حقوق خبر
جلال آل احمد

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 3)

روشنفکر امروز از علم و دموکراسی و آزادی حرف می زند بدون آن که علوم جدید در آن پا گرفته باشد و بدون آن که مردمش را بشناسد. او آزاداندیشی را نه در قبال حکومت ها، که یا استعماری اند یا نیمه استعماری، بلکه از بنیادهای سنتی، مثل مذهب، تاریخ، زبان اخلاق و آداب آغاز می کند


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد

آل احمد انگیزه نگارش کتاب را قیام دینی پانزده خرداد 1342 و سکوت روشنفکران در برابر آن معرفی می کند. آل احمد در تعریف روشنفکری نیز ایدئالیستی رفتار می کند. او سه شرط روشنفکری را فرصت (وقت فارغ)، اجازه (توانایی اندیشیدن) و جرأت (آمادگی از درون و عدم محافظه کاری) می داند. روشنفکر در بند قضا و قدر نیست و انتظاری از خارج یا عالم بالا ندارد. زمانی که فرد مهار زندگی خود را به دست گرفت و در سرگذشت همنوعان خود موثر افتاد، پا به روشنفکری گذاشته است. روشنفکری برای عده ای وظیفه و حق است. روشنفکر درباره ناسوت و لاهوت هر دو می اندیشد. آن هایی که غم نان دارند و آن هایی که در پی خوش گذرانی اند، هر دو فرصت روشنفکری نخواهند داشت. کسی هم که در بند تعصب مذهبی یا سیاسی است نمی تواند روشنفکر باشد. چون هر دو در بند تعبد و اطاعت کورکورانه اند. هر دو تعبد، دو روی یک سکه اند. یکی ظلم می کند و دیگری موجب تحمل ظلم می شود. آدمی را در غم نان و آب و لباس و خانه نگهداشتن و او را از عوامل اخروی ترساندن، خارج کردن وی از مقام آدمیت است و روشنفکری با این نمی خواند. روشنفکر کسی است که فارغ از تعبد و تعصب و دوری از فرمانبری، اغلب نوعی کار فکری می کند و قصد مادی کمتری دارد.

اولین مشکل روشنفکران معاصر ایران به اعتقاد آل احمد این است که با ملاک های دیگر و برای محیط های دیگر تربیت شده اند، اما ناچارند در این محیط به سر ببرند. حاصل این مشکل «فرار مغزها» (مفهومی که وی از احسان نراقی می داند) و برخورد با اعتقادات سنتی است. ما در دوره قاجار به جای آن که علوم جدید را وارد مدارس قدیم کنیم، دست به تاسیس مدارس جدید زدیم و این شد که هم سنت را خراب کردیم و هم تجدد را. از نگاه عوام مشخصات و نشانه های امروز روشنفکری، فرنگی مآبی، بی دینی یا تظاهر به آن و درس خواندگی است در حالی که از نظر خود روشنفکران، روشنفکر بودن یعنی بیگانه بودن نسبت به محیط بومی و جهان بینی علمی داشتن.

روشنفکر امروز از علم و دموکراسی و آزادی حرف می زند بدون آن که علوم جدید در آن پا گرفته باشد و بدون آن که مردمش را بشناسد. او آزاداندیشی را نه در قبال حکومت ها، که یا استعماری اند یا نیمه استعماری، بلکه از بنیادهای سنتی، مثل مذهب، تاریخ، زبان اخلاق و آداب آغاز می کند.

از همین جاست که کسروی بازی و تکفیر روحانیت و در نتیجه بی اثر ماندن روشنفکر در جامعه شکل می گیرد. آن ها مقاصد استعماری را در نظر نمی گیرند و به شرایط بومی توجه نمی کنند. آیا صحیح است که روشنفکر ایرانی به جای ایستادگی در مقابل هجوم همه جانبه استعمار علیه ابزارهای بومی و اعتقادات سنتی، شریک جرم استعمار شود؟ روشنفکری که خود را محصول غربی بداند، یک عامل استعمار است. به همین دلیل، اغلب اوقات برای شکستن عوامل مقاوم بومی به عوامل غربی (=استعمار) تکیه می زند تا به کمک آن ها محیط را آماده تر کند. تمام روشنفکرانی که پس از شکست مبارزه نفت در مصدر کار بوده اند، به جز اندکی چنین بوده اند. وظیفه روشنفکران کشورهای استعمار شده ممانعت از استعمار شدن است. غرب از ممالک غیرصنعتی مواد خام و مغز پخته می خواهد. با وجود این، آل احمد ملت پرستی (شوونیسم) را از تبعات و القائات فرهنگ استعماری قرن نوزده می داند و به نقد آن می پردازد.

او روشنفکری شهرنشینی تازه پا را لایق ترین زادگاه روشنفکری می داند که به رغم وی نه دلبسته اشرافیت است و نه در بند تحجر روحانیت. او روشنفکران را گروه خاصی بدون خاصیت طبقاتی معرفی می کند که می خواهند از طریق روشنفکری و تخصص خویش به قدرت برسند. در نظر وی چون در روشنفکری روحانیان و نظامیان تعبد وجود دارد، محافظه کاری هم پیش می آید. روحانی به اسم حافظ سنت، حافظ وضع موجودی است که نظامی حراست آن را تعهد کرده است.

بیشتر بخوانید:

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 1)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 2)

کلمات مرتبط:

آیت الله مطهری

احمد فردید

علی شریعتی

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران - حمیدرضا اسماعیلی

پایگاه خبری حقوق نیوز - اندیشمندان ایرانی



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: