حقوق خبر
فکر سمی

41 فکر سمی در اضطراب و افسردگی(شماره 13)

مگر می شود در زندگی هیچ نور امیدی نباشد؟ اگر آنقدر تاریک به دنیا نگاه می کنیم به این معناست که هم دنیا را سیاه و سفید می بینیم و هم دچار بی توجهی به امور مثبت شده ایم

41 فکر سمی در اضطراب و افسردگی(شماره 13)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

سلام من خیلی بدبختم، تمام!

نرگس این طور مشاوره اش را شروع کرد که او پیش از این چندین بار مشاورش را عوض کرده ولی انتظارش از مشاوره به گونه ای بوده که هیچگاه کارش را ادامه نداده است.

به او گفتم برایم جمله ی «من خیلی بدبختم» را ترجمه کند.

او گفت هرگز رابطه ی درازمدتی نداشته، شغلش را هم که حسابداری یک شرکت دولتی است، دوست ندارد. دیگران به دیده ی حقارت در او نگاه می کنند، احساس می کند، همه ی مردها به او نظر سوء دارند، هیچ وقت نشده به چهار راهی برسد که چراغش سبز باشد، با مادرش مشکلات زیادی دارد، خواهر بزرگترش همیشه آتش بیار معرکه بوده و آنقدر دلش پر بود که اگر گریه اش نمی گرفت فکر کنم می توانست تمام روز را در اتاق مشاوره ی من بنشیند و از بدبختی هایش بگوید. او تفکرش سیاه و سفید بوده.

تحلیل

مگر می شود در زندگی هیچ نور امیدی نباشد؟ اگر آنقدر تاریک به دنیا نگاه می کنیم به این معناست که هم دنیا را سیاه و سفید می بینیم و هم دچار بی توجهی به امور مثبت شده ایم. نرگس طوری حرف می زند که گویی دنیا به آخر رسیده است. او توجه نمی کند که الان شغل خوبی دارد، اما هیچ انرژی مثبتی به آن نمی دهد، یا برای مثال در مورد خواهرش، لازم نیست رازهایش را با او در میان بگذارد. در مورد دوستی های درازمدت هم باید گفت دوست یابی یک مهارت است. او حتی در این مورد یک مقاله ی نامعتبر اینترنتی هم در این مورد نخوانده بود که حالا انتظار داشت دوستی های آن چنانی داشته باشد. در واقع نرگس برای عوض شدن اوضاعی که آن را دوست نداشت کاری نمی کرد وداشته های زندگی اش هم هیچ گاه به چشمش نمی آمد. پیامی که نرگس به آن عادت کرده بود این است که دنیا محل امنی نیست. تو نمی توانی یکجا بنشینی و از یک لیوان چای لذت ببری. یعنی نمی گذارند که لذت ببری. هر تلفنی که سر کار به تو می شود یعنی استرس و دردسری در راه است.

در حقیقت نرگس به امور مثبت زندگی اش هیچ توجهی نداشت. برای مثال اینکه درس خوانده، تخصص کسب کرده، درآمد دارد، زیباست، سایه ی پدرو مادرش بالای سرش است و غیره.

زمزمه های درونی مثبت

بین سیاه و سفید کلی رنگ دیگر هم هست.

منهم برای شغلم، خواهرم و دوستانم کاری نکرده ام.

اگر با کسی یا چیزی مشکل دارم، می توانم برای تغییرش کاری کنم.

مشاوره معجزه نمی کند، با عوض کردن مشاورهایم مشکلم حل نمی شود.

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

بهتره مدتی این اخم ها را کنار بگذارم.

روزی صد بار می نویسم که این زندگی مال منه و من هستم که تعیین می کنم چظور زندگی کنم.

باور مثبت

من نمی توانم یک جا بنشینم و با نگاه کردن به گیاه باعث رشد آن شوم. برای تغییر اوضاع باید خودم کاری کنم. باید شهامتی پیدا کنم نت آستین ها را بالا بزنم و برای رسیدن به چیزهایی که می خواهم تلاش و برنامه ریزی کنم.

بیشتر بخوانید:

41 فکر سمی در اضطراب و افسردگی(شماره 1)

41 فکر سمی در اضطراب و افسردگی(شماره 2)

41 فکر سمی در اضطراب و افسردگی(شماره 3)

41 فکر سمی در اضطراب و افسردگی(شماره 4)

41 فکر سمی در اضطراب و افسردگی(شماره 5)

41 فکر سمی در اضطراب و افسردگی(شماره 6)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: 1+40 فکر سمی در اضطراب و افسردگی - رامین کریمی

پایگاه خبری حقوق نیوز - موضوعات عمومی

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: