حقوق خبر

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت اول)

برای بررسی موسیقی رایج در ایران در دهه چهل و پنجاه ابتدا باید سه جریان متفاوت را از یکدیگر تفکیک کرد: موسیقی سنتی، مطربی(کاباره ای) و پاپ. در واقع فرهنگ سیاسی و جاری در هر کدام از این سه جریان با یکدیگر تفاوت دارد

تبلور فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت اول)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50

برای بررسی موسیقی رایج در ایران در دهه چهل و پنجاه ابتدا باید سه جریان متفاوت را از یکدیگر تفکیک کرد: موسیقی سنتی، مطربی(کاباره ای) و پاپ. در واقع فرهنگ سیاسی و جاری در هر کدام از این سه جریان با یکدیگر تفاوت دارد.

دوران ناصری و سال های پیش از مشروطه را باید همانند بسیاری از عناصر فرهنگی دیگر سرآغاز تحولات نوین در موسیقی ایران دانست. با توجه به شرایط خاص مذهبی ایران که موسیقی همواره هنری قاچاقی و زیرزمینی محسوب می شد، موسیقی دانان پیش از آن را به دو گروه اجتماعی تقسیم کرده اند: موسیقی دانان متعلق به دربار و موسیقی دانان متعلق به اهل تصوف و درویش مسلک. این دو گروه، وارث موسیقی چندین هزار ساله پیشین ایرانیان بوده اند که موسیقی را به شیوه سنتی و سینه به سینه نسل به نسل به یکدیگر منتقل ساخته بودند. موسیقی در ایران پس از اسلام با فراز و نشیب هایی همراه بود که یکی از مهمترین آن ها نگاه منفی بیشتر فقها به این هنر بود. این مخالفت موجب شد در دوران هایی که تنها دو منبع فرهنگ ساز شریعت و طریقت در ایران وجود داشت، بسیاری از موسیقی دانان و نوازندگان ایرانی به اهل طریقت و طبقات صوفیه بگروند و به گونه ای درویش مسلکی را در موسیقی ایرانی که بعدها به موسیقی سنتی مشهور شد رسوخ دهند. در حقیقت روش اشراقی و ذوقی صوفیان و عارفان نیز آمادگی پذیرش موسیقی علمی و اصیل را داشت؛ آن هم در دوره ای که این هنر به جز نخبگان فوق سرپناه دیگری نداشت. به این دلیل موسیقی ایرانی اگر پیش از آن هم ظرفیت های اشراقی و عرفان پسند داشت، در پیوند با اهل طریقت بیش از گذشته عرفانی شد.

در گذشته نیز دو نوع اجرا در موسیقی ایرانی وجود داشته است: اجرای علمی(اصیل) و اجرای مطربی. ویژگی های اجرای علمی را چنین برشمرده اند: خلاق، متنوع، اصیل و ابتکاری، بی تجمل، متعادل، پررنگ و معنوی. از طرف دیگر ویژگی های اجرای مطربی را نیز چنین توصیف کرده اند: تقلیدی، تکراری، معمولی، خودنما و متظاهر، متضاد، کم رنگ، احساسی و نفسانی. با وجود این، اساس موسیقی ایرانی مبتنی بر فرد محوری و تک نوازی بوده است و نه گروه نوازی. گروه های موسیقی ایرانی از سه، چهار نفر تجاوز نمی کرده است.

بنیاد موسیقیِ با کلام ایرانی آوازخوانی است، اما در پیش از مشروطه و در کنار آوازخوانی موسیقی دیگری شکل گرفت که همراه با اشعار ریتم دار بود که به تصنیف خوانی معروف شد. در ابتدا از اشعار کوتاه متقدمان یا از کلان های شعرگونه مبتذل و عامیانه ای مانند تصنیف «گربه شاه» برای تصنیف سازی استفاده می کردند که در هر دو صورت هیچ کدام شعری سیاسی نداشتند. لذا چون آن اشعار و کلام ها وصف حال جامعه در حال گذار ایران نبود، افرادی مانند عارف قزوینی و شیدا به زبان حال شعر سرودند و اساس تصنیف خوانی نوین به این ترتیب گذاشته شد. در این میان عارف بیش از دیگران تصنیف های سیاسی و ملی گرایانه سرود و اجرا کرد.

با وجود تاثیرات اندکی که از موسیقی غربی همزمان با عصر مشروطه در موسیقی ایرانی شکل گرفت اما دوره پهلوی را باید عصر «تجدد موسیقی» و تحولات گسترده در موسیقی دانست. در این دوره مبانی برگرفته از فرهنگ غرب در موسیقی ایرانی مطرح شد و فرم های جدیدی در این موسیقی به وجود آمد. کار ضبط آثار موسیقی رونق گرفت و موسیقی از کنج خانه ها به میان مردم آمد. رضاشاه گرچه موسیقی ملی ایران را بر موسیقی فرنگی ترجیح می داد، ولی گمان می کرد که رواج موسیقی غربی که عنوان علمی یافته بود، برای ترقی کشور مناسب تر است. وی در سازمان موزیک نظام تغییراتی داد. نقاره خانه را به مقر سلطنت خود آورد و دستور سازماندهی ویژه ای در کار اداره موزیک ارتش داد. در عصر او مارش ها و سرودهای نظامی بسیاری ساخته شد. در عصر رضاشاه کنسرت های عمومی و اجرای خوانندگان زن در ملأ عام اغاز شد که واکنش های فراوانی را در پی داشت. تدریس موسیقی به همت علینقی وزیری در مدارس پایتخت نیز از همین زمان اغاز شد. وزیری پس از بازگشت از اروپا در سال 1302 مدرسه عالی موسیقی را دایرکرد و به تربیت شاگردانی با روش های جدید پرداخت. به طوری که بسیاری از موسیقی دانان برنامه گل ها به طور مستقیم و غیر مستقیم از آموزش های او متاثر بودند. تاسیس رادیو در سال 1319 نیز به ترویج هر چه بیشتر موسیقی در عصر پهلوی یاری رساند.

در دوران پهلوی با گسترش سازمان های مرتبط با موسیقی و نیز توسعه وسایل ارتباطی، تنوع و دامنه نفوذ موسیقی در جامعه ایران گسترش یافت و علاوه بر نفوذ موسیقی غربی در ایران موسیقی فرهنگ های دیگر مانند موسیقی هندی، افغانی، عرب و ترک نیز به سادگی وارد مرزهای ایران شد و مورد استفاده اهالی موسیقی ایران قرار گرفت. البته پیروان موسیقی اصیل ایرانی از به کارگیری آن ها دوری می کردند و این ها بیشتر در موسیقی های مطربی به کار می رفت.

در اواسط دهه 1330 به همت داود پیرنیا، فرزند مشیرالدوله، برنامه ای ماندگار در موسیقی سنتی در رادیو آغاز شد که دو دهه به طول انجامید. در این برنامه ها بسیاری از بهترین نوازندگان، خوانندگان و موسیقی دانان موسیقی سنتی به اجرای برنامه پرداختند و گوشه های متفاوتی از موسیقی سنتی را به نمایش گذاشتند. برنامه گل ها برای نمونه شامل مجموعه ای از «گل های جاویدان»، «گل های رنگارنگ»، «برگ سبز»، «شاخه گل»، «گل های صحرایی» و «گل های تازه» بود. برنامه گل ها در طراوت بخشیدن به موسیقی سنتی نقش مهمی برعهده داشت و به دلیل مشارکت هنرمندان برجسته در این برنامه، این دوره تبدیل به عصر طلایی موسیقی سنتی ایران شد. برنامه گل ها برایند بسیاری از توانایی ها و ظرفیت های موسیقی سنتی در چند سده اخیر به شمار می رفت که در آن از آهنگ های ساخته شده افرادی چون شیدا، عارف، غلامحسین درویش، جهانگیر مراد(حسام السلطنه)، علینقی وزیری، روح الله خالقی، مرتضی محجوبی، رضا محجوبی، مرتضی نی‌داود، ابوالحسن صبا، موسی معروفی، جواد معروفی، رکن الدین مختاری، شکری قهرمانی، مهدی خالدی، علی تجویدی، پرویز یاحقی، حبیب الله بدیعی، محمود ذوالفنون، جواد بدیع زاده، ابراهیم منصوری، همایون خرم، سیروس ساغری، حسین یاحقی، فریدون حافظی، اسدالله ملک، لطف الله مجد، و میلاد کیایی بهره برده شد. برنامه گل ها از شعر بیش از سیصد شاعر ایرانی استفاده کرد و از این نظر مانند مدرسه ای بود که ایرانیان را به اعماق گذشته تاریخی آنان سوق می داد، به ویژه تاریخ ایران پس از اسلام. زیرا بسیاری از بهترین شاعران ایرانی که شعرهای آنان در برنامه گل ها خوانده و نامی از آن ها برده می شد به ایران پس از اسلام تعلق داشتند.

موسیقی سنتی و برنامه گل ها به واسطه ظرفیت های تاریخی موسیقی سنتی و نیز بهره گیری از شعرهای کلاسیک اشراقی مشرب در بازتولید فرهنگ عرفانی و مولفه های فکری صوفیان در ایران معاصر موثر بوده است. برنامه گل ها نام بسیاری از شاعران کلاسیک و عارف مسلک ایرانی مانند خواجوی کرمانی و عراقی را زنده نگه داشت و به واسطه آن ها مخاطبان خود را با فرهنگ نیاکان ایرانی آشنا ساخت. برنامه گل ها مدرسه ای عمومی بود که با ظرافتِ هنر موسیقی نه تنها نوستالژی شکوه فرهنگی گذشته ایران را یادآوری می کرد بلکه به بسط عناصر فرهنگی گذشته یاری می رساند. گل ها همچنین بهانه ای بود برای کسانی که فرهنگ ایرانی را در دوران غربزدگی در معرض تهدید و هجوم فرهنگ بیگانه و مبتذل می دیدند. گل ها منادی بازگشت به خویشتن و تاکید بر عناصر فرهنگ خودی بود. این برنامه ریشه های فرهنگ ایران اسلامی را به نمایش می گذاشت و ایرانیان را با حکمت و عقلانیت ایرانی مواجه می ساخت. مخاطبان برنامه گل ها به واسطه اشعار و مباحث مطرح در این برنامه به تحقیق بیشتر درباره فرهنگ گذشته ایران علاقمند می شدند و از آن طریق با حکمت ها و تاریخ گذشته فرهنگی پیوند می یافتند.

بیشتر بخوانید:

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت دوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت اول)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت دوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت سوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت چهارم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت پنجم)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران - حمیدرضا اسماعیلی

پایگاه خبری حقوق نیوز - موسیقی



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: