حقوق خبر
جلال آل احمد

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 5)

آل احمد را باید پیشگام نوعی از روشنفکری دانست که با اصالت بخشیدن به «روش انتقادی» با هیچ کدام از دو طبقه مؤثر اجتماعی یعنی روحانیت و روشنفکر مماشات نمی کند


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد

آل احمد در ارزیابی گرایش افراطی به حزب توده در دهه 1320 دلایل آن را در چهره ضدروحانیتی و ضد استعماری حزب توده می داند. پس از مشروطه به ویژه در دوره رضا شاه مقابله با روحانیت در میان طبقات جدید جامعه جا گرفت و به رویکردی جدی تبدیل شد، حس ضداستعماری هم که از زمان معاهده ترکمانچای و قتل امیرکبیر شایع شده بود.

آل احمد می نویسد، تا رضاشاه رفت فضایی ایجاد شد و دوباره ریختند و شعار ضدروحانیت و ارتجاع و حکومت استعماری دادند و به توده پیوستند. او معتقد است زردشتی بازی و فردوسی بازی و کسروی بازی و بهایی بازی برای از میدان به در کردن روشنفکران و روحانیت بود. او این بازی ها را محصول پیوند استعمار و حکومت پهلوی می داند، که روشنفکران هم به دلایل یاد شده به آن پیوستند. به اعتقاد او، از آن کس که قانون اساسی مملکت را از فرانسه ترجمه می کرد، تا آن که منافع ملی را به خاطر بین الملل کمونیسم فدا می کرد سر و ته یک کرباسند. روشنفکر ایرانی وارث بدآموزی های صدر مشروطه است. او خلایق بریده است و بومی نمی اندیشد. روشنفکر ایرانی خود را ابزار دموکراسی می داند، اما به عمله حکومت تبدیل می شود. بی ریشه و طفیلی است و سر او را با رفاه گرم کرده اند. روشنفکر ایرانی سازنده نیست؛ مالیخولیایی، پر ادا و مدرنیست است. آل احمد که به سانسور خبر تبعید «حضرت خمینی» در مطبوعات روشنفکری معترض بود، می نویسد حکومت سعی دارد روشنفکر و روحانیت را با سانسور و غرب زدگی در مقابل هم قرار دهد.

آل احمد را باید پیشگام نوعی از روشنفکری دانست که با اصالت بخشیدن به «روش انتقادی» با هیچ کدام از دو طبقه مؤثر اجتماعی یعنی روحانیت و روشنفکر مماشات نمی کند. او در نقد این دو نیروی مهم اجتماعی هیچ کدام را بی نصیب نمی گذارد. آل احمد یک نخبه گرا بود که می انگاشت دوای دردهای جامعه ایرانی اصلاح نخبگان فرهنگ ساز یعنی روحانیت و روشنفکر است. وی بی پروا و صریح می نوشت و تیغ تیز زبانش آثار و افکار خودش را نیز می خراشید؛ ویژگی ای که در میان نویسندگان دیگر ایرانی کمتر به چشم می خورد. این رویکرد آل احمد در کتاب های داستانی او نیز به چشم می خورد. «نفرین زمین» آخرین داستان بلند آل احمد نیز این خط را دنبال کرده است. او در این اثر از «قر و فر» شهری ها انتقاد می کند و تا فرصتی می یابد به روش آموزش در مدارس و تربیت معلمان که همگی را غلط می انگارد، اشاره می کند. او شکوه می کند که «چرا تو کله ما کرده اند که غرب قبله است و باید به سمت آن رفت؟» او به ساختارهای خشک جدید اعتراض می کند و می نویسد: «شده ایم مرغ های قدقدکننده به خاطر یک تخم.» «نفرین زمین» به دوران پس از اصلاحات ارضی تعلق دارد. او چندان به این اصلاحات روی خوش نشان نمی دهد و تکنولوژی های آمده از غرب را در وضعیت کنونی ایران راه گشا نمی داند و همه اینها را زمینه ساز دعواها و کشمکش های بعدی می داند. آل احمد در این کتاب نیز به برخی مسائل روحانیت انتقاد می کند که فارغ از مشکلات اصلی مردم هنوز در بند احکام خالکوبی و غسل ارتماسی اند. هرچند که نقدهای این گونه اش نسبت به کتابی مثل «دید و بازدید» بسیار کاهش یافته و لحن آن هم ملایم تر شده است.

آل احمد در کتاب «نون و القلم» که از داستان های منحصر به فرد اوست، فلسفه سیاسی خود را آشکارتر می سازد. این کتاب که می توان آن را انتقادی به مسائل انقلاب مشروطه تلقی کرد، از لحاظ نگاه به قدرت شباهت هایی به «قلعه حیوانات» جرج اورول دارد. اورول در پی آن بود که نشان دهد تمام انقلاب ها بازگشت به عقب دارند و در پی بروز مشکلات و جنگ های قدرت از شعارها و اهدافشان عدول می کنند و ماهیت جبارانه و اقتدارگرایانه حکومت پیشین را پیدا می کنند و لذا انقلاب ها به جز زیان و خشونت چیزی ندارند. اما آل احمد با آن که سخنی از انقلاب به میان نمی آورد، به این می پردازد که تمام حکومت ها از یک قاعده پیروی می کنند و آن هم اعمال زور و خشونت است. به نظر او نفس «قدرت» است که مشکل دارد و اوج نفرت از وضع موجود بهانه و دلیلی برای پیوستن به حرکات سیاسی نیست. نباید به آن ها دل خوش کرد و گمان برد که با تغییر حکومت همه چیز فرق خواهد کرد. به این ترتیب، او یک قدم از اورول گام را فراتر نهاده و نه تنها حکومت های انقلابی را زیر سوال می برد، بلکه تمام حکومت ها را فاسد می داند. زیرا مسأله، «قدرت» است و قدرت «فساد» می آورد. او به عنوان یک انسان گرا، که البته به دلیل برون گرایی شدید و اجتماع شدگی مفرط معلوم نیست فردگرایی را هم بپذیرد، نمی خواهد خون ریزی و خشونتی صورت بگیرد؛ اما انگار چرخ های حکومت با همین خشونت هاست که می گردد. هیچ حکومتی حتی حکومت حکما و مدینه فاضله هم بی نیاز از مامور خفیه و نیروهای امنیتی نیست؛ و این تازه آغاز جباریت حکومت هاست.

آل احمد با این اثر و نیز «سنگی بر گوری» به دروازه های آنارشیسم می رسد و آن را با رسوبات سوسیالیستی گذشته خود درهم می آمیزد. با وجود این، تمایلات آنارشیستی ای که خلیل ملکی نیز به آل احمد نسبت می دهد و خود نیز در برخی آثارش می پذیرد، موجب نمی شود که او معتقد به انفعال و بی تفاوتی به سیاست باشد. آرمان گرایی آل احمد او را از سیاست عملی جدا کرد و به دوری از فعالان سیاسی و سیاست مداران رساند، اما تلاش های اوبرای دوری از واقعیت سیاست ثمری نبخشید و او به صورت پارادوکسیکال هیچ گاه از سیاست دور نبود. او همچنان که در «خدمت و خیانت روشنفکران» می نویسد، سیاست دوران خود را ناسالم می داند و معتقد است که برای رشد در آن باید به انواع رذایل اخلاقی مانند «زیرآب زدن» دست یازید، اما او در برابر فرایندهای کلان سیاسی جامعه اش سکوت و سکون اختیار نمی کند.

بیشتر بخوانید:

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 1)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 2)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 3)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 4)

 

کلمات مرتبط:

آیت الله مطهری

احمد فردید

علی شریعتی

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران - حمیدرضا اسماعیلی

پایگاه خبری حقوق نیوز - اندیشمندان ایرانی

 



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: