حقوق خبر
صهیونیسم (Zionism)

عوامل مؤثر در ایجاد حکومت صهیونیستی (قسمت 1)

تشکیل دولت اسراییل در فلسطین در پایان جنگ جهانی دوم، ناشی از مجموعه‌ای از عوامل مذهبی، اجتماعی، سیاسی و ژئوپلیتیک بود؛ عوامل که ملت فلسطین نقشی در به وجود آمدن آن نـداشت

عوامل مؤثر در ایجاد حکومت صهیونیستی
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

عوامل مؤثر در ایجاد حکومت صهیونیستی

تأسیس اسراییل در‌ قلب‌ خاورمیانه‌، سـرنوشت مـردم ایـن منطقه را به گونه‌ای انکارناپذیر دگرگون کرد. تداوم حیات رژیم صهیونیستی با‌ حمایت غرب،سیاستهای تـوسعه طلبانه و ماهیت نظامی این رژیم و برخورداری از پیشرفته‌ترین سلاحهای‌ متعارف و هسته‌ای و نیز اشغال‌ سـرزمینهای‌ غربی،کماکان مهمترین مـسئله مـنطقه خاورمیانه است. حضور این عنصر تحمیلی در منطقه ما مهمترین عامل در تعیین سرنوشت خاورمیانه در نیم قرن اخیر بوده است. همچنین،ماهیت و رفتار سیاسی حکومتهای‌ غرب آسیا و شمال آفریقا مستقیما از وجود اسراییل و سـیاستهای آن تأثیر پذیرفته است. گسترش فعالیتهای دیپلماتیک اسراییل پس از فروپاشی شوروی و امضای پیمانهای استراتژیک با همسایگان ایران، چون ترکیه، بعد تازه‌ای‌ به‌ مسئله افزوده است. درک مسایل ناشی از حضور اسراییل در خاورمیانه، بدون آشنایی بـا عـوامل به وجود آورنده این عنصر خارجی، ممکن نیست. در این نوشته به بررسی و تحلیل این‌ عوامل‌ می‌پردازیم.

تشکیل دولت اسراییل در فلسطین در پایان جنگ جهانی دوم، ناشی از مجموعه‌ای از عوامل مذهبی، اجتماعی، سیاسی و ژئوپلیتیک بود؛ عوامل که ملت فلسطین نقشی در به وجود آمدن آن نـداشت. اگـرچه بنیاد اسراییل‌، در‌ قلب‌ خاورمیانه گذاشته شد، اما در‌ واقع‌، پدیده‌ای‌ برآمده از اروپا بود. صهیونیسم که موجب ایجاد یک حکومت غیربومی استعماری در خاورمیانه شد، حاصل برآیند تحولات بی‌سابقه اروپای سده‌ نوزدهم‌ میلادی‌ بـا فـرهنگ و مـذهب یهود بود. مهمترین عوامل مـؤثر‌ در‌ ایـجاد اسـراییل را می‌توان این‌گونه برشمرد:

  • نژاد پرستی اروپایی‌ها و تبعیض علیه یهودیان
  • تحولات سده‌های هجدهم و نوزدهم اروپا که منجر‌ به‌ آزاد‌ شدن یهودیان غرب اروپا و بهبود وضـعیت اجـتماعی آنـان شد
  • رواج‌ افکار و تمایلات ناسیونالیستی و تولد دولت-ملت
  • اعـتقاد مـذهبی دیرینه یهودیان به ظهور«ناجی»ای که موجبات«بازگشت»آنان‌ را‌ به‌ سرزمین موعود فراهم خواهد ساخت.
  • تفکر استعماری اروپایی و سـنت تـشکیل حـکومتهای‌ مقیم‌ محلی استعماری در آسیا و آفریقا.
  • افول امپراتوری عثمانی-که فـلسطین به مدت چهار صد سال جزئی‌ از‌ آن‌ بود-در سده نوزدهم و فروپاشی نهایی آن امپراتوری در جنگ جهانی اول‌.

نژاد‌ پرستی‌ اروپایـی‌ها و تـبعیض عـلیه یهودیان

از هنگامی که در سده اول میلادی دومین حکومت یهودیان‌ به‌ دست‌ رومـیان در فـلسطین برچیده شد پراکندگی یهودیان در مناطق آسیایی و آفریقایی آغاز و بسیاری از‌ آنان‌ سر از اروپا درآورند و بیش از هزار و پانصد سـال بـه اجـبار یا به‌ اختیار‌، در‌ حاشیه مناطق اروپایی، به زندگی خویش ادامه دادند. تـاریخ نـشان داده اسـت که اقلیتها‌، اعم‌ از قومی و مذهبی، پیوسته مورد تبعیض اکثریت بوده‌اند. یهودیان اروپا نیز از این‌ امـر‌ مـستثنا‌ نـبودند و تبعیض و خشونت علیه آنها در اروپا امری عادی بود. زندگی آنان محدود به محله‌هایی‌ خاص‌ بـود و از بـسیاری از حقوق شهروندی محروم بودند و هرازگاهی نیز به مناسبتهای‌ مختلف‌، کشتار‌ یهودیان به دسـت مـردم یـا حکومتها رخ می‌داد. تبعیض و خشونت اروپای مسیحی علیه یهودیان،ریشه‌های‌ تاریخی‌ و اعتقادی‌ نیز داشت؛ از جمله آنـ‌که مـسیحیان، یهودیان را عامل اصلی مصلوب شدن‌ حضرت‌ عیسی (ع) می‌دانند. باید توجه داشت که تـا آن زمـان تـفکر مردم اروپا و حکومتهای آنان مبتنی بر‌ جهان‌بینی‌ مذهبی بود.

تحولات مهم اروپا و تأثیر آن بر وضعیت یهودیان

از بـرخی‌ جـهات‌، آغاز رنسانس در ایتالیای قرن چهاردهم و ظهور‌ پرتستانیسم‌ در‌ سده شانزدهم میلادی، آغاز بـود بـر پایـان‌ دوران‌ حکومتهای مذهبی در اروپا.از سوی دیگر، انقلاب فرانسه و آرمانهای آن‌که توسط ارتش‌ ناپلئون‌ در اروپا گسترش یافت، یـهودیان‌ اروپای غـربی را‌ آزاد‌ ساخت‌. از آن پس یهودیان می‌توانستند در‌ جوامع‌ اروپایی به تحصیل در مدارس عادی بپردازند و به حـرفه‌های گـوناگون، از قبیل‌ پزشکی‌ و وکالت و تجارت اشتغال ورزند. به‌دنبال این‌ تحول، زندگی بسیاری از‌ یهودیان‌ در اروپای غربی دگرگونی شد‌ و بـه‌ حـرفه‌هایی محترم و ثروت و تمولی چشمگیر دست یافتند.

تا آن زمان یهودیان از نظر‌ ظاهر‌ و شـیوه لبـاس پوشیدن و آداب و رسوم‌ با‌ اروپایی‌ها‌ متفاوت بودند. یـکی‌ از‌ ویـژگیهای مـهم یهودیان تبعیدی‌ در‌ طی تاریخ، تأکید بسیار شـدید مـذهب آنان بر آیین و دستورات دقیق مذهبی بود، امری‌ که‌ به یهودیان، هویتی مـتمایز مـی بخشید‌ و مایه‌ مباهات و در‌ عین‌ حـال‌، بـقای آنان در تـبعید‌ بـود. «تـلمود»، کتابی که احکام شرع یهود را در خـود دارد، نـاظر بر جزئی‌ترین جنبه‌های‌ رفتار‌ و کردار یهودیان است و دستورات گسترده درباره‌ شیوه‌ گـفتار‌ و رفـتار‌، غذاها‌ و اعمال حلال و حرام‌، روزهایی‌ کـه نباید در آن کار کرد و غـیر آن دارد. تـغییر وضعیت اجتماعی یهویان، آنان را از‌ مـحیط‌ مـحدود‌ زندگیشان بیرون آورد و همراه آن بسیاری از‌ ایشان‌ لباس‌ و آداب‌ و سنن‌ ویژه‌ خود را ترک کردند و در جـامعه اروپا مـستحیل شدند. این امر، به کـمرنگ شـدن هـویت یهودی آنان انـجامید.

در اروپای شـرقی و روسیه که اکثر یـهودیان اروپایـی می‌زیستند‌، اثری از انقلاب فرانسه و تغییر وضعیت اجتماعی یهودیان نبود. بخش اعظم یهودیان به شـیوه سـنتی زندگی می‌کردند، محدود به محله‌های فـقرزده خـود بودند و مـورد آزار و اذیـت حـکومت و مردم قرار می‌گرفتند‌. در‌ سـال 1881 میلادی، الکساندر دوم، تزار روسیه به قتل رسید و به دنبال آن، وضعیت یهودیان بدتر از پیش شد.

یـهودیان، مـتناسب با زمان و مکان زیستشان، در برابر تـحولات سـده‌ نـوزدهم‌ مـیلادی اروپا واکـنشهای متفاوتی نشان دادنـد. ایـن واکنشها به اشکال زیر بروز یافت:

  • نهضت اصلاح
  • تأکید بیشتر بر مذهب سنتی
  • مهاجرت به آمـریکا‌
  • انـقلاب‌
  • صـهیونیسم‌

دو واکنش اول، بیشتر‌ در‌ اروپای غربی و دو مورد دیگر، ابتدا در اروپای شـرقی ظـاره شـد. بـسیاری از یـهودیان در جـامعه اروپای غربی حل شدند. نام و لباس خود را‌ تغییر‌ دادند و فرایض مذهبی را‌ ترک‌ گفتند. حتی بعضی غسل تعمید به جای آوردند و مسیحی شدند. این روند، موجب نگرانی رهبران جـامعه یهودی اروپا شد و به فکر اصلاحاتی افتادند که آیین و مذهب یهود را با واقعیات‌ جدید‌ هماهنگ سازند. مشخص‌ترین کوشش برای ارایه تعریفی دوباره از یهودیت، به گونه‌ای که با فرهنگ اروپایی سازگار بـاشد و در عـین حال، ارزشهای یهودی را حفظ کند، به «روشنگری» یا «بیداری‌» در‌ مذهب یهود‌ Haskalah یا Enlightment معروف شد. بنیانگذار آن، فردی به نام مندلسن Moses Mendelssohn بود. نهضت‌ «اصلاح» که در دهه 40 میلادی در آلمان ظهور کرد، تـمام‌ جـنبه‌هایی‌ را‌ که مانع زندگی یا یهودی به عنوان یک شهروند در یک جامعه کاملا غیرمذهبی می‌شد، حذف کرد‌؛‌‌ یعنی‌ رژیم غذایی خاص، آداب و سنن یهودی، تـعطیلی روزهـای شنبه، تعلیم و تربیت در مدارس‌ مـذهبی‌ خـاص‌ یهودیان و بخصوص هرنوع اشاره به حیات ملی یهود.

بدین ترتیب، نهضت «اصلاح» یهودیت، از مذهب‌ یهودیان، تعریفی به عنوان یک فرقه اخلاقی ارایه کرد. امـید سـنتی بازگشت نیز‌ دیگر جـایی در تـعلیمات‌ یهود‌ نمی‌توانست داشته‌ باشد، زیرا وفاداری بی‌قید و شرط فرد را به کشور، مورد تردید قرار می‌داد. این اعتقاد، جای خود را به این باور داد که یهودیان بنا به مشیت الهی در‌ سراسر جـهان مـتفرق شده‌اند تا آرمانهای عدالت و درستکاری را که در کتاب مقدس یاد شده، ندا دهند.

برای یهودیان اروپای شرقی، حرکت به سوی زندگی غیرمذهبی اروپای غربی مطرح نبود. بسیاری‌ از‌ آنان به راه‌حلی مذهبی گراییدند و راه رهـایی اروپای شـرقی، دسته جـمعی دست به مهاجرت زدند و بیش از همه به آمریکا روی آوردند. گروه دیگر، انقلاب را برگزیدند، یعنی سرنگونی رژیم‌ سـرکوبگر‌ تزار از طریق تحول در جامعه و رها ساختن یهودیان از فشارهای موجود. این واکـنش انـقلاب، اشـکال گوناگون یافت. برخی یهودیت را به کلی رها کردند و تحت تأثیر افکار روبه‌رشد‌ در‌ اروپا به دنبال یافتن راه‌حلی «جـهانی‌تر»‌ ‌مـارکسیست، سوسیالیست افراطی و یا آنارشیست شدند. در واقع، بسیاری از رهبران انقلاب بلشویکی روسیه، یهودی زاده بـودند کـه مـعروفترین آن لئون تروتسکی بود‌. گروهی‌ از‌ انقلابیون نیز به اعتقادات مذهبی‌ خود‌ پایبند‌ ماندند. گروه دیگری تحت تـأثیر افکار ناسیونالیسم که در اروپا رواج یافته بود به صهیونیسم روی آوردند، با این امید که‌ نـاسیونالیسم‌ رمانتیک‌ رایج شده را در راه بـهبود وضـعی یهودیان‌ به‌ کار گیرند.

رواج ناسیونالیسم در اروپا

ناسیونالیسم، حاصل تجربه تاریخی خاص اروپا است.در اروپا بود که پس از‌ رنسانس‌، انقلاب‌ صنعتی و تحولات فکری درباره آزادیها و حقوق فردی،ناسیونالیسم رمانتیک رواج‌ یافت.تعلق به یک سرزمین و احـساس وابستگی عاطفی به آن عامل پیوند افراد یک جامعه تلقی شد.مرزهای‌ سیاسی‌ جدید‌،قداست یافت و تشکیل ارتشها و دولتهای ملی برای حفظ آن اهمیتی خاص‌ پیدا‌ کرد. ابتدا جامعه مبتنی بر روابط فـئودالی اروپا از مـیان رفت وسپس آرمانهای جهانشمول انقلاب فرانسه‌ همراه‌ با‌ کوششهای یکپارچه ساختن در آلمان و ایتالیا جای خود را به ناسیونالیسم رمانتیک‌ داد‌ و احساس‌ ملیت در میان اروپایی‌ها به شدت تقویت‌ شد. بدین ترتیب، در اروپای سده نـوزدهم‌ مـیلادی‌، هر‌ ملیتی به دنبال تشکیل دولتی جدا بود. در سایه همین احساسات تند ناسیونالیستی بود‌ که‌ گرایشهای ضد یهود بین اروپایی‌ها گسترش یافت و در چنین محیطی بود که صهیونیسم‌ مطرح‌ شـد‌. در مـیان عوامل تعیین‌کننده صهیونیسم، حاصل سنتز تأثیر فرهنگ اروپا با فرهنگ یهودی بود‌. این‌ فرهنگ و نژاد پرستی اروپایی بود که طی سالها یهودیان را مورد ظلم و ستم‌ قرار‌ می‌داد‌ و از جامعه جدا مـی‌ساخت و بـدین تـرتیب، پیوندهای موجود مذهبی و هویت تـعلق بـه قـومیت یهود را‌ میان‌ آنان تقویت کرد. همچنین، فرهنگ اروپایی بود که پس از انقلاب فرانسه‌ و جنگهای‌ ناپلئونی‌، موجبات آزادی یهودیان اروپایی را فراهم آورد و هویت سنتی یـودیان را بـا مـعضلی جدی روبه‌رو‌ ساخت‌، این‌ مشکل که چگونه اعـتقادات دیـرینه خود را با دولت غیرمذهبی و ضوابط انتزاعی‌ و جهانشمولش‌ در مورد شهروندان آشتی دهند. ملی‌گرایی یهودی از دل تحولات داخلی سده نوزدهم خود اروپا بیرون‌ آمـد‌ و صـهیونیسم، یـکی از پاسخهای یهودیان به این تحولات بود.

 

منبع: عوامل مؤثر در ایجاد حکومت صهیونیستی در فلسطین - فرهاد عطایی - مطالعات منطقه ای  زمستان 1379 - شماره 5

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات عمومی



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: