حقوق خبر
جرایم شدید از اشد

جرایم شدید از اشد؛ مفهوم وتفاوت های آن 2

اشکال تشدید جرم لزوماً با شرایط تشدید مجازات دو موضوع مجزا است؛ به عبارت بهتر «تشدید مجازات» لزوماً مترادف با «تشدید جرم» نیست؛ زیرا برخی فاکتورها در عنصر روانی جرم وجود داشته و موجب تشدید مجازات می شود. این فاکتورها ارتباطی به اشکال تشدید جرم که مبتنی بر تشدید عنصر مادی است، ندارد

پایگاه خبری حقوق نیوز

جرایم شدید از اشد مفهوم و تفاوت های آن

اشکال تشدید جرم

به طور استقرایی ميتوان اشکال تشدید جرم را به سه دسته تقسيم نمود. در همين قسمت لازم به ذکر می داند اشکال تشدید جرم لزوماً با شرایط تشدید مجازات دو موضوع مجزا است؛ به عبارت بهتر «تشدید مجازات» لزوماً مترادف با «تشدید جرم» نیست؛ زیرا برخی فاکتورها در عنصر روانی جرم وجود داشته و موجب تشدید مجازات می شود. این فاکتورها ارتباطی به اشکال تشدید جرم که مبتنی بر تشدید عنصر مادی است، ندارد.

از حیث تعداد جرایم ارتکابی؛ ارتکاب جرایم متعدد (تعددجرم)

به صورت کلي در بسياري از مواردي که جرایم متعدد رخ مي دهد، مجازات قانوني، اشد از زماني است که جرم به صورت واحد ارتکاب مي یابد. البته تشدید یا تجميع مجازاتها، لزوماً نتيجه ضروري تعدد جرم نيست؛ بلکه در برخي موارد، تعدد جرم، تشدید یا تجميع مجازات را در پي ندارد. به عنوان مثال تعدد جرم در خصوص جرایم حدي مشابه منجر به تشدید مجازات نمي شود. ضمن اینکه تشدید مجازات به عنوان یکي از نتایج قانوني تعدد مطرح است و نه مبناي تعدد جرم. به عبارت دیگر انگيزه ها و اوضاع و احوال دیگري غير از تشدید مجازات در این مسأله موثر است. بنابراین مباني نظري تأثير تعدد جرم بر ميزان مجازات، فراتر از تشدید مجازات صرف است و مي توان از عدالت، موازین فقهي، مصلحت و فایده اجتماعي به عنوان مباني تعيين مجازات اشد براي تعدد جرم نام برد.

با این وجود، از نظر نگارندگان این سطور، تعدد جرم فاکتور تشدیدکننده جرم است. توضيح آنکه وقتي کسي جرایم متعدد مرتکب ميشود لزوماً وصف فعلي جرم را تشدید نموده است. به عنوان مثال کسي که سه فقره سرقت مرتکب ميشود؛ عالوه بر اینکه فقرات مختلف به صورت مجزا ميتواند موضوع تحليل قرار گيرد؛ مجموع سه فقره نيز متصف به شدت خواهد بود؛ براي همين است که در مقام تحليل ميزان شدت جرم، در مورد مجرمي که سه فقره سرقت مرتکب شده باشد؛ گفته ميشود جرم شدیدتري را نسبت به فردي که یک فقره سرقت مرتکب شده، انجام داده است.

آراي قضایي متعددي نيز وجود دارد که تعدد جرم را از عوامل تشدید مجازات برشمرده است. به عنوان نمونه، بر اساس دادنامه شماره 9109972131300464 مورخ 22/12/1391 شعبه 68 دادگاه تجدیدنظر استان تهران،« تعدد جرم می تواند از علل تشدید کیفر باشد.» همچنین بر اساس دادنامه شماره 9209970223901641 مورخ 13/12/1392 صادره از شعبه 39 دادگاه تجدیدنظر استان تهران، «اتهامات سرقت های متعدد از اشخاص مختلف و مقرون به آزار می باشد عقل حکم می کند مرتکب به یک مجازات محکوم شود و مجازات حداکثری و با رعایت اشد مورد حکم قرار گیرد.»

با توجه به اینکه مباحث مربوط به تعدد به دو قسم تعدد مادي و تعدد معنوي تقسيمبندي ميشود، ميتوان این مبحث را از این دو باب دنبال نمود. از یک بابت چنانچه مدنظر معاون در تشویق، تحریک و ترغيب مباشر، تنها تشویق و تحریک نسبت به ارتکاب یک جرم خاص بوده است وليکن مباشر جرم به اندازهاي تحریک شود که مرتکب چندین جرم گردد، در واقع جرمي شدیدتر و بيشتر از آنچه مدنظر معاون بوده ارتکاب یافته است. در این صورت تعدد مادي جرم اتفاق افتاده است. به عنوان مثال هرگاه شخصي دیگري را تحریک و تشویق به ارتکاب سرقت نماید و آن شخص در اثر تشویقهاي معاون به اندازهاي تحریک شود که عالوه بر سرقت، به تخریب عمدي منزل مسروقعنه و نيز توهين و فحاشي به ساکنان منزل نيز بپردازد، جرایمي شدیدتر و بيشتر از آنچه مدنظر معاون جرم بوده است مرتکب گردیده است. یا هرگاه شخصي دیگري را ترغيب به ارتکاب تهدید نسبت به ثالثي نماید وليکن مباشر جرم به حدي ترغيب و تحریک گردد که عالوه بر تهدید به ضرب و جرح طرف مقابل نيز بپردازد، نه تنها یک جرم بلکه جرایم متعدد با عناوین مجرمانه مختلف به وقوع پيوسته است که هيچکدام از جرایم بعدي، مدنظر معاون جرم نبوده است. یا در نمونه دیگر هرگاه شخصي در راستاي تسهيل ارتکاب جرم سرقت، چاقو و یا ابزار شکستن قفل را در اختيار دیگري قرار دهد و این شخص عالوه بر شکستن قفل دست به قتل صاحب ملک نيز بزند، جرایم متعدد ارتکاب یافته استو در این حالت در واقع جرم یا جرایمي شدیدتر و به تعبير دقيقتر بيشتر از آنچه مورد نظر معاون بوده، ارتکاب یافته است. از بابت دیگر چنانچه مدنظر معاون در تشویق، تحریک و ترغيب مباشر تنها ارتکاب یک رفتار مجرمانه بوده است و وي از سایر عناوین مجرمانه و یا شيوه اقدام مرتکب به شکلي که قابل تطبيق بر عناوین مجرمانه متعدد باشد، مطلع نبوده است، در این حالت ميتواند مصداقي از تعدد معنوي باشد که بر اساس ماده ۹3۹ قانون مجازات اسالمي، مجازات اشد را به دنبال دارد. به عنوان مثال هرگاه شخصي قصد معاونت در ترویج سکه قلب را داشته باشد و مرتکب اصلي با ارائه سکه تقلبي به صرافي مبالغ زیادي پول دریافت نماید، نوعي تعدد معنوي یا اعتباري رخ داده است. زیرا رفتار وي در واقع بر جرم ترویج سکه قلب و کالهبرداري، به صورت همزمان، قابل تطبيق است. در این حالت تعدد معنوي جرم اتفاق افتاده و مرتکب بنابر ماده 131 قانون مجازات اسلامی به مجازات کلاهبرداری (به عنوان مجازات اشد) محکوم می شود. این در حاليست که معاون جرم هيچگونه قصدي در معاونت در کلاهبرداری نداشته است. بنابراین مي توان تشدید مجازات در تعدد معنوي یا اعتباري در ارتکاب جرایم را نسبت به غير مورد تعدد جرم از مصادیق مجازاتهاي اشد برشمرد.

از حیث نوع رفتار ارتکابی؛ ارتکاب جرم دارای ابعاد مجرمانه شدیدتر

به طور کلي مي توان جرایم را از حيث جنبه مجرمانه آنها با یکدیگر مقایسه کرد. در ماده 14 قانون مجازات اسلامی ، مجازاتها به چهار دسته کلي تقسيمشده اند: حدود، قصاص، دیات و تعزیرات. این 4 دسته از مجازات ها را مي توان با یکدیگر مقایسه کرد و در خصوص جنبه هاي مجرمانه آنها بررسی نمود. از این حیث توجه به جنبه هاي حق اللهي و حق الناسي مجازات ها، ميزان خطرات آن و سایر جنبه ها مورد توجه قرار مي گيرد. از سوي دیگر مي توان به مقایسه جرایم در هر 4 دسته خود پرداخ. به عنوان نمونه مي توان انواع حدود و انواع تعزیرات را با یکدیگر مقایسه نمود و در خصوص شدت و ضعف آنها اظهارنظر نمود. البته بحث اصلي این مقاله پرداختن به تفاوتهاي مذکور نيست، بلکه در این بين به مقایسه این جرایم از حيث شدت و ضعف آنها پرداخته خواهد شد.

بنابرآنچه فقهاي اسلام درخصوص لزوم اجراي حدود و عدم تعطيلي آن بيان مي دارند، مشخص است که حدود به عنوان یکي از رفتارهاي مجرمانه شدید مطرح است. ویژگيهاي حدود نيز نشان دهنده اهميت این موضوع براي شارع به نسبت تعزیرات است. ویژگيهایي مانند عدم جواز تأخير در اجراي حدود، عدم امکان شفاعت و کفالت در حدود، عدم شمول مرور زمان و... همگي به نوعي نشان دهنده شدید بودن حدود در مقایسه با تعزیرات است. این ویژگيهاي حدود با مالک بعدي که در این مقاله بحث شده است نيز گره خورده است. بدین معنا که پيش بيني مجازات هاي ثابت و هميشگي براي برخي جرایم در فقه کيفري اسلام به دليل نقض ارزش هاي اساسي و بنيادین بشري است. گویي این ارزش ها چنان اهميت دارند که لازم است حمایت از آنها نيز هميشگي و مهم و استوار باشد.

بنابرآنچه گذشت معلوم مي گردد که مي توان مجازات هاي قانوني را از حيث شدت و ضعف به ترتيب شامل حدود، قصاص و تعزیرات دانست . البته آنچه در این مقاله مورد تدقيق قرار گرفت تفاوتهاي بين حدود و تعزیرات از حيث شدت و ضعف بود و اساساً به مقایسه قصاص با سایر مجازاتها پرداخته نشد. به نظر نگارنده بدليل آنکه قصاص و حدود داراي جنبه هاي مختلفي هستند که هر کدام در مواردي نسبت به دیگري شدید و در مواردي خفيف محسوب مي شوند نمي توان صراحتاً در این خصوص اظهارنظر نمود. به عنوان مثال قصاص نسبت به حدود داراي جنبه حق الناسي بيشتري است و همين امر باعث مي گردد که از یک حيث بتوان آن را شدیدتر از حدود تلقي نمود. چرا که در بسياري از روایات اسلامی به عدم بخشش حق الناس در قيامت و دارا بودن عقوبت اخروي آن اشاره گردیده است. همين امر نشان دهنده اهميت حق الناس در مقایسه با حق الله است. از طرف دیگر قصاص در مقایسه با حدود قابل گذشت محسوب مي شود و صاحب حق قصاص مي تواند از اجراي آن صرفنظر نماید در صورتي که حاکم شرع در صورت اثبات جرایم موجب حد امکان گذشت از آن را ندارد.

اداره حقوقي قوه قضایيه در نظریه مشورتي شماره 1540/92/7-14/8/1392 در خصوص تفکیک بین حق الله و حق الناس آورده است که «ضابطه تشخیص حق الله و حق الناس در قانون معین نشده است ولی جرائمی که منشأ آن ها تجاوز به حقوق اشخاص و اضرار به آن ها باشد، حق الناس و جرائمي که منشاء آنها تخطّي و تجاوز از احکام الهي است، حق الله محسوب می شود.» بنابراین نمي توان به صراحت در خصوص مقایسه شدت و ضعف قصاص و حدود اظهارنظر نمود و بهتر است موضوع را به صورت مصداقي بررسي نمود. به عنوان مثال هرگاه شخصي دیگري را ترغيب و تشویق به ارتکاب قتل شخصي در قالب ارتکاب جرم محاربه نماید و براي تسهيل ارتکاب جرم محاربه سالح نيز در اختيار وي قرار دهد وليکن مباشر جرم با در دست داشتن سالح وارد منزل وي شود و در خفا اقدام به قتل او نماید.

در مثال دیگر، هرگاه معاون با تشویق دیگري، به دنبال ارتکاب زناي به عنف توسط مرتکب بوده است وليکن مباشر جرم به علت مقاومت مجنيعليه، اقدام به قتل وي نماید. در این دو مثال، جرم ارتکاب یافته مستوجب قصاص است وليکن قصد معاون، تسهيل و ترغيب و تشویق مرتکب به ارتکاب جرم حدي بوده است. در مقایسه جرایم همنوع نيز امکان مقایسه وجود دارد. به عنوان مثال هر گاه دو سرقت که یکي حدي و دیگري تعزیري است صورت پذیرد قطعاً و بالشک امکان مقایسه این دو سرقت وجود دارد و سرقت حدي شدیدتر از سرقت تعزیري محسوب ميشود. همچنين هرگاه کالهبرداري ساده و مشدده رخ دهد، مشخص و مبرهن است که کلاهبرداری  مشدده، شدیدتر از کلاهبرداری ساده است. لذا هرگاه قصد معاون از تشویق، ترغيب و ... ارتکاب جرمي ساده باشد وليکن مباشر اصلي جرم به علت تحریک معاون اقدام به ارتکاب جرم مشدد نماید، جرم صورت گرفته توسط مباشر نسبت به آنچه مدنظر معاون بوده شدیدتر است. مانند اینکه شخصي دیگري را به کالهبرداري ساده تشویق نموده وليکن وي مرتکب کلاهبرداری مشدده مي شود. یا در موردي که شخصي دیگري را به ارتکاب سرقت تعزیري تشویق نموده وليکن مباشر مرتکب سرقت حدي شده است.

بیشتر بخوانید:

جرایم شدید از اشد مفهوم و تفاوت های آن 1

 

منبع: تحلیل مفهوم و تفاوتهای جرایم شدید از اشد - محمد جوانمردی و دیگران

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات حقوقی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: