حقوق خبر

اعتقادات مغولان (قسمت 1)

گفته شد که آداب و رسوم مغولان – و البته تمام اقوام – بستگی تام به اعتقادات مذهبی و نحوه زندگی شان دارد؛ مثلاً نحوه پرستش خدا با توجه به باورهای مغولان به گونه ای خاص بود یا نحوه زندگی بیابانگردی که شکار و کوچ و سختی را در پی داشت بر نوع سنن آنها مؤثر بود

اعتقادات مغولان (قسمت 1)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

اعتقادات مغولان

از ابتدای خلقت بشر تمام اجتماعات انسانی، آداب و رسوم خاصی داشتند که بر طبق آن زندگی خود را سپری می کردند؛ خواه اجتماعات شهری و روستایی و یا جماعت کوچ‌نشین. در واقع رسوم و سنن از خصیصه های اجتماعات انسانی است و انسان ها بر اساس عقاید و باورهایشان و نیز به واسطه نحوه زندگی و محل سکونتشان، قواعد و مقرراتی را برای خود مشخص می کنند. این قواعد و رسوم می تواند مشترک بین همه انسانها باشد و یا خاص جماعتی در یک منطقه.

مغولان نیز از این امر مستثنی نبودند و برای خود آداب و رسوم خاصی داشتند؛ هر چند واژه مغول تداعی کننده توحش و بربریت در ذهن است، اما حتی جوامع بیابانگرد وحشی نیز از این خصیصه اجتماعی نمی تواند جدا باشد. البته این رسوم و سنن به مرور و به واسطه اختلاط مغولان با اقوام دیگر، دچار تغییراتی شد؛ بعضی از آنها به کلی از میان رفت، بعضی رسوم با سنن اقوام دیگر در هم آمیخت و تغییر شکل داد و حتی بعضی از سنن آنها توسط اقوام دیگر پیگیری شد و گسترش یافت. با این حال می توان آن دسته از آداب و رسوم که خاص مغولان بوده و کمتر با رسوم اقوام دیگر مخلوط شده را از لا به لای کتبی چون سفرنامه مارکوپولو، سفرنامه پلان کارپن، تاریخ سری مغولان و... به دست آورد... . البته کتب جامع التواریخ و جهانگشا نیز از اهمیت به سزائی برخوردار است ولی در زمان نگارش این کتابها، مغولان تا اندازه ای از رسوم اولیه خود دور شده بودند و به سلک مسیحیان و مسلمانان درآمده بودند . در این تحقیق سعی شده است از منابع دست اول استفاده و بیشتر مراسم های مغولان ابتدایی بررسی شود . همانگونه که بیان شد صحبت کردن از آداب و رسوم مغولی به دلیل آمیزش آنها با دیگر اقوام، تا اندازهای مشکل است؛ چرا که آنها در مسیر حملات پی در پی خود با اقوام و سرزمینهای مختلفی برخورد کردند و با توجه به این که در این برخوردها با تمدن و فرهنگ بالاتری مواجه می شدند به تدریج آداب و رسوم خود را کنار گذاشته و به شکل مغلوبان خود در آمدند. این مسئله حتی در زمان مغولان اولیه نیز مطرح بوده است تا جایی که مارکوپولو می گوید «این مردم امروز خیلی مخلوط شده اند آنها که با ختاها در ارتباطند آداب و سنن و مذهب بت پرستان آنجا را پذیرفته اند و آنها که با شرق در ارتباطند آداب و سنن مسلمانان را پذیرفته اند.»

در راستای همین تغییرات بود که چنگیز کتاب قانونی از خود به یادگار گذاشت که به »یاسای چنگیزی« شهرت یافت. در واقع در مواردی وی بعضی رسوم را رد می کرد و چیز دیگری را به جای آن مقرر می نمود که تمام این موارد بعد از مرگ چنگیز توسط جانشینان و بازماندگانش جمع آوری و تدوین شد و به کتاب قانون آنها مبدل گشت.

گفته شد که آداب و رسوم مغولان – و البته تمام اقوام – بستگی تام به اعتقادات مذهبی و نحوه زندگی شان دارد؛ مثلاً نحوه پرستش خدا با توجه به باورهای مغولان به گونه ای خاص بود یا نحوه زندگی بیابانگردی که شکار و کوچ و سختی را در پی داشت بر نوع سنن آنها مؤثر بود؛ حتی حوادث طبیعی که در منطقه جغرافیای آنها رخ می داد ترسی را در دلشان می افکند که آن را نه به علت مسائل جوی و طبیعی بلکه ناشی از گناهان می پنداشتند و به دنبال دفع آن به واسطه جادو و قربانی و غیره بودند که به مرور زمان این رفتارها تبدیل به آداب و سنن شد و افراد موظف به رعایت آن بودند. بعضی از این سنن بدون رعایت هیچ قاعده و نظمی در این تحقیق بیان شده است که به آن می پردازیم.

مراسم عبادی

مغولان همچون اقوام دیگر در برابر خدایانی که می پرستیدند مراسم ویژه ای را برپا می داشتند و برای خدایان خود قربانی می کردند. البته مغولان در سیر زندگی خود ادیان مختلفی داشتند زمانی پیرو آیین شمنی بودند، مدتی به آیین بودایی و مسیحیت رو آوردند و بعدها در برخورد با دین اسلام، مسلمان شدند. در این تحقیق فقط از آداب و رسوم آنها قبل از آمیزش با دیگر ادیان بحث می شود. دکتر بیانی دین مغولان را آیین شمنی دانسته که عبارت بوده است از«نوعی یگانه پرستی ناقص، که در آن ایزدان گوناگون با مرتبه های پایین تر، در نگاهداری و نظم کائنات با خدای یکتا سهیم شناخته می شدند و بت های گوناگون به عنوان مظاهر این ایزدان پرستش می شده است.

مغولان اعتقاد داشتند که خدای بزرگ در آسمانها است و برای این خدا هر روز کافور می سوزاندند و از او برای خود درخواست سلامتی و راحتی می کردند.

آن ها علاوه بر خدای آسمان «تنگری» (Tanggeri ) خدایان دیگری را نیز می پرستیدند. در برابر تنگری خدایی بود به نام »ایتوگن» که الهه زمین و فراوانی بود. »این دو خدا با خدایان خورشید و ماه و نیروهای طبیعت و روح کوه ها و رودهای مقدس و روح سران قبیله نیاکان پرستیده می شدند و نظرشان را با فرمانبرداری و پیشکش کردن خوراک و نوشابه که گاهی متضمن قربانی آدمیان و جانوران می شد جلب می کردند.«

مغولان بت های نمدین و نیز بت هایی از دیگر مواد می ساختند و اعتقاد داشتند که ارواح در آنها مقیمند؛ سپس آنها را در درون یورت به عنوان خدایان پشتیبان قبیله نگاه می داشتند یا در بیرون یورت برای پرستش همگان می گذاشتند.

طبق گفته مارکوپولو، مغولان خدای دیگری به نام «ناتیگای» ( Natigai) (بت بزرگ مغولان) اعتقاد داشتند و چنین می گفتند که او خدای زمین و حامی فرزندان، دام ها و محصولاتشان است. «تاتارها به این خدا ایمان بسیار دارند و به وی احترام زیادی می گذارند و همه کس پیکره این بت که از کرک و پارچه ساخته شده را در خانه نگه داشته و در مقابل آن به دعا و نیایش می پردازند. در خانه نزدیک پیکره این بت، پیکره های زن و بچه های آن را نیز قرار می دهند به طوری که پیکره زن در سمت چپ و پیکره بچه ها در مقابل وی قرار گرفته و سپس به ستایش آنها می پردازند. هنگام غذا خوردن ابتدا قطعه ای گوشت چربی دار را در روی لبهای این پیکره (بت) و زن و بچه هایش می کشند کمی از شوربای خود را در کنار در برای ارواح درگذشتگان خود می پاشند چه معتقدند که به این ترتیب خدا و خانواده اش نیز سهمیه شان را گرفته اند و پس از انجام این مراسم خود شروع به خوردن و نوشیدن می کنند. «

خدای دیگر«ناآگی» (Naagi) (خدای زمین) بود که در نزد مغولان پس از آسمان اهمیت داشت چرا که آنها معتقد بودند انسانها از زمین برخاسته اند و زمین را مادر می خواندند. مغولان علاوه بر آسمان و زمین، تمام مظاهر طبیعت مثل ماه، خورشید، آتش، آب و... را می پرستیدند و برای آنها احترام و ارزش قایل بوده و برایشان خوراک و نوشابه نثار می کردند. کوه نیز نزد آنها مفهوم خاصی داشت چرا که باعث تقرب به تنگری و نزدیکی به آسمان می شد.

شایان ذکر است که مغولان بت هایشان را از سنگ نمی ساختند بلکه آنها را از کرک و پارچه می دوختند. «برای درست کردن این گونه بت ها، همه زنان بزرگان قبیله در چادری گرد هم می نشستند و با احترام زیاد دست به کار دوختن آن می کردند. پس از پایان کار، گوسفندی را کشته و گوشت وی را می خوردند و استخوان های گوسفند را در آتش می سوزانند.»

هر فرد مغولی برای خود لوح مخصوصی داشت که ناظر به خدای یگانه بود و روی آن کلماتی چون : «آسمان، عرش اعلی، خدای قادر متعال و نظایر آن نگاشته شده بود و آن را در بالای دیواره چادر نصب می کرد. هنگام عبادت ابتدا جلوی آن لوح بخور می سوزانید و سپس دست ها را به حالت دعا و نیاز رو به آسمان بلند می کرد، سه مرتبه به سجده می افتاد و از خدای ناپیدا طلب رحمت و آمرزش می کرد.»

در خصوص محل اجرای مراسم مذهبی مغولان چادرنشین، به سبب تنگدستی و کمبود لوازم مناسب، این گونه مراسم ها بدون معبد و محراب انجام می شد؛ ولی گاهی مغولان بر روی توده سنگ ها یا بر فراز تپه ها می رفتند، چرا که آنجا این امکان را برایشان فراهم می کرد که منظره آسمان را بی مانع ببینند، در این حالت قربانی هایی که می کردند رنگ تقدس به خود می گرفت.

همانطور که رفت مغولان برای خدایان خود قربانی می کردند؛ مهمترین قربانی آنها اسب بود که حکم گرانبهاترین دارایی ایشان را داشت « قربانی کردن یک وزرای سیاه و یک اسب سفید به سنت مغول برای آسمان و زمین و اجداد و...» البته قربانی آنها محدود به این کار نبوده بلکه آنها نخستین شیر مادیان را به پای بت می ریختند؛ هم چنین در آغاز خوردن و نوشیدن، چیزی از خوراک و آشامیدنی خود را به بت تعارف می نمودند. مغولان هر گاه چارپائی را می کشتند، قلـب آن را در بشقابی نهاده و به بت چادر تعارف می کردند و آن را از فردای آن روز در جلوی بت بریان نموده و می خوردند. از آنجایی که اسب در نزد مغولان از اهمیت بالایی برخوردار بود اگر اسبی به آنها هدیه می شد، کسی تا مرگ آن حیوان حق سوار شدن بر آن را نداشت. چارپایان هدیه شده اگر به قصد خوردن گوشت آن بود، کسی حق خرد کردن و شکستن استخوان های آن را نداشت، بلکه آن را در آتش می سوزاندند. افزون بر آن، آنها بر این بت ها همچون بر خدا، رو به آفتاب نموده سجده می کردند.

در خصوص آداب و رسوم مذهبی مغولان بحث بسیار است که این به دلیل تنوع خدایان آنها می باشد که بیان آن در این مقال نمی گنجد. اما یکی از جالب‌توجه ترین سنت آنها نحوه عبادت و اظهار بندگی و خشوع در مقابل خدایان است. به عنوان نمونه در خصوص تموچین چنین آمده است : « این را گفت و روی به طرف خورشید کرد، کمربند خود را به گردن آویخت، کلاهش را به دست گرفت و در حالی که به سینه خود می کوبید 9 بار رو به خورشید سجده کرد، دعا نمود و شراب به زمین ریخت.» مغولان با همین اعتقاد و روش قبل از اقدام به جنگ به عبادت مشغول می شدند و از تنگری درخواست کمک می نمودند. این روش عبادت یکی از مطرح ترین رسوم مغولان است که در اکثر منابع، به کرات به آن اشاره شده است. در واقع در نزد مغول بستن کمر و گذاشتن کلاه بر سر، به نوعی معرف آزادی فردی بوده است.

منبع: اعتقادات؛ آداب و رسوم مغولان - مریم طحان

پایگاه خبری حقوق نیوز - تاریخ و تمدن



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: