حقوق خبر
آیت الله مطهری

آیت الله مرتضی مطهری و اندیشه سیاسی وی (قسمت دوم)

مطهری در کل، استدلال می کند که اسلام شامل دموکراسی و ارزش هایی انسانی همچون آزادی، برابری و عدالت است؛ اما دموکراسی و آزادی در اسلام، به معنای آزادی انسانیت است؛ در حالی که در دموکراسی غربی، به معنای آزادی نفس جسمانی انسان است

آیت الله مرتضی مطهری و اندیشه سیاسی وی (قسمت دوم)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

آیت الله مرتضی مطهری

پاسخ های مطهری بر خلاف برخی از آثار علمی اش، اظهاراتی شتاب زده و کلی بود که فاقد دقت و عمق لازم بود. به نظر می رسد که این پاسخ ها، با توجه به مقتضیات سیاسی آن زمان ارائه می شدند. در آن ماه ها مسائلی همچون حقوق برابر سیاسی و آزادی بیان، مسائل داغی در بین گروه های مشارکت کننده در انقلاب همچون مارکسیست ها، ملی گرایان و مجاهدین خلق بودند. مطهری با لحنی مدافعه گرایانه اظهار می کرد که آزادی، حقوق افراد و دموکراسی همه جزو مسائل ذاتی حکومت اسلامی هستند. وی حتی در اظهارات کلی تر ادعا می کرد که ارزش ها و تعالیم لیبرال ذاتاً و فی نفسه در تعالیم اسلامی موجود هستند. در همین راستا بود که وی مخالفت آیت الله خمینی را با نام پیشنهادی برای کشور یعنی جمهوری دموکراتیک اسلامی موجه جلوه داد.

مطهری در کل، استدلال می کند که اسلام شامل دموکراسی و ارزش هایی انسانی همچون آزادی، برابری و عدالت است؛ اما دموکراسی و آزادی در اسلام، به معنای آزادی انسانیت است؛ در حالی که در دموکراسی غربی، به معنای آزادی نفس جسمانی انسان است. مطهری همچون دیگر نوگرایان مسلمان، مفهوم آزادی سیاسی را با توحید پیوند می دهد. وی اظهار می دارد که آزادی در درجه ی اول مهم تر از همه، آزادی از بندگی هر کسی به غیر از خدا است. طبق برداشت وی از آیه" که به جز خدای یکتا را نخواهیم پرستید و هیچ شریکی به او قائل نخواهیم شد و برخی، برخی دیگر را به جای خدا به ربوبیت تعظیم نخواهیم کرد و..." توحید، به معنای آزادی در هر دو بعد فردی و اجتماعی حیات انسان است. هم چنین در تفسیر نصیحت امام علی به فرزندش در نهج البلاغه که "بنده کسی که به غیر از خدا مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است." دوباره مفهوم حریت بسط داده می شود تا شامل مفهوم نوین آزادی اجتماعی – سیاسیِ مندرج در دموکراسی هایی باشد که به قول وی، تنها بعدی از حیات شرافتمندانه و استدلال های عقلانی و نیز ارایه ی شواهدی از قرآن و تاریخ اسلام به مخاطبانش اطمینان می دهد که اسلام هرگونه اجبار در باور و ایمان را طرد می کند؛ چرا که از نظر عقلی به هیچ وجه نمی توان کسی را به اندیشیدن و باور به چیزی واداشت. داشتن آزادی اندیشه، حق طبیعی انسان است؛ اما این بدان معنا نیست که مطهری برای دیگر مکاتب فکری ارزش یکسانی قائل است. هم چنین وی به تبلیغ آزادانه ی آنها در جامعه نیز معتقد نیست. وی با اعتقاد راسخ به این که حقیقت در اسلام قرار دارد و این که اندیشه ی آزاد، همیشه نتایج صحیح و خوبی را به بار نمی آورد، حقانیت دیگر مکاتب فکری را زیر سوال می برد. « ماتریالیسم دیالکتیک» اصلی ترین نمونه ای است، که وی از بین این مکاتب «گمراه کننده» بیان بیان می کند. وی از طرفداران این مکتب دعوت می کند که به مناظره و مذاکره ی دانشگاهی وارد شوند. این امر نشانگر آن نوع از آزادی هدایت شده یا محدودی است که مطهری حاضر است به دیگر روش های فکری بدهد. وی با رد برخوردهای خشونت آمیز، از آن چه که وی روش دموکراتیک اسلامی می نامید – یعنی امر به معروف و نهی از منکر – به منزله ی بهترین شیوه ی هدایت گمراهان به سوی حقیقت جانبداری می کند. وی هم چنین خلاف روحانیون متعصب، معتقد بود که مخالفت با آزادی بیان به نام دفاع از اسلام، غیر قابل توجیه است؛ چرا که تنها از طریق علم و دعوت آزاد و قاطع از دیدگاه های مخالف می توان از اسلام دفاع کرد.

بیشتر بخوانید:

مهدی بازرگان؛ آراء و اندیشه سیاسی (قسمت اول)

مهدی بازرگان؛ آراء و اندیشه سیاسی (قسمت دوم)

مهدی بازرگان؛ آراء و اندیشه سیاسی (قسمت سوم)

مهدی بازرگان؛ آراء و اندیشه سیاسی (قسمت چهارم)

مهدی بازرگان؛ آراء و اندیشه سیاسی (قسمت پایانی)

برابری در کلام مطهری معادب عدالت است. به ویژه عدالت اجتماعی ای که از سوی امام علی اجرا شده، تعلیم داده می شد و نیز امام علی برای آن مبارزه نموده، در راه آن کشته شد. البته عدالت بدین معنا نیز هست : فراهم آوردن فرصت ها و قرار دادن آن به طور برابر در دسترس همه ی اعضای جامعه البته بر حسب استعداد و قابلیت خود فرد.

مطهری به بحث درباره ابعاد مختلف برابری سیاسی مندرج در دموکراسی ها نمی پردازد. هرچند وی مدافع تحمل و تساهل فکری در برابر دیگر جریانات فکری بود، هرگز حاکمیت غیرمسلمانان را بر نمی تابید و هرچند در رابطه با حقوق زنان، کتاب «نظام حقوق زند در اسلام» مطهری شهرت و اعتبار زیادی را هم در داخل و هم در خارج ایران برای وی به ارمغان آورد، با این حال به نظر می رسد که دیدگاه های وی چیزی به جز توجیه مواضع اتخاذ شده در شریعت اسلام راجع به زنان نیست؛ که وی آن ها را به زبان امروزی بیان کرده است. او برای متقاعد کردن خوانندگانش به انواع استدلال ها از نسبت دادن تفاوت ها به طبیعت و حقوق طبیعی گرفته تا تفاسیر منابع دینی متوسل می شود. در برخی متون، وی به استفاده های غلط و سوءتعبیرات از شریعت در قبال حقوق زنان حمله می کند، در عین حال، برای بهبود، تغییر یا تعدیل قوانین مربوط به ارث، ازدواج یا طلاق هیچ پیشنهادی ارائه نمی دهد؛ بلکه همه ی آنها را تأیید کرده، برای آنها توجیه فلسفی ارائه می دهد.

بیشتر بخوانید:

شریعتی و مارکسیسم (قسمت اول)

شریعتی و مارکسیسم (قسمت دوم)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: اسلام، دموکراسی و نوگرایی دینی در ایران از بازرگان تا سروش - فروغ جهانبخش

پایگاه خبری حقوق نیوز - اندیشمندان ایرانی

 



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: