حقوق خبر

چرخه ی عادت چیست؟

عادات در ساختار مغز ما رمزگذاری می شوند و این خود امتیازی ویژه برای ما به حساب می آید؛ زیرا باعث تاسف است اگر مجبور می شدیم پس از هر تفریح یا تعطیلاتی، چگونه رانندگی کردن را دوباره بیاموزیم


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

چرخه ی عادت چیست؟

در طول زمان، چرخه ی نشانه یا محرک، کار تکراری و روزمره و در نهایت پاداش به طور خودکار عمل می کند. محرک و جایزه به هم تنیده می شوند تا حس انتظار و نیاز قوی پدیدار شود و در نهایت، چه در آزمایشگاه سردِ ام.آی.تی باشید و چه در مسیر حرکت اتومبیل ها، این عادت ایجاد می شود.

عادات هدفمند نیستند و امکان دارد در معرض فراموشی، بی توجهی، تغییر یا جایگزینی واقع شوند؛ چرخه ی عادت وقتی پدیدار می شود که مغز از درگیری کامل در تصمیم گیری باز می ایستد، از سخت کار کردن دست کشیده یا تمرکزش را روی کارهای دیگری می گذارد؛ بنابراین، اگر عمداً با عادتی نجنگیم یا کارهای تکراری جدیدی پیدا نکنیم، این الگوها یا عادت به طور خودکار پدیدار می شود. درک چگونگی عملکرد عادت ها و یادگیری ساختار چرخه ی عادت، به سادگی، کنترل عادات را آسان تر می کند؛ پس هنگامی که عادتی را جایگزین عادات قبل می کنیم، رفتار ما به مراتب خود را با عادت جدید هماهنگ می کند.

چرخه ی عادت چیست؟
 

«طی انجام دادن آزمایشاتی، به موش ها آموزش دادیم که درون شبکه بدوند تا حدی که این حرکات به عادت تبدیل شد. سپس، آن عادت را با تغییر موضع پاداش از بین بردیم.»

آن گری بیل، دانشمندی که بسیاری از آزمایشات عقده های پایه تحت نظارت وی انجام می شد، به من گفت: «وقتی دوباره جایزه را در جای قدیمی اش قرار می دهیم عادت قدیمی دوباره پدیدار می شود؛ عادات هیچ گاه واقعاً ار بین نمی روند.»

عادات در ساختار مغز ما رمزگذاری می شوند و این خود امتیازی ویژه برای ما به حساب می آید؛ زیرا باعث تاسف است اگر مجبور می شدیم پس از هر تفریح یا تعطیلاتی، چگونه رانندگی کردن را دوباره بیاموزیم.

مشکل اصلی این است که مغز نمی تواند به تفاوت بین عادات خوب و بد پی ببرد؛ بنابراین، چنانچه عادت بدی داشته باشید، این عادتِ درونیِ مغز در انتظار محرک ها و پاداش های درست باقی می ماند.

این مسئله بیانگر آن است که چرا به وجود آوردن مثلاً عادات تمرینی یا تغییر عادات غذایی بسیار دشوار است. هنگامی که به جای دویدن یا خوردن غذای سبک به سمت جعبه ی شیرینی کشیده می شویم یا به نشستن روی کاناپه عادت می کنیم؛ الگوها برای همیشه در مغزمان باقی می مانند.

از طرفی دیگر، اگر کارهای عصب شناختیِ جدیدی را، با همین روش، بیاموزیم آن ها را تکرار کنیم تا بر شیوه های رفتاری پیشین غلبه کنند و آنگاه چرخه ی عادت را کنترل کنیم، می توانیم آن تمایلات بد را به صندوقچه ی تجربیاتمان بسپاریم.

بر اساس مطالعات، هنگامی که فرد به الگوی جدیدی روی می آورد، مانند تمرین دو ماراتون یا صرفنظر کردن از یک جعبه ی شیرینی یا هر چیز دیگری، ناخودآگاه، بعد از مدتی این عادت هم به طور خودکار در مغزش جایگزین می شود.

چرخه ی عادت چیست؟
 

مغز ما، بدون چرخه های عادت از کار می افتد و غرق در جزئیات زندگی روزمره می شود. در بعضی از افراد، عقده های پایه با وارد شدن ضربه یا بروز بیماری آسیب می بیند و این مسئله فرد را به فلج ذهنی مبتلا می کند؛ طوری که حتی انجام دادن امور ساده ی روزمره مانند بازکردن در یا تصمیم گیری درباره ی خوردن غذا با مشکل مواجه می شود و توانایی نگهداری اطلاعات غیرضروری را از دست می دهد.

اگر مغز انسان را به صورت پیازی تصور کنید که متشکل از لایه هایی از سلول ها و پوسته ای بیرونی است، جدیدترین عضوها از دیدگاهی تکاملی نزدیک ترین لایه ها به پوست سر هستند. هنگامی که رویای یک اختراع جدید را در سر می پرورانید یا به لطیفه ی یکی از دوستانتان می خندید، بخش های بیرونی مغز درگیرند؛ درست همان بخش هایی که پیچیده ترین افکار در آن ناحیه شکل می گیرد.

کمی داخل تر و نزدیک تر به ریشه ی مغز، درست جایی که مغز با ستون فقرات تلاقی پیدا می کند، ساختارهایی ابتدایی تر و قدیمی تر شکل می گیرند. آن ها رفتارهای خودکار را کنترل می کنند؛ رفتارهایی مانند نفس کشیدن، بلعیدن یا یکه خوردن در مقابل کسی که ناگهان از پشت بوته ها شما را غافل گیر می کند.

 به سمت مرکز جمجمه، تکه بافتی به اندازه ی توپ گلف وجود دارد؛ درست شبیه آنچه در سر ماهی، خزندگان یا پستانداران یافت می شود. این بخش همان عقده های پایه است.

برای مثال، بر اساس یکی از تحقیقات به عمل آمده درباره ی بیمارانی با صدمات به عقده های پایه، این بیماران نمی توانستند حالت های چهره مانند ترس، تنفر و...را تشخیص دهند؛ زیرا آن ها اطمینان نداشتند که باید بر کدام قسمت صورت تمرکز کنند. بدون عقده های پایه، دسترسی به صدها عادت را از دست می دهیم؛ عاداتی که در زندگی روزمره به آن ها وابسته ایم. آیا امروز صبح قبل از بیرون آمدن مکث کردید تا تصمیم بگیرید بند کفش پای چپتان را اول ببندید یا سمت راستی را؟ آیا در تصمیم گیری برای این موضوع مشکل داشتید که مسواک زدن دندان را به قبل یا بعد از دوش گرفتن موکول کنید؟

البته که نه. این گونه تصمیمات بدون انجام دادن هیچ گونه تلاشی و صرفاً بر اساس عادت اتخاذ می شوند. تا زمانی که عقده ی پایه سالم است، محرک ها ثابت می مانند و رفتارها بدون هیچ گونه تفکری سرازیر می شوند. (هرچند شاید زمانی که به مسافرت می روید نوع لباس پوشیدنتان متفاوت باشد یا دندانهایتان را در زمانی متفاوتی در صبح مسواک بزنید، بدون آنکه متوجه آن شوید.)

 

منبع: قدرت عادت - چارلز دوهینگ

پایگاه خبری حقوق نیوز - رفتارشناسی

 



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: