حقوق خبر

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت دوم)

یک ایرانی برای شنیدن موسیقی اجتماعی معترض کمتر سراغ موسیقی سنتی می رود، زیرا این موسیقی بیشتر تداعی گر احساسات عاشقانه و اندیشه های عارفانه است. ظرفیت های موسیقی سنتی برای ابراز اعتراضات خشونت آمیز طراحی نشده و اصولاً با احساسات خشن و رادیکال سازگاری ندارد

 
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50

موسیقی سنتی ایران در این دو دهه یاد شده گرچه می توانست آثار سیاسی نیز بر جای گذارد اما به طور ماهوی تمایلات و ظرفیت های سیاسی نداشت. موسیقی سنتی به دلایل تاریخی و پیوندی که میان کلام و موسیقی ایرانی وجود دارد بیشتر به اندیشه های حکمی و عارفانه پیوند خورده است که باید آن ها را فرازمانی دانست و کمتر به مسائل اجتماعی به طور مستقیم پرداخته است. موسیقی سنتی در فرازمان ها مانند شعر حافظ در پی گمشده ای فلسفی است و به ندرت وارد مسائل اجتماعی می شود. حتی پرداختن به معضلات اجتماعی مانند «زهد ریایی» نیز باز از همین منظر حکمی قابل تفسیر است. با این زمینه های تاریخی و فرهنگی، انتظار ایرانیان از موسیقی سنتی نیز به سمت انتظارات فلسفی و عرفانی رفته است و چندان با برداشت های اجتماعی و سیاسی سازگاری ندارد. اشعار کلاسیک فارسی حتی اگر در زمان خود بار معنایی اجتماعی و سیاسی نیز داشته اند، اکنون از پس سده های متمادی که شرایط اجتماعی دگرگون شده است، بیشتر حاوی احساساتی رمانتیک اند و برای بیان اندیشه های اجتماعی و سیاسی از آن قالب ها استفاده نمی شود. یک ایرانی برای شنیدن موسیقی اجتماعی معترض کمتر سراغ موسیقی سنتی می رود، زیرا این موسیقی بیشتر تداعی گر احساسات عاشقانه و اندیشه های عارفانه است. ظرفیت های موسیقی سنتی برای ابراز اعتراضات خشونت آمیز طراحی نشده و اصولاً با احساسات خشن و رادیکال سازگاری ندارد.

در دوران پهلوی برخی موسیقی دانان که با دربار پهلوی رابطه مناسبی داشتند گاهی تصنیف هایی در مدح شاه و سلطنت خوانده اند و به نوعی فرهنگ سیاسی محافظه کارانه سلطنت طلبانه را در موسیقی سنتی وارد کرده اند، با وجود این جریان اصلی موسیقی سنتی به آن سو نرفته است.

در فرهنگ سیاسی برخاسته از موسیقی سنتی در مجموع نوعی محافظه کاری و نرمش و ملایمت دیده می شود. این حالت، هم در زمان موافقت با یک نظام سیاسی صادق است و هم در زمان مخالفت. محافظه کاری را باید از مهمترین ویژگی های فرهنگ سیاسی متبلور در موسیقی سنتی دانست. در موسیقی سنتی اعتراض و انقلاب و رادیکالیسم واقعی به چشم می خورد.

همان طور که در طنین آواز تار و سه تار خشونتی وجود ندارد و نمی توان آن را با سازی مانند گیتار و گیتار برقی مقایسه کرد. هم چنین در آواز خوانندگان موسیقی سنتی الحان آمیخته با خشونت و اصواتیکه از تارهای صوتی شخص عصبی و معترض برخیزد به گوش نمی رسد. گلایه های نهفته در موسیقی سنتی بیش از آن که اعتراضی عصبی و هیجان زده باشد نقدی منطقی و با متانت است. در صداسازی آواز ایرانی برخلاف موسیقی های غربی مانند پاپ و راک، صداسازی در پی به دست آوردن لطافت و نرمش صیقل خوردگی است و از حجیم کردن بیخود و خشن کردن صدا که مخصوص اعتراض است، پرهیز می کند.

در موسیقی سنتی حتی هنرمندانی که سیاسی هستند کمتر هنر سیاسی ارائه می دهند. بنابراین باید گفت که برخلاف وجود چهره های سیاسی در موسیقی سنتی، جریان اصلی این هنر سیاسی نبوده و به نوعی در پی سیاست گریزی بوده است. از این جهت باید میان هنرمندان سیاسی و هنر سیاسی تفاوت قائل شد. بر این اساس موسیقی سنتی را حتی با وجود ظهور برخی چهره ها با نشانه های سیاسی، نمی توان سیاسی تلقی کرد.

در میان اهالی موسیقی در دهه چهل و پنجاه برخی مانند مرضیه و الهه به جریان های چپ گرا تمایل دارند و برخی نیز مانند اکبر گلپایگانی و خواهران دده‌بالا(هایده و مهستی) به دربار و سلطنت پیوند خورده اند، اما حتی این افراد نیز به ندرت موسیقی با مضمون سیاسی اجرا کرده اند. از جمله این آثار تولید شده تصنیفی است در سه گاه که اکبر گلپایگانی آن را خوانده است:

کی خوابیده، کی بیدار

تو قلب شهر تبدار

ملت به خوابه ناز

چشم های شاه بیدار

اون مثل جون عزیز

دوستش داریم خدایا

سلطان شهر عشق

سلطان شهر دل ها

آ ای خدای عالم

هرگز نگیرش از ما

نکته قابل توجه اینجاست که در آثار بسیاری از این موسیقی دانان با گرایش های متفاوت سیاسی سرودهای ملی ایرانی به چشم می خورد.

در این میان علاوه بر سرودهایی مانند «ای ایران، ای مرز پر گوهر» که به صراحت حس ملی گرایانه را تهییج می کنند، می توان به تصنیف هایی مانند «بوی جوی مولیان» اشاره کرد که به طور تلویحی آمیخته با حس وطن گرایانه اند. در میان تصنیف های سیاسی که بارها در زمان پهلوی بازخوانی شده اند تصنیف «مرغ سحر» بیش از باقی شهرت یافته است.

مرغ سحر تصنیفی انتقادی و آزادی خواهانه است که فرهنگ سیاسی مشروطه را تداعی می کند. در واقع همین ذهنیت تاریخی است که آن ها را بیش از پیش سیاسی می سازد. مرغ سحر با شعری از ملک الشعرای بهار و آهنگسازی حسن نی‌داود در دستگاه ماهور از پس سال ها و دهه ها همواره حس نخبگان ایرانی را نسبت به موقعیت کشورشان و حاکمانشان به نمایش گذاشته است. مرغ سحر نمونه ای از تصنیف های آرمان گرایانه اجتماعی است که توسط افرادی مانند قمرالملوک وزیری، هنگامه اخوان و محمدرضا شجریان بارها خوانده و بازخوانی شده است.

مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرربار

این قفس را

برشکن و زیر و زبر کن

بلبل پربسته ز کنج قفس درا

نغمه آزادی نوع بشر سرا

وز نفسی عرصه این خاک تیره را

پر شرر کن

ظلم ظالم جور صیاد

آشیانم داده بر باد

ای خدا ای فلک ای طبیعت

شام تاریک ما را سحر کن

بیشتر بخوانید:

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت اول)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت اول)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت دوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت سوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت چهارم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت پنجم)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران - حمیدرضا اسماعیلی

پایگاه خبری حقوق نیوز - موسیقی

 

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: