسان را تنها می آفریند تنها بودن یک انتخاب نیست بلکه یک جبر است، جبری که با ماهیت و اسرار خلقت پیوند دارد.

به سراغ من اگر می آیید

پشت هیچستانم

پشت هیچستان جایی است.

...

آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است

به سراغ من اگر می آیید

نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بر دارد

چینی نازک تنهایی من

(شعر «واحه ای در لحظه» از دفتر «حجم سبز»)

گهواره ای نوسان می کند

پشت این دیوار، کتیبه ای می تراشند

می شنوی؟

میان دو لحظه پوچ، در آمد و رفتم

انگار دری به سردی خاک باز کردم

گورستانبه زندگی ام تابید

(شعر «شاسوسا» از دفتر «آوار آفتاب»)

در اشعار سهراب حس «خلوت» و «تنهایی» موج می زند. شعر او واگویه های انسانی است که در «اتاق» تنهایی خود نشسته و از «پنجره» آن به جهان می نگرد. اتاقی با حس نوستالژی که وی در آغاز جوانی در باغ های کاشان آن را تجربه کرده است. او از درون این پنجره با مخاطبان خود صحبت می کند. پنجره سهراب به روی واژه هایی از جنس «خدا» و «طبیعت» گشوده است. درباره او حتی اگر از ادعای دین گرایی صرف نظر کنیم، اما نمی توان معنویت خواهی اش را نادیده گرفت. در واقع معنویت خواهی سهراب یادآور نزاع سنتی «اهل طریقت» و «اهل شریعت» است. در آثار او نگاه مثبتی به فقه مداری دیده نمی شود و می توان نقد به فقه مداری در آثار وی مشاهده کرد. با وجود این، مسأله و دغدغه های سپهری از جنس جهان بینی دینی است.

بیشتر بخوانید:

فرهنگ سیاسی در شعر سهراب سپهری (قسمت دوم)

فرهنگ سیاسی در شعر سهراب سپهری (قسمت سوم)

فرهنگ سیاسی در شعر مهدی اخوان ثالث

فرهنگ سیاسی در شعر احمد شاملو

تبلور فرهنگ سیاسی در شعر هوشنگ ابتهاج (سایه)

ادبیات سیاسی میرزاده ی عشقی

ایرج میرزا شاعر طنز سیاسی را بشناسید

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران - حمیدرضا اسماعیلی

پایگاه خبری حقوق نیوز - اندیشمندان ایرانی

 

 

 

 

 

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: