حقوق خبر
جلال آل احمد

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 2)

آل احمد به مانند کسی که نکته ای را از فرهنگ سیاسی ایرانیان کشف کرده باشد می نویسد، در ممالک نفت خیز رسم بر این است که هرچه سبک تر است، روی آب می آید. اگر رهبری این همه مبارزه – مثل مشروطه – درست بود حال و روزمان بهتر از این ها بود. بر مردم حرجی نیست. رهبری غلط چنین عواقبی بار آورده است. حکم کلی در این باره بر پر و بال دادن به بی ریشه هاست، به بی شخصیت ها؛ اگر نگویم به رذل ها و رذالت ها


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

جلال آل احمد

آل احمد که بعدها در کتاب خدمت و خیانت روشنفکران به نقد نخبگان تاریخ ایران می پردازد و فرهنگ آن ها را ارزیابی می کند، در کتاب غرب زدگی نیز بیشتر مخاطبان خود را نخبگان می داند؛ نخبگان سنتی و مدرن.

به اعتقاد آل احمد ضعف روحیِ منجر به غرب زدگی زمانی آغاز شد که روحانیت ما مانند میرداماد و مجلسی در برابر اشتباه و ظلم حاکمان سکوت کردند. او می نویسد، ما درست از آن روز که امکان شهادت را رها کردیم و تنها به بزرگداشت شهیدان قناعت ورزیدیم، دربان گورستان ها از آب درآمدیم. آل احمد به شیخ فضل الله نوری از این رو ارج می نهد که وی از نخبگان بیدار به شمار می آمد و از جمله روحانیان آگاهی بود که به دلیل مخالفت با غرب زدگی جان خود را از دست داد. شیخ فضل الله نه به خاطر مخالفت با مشروطه که به دلیل موافقت و مدافعت از مشروعه سرش بالای دار رفت. او می نویسد، آن همه مردان نیک در صدر مشروطه غافل بودند از این که خدای تکنیک در خود اروپا نیز سالهاست که از فراز عرش بورس ها و بانک ها کوس لمن‌الملکی می زند و دیگر هیچ خدایی را ندارد و به ریش همه سنت ها و ایدئولوژی ها می خندد. آل احمد به عنوان یکی از چهره های ممتاز نسل دوم روشنفکران معاصر و همگام با دکتر شریعتی، برخلاف روشنفکران پیش از خود، نه تنها روحانیت را به انزوا و ترک جامعه دعوت نمی کند بلکه پس از تجربه حوادث دهه سی و چهل آن ها را به میدان داری برای مقابله با وضعیت رخ داده فرا می خواند. او می نویسد اگر روحانیت نتواند با توجه به اوضاع روزگار آن پیله صدر مشروطه را بدرد چاره ای نیست که بپذیریم که آخرین سنگر دفاع در مقابل غرب زدگی نیز جوش و خروش حیات خود را از دست داده است و به سنگواره ای متحجر و موزه ای بدل شده است.

غرب زدگی نفی تقلید است؛ تقلید در اندیشه و شیوه زندگی. غرب زدگی دعوت به خودبودگی است و هشدار به از خودبیگانگی. آل احمد در این اثر بیماری خودکم بینی را نشانه رفته و در پی تقویت اعتماد به نفس ایرانیان است. بی توجهی به روستا و تمسخر فرهنگ روستایی محصول ویژگی هایی نظیر غرب زدگی و خودکم بینی است که به صورت پیش دستانه چنین جلوه کرده است. غرب زدگی است که روستاها را ویران می کند و شهرها را ویران تر، زیرا جمعیت فراوانی از روستاها به شهرها هجوم می آورند و مسائل متعدد اقتصادی و اجتماعی را سبب می شوند. او می نویسد، اولین قدمی که شهرنشینی بر می دارد این است که به شکم خود برسد و بعد به زیر شکم خود و برای رسیدن به دومی به سر و پز خود. اما خوراکی اینها باید از کجا بیاید؟ از روستاهایی که خالی شده اند. پس این هم از آثار دیگر غرب زدگی است. در چنین شرایطی نفت می رود و در مقابلش ماشین می آید با همه متفرعاتش؛ از مستشرق و متخصص گرفته تا فیلم و ادب و کتاب. وقتی اقتصاد مملکت به دست دیگران بود و دیگران سازندگان ماشین بودند، روشن است که ما باید همیشه خریدار بمانیم و نیازمند باشیم.

اگر سیاست و اقتصاد ما دنباله‌رو سیاست و اقتصاد غرب است، روشنفکران ما نیز ماموران و دیلماجان مستشاران غربی می شوند. این چنین است که بر ملتی حکومت می شود. ملتی رها شده به تقدیر ماشین به رهبری روشنفکران غرب زده و به دست این سمینارها و کنفرانس ها و برنامه های دوم و سوم و با تکیه بر کمک های بلاعوض و با آن سرمایه گذاری مسخره در صنایع بی ریشه واسطه.

آل احمد به مانند کسی که نکته ای را از فرهنگ سیاسی ایرانیان کشف کرده باشد می نویسد، در ممالک نفت خیز رسم بر این است که هرچه سبک تر است، روی آب می آید. اگر رهبری این همه مبارزه – مثل مشروطه – درست بود حال و روزمان بهتر از این ها بود. بر مردم حرجی نیست. رهبری غلط چنین عواقبی بار آورده است. حکم کلی در این باره بر پر و بال دادن به بی ریشه هاست، به بی شخصیت ها؛ اگر نگویم به رذل ها و رذالت ها.

آن که حق دارد و حق می گوید و درست می بیند و راست می رود در این دستگاه جا نمی گیرد.

آل احمد شخصیت غرب زده ایرانی را چنین توصیف می کند آدم غرب زده هرهری مذهب است. به هیچ چیز اعتقاد ندارد. اما به هیچ چیز هم بی اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد دیگر بود و نبود پل هیچ است. آدم غرب زده شخصیت ندارد، چیزی است بی اصالت. از هر چیز مختصر اطلاعی دارد، منتها غرب زده اش را که به درد همه جا بخورد. آدم غرب زده وفادارترین مصرف کننده مصنوعات غربی است. اصلاً به تنهایی عادت ندارد و از تنها ماندن می گریزد. به خاطر اوست که چنین معماری بی اصل و نسبی داریم و چنین شهرسازی قلابی ای. به خاطر اوست که خیابان های شهرها و چهارراه ها با نور وقیح فلورسنت و نئون به صورت آرایشگاه ها درآمده است. به خاطر اوست که کتاب طباخی راه دل چاپ می شود. آدم غرب زده چشم به دست و دهان غرب دارد. کاری ندارد که در دنیای کوچک خودمان چه می گذرد. اگر اهل سیاست باشد، سیاست مداران انگلیس و آمریکا را بهتر می شناسد و اگر اهل ادبیات باشد به این که چه کسی جایزه گرفت و اگر اهل تحقیق باشد این که مستشرقان (محققان غربی) چه گفته اند، نظر دارد. در هر موضوع شرقی، فقط نوشته غربی را مأخذ و ملاک می داند. خودش را از زبان شرق شناسان می شناسد؛ نه به آن چه خودش هست و احساس می کند و می بیند و تجربه می کند. حتی در مساجد و منبرها، که آخرین حصار در مقابل غرب زدگی و غرب انگاشته می شوند، به نقل از گوستاو لوبون و کارلایل و براون و... برای اسناد حقانیت سخن خویش داد سخن می دهد. آدم غرب زده مسأله نفت را نمی شناسد و سرش را به بوی نفت به درد نمی آورد. آدم غرب زده با واقعیت سر و کار دارد و واقعیت در این ولایت یعنی گذر بی دردسر نفت.

آل احمد در کتاب غرب زدگی بارها از این می نالد که مدرسه و دانشگاه ما غرب زده می پرورد و مشتی هرهری مذهب بار می آورد. او رادیو را که مهمترین رسانه فراگیر آن زمان بود بی خاصیت می داند، چرا که صدایی می کند و گوش را پر می کند تا نترسیم. مانند کارگری که شب در خیابان خلوت آواز می خواند تا نترسد. او هم چنین می ترسد که سلطه زبان بیگانه روز به روز بیشتر شود و جای زبان مادری را بگیرد.

کتاب مهم دیگر جلال آل آحمد که مجموعه ای از مقالات نوشته شده در سال های 1343 تا 1348 است، کتاب خدمت و خیانت روشنفکران است. این کتاب را باید ادامه مباحث غرب زدگی دانست. آل احمد در این کتاب با انتخاب موضوع روشنفکر دامنه مباحث خود را گسترده تر می سازد و با نگاه انتقادی خود، به مقوله روشنفکری در تاریخ ایران می پردازد. روشنفکر در این کتاب تعبیری است از آن چه که امروز به نخبگان فکری یا نخبگان فرهنگی اطلاق می شود. او طبقات مختلف روشنفکر (نخبه فکری) را در طول تاریخ ایران بررسی کرده و با نگاه انتقادی درباره عملکرد آنان داوری کرده است. این بار برخلاف کتاب غرب زدگی وقتی به اظهارنظر درابره روشنفکران معاصر می پردازد، هم به غرب زدگان نظر دارد و هم به گروه دیگر. تاثیرپذیری آل احمد از ادبیات رئالیستی او را از اندیشه های ایدئالیستی نرهاند و او همچنان به عنوان یک آرمان گرا به تجویز نسخه برای جامعه پرداخت. یکی از مهمترین توصیه های آل احمد نزدیک شدن هرچه بیشتر روشنفکران سنتی (روحانیان) با روشنفکران مدرن است که از دید او هرکدام نواقص و مزایایی دارند. آل احمد گرچه تلاش داشت خود را به توده جامعه ایرانی نزدیک سازد و این را از وظایف روشنفکری می دانست و حتی برایش لذت بخش بود که در محافل عمومی وجه ممیزه ای از توده نداشته باشد، اما تا آخر عمر همچنان نخبه گرا باقی ماند. به عبارت دیگر، در کتاب خدمت و خیانت روشنفکران نیز مانند کتاب پیشین مخاطب و محل انتقاد او نخبگان اند.

بیشتر بخوانید:

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 1)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 3)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 4)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 5)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت پایانی)

 

کلمات مرتبط:

آیت الله مطهری

احمد فردید

علی شریعتی

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران - حمیدرضا اسماعیلی

پایگاه خبری حقوق نیوز - اندیشمندان ایرانی



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: