حقوق خبر

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت سوم)

موسیقی سنتی لحنی جدی دارد، اما موضوعات قابل طرح در آن بیشتر به حوزه شخصی افراد باز می گردد تا مسائل و دغدغه های اجتماعی. حتی بسیاری از مخاطبان موسیقی سنتی انتظار ورود این موسیقی به حوزه های سیاسی و مسائل روزمره اجتماعی را ندارند. از این منظر موسیقی سنتی با پرداختن به مسائل حوزه شخصی و از این جهت که هر کسی از ظن خود با آن یار می شود محل وفاق است و چندان اختلاف‌برانگیز نیست

 
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران

موسیقی سنتی لحنی جدی دارد، اما موضوعات قابل طرح در آن بیشتر به حوزه شخصی افراد باز می گردد تا مسائل و دغدغه های اجتماعی. حتی بسیاری از مخاطبان موسیقی سنتی انتظار ورود این موسیقی به حوزه های سیاسی و مسائل روزمره اجتماعی را ندارند. از این منظر موسیقی سنتی با پرداختن به مسائل حوزه شخصی و از این جهت که هر کسی از ظن خود با آن یار می شود محل وفاق است و چندان اختلاف‌برانگیز نیست. موسیقی سنتی از پیری و جوانی می گوید، موعظه های اخلاقی دارد، نگاهی زیباشناسانه به جهان و خلقت دارد، غم و شادی واقعیت زندگی را به هم آمیخته است، روح عشق های اساطیری و متافیزیکی را زنده می کند، بر نمادها و شخصیت های دینی تاکید دارد، از ناملایمتی های زندگی و روزگار ملول است، به آشنایان و نزدیکان توجه دارد وگاه از آن ها شکوه می کند و در مجموع زبان حال یک انسان را در ادوار مختلف زندگی از جوانی تا پیری داراست. موسیقی سنتی از حوزه شخصی می گوید و به همین دلیل در انحصار افراد و گروه ها در نمی آید. زبان حال و قیل و قال یک انسان است؛ نه فردی که به فلان گروه یا طبقه اجتماعی و حزب سیاسی تعلق دارد. موضوع موسیقی سنتی انسان است نه فلان طیف و کیفیت از آدمی؛ انسان به ماهو انسان. از این جهت جریان اصلی موسیقی سنتی با وجود برخی تلاش ها کمتر سیاسی شده است. بر این اساس تلاش برخیموسیقی دانان برای سیاسی کردن موسیقی سنتی چندان موفق نبوده و به جز برخی موارد نادر و به ویژه در موسیقی های ملی، جامعه از موسیقی سنتی با همان رنگ حکمی و رمانتیک دیرینه خود استقبال کرده است. در واقع این موضوع بیش از آن که به ظرفیت موسیقایی آن وابسته باشد، بیشتر متاثر از زمینه های تاریخی رشد موسیقی سنتی و انتظار شنوندگان از آن بوده است. خواننده اس که سیاسی تلقی شود برداشت از آثار او نیز سیاسی تلقی خواهد شد. برای نمونه محمدرضا شجریان معتقد است که آلبوم بیداد وی اثری سیاسی/هنری است، در حالی که این برداشت در شنوندگان بسیار متغیر است و آن ها تا شجریان را سیاسی ندانند و از انگیره ها و شخصیت او مطلع نباشند دشوار است که بتوانند آن را سیاسی تلقی کنند. اشعار این آلبوم از حافظ و سعدی است و می توان قرائت های متفاوتی از آن داشت. وی آغاز این رفتار سیاسی خود در موسیقی را به اواسط دهه پنجاه نسبت می دهد که همواره در پیش و پس از انقلاب تلاش کرده انتقادها و اعتراض های خود را در قالب هنر موسیقی سنتی به گوش مخاطبان خود در جامعه و حکومت برساند.

در مجموع موسیقی سنتی را باید در پیوند با ویژگی های زیر معرفی کرد: تقویت فرهنگ ایرانی، ایران دوستی، تقویت حس نوستالژیک ملی و سنتی، نقد رندانه جامعه و حکومت، بازتولید فرهنگ طریقت گرایانه و عناصری مانند بی نیازی، توکل، سادگی، صمیمیت، ریاستیزی، دین داری و معناگرایی، موسیقی سنتی فریادی علیه سه بیماری ظاهربینی و ظاهرسازی و ظاهرپرستی بوده است.

برخلاف موسیقی سنتی که هنری جدی است، موسیقی مطربی تفریحی و تفننی است. موسیقی مطربی که از سرگرمی های توده به شمار می آید در دوران پهلوی از بازار گرم و پررونقی برخوردار بود. موسیقی مطربی بیش از آن که حامل اندیشه و احساسات غنی و عمیق باشد، در پی تخدیر شنوندگان است تا با نشاطی کاذب آن ها را لحظاتی از تلخی های زندگی واقعی دور سازد. انتظار مخاطبان از موسیقی مطربی تولید فرح بخشی و دوری از اندیشه است. موسیقی مطربی با اندیشه و عقلانیت و متانت و حوصله ناسازگار است و همانند اغلب ریتم های تندش، سبک و بی مغز است. از مقدمات و سنت ها گریزان است، نه از این جهت که استدلالی برای رد آن ها داشته باشد بلکه به این دلیل که ظرفیت پای بندی به سنت ها را ندارد. بسیاری از خوانندگان و نوازندگان موسیقی مطربی از جمله کسانی اند که یا از لحاظ فنی و یا به لحاظ شخصیتی توانایی رسیدن به مرحله بالاتر را که همان موسیقی علمی سنتی باشد، نداشته اند. موسیقی مطربی سهل الوصول تر است و فهم آن برای توده ساده تر است، زیرا به احساسات و مسائل جزیی و شخصی افراد می پردازد. به این دلیل گذشته از افرادی که نمی توانند درجات بالای آوازخوانی و نوازندگی را طی کنند و جذب موسیقی مطربی می شوند، همچنین برخی موسیقی دانانی که در پی شهرت بیشتر یا بهبود وضع معیشت خود بوده اند نیز جذب موسیقی مطربی شده اند. نوازندگان موسیقی مطربی گرچه اغلب همان سازهای موسیقی سنتی را می نوازند اما از آن چیره دستی برخوردار نیستند. همچنین از گستره معلومات و عمق فهم نوازندگان و خوانندگان موسیقی سنتی بی بهره اند. بسیاری از اهالی موسیقی مطربی را نمی توان از جمله نخبگان اجتماعی تلقی کرد. کاباره ها در زمان پهلوی از مهمترین مراکر نشر و توسعه موسیقی مطربی به شمار می آمدند و بسیاری از خوانندگان مشهور این سال ها در آن جا مشغول فعالیت بوده اند.

در طول تاریخ اجتماعی ایران مطربان همواره صحنه گردان مجالس بزم خانواده های ایرانی بوده اند و از این جهت انتظار مطرب مآبی از کلیت موسیقی، در ذهن توده جامعه ایرانی نقش بسته است و انتظار از موسیقی را تا حد مطربی تقلیل داده است. از این نگاه، موسیقی چندان جدی تلقی نمی شود، همراه با رقص است، حرف مگوی عشق را تکرار می کند، از بی مهری معشوق می گوید و هیجانات جوانی و نوجوانی را القا می کند. شاید نهایت آرمان و فلسفه وجودی موسیقی مطربی را بتوان در آرزوهای این ترانه دانست که با صدای نعمت الله آغاسی از خوانندگان معروف دهه پنجاه اجرا شده است:

ز حق توفیق خدمت خواستم

دل گفت پنهانی:

چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

اومدم باز اومدم

پشت پا به رسم این دنیا زدم

اومدم با این صدای خسته

باز بخونم

براتون از خوب و بد

...اومدم دلهاتون و با شادی پیوند بزنم

اومدم کوه غم و از سینه هاتون بکنم

...

اومدم باز اومدم

اومدم بخندم و بخندونم

آدما آی آدما! آدمی یک آه و دمه

عمر ما، عمر ما مث یه خواب درهمه

اگه شادی نباشه تو زندگی

دلامون اسیر زندونه غمه

آدم خاکی بخند واسه چی غم می خوری

مگه روزی که بری با خودت چی می بری

عاقبت خاک گل کوزه گران خواهی شد.

بیشتر بخوانید:

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت اول)

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت دوم)

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت چهارم)

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت پنجم)

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت پایانی)

موسیقی در جامعه ی ایرانی

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران - حمیدرضا اسماعیلی

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: