حقوق خبر

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت پنجم)

در موسیقی پاپ دوران پهلوی، آثار فرهاد به طور مشخص حالت اعتراضی اجتماعی و سیاسی داشت. آثار او جدی، محکم و خشم الود بود و فریادی تلخ را سر می داد

 
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50

در موسیقی پاپ دوران پهلوی، آثار فرهاد به طور مشخص حالت اعتراضی اجتماعی و سیاسی داشت. آثار او جدی، محکم و خشم الود بود و فریادی تلخ را سر می داد. فرهاد روایتگر سیاهی تاریخ پهلوی بود که زندگی اجتماعی وسیاسی آن دوران را به نقد می کشید؛ مانند روزهای یک «هفته خاکستری»:

شنبه روز بدی بود، روز بی حوصلگی

وقت خوبی که می شد غزلی تازه بگی

ظهر یکشنبه من، جدول نیمه تموم

همه خونه هاش سیاه، روی خونه جغد شوم

صفحه کهنه یادداشتای من

گفت دوشنبه روز میلاد منه

اما شعر تو می گه که چشم من

تو نخ ابره که بارون بزنه

آخ اگه بارون بزنه، آخ اگه بارون بزنه!

غروب سه شنبه خاکستری بود

همه انگار نوک کوه رفته بودن

به خودم هی زدم از این جا برو!

اما موش خورده شناسنامه من

عصر چارشنبه من!عصر خوشبختی ما!

فصل گندیدن من! فصل جون سختی ما!

روز پنجشنبه اومد مث سقائک پیر

رو نوکش یه چیکه آب

گفت به من بگیر، بگیر!

جمعه حرف تازه یی برام نداشت

هر چی بود پیش تر از این ها گفته بود!

(ترانه «هفته خاکستری» از آلبوم «هفته خاکستری» 1350)

آواز فرهاد طنین اعتراض ناشی از مشکلات زندگی شهرنشینی مدرن بود که آثار خود را در نسل او نشان می داد. احساسات تنهایی و روزمرگی همراه با منفی انگاری که همواره بازتولید می شد. احساس شالوده شکنی که از سنت های گذشته به تنگ آمده بود. نوای فرهاد را باید نماد بحران هویت رسوخ کرده در بخشی از جامعه جوان آن روز ایران دانست؛ نسلی که خود را با تاریخ گذشته اش بیگانه می دید، چه این بیگانگی را می پسندید و چه نمی پسندید. گذشته برای او بیشتر در نوستالژی «دوران کودکی» تداعی می شد که تجربه و حسی شخصی است؛ تجربه ای «کودکانه» و گذرا مانند «بوی عیدی».

می بینم صورتم و تو آینه

با لبی خسته می پرسم از خودم

این غریبه کیه؟ از من چی می خواد؟

او به من یا من به اون خیره شدم؟

...

جای پاهای تموم قصه ها

رنگ غربت تو تموم لحظه ها

مونده روی صورت ات تا بدونی

حالا امروز چی ازت مونده به جا!

آینه می گه: تو همونی که یه روز

می خواستی خورشید و با دستت بگیری

ولی امروز شهر شب خونه ت شده

داری بی صدا تو قلبت می میری

می شکنم آینه رو تا دوباره

نخواد از گذشته ها حرف بزنه

آینه می شکنه هزار تیکه میشه

اما باز تو هر تیکه اش عکس منه

عکسا با دهن کجی بهم می گن:

چشم امید و ببر از آسمون!

روزا با هم دیگه فرقی ندارن،

بوی کهنگی می دن تمومشون.

(ترانه«آینه» از آلبوم «آینه ها»)(مسخ)، 1351)

این نوع از موسیقی پاپ همواره می خواهد که تلخ بنگرد، منفی ببیند و حس تنهایی و بیگانگی داشته باشد. بیشتر به نفی کردن معتقد است تا اثبات کردن. بیش از سفیدی به سیاهی می گراید. حس بی اعتمادی و تردید دارد و به این حس اعتماد کافی دارد.

جغد بارون خورده ای تو کوچه فریاد میزنه

زیر دیوار بلندی یه نفر جون می کنه

کی می دونه تو دل تاریک شب چی می گذره

پای برده های شب اسیر زنجیر غمه

...

چراغ ستاره من رو به خاموشی می ره

بین مرگ و زندگی اسیر شدم باز دوباره

تاریکی با پنجه های سردش از راه می رسه

توی خاک سرد قلبم بذر کینه می کاره

دلم از تاریکی خسته شده

همه درها به روم بسته شده

مرغ شومی پشت دیوار دلم

خودشو این ور و اون ور می زنه

تو رگ های خسته سرد تنم

ترس مردن داره پرپر می زنه

دلم از تاریکی ها خسته شده

همه درها به روم بسته شده.

(ترانه«خسته» از موسیقی متن فیلم «زنجیری»، 1351)

«جمعه» از ترانه های معروف فرهاد است که در سال 1350 برای فیلم «خداحافظ رفیق» به کارگردانی امیر نادری ساخته شد. این ترانه به هر انگیزه ای که سروده و اجرا شد، اما به دلیل ماجراهای سیاهکل سیاسی تلقی شد و نیز در سال 57 و پس از جمعه هفده شهریور با هدف اعتراض به رفتار خشونت آمیز حکومت پهلوی بازخوانی شد و با انگیزه ای سیاسی در جامعه انتشار یافت.

توی قاب خیس این پنجره ها

عکسی از جمعه غمگین می بینم

چه سیاهی به تنش رخت عزا

تو چشاش ابرای سنگین می بینم

...

عمر جمعه به هزار سال می رسه

جمعه ها غم دیگه بیداد می کنه

آدم از دست خودش خسته می شه

با لبای بسته فریاد می زنه

داره از ابر سیاه خون می چکه

جمعه ها خون جای بارون می چکه

جمعه وقت رفتنه، موسم دل کندنه

خنجر از پشت می زنه، اون که همراه منه

داره از ابر سیاه خون می چکه

(ترانه«جمعه» از موسیقی متن فیلم«خداحافظ رفیق»، 1350)

ترانه دیگری که از فرهاد اجرا شد و جامعه آن را در اعتراض به خشونت و کشتار حکومت پهلوی در هفده شهریور تلقی و تکرار کرد، ترانه «شبانه دو» بود؛ در این ترانه امید به جبران مافات سیاسی دیده می شود:

یه شب مهتاب/ماه میاد تو خواب/منو می بره/ته اون دره/اونجا که شبا/یکه و تنها/تک درخت بید/شاد و پرامید/می کنه به ناز/دستشو دراز/که یه ستاره/بیفته مثله/یه چیکه بارون.

اما از مهمترین آثار فرهاد که ساعت هایی پس از انقلاب تولید شد، ترانه وحدت است. بنیان این ترانه بر یکی از باورهای دیرینه سیاسی/مذهبی ایرانیان بنا شده است که «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم»

آهنگساز این ترانه اسفندیار منفردزاده و شاعر آن سیاوش کسرایی بود.

والا پیامدار محمد

گفتی که یک دیار

هرگز به ظلم و جور

نمی ماند برپا و استوار هرگز، هرگز

والا پیامدار محمد

آنگاه تمثیل وار کشیدی عبای وحدت

بر سر پاکان روزگار

والا پیامدار محمد

در تنگ پر تبرک آن نازنین عبا

دیرینه ای محمد، والا

جاهست بیش و کم آزاده را

که تیغ کشیده ست بر ستم

0ترانه «وحدت» از آلبوم«وحدت»، 1357 و 1376)

بیشتر بخوانید:

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت اول)

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت دوم)

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت سوم)

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت چهارم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت اول)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت دوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت سوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت چهارم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت پنجم)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران - حمیدرضا اسماعیلی

پایگاه خبری حقوق نیوز - موسیقی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: