حقوق خبر
ایوان پاولف (Ivan Pavlov)

نظریات روانشناسان جهان (قسمت چهارم)

ایوان پتروویچ پاولف در 1849در شهر ریازان نزدیک مسکو (روسیه) متولد شد. در میان یازده فرزند خانواده بزرگترین فرزند بود. پدرش ابتدا معلم زبان (یونانی و لاتین) بود، ولی بعد ها به شغل کشیشی روی آورد

نظریات روانشناسان جهان (قسمت چهارم)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

ایوان پاولف (Ivan Pavlov)

پاولف برای اینکه بفهمد چه چیزی موجب ایجاد چنین واکنشی می شود تصمیم گرفت یک سری از محرک ها را روی سگ ها آزمایش کند. اما قبل از آن با استفاده از جدیدترین روش ضد عفونی و مهارت برجسته ی خود در جراحی، ترتیبی داد که مقداری از بزاق سگ، قبل از آن که از طریق لوله ی گوارش وارد معده گردد در ظرفی وارد شود تا بتواند مقدار آن را اندازه گیری کند. محرک هایی را که درست در لحظه ی غذا دادن روی سگ ها به کار برد عبارت بودند از: مترونوم، زنگ اخبار، زنگوله، صدای ترق و تروق، نشان دادن یک مربع سیاه، گرما، لمس بخش های مختلف بدن سگ و همچنین روشن و خاموش کردن متناوب یک لامپ. بدین ترتیب، سگ به این محرک ها شرطی شد. یعنی وقتی که سگ یکی از این محرک ها را می شنید، می دید یا حس می کرد، حتی بدون آن که غذایی در کار باشد بزاقش شروع به ترشح می کرد. یعنی فقط صدای زنگ اخبار باعث تولید بزاق می شد.

پاولف دریافت که اکنون حیوان دو نوع واکنش یا بازتاب در مقابل محیط دارد:

  • واکنش طبیعی یا غیر شرطی (برای مثال، ترشح بزاق سگ هنگامی که شروع به خوردن غذا می کند).

  • واکنش اکتسابی یا شرطی شده، که از طریق یادگیری ناخود آگاه ظاهر می شود (برای مثال، سگ با شنیدن صدای زنگ اخبار شروع به ترشح بزاق می کند، چون این صدا برای او همانند غذاست).

این آزمایش به پاولف نشان داد که اگر حیوان همچون است که به محرک های محیطی پاسخ می دهد پس باید ماشین پیچیده ای باشد. او آشکار کرد که قشر مخ، یعنی پیشرفته ترین بخش مغز، بسیار انعطاف پذیر است و اتصالات عصبی متصل به آن نیز از همین ویژگی برخوردارند. او همچنین توانست نشان دهد که از طریق مرتبط کردن غذا با چیزی که سگ به آن علاقه ای ندارد می توان واکنش های او را متوقف کرد.

پاولف معتقد بود ایجاد واکنش های شرطی دارای محدودیت هایی نیز هستند. این واکنش ها به مرور زمان تضعیف می شوند و گاهی اوقات سگ ها تمایل چندانی به واکنش ندارند و می خوابند. او طی یک عمل جراحی قشر مخ سگی را به طور کامل برداشت. با این عمل سگدقیقا به ماشینی تبدیل شد که فقط واکنش های غیر شرطی را که در مغز و سیستم عصبی اش تعبیه شده بود از خود بروز می داد. یعنی در هنگام راه رفتن اگر به مانع کوچکی مثل پایه ی یک میز برخورد می کرد نمی توانست تصمیم بگیرد چه کار کند. در صورتی که یک سگ عادی وقتی با کوچک ترین مانعی برخورد کند یا با کوچک ترین تغییر در محرک های محیطی مواجه شود، واکنش جست و جو گرانه ای را از خود بروز می دهد، گوش هایش را تیز می کند یا آن محرک را بو می کشد. یک سگ ممکن است مدت زیادی را فقط صرف جست و گری کند تا واکنش های خود را با جدیدترین تغییرات محیط تطبیق دهد.

پاولف بر این باور بود که نتیجه ی آزمایش های او فقط به سگ ها مربوط نمی شود، بلکه موجود زنده هرچه قدر پیشرفته تر باشد، ارتباطاو با محیط پیچیده تر است و سازگاری و تطابق او با شرایط بیرونی متنوع تر و دقیق تر خواهد بود. تفاوت انسان ها با سگ در این است که واکنش های شرطی انسان خیلی بیشتر از واکنش های طبیعی اوست. در حالی که سگ ها در واکنش به محیط می توانند شناخت کامل تری در مورد آن پیدا کنند، انسان ها با تغییر دادن محیط و ایجاد تمدن به محیط زیست خود واکنش نشان می دهند.

پاولف معتقد بود طریقه ی یادگیری انسان تفاوت چندانی با سگ ها ندارد. مثلا بهترین راه یادگیری مرحله به مرحله است و انسان ها مثل سگ ها وقتی یک سری چیز ها را یاد می گیرند، یک سری از آموخته های خود را از یاد می برند. پاولف برای انجام دادن آزمایش های خود از مکانی که کاملا ضد صدا بود استفاده می کرد چون متوجه شده بود محرک های خارجی بر واکنش های شرطی تاثیر می گذارند. خیلی از ما وقتی فیلمی در حال پخش است نمی توانیم کتاب بخوانیم، یا بعد از تعطیلات و وقفه ی موقت در زندگی عادی، از سر گیری مجدد آن برایمان دشوار است.

پاولف همچنین فهمیده بود که برخی اوقات واکنش هایی که سگ ها از خود نشان می دهند قابل پیش بینی نیست. مثلا در زمان وقوع یکی از سیل های معروف شهر پتروگراد، بعضی از سگ های آزمایشگاه هیجان زده شدند، بعضی وحشت کردند و بعضی پا به فرار گذاشتند. پاولف معتقد بود واکنش عاطفی انسان ها نیز در برابر توهین شدید یا از دست دادن یکی از عزیزان خود قابل پیش بینی نیست. این واکنش ممکن است هیستریک (توأم با هیجان روان رنجورانه) یا نوراستنی (توأم با عقب نشینی و سکوت و بی تحرکی) باشد.

ما انسان ها نیز مانند دیگر حیوانات، مستعد شرطی شدن هستیم، ولی در عین حال اگر بفهمیم بعضی از الگوهای رفتاری مان به نفع ما نیستند می توانیم آن ها را تغییر دهیم. یعنی به کمک بازخوردی که از محیط می گیریم می توانیم واکنشی مناسب ارائه دهیم.

همان طور که بسیاری از واکنش های سگ ها قابل پیش بینی نبودند، حتی یعد از شرطی شدن هنوز امکان بروز ویژگی های متفاوت با خصوصیات شرطی شده وجود داشت، در مورد انسان ها نیز با توجه به بزرگی قشر مخ انسان، ما از ظرفیت گسترده ای برای واکنش نشان دادن به محیط برخوردار هستیم.

بیشتر بخوانید:

نظریات روانشناسان جهان(قسمتهای دیگر)

عشق از دیدگاه دانشمندان روانشناسی

 

تهیه کننده: محمدی

منبع: مکاتب روان شناسی - حمیدرضا بلوچ

پایگاه خبری حقوق نیوز - روانشناسی

 

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: