حقوق خبر

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت پایانی)

خواننده دیگری که در این دوران آثار او قرابت هایی از لحاظ شکلی و محتوایی با فرهاد داشت، فریدون فروغی بود. در میان آثار فروغی ترانه های «نماز» (نیاز 1352)، «سال قحطی» (1354) و «بت شکن»(1357) سیاسی تلقی شد و موجب برخورد ساواک با وی شدند

 
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50

خواننده دیگری که در این دوران آثار او قرابت هایی از لحاظ شکلی و محتوایی با فرهاد داشت، فریدون فروغی بود. در میان آثار فروغی ترانه های «نماز» (نیاز 1352)، «سال قحطی» (1354) و «بت شکن»(1357) سیاسی تلقی شد و موجب برخورد ساواک با وی شدند.

گلدونا گل ندادن، درختا بار ندادن

گوسفند و گاو و میشا، ماست و پنیر ندادن

گندمای بیابون، یه لقمه نون ندادن

چشمه های تو دالون، یه چیکه آب ندادن

ای آدمای مرده، ترس دلاتونو برده

پس چرا ساکت هستین، سگ دلاتونو خورده

به هر کی هرچی گفتم، به من جواب ندادن

بسه ساکت نشستن، در خونه‌ها را بستن

از همه دل بریدن، دل به کسی نبستن

یالله پاشین بجنگین، با این روزای ننگین

چه فایده داره اینجا، حتی نشه بخندین

(ترانه «سال قحطی» از آلبوم «سال قحطی» 1356)

به عبارت دیگر، این نوع از موسیقی پاپ با اهمیت دادن به موضوعات اجتماعی، پژواک حوادث و مسائلی است که در هر دوره در جامعه رخ می دهد. گذشته از نوع ایدئولوژی این افراد که می توانست چپ گرا یا راست گرا باشد، آن چه که در این ترانه ها ظهور بیشتری داشت خصلت انتقادی، ساختارشکن و اعتراضی آن ها بود. چیزی که در فراسوی مذهب آنها جلوه می کرد، روح مدرنیستی حاکم بر این آثار بود. موسیقی پاپ صدای برخاسته از طبقه جدیدی بود که دوران پهلوی توسعه یافته بود و فهم آن برای توده و طبقات سنتی غیرممکن بود. اما این اختلاف ها مانع نمی شد که اشتراک در رویکرد انقلابی میان این طبقات و ایدئولوژی های متفاوت دیده شود.

ای مجاهد!ای رزمنده زمان! با شکوه یکی شدن

زمان پیوستن ما زمانی که طلسم شب ها شکسته شد

وقتی که هر صدا شعر طوفان بود و هر مشت گره شده

جوانه آزادی و سینه ها مسیر گلوله را ترسیم می کردند

فاتحانه از شط خون گذشتیم تا واژه مقدس شهادت

به نام شجاعان بپیوندد و جاودانه در دریاها بماند

خلقی بت شکن با فرمانی الهی

صبح روشنی در قلب سیاهی

گریه ما فریاد ما شد

ایمان ما بنیاد ما شد

مزدور ننگین، جلاد خونخوار

مرگش رسیده ای خلق بیدار

رزمی جانانه گلبانگ صدایی

عزمی چون کوه و ایمان خدایی

با لاله های پرپر در میدان

با خون پاک خیل عزیزان

باغ آزادی سرسبز و شاداب

نقش اهریمن شد نقش برآب

(ترانه «بت شکن» از آلبوم «بت شکن»،1357)

در این دوره ترانه های سیاسی دیگری نیز تولید شد که در اغلب این ترانه ها نام ترانه سرایانی مانند شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی و اردلان سرافراز دیده می شود. در میان آهنگسازان نیز بیشتر نام اسفندیار منفردزاده و سپس افرادی مانند واروژان دیده می شود. از جمله آثار دیگر، ترانه «جنگل» بود که به بهانه حادثه سیاهکل تولید شد، این ترانه را داریوش اقبالی اجرا کرد.

پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه

رو به رو، رو به رو قتلگاه آدمه

روح جنگل سیاه با دست شاخه هاش داره

روحم رو از من می گیره

تا یه لحظه می مونم جغدها تو گوشم می گن

پلنگ زخمی می میره

راه رفتن دیگه نیست

حجله پوسیدن من جنگل پیره

...

ترس رفتن تو تنم

وحشت موندن تو دلم

خواب برگشتن می بینم

هر قدم به هر قدم

لحظه به لحظه سایه دشمن می بینم.

...

(ترانه«جنگل» از آلبوم «جنگل» 1351)

در برخی از این ترانه ها که رنگ چپ گرایی به خود می گیرند،پرداختن به امپریالیسم و ظلم به طبقات پایین جامعه اهمیت مضاعفی می یابد. برای نمونه در ترانه «بوی گندم» صدای اعتراض به امپریالیسم و فاصله طبقاتی که در دوران پهلوی پدیده ای کاملاً وابسته به حکومت به شمار می آمد، به خوبی شنیده می شود. در آن دوران شایع بود که این ترانه در اعتراض به سفر نیکسون به ایران تولید شده است.

بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو

یه وجب خاک مال من، هرچی می کارم مال تو

اهل طاعونی این قبیله مشرقی ام

تویی این مسافر شیشه ای شهر فرنگ

پوستم از جنس شبه، پوست تو از مخمل سرخ

رختم از تاوله، تنپوش تو از پوست پلنگ

تو به فکرجنگل آهن و آسمون خراش

من به فکر یه اتاق اندازه تو واسه خواب

تن من خاک منه ساقه گندم تن تو

تن ما تشنه ترین، تشنه یک قطره آب

شهر تو شهر فرنگ، آدمش ترمه قبا

شهر من شهر دعا، همه گنبداش طلا

تن تو مثل تبر، تن من ریشه سخت

تپش عکس یه قلب مونده اما روی درخت

نباید مرثیه گو باشم واسه خاک تنم

تو آخه مسافری خون رگ اینجا منم

تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه

حالا با هر کی که هست هر کی که نیست داد می زنم

(ترانه «بوی گندم» از آلبوم «چشم من»)

کلام آخر این که با وجود تصنیف ها و ترانه های سیاسی متفاوتی که در دو دهه پسین حکومت پهلوی ساخته شد، اما تصنیف «مرا ببوس» که ظاهری غیرسیاسی دارد، از ابعاد متفاوتی برخوردار بود. این تصنیف که نخستین بار در سال 1335 در فیلم «اتهام» پخش شد، پس از مدتی و با افسانه هایی که پیرامون آن ساخته شد روایت گر اندوه نیروهای اجتماعی متفاوت ایران شد که پس از کودتای 28 مرداد خود را شکست خورده می دانستند.

«مرا ببوس» روایت پایان بهار سیاسی و اغاز خزان جدایی از مطلوب ها بود.

«مرا ببوس» بیان گر قضاوت بخشی از جامعه ایران درباره حکومت پهلوی در سال های پس از کودتا بود. درباره این تصنیف افسانه های متفاوتی ساخته شد که همین احساس یاد شده را تکرار می کردند. شعر این تصنیف را «حیدر رقابی» سروده و اهنگ آن را «مجید وفادار» ساخته است. این قطعه بارها بازخوانی شده است.

«مرا ببوس» وصف پدری وطن دوست تلقی می شد که پس از کودتا دستگیر شده و این شعر را پیش از اعدام و در زمان خداحافظی با دخترش خوانده است.

مرا ببوس، مرا ببوس

برای آخرین بار

تو را خدانگهدار

که می روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته

گذشته ها گذشته

منم به جستجوی سرنوشت

...

(ترانه «مرا ببوس» 1335)

بیشتر بخوانید:

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت اول)

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت دوم)

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت سوم)

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت چهارم)

فرهنگ سیاسی در موسیقی ایران در دهه 40 و 50 (قسمت پنجم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت اول)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت دوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت سوم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت چهارم)

موسیقی در جامعه ی ایرانی(قسمت پنجم)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران - حمیدرضا اسماعیلی

پایگاه خبری حقوق نیوز - موسیقی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: