حقوق خبر
نادر ابراهیمی

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 1)


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

نامه ی اول

ای عزیز

راست می گویم.

من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.

قلمم را دیده ام چنان که گویی بخشی از دستِ راستِ من است؛ و کاغذ را.

من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.

من اینجا«من» را دیده ام-که اسیر زندانِ بزرگِ نوشتن بوده است، همیشه ی خدا، که زندان را پذیرفته، باور کرده، اصلِ بودن پنداشته، به آن معتاد شده، و به تنها پنجره اش که بسیار بالاست دل خوش کرده...

و آن پنجره، تویی ای عزیز!

آن پنجره، آن در، آن میله ها، و جمیع صداهایی که از دوردستها

می آیند تا لحظه یی، پروانه‌وش، بر بوته ی ذهن من بنشیند، تویی...

این، می دانم که مدحِ مطلوبی نیست

اما عین حقیقت است که تو مهربان ترین زندانبانِ تاریخی.

و آنقدر که تو گرفتار زندانیِ خویشتنی

این زندانی، اسیر تونیست-

که ای کاش بود

در خدمتِ تو، مریدِ تو، بنده ی تو...

و این همه در بند نوشتن نبود.

اما چه می توان کرد؟

تو تیماردارِ مردی هستی که هرگز نتوانست از خویشتن بیرون بیاید

و این، برای خوبترین و صبورترین زنِ جهان نیز آسان نیست.

می دانم.

اینک این نامه ها

شاید باعث شود که در هوای تو قدمی بزنم

در حضور تو زانو بزنم

سر در برابرت فرود آورم

و بگویم: هرچه هستی همانی که می بایست باشی و بیش از آنی، و بسیار بیش از آن. به لیاقت تقسیم نکردند؛ و الا سهم من، در این میان، با این قلم، و محو نوشتن بودن، سهم بسیار ناچیزی بود: شاید بهترین قلم دنیا، اما نه بهترین همسر...

بیشتر بخوانید:

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 2)

 

پایگاه خبری حقوق نیوز- ادبیات

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: