حقوق خبر
خودتنظیمی (Self Regulation)

خودتنظیمی (Self Regulation) چیست؟

خودلگامی یا کنترل نفس یا کنترل خود، توانایی کنترل احساسات و رفتارها و خواسته‌ها است که انسان به منظور بدست آوردن برخی پاداش‌ها یا جلوگیری از برخی مجازات‌ها انجام می‌دهد. احتمالاً برخی پاداش‌ها و مجازات‌هایی معمولاً کوچکتر که زودتر قابل دستیابی هستند، می‌توانند جلو دستیابی به برخی پاداش‌های بزرگتر را بگیرند

خودتنظیمی (Self Regulation) چیست؟
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

خودتنظیمی (Self Regulation) چیست؟

خودلگامی یا کنترل نفس یا کنترل خود، توانایی کنترل احساسات و رفتارها و خواسته‌ها است که انسان به منظور بدست آوردن برخی پاداش‌ها یا جلوگیری از برخی مجازات‌ها انجام می‌دهد. احتمالاً برخی پاداش‌ها و مجازات‌هایی معمولاً کوچکتر که زودتر قابل دستیابی هستند، می‌توانند جلو دستیابی به برخی پاداش‌های بزرگتر را بگیرند.

• بیش از دو دهه از ارایه تئوری خود تنظیمی به منظور توجه به جنبه های کلی و جدید رفتار انسان می گذرد. در این تئوری تمرکز بر راه های هدایت افراد و کنترل فعالیت ها Behaviors و عواطف Emotions برای رسیدن به اهداف Goals می باشد. این تئوری چارچوبی پویا و دینامیک برای درک پیچیدگی های رفتار در پاسخ به اتفاقات برانگیزنده و محرک روانی مانند تجربیات استرس زای حاصل از بیماری فراهم می کند.

تعاریف خودتنظیمی (Self Regulation)

در سال ۱۹۹۳ کارولی Paul Karoly بررسی وسیعی در مورد تئوری خود تنظیمی انجام داد و آن را فرآیندهای داخلی یا اجرایی تعریف کرد که فرد را قادر می سازد در طول زمان بطرف فعالیت های هدفدار هدایت شود، به طوری که به نحوی در مسیر تغییر پیش رود.

مکانیسم تنظیم در تطبیق و تعدیل افکار، رفتار یا توجه از طریق استفاده ارادی یا خود به خودی مکانیسم های خاص و مهارت های حمایت کننده بکار گرفته می شود. در واقع می توان گفت فرآیندهای خود تنظیمی، زمانی که فعالیت معمول و عادی به مانعی برخورد کند و یا لازم باشد که مسیر هدف طور دیگری دنبال شود، آغاز می گردد. مثلاً هنگام بروز یک مبارزه و یا شکست. در این زمان است که خود تنظیمی به منظور تلاش برای هدایت رفتار در طول یک مسیر خاص برای رسیدن به هدفی مشخص به کار گرفته می شود.

در فرآیند خود تنظیمی، هیچ عامل خاصی مسئول موفقیت یا شکست برنامه محسوب نمی شود.

خودتنظیمی (Self Regulation) چیست؟
 

زیمرمن Barry Zimmerman می گوید: توانایی خود تنظیمی می تواند مزایایی در زندگی روانی فرد داشته باشد. وی خود تنظیمی را تلاش های منظم و سیستماتیکی می داند که باعث هدایت افکار، احساسات و اعمال برای رسیدن به اهداف و امیال فرد می شود و از این جهت، کاربرد آن اهمیت زیادی در زمینه های آموزشی و روانشناسی کسب کرده است.

تحقیق در زمینه خود کنترلی ابتدا در موارد درمانی شروع شد، ولی بعد به حیطه های آموزشی، بهداشتی، ورزشی و شغلی نیز گسترش یافت. این تئوری از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته، ولی تاکنون توافقی بر جنبه های خاص آن صورت نگرفته است . بندورا بر این عقیده است که بشر دارای توانایی های خاصی است که به طور کلی می توان آن را در سه بُعد مورد بررسی قرار داد:

i. تقلید و الگوسازی Imitating and Modeling
ii. خود انعکاسی Self- Reflect
iii. تنظیم رفتار خود Regulate Own Behavior

وی خود تنظیمی را جزء سوم از توانایی بشر محسوب نموده و برای آن عملکردهایی مشخص کرده است:

i. تنظیم اهداف Goal Setting
ii. مشاهده و نظارت بر خود Self Observation and Monitoring
iii. ارزشیابی و قضاوت در مورد عملکرد Performance Judgment and Evaluation
iv. خود واکنشی Self Reaction

بندورا عنوان می کند که خود تنظیمی در واقع یک مکانیسم کنترل داخلی است که تعیین می کند چه رفتاری انجام شود و اجازه می دهد که بتدریج کنترل های داخلی جانشین کنترل های خارجی رفتار شود . به این ترتیب افراد دایماً به طرف فرآیند تعیین اهداف برای خود می روند و سپس موفقیت های خود را با هدف و استاندارد خود مقایسه می کنند و در این حال است که استاندارهای شخص می تواند او را برای کار سخت تر یا تغییر رفتار به منظور رسیدن به یک هدف یا استاندارد مشخص تحریک کند .

سیستم های خود تنظیمی با تعدیل تأثیرات خارجی، اساسی را برای عمل هدفمند فراهم می کنند و به افراد اجازه می دهند که بر افکار، احساسات، انگیزه ها و اعمال خود کنترل داشته باشند.

تئوری انگیزش Motivation در مطالعات خود تنظیمی جای خاصی دارد . به نظر می رسد که سه عامل در تعیین درجه خودانگیزشی Self Motivation مؤثر باشد :

1. خودکارآمدی Self Efficacy برای نایل شدن به رفتارهای مشخص . اگر شخص احساس کند که قادر به رسیدن به هدف خاص می باشد، احتمالاً سخت تر کار می کند؛

2. بازخورد Feed Back فاکتور اساسی دوم برای خودانگیزشی بازخورد است . فرد از طریق بازخوردی که دریافت می کند، تلاش خود را در جهت هدف هدایت، کنترل و تعدیل می کند. به علاوه، دریافت بازخورد مثبت در موفقیت کار تأثیر بهتری خواهد داشت و خودکارآمدی را نیز بهبود خواهد بخشید؛

3. پیش بینی زمان رسیدن به هدف Anticipated Time Goal Attainment. اهداف کوتاه مدت در ایجاد انگیزش مؤثرتر از اهداف دراز مدت هستند. استانداردهای اجتماعی و اخلاقی نیز در خودانگیزشی و تنظیم رفتار دخالت می نمایند .

خودتنظیمی (Self Regulation) چیست؟
 

فرآیندهای خودتنظیمی (Self Regulation)

 بندورا در سال ۱۹۷۸ الگوی ساده شده ای از فرایند های خودگردانی ر ا ارایه کرد . در این الگو، سه فرایند کلیدی در یادگیری برای تنظیم رفتار خود پیشنهاد می شود:

1) اول، عملکردمان را زیر نظر می گیریم Self Observation پس از آن رفتارمان را با توجه به کمیت، کیفیت، ابتکاری بودن، سرعت و ویژگی های دیگر آن مورد بررسی قرار می دهیم؛

2) دوم، درباره عملکردمان به قضاوت Self Judge می نشینیم و به ارزشیابی این مسأله می پردازیم که تا چه حد آنچه کردیم با معیارهای شخصی مان همخوانی دارد؛

3) سوم، درباره پیامدهایی که آن رفتار، ممکن است برایمان داشته باشد، می اندیشیم که براساس قضاوت از رفتارمان، ممکن است احساس خوشنودی یا ناخوشنودی کنیم.

بطور کلی درمورد خصوصیات افراد خود تنظیم می توان موارد زیر را ذکر کرد :

A. افراد خود تنظیم تلاش می کنند، کنترل آگاهانه ای بر :1- رفتار، 2- انگیزه (عاطفه ) 3- شناخت خود داشته باشند . آنها این سه بعد را کنترل و نظارت کرده و رفتارهایشان را براساس موفقیت یا شکست حاصل از آنها تطبیق می دهند؛

B. این افراد توسط دیگران، افراد و عوامل بیرونی کنترل نمی شوند، بلکه خود ، تنظیم کننده اعمال خود هستند . فرد خود تنظیم واقعی ممکن است با یک طرح تنظیم شده توسط متخصص کارش را شروع کند اما تنظیم رفتارها توسط خودش انجام می شود .

 

پایگاه خبری حقوق نیوز - موضوعات عمومی



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: