حقوق خبر
سعدی

مدارا و تـساهل از دیـدگاه سعدی (قسمت پایانی)

سـعدی، اخـتیار تحمل را در برابر پرخاشگری و سـتیزه‌جویی حریف‌، باعث‌ مسدود‌ شدن باب منازعه می‌داند و مدعی می‌شود که‌ با‌ توسل‌ به‌ ملایمت‌، حـتّی مـی‌توان فیلی را به کمک مویی از پای درآورد


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

مدارا و تساهل از دیدگاه سعدی

توصیه به ملایمت در امر به معروف‌ و نهی‌ از منکر

سعدی، علی الاصول، با امر به معروف و نهی از منکر نظر موافق دارد و صرفنظر از اینکه اثری بر آن مترتب بـاشد یـا نـباشد، آن را عملی شایسته‌ و حتّی واجب تـلقی مـی‌کند:

گـرچه دانی که نشنوندبگوی

هر چه دانی ز نیک خواهی و پند

به رغم فریضه دانستن امر به معروف و نهی از منکر،سعدی اجرای آن را مـنوط‌ و مـشروط‌ بـه‌ شرایطی می‌داند:

یک. داشتن قدرت‌ و استطاعت‌ برای‌ واداشـتن بـه کا ر واجب (نیکو) و بازداشتن از عمل حرام (ناپسند) و در غیر این صورت،اکتفا به نصیحت:

گرت نهی منکر برآید‌ ز دست‌

نـشاید‌ چـو بـی‌دست و پایان نشست

وگر دست قدرت نداری‌ بگوی‌

که پاکیزه گـردد به اندرز خوی

چو دست و زبان را نماند مجال

به همت نمایند مردی رجال

دو‌. متصور‌ نبودن‌ عمل به مـعروف یـا پرهـیز از منکر جز از طریق‌ امر و نهی:

چو کاری بی فضول من بـرآید

مـرا در وی سخن گفتن نشاید

وگر بینم که‌ نابینا‌ و چاه‌ است

اگر خاموش بنشینم گناه است

سه. خـشونت نـورزیدن و تـلاش‌ در‌ متقاعد کردن و شرمنده ساختن مرتکب گناه. از دیدگاه سعدی، اعمال ملایمت در امر بـه مـعروف و نـهی‌ از‌ منکر‌، تأثیر بسزایی در هدایت افراد به کارهای شایسته و بازداشتن آنان از فرو‌ غلتیدن‌ در‌ ورطۀ بـدکاری و گـناه یـا خروج از آن دارد. در این زمینه، حکایت ملک‌زادۀ گنجه‌ در‌ بوستان‌ حاوی نکاتی ظریف و عبرت‌انگیز است. در این داسـتان، سـخن نهایی و پیام اصلی سعدی‌ این‌ است که می‌توان با ملایمت، از دشمن دوست سـاخت و بـا خـشونت و شدت عمل‌ دوست‌ را‌ به دشمن تبدیل کرد:

به نرمی ز دشمن توان کرد دوست

چـو بـا دوست سختی‌ کنی‌ دشمن اوست

تحمل

در خاک بیلقان برسیدم به عابدی

گفتم مـرا بـه‌ تـربیت‌ از‌ جهل پاک کن

گفتا برو چو خاک تحمل کن ای فقیه

یا هرچه خوانده‌ای همه‌ در‌ زیر خـاک کـن

تحمل، بارزترین مصداق مدارا و سعۀ صدر و محور و پیام‌ اصلی‌ آن‌ است، تـا آنـجا کـه می‌توان گفت تمام مظاهر و جوانب مدارا و تساهل، ناگزیر به گونه‌ای، بدان‌ باز‌ می‌گردد‌. امّا تـحمل هـم، بـه نوبۀ خود،دارای جلوه‌های متفاوتی است و به صورت‌های‌ گوناگونی‌ ظاهر می‌شود. از این‌رو، جـا دارد نـظر سعدی را در این باره با تفصیل بیشتر بررسی‌ کنیم‌. سخن را به شیوۀ معمول، از گلستان، با حکایات دلنـشین و آمـوزنده‌اش، آغاز‌ می‌کنیم‌.

در حکایتی از باب دوم گلستان آمده‌ است‌ که‌ جمعی از رندان در صدد انـکار و ایـذای‌ درویشی‌ بر می‌آیند و با سخنان ناروا و ضـرب و شـتم،وی را مـی‌آزارند. درویش طاقتش طاق‌ می‌شود‌ و شکایت نزد پیـر طـریقت می‌برد‌، ولی‌ پیر او‌ را‌ به‌ صبر و بردباری فرا می‌خواند و می‌گوید: «ای‌ فرزند‌، خرقۀ درویـشان جـامۀ رضاست هر که در این جـامه تـحمل بی‌مرادی نـکند‌ مـدعی‌ اسـت و خرقه بر وی حرام است‌.»

در حکایتی دیـگر‌، سـخن‌ از ابلهی می‌رود که گریبان‌ دانشمندی‌ را گرفته است و نسبت به وی بی‌حرمتی روا می‌دارد. سـعدی، پیـشاپیش، دانشمند را‌ مقصر‌ می‌شناسد. زیرا بنا بـه گفتۀ‌ او‌، اگر‌ دانشمند را از‌ دانـایی‌ بـهره‌ای بود، حتّی در‌ صورت‌ مسلم بـودن گـناه ابله، بردباری اختیار می‌کرد و به نحوی، خود را از درگیری با‌ وی‌ برکنار می‌داشت:

«جـالینوس ابـلهی را دید‌ دست‌ در گریبان‌ عالمی‌ زاده و بـی‌حرمتی هـمی کرد. گفت‌: اگـر ایـن دانا بودی، کار او بـا نـادان بدین جایگه نرسیدی:

دو عاقل را‌ نباشد‌ کین و پیکار

نه دانایی ستیزد با‌ سبکسار‌

اگر‌ نـادان‌ بـه‌ وحشت سخت گوید‌

خردمندش‌ به نـرمی دل نـجوید

در جایی دیـگر، سـعدی، اخـتیار تحمل را در برابر پرخاشگری و سـتیزه‌جویی حریف‌، باعث‌ مسدود‌ شدن باب منازعه می‌داند و مدعی می‌شود که‌ با‌ توسل‌ به‌ ملایمت‌، حـتّی مـی‌توان فیلی را به کمک مویی از پای درآورد:

چو پرخـاش بـینی تـحمل بـیار

کـه سهلی ببندد در کـارزار

بـه شیرین زبانی و لطف و خوشی

توانی که پیلی‌ به مویی کشی

در بوستان هم، به کرات، بر ثـمرات نـیکوی تـحمل و بردباری تأکید شده است. این تأکیدها بـیشتر، در بـاب چـهارم مـشاهده مـی‌شود. در ایـن‌جا نخست به شرح‌ و تحلیل‌ یکی از شواهد مذکور در این‌باب که از نظر جنبه‌های اخلاقی و انسانی، شایان توجه و تأمل بسیار است، می‌پردازیم:

سعدی، ضمن یکی از داستانهای باب چهارم بوستان، از نـیکمردی پارسا‌ سخن‌ می‌گوید که از خلق گسسته و در کنج خلوت به خالق دلبسته است. روزی نادانی گستاخ، در ملاء عام، زبان طعن بر او‌ می‌گشاید‌ و وقیحانه وی را آماج انواع‌ توهین‌، تهمت و افترا می‌سازد:

زبان آوری بی‌خرد سـعی کـرد

ز شوخی به بد گفتن نیکمرد

که زنهار از این مکر و دستان و ریو

به جای سلیمان نشستن‌ چو‌ دیو

شگفتا! که پارسای‌ یاد‌ شده نه تنها از این تهاجم گستاخانه بر نـمی‌آشوبد و عـنان اختیار از کف نمی‌دهد، بلکه در مقابل مهاجم جسور رفتاری به غایت انسانی در پیش می‌گیرد و الگویی حیرت‌انگیز و باور ناپذیر‌ از‌ تحمل، گذشت، و انصاف ارائه می‌کند: از خدا مـسئلت مـی‌کند که مهاجم را نعمت توبه ارزانـی دارد و اگـر سخنش راست باشد، خود او را به توبه از هلاک برهاند.

شنیدم که‌ بگریست‌ دانای وخش‌

که یا رب مراین شخص را توبه بخش

وگر راست گفت ای خداوند پاک

مـرا تـوبه‌ ده تا نگردم هلاک

پرهـیز از تـعصب

فراغت از تعصب‌، هم‌ ثمره‌ و مظهر مدارا و تساهل است و هم زمینه‌ساز آن. پرهیز از تعصب، به صور گوناگونی جلوه‌گر می‌شود که بارزترین ‌‌آنها‌ را در ذیل بر می‌شماریم:

- سعۀ صدر در مواجهه با آرای مختلف

برخورد‌ مـستدل‌ و عـاری‌ از خشونت با اندیشه‌های مخالف، از شاخص‌ترین نشانه‌های مدارا و تساهل و از والاترین مظاهر کرامت انسانی‌ است که در قرآن کریم از آن تعبیر بسیار فاخر «مجادله به شیوۀ‌ حسن122» یاد شده‌ است‌. دربارۀ نحوۀ مواجهه بـا آرای مـخالف، سعدی را در بـاب هفتم گلستان، داستانی است طولانی و قابل تأمل تحت عنوان: «جدال سعدی با مدعی در [باب] توانگری و درویشی». در این داسـتان، سعدی به‌ تفصیل، ماجرای مناظرۀ خود را با درویشی شرح می‌دهد کـه در مـقام طـعن و ذمّ توانگران برآمده است: در این مناظره،سعدی، به ظاهر، جانب توانگران را می‌گیرد، امّا در حقیقت، به‌ نوبت‌ سـخنگوی ‌ ‌هـر دو حریف می‌شود و با استشهاد از آیات و احادیث و کلمات قصار بزرگان، گاه از این و گاه از آن دفـاع مـی‌کند، و بـدین‌سان، خواننده را با استدلال هر دو طرف آشنا‌ می‌سازد‌ و به وی امکان قضاوت درست و بیطرفانه می‌دهد.

در جایی از ایـن حکایت، سعدی به یک نتیجه‌گیری بسیار مهم می‌رسد: جاهلان، هرگاه که به فـقدان دلیل یا ضعف اسـتدلال دچـار‌ شوند‌، به خشونت و ستیزه‌جویی توسل می‌جویند:

«...و سنت جاهلان است که چون به دلیل، از خصم فرو مانند سلسلۀ خصومت بجنباند».

در پایان، سعدی دو حریف را نزد فرد ثالث و بی‌طرفی‌ (قاضی‌) می‌کشاند‌ و از زبان وی به قـضاوت‌ نهایی‌ می‌پردازد‌ -قضاوتی که صد البته یک جانبه و مطلق گرایانه نیست و در آن، نظریه‌های طرفین تعدیل و به هم نزدیک شده است.

- اجتناب از‌ خودرایی‌ و اعتقاد‌ به مشورت

یکی از مظاهر و نشانه‌های بارز عدم‌ تعصب‌، احـتراز از اسـتبداد به رأی و اعتقاد به رایزنی است. در این باب نیز، سعدی، آراء و سخنانی دارد که در‌ خور‌ تأمل‌ است. از آن میان، به دو نکتۀ مهم اشاره می‌شود‌:

یک. سعدی مشاورۀ با اصحاب عقل و ارباب دانایی را عین مـصلحت و شـرط لازم برای تصمیم‌گیری مناسب و مقرون به‌ صواب‌ می‌داند‌؛ چون به تعبیر وی، هیچ رأی فردی نیست که بالاتر و صائب‌تر‌ از‌ آن رأیی وجود نداشته باشد:

ضمیر مصلحت اندیش هرچه پیش آید

به تجربت بـزند بـر محکّ‌ دانایی‌

اگر‌ چه رأی تو در کارها بلند بود

بود بلندتر از رأی هر‌ کسی‌ رأیی‌

دو. به نظر سعدی، ملاک منطقی برای پذیرفتن یا نپذیرفتن یک اندیشه، درستی‌ یا‌ نادرستی‌ آن است، نـه شـخصیت اظـهار کنندۀ آن. بنابراین، اگر بین گـفتار و کـردار دانـشمند‌ یا‌ ناصحی مغایرتی مشاهده شود، این معنی نباید موجب نفی و طرد اندیشه یا توصیۀ‌ وی‌ گردد‌. در این‌باره در باب دوم گلستان، داستان آمـوزنده‌ای وجـود دارد کـه در پایان‌ آن‌، سعدی، به این جمع‌بندی می‌رسد کـه سـخنان و نصایح عالمان -خواه عامل خواه غیر‌ عامل‌- را‌ باید به طیب خاطر شنید و به کار بست:

گفت عالم به گـوش جـان بـشنو

ور‌ ‌نماند به گفتنش کردار

باطل است آنچه مدعی گوید

خـفته را خفته‌ کی‌ بیدار‌

مرد باید که گیرد اندر گوش

ور نبشته است پند بر دیوار

- احتراز از پیش‌داوری‌

چشم‌ بـد‌ انـدیش کـه بر کندۀ باد

عیب نماید هنرش در نظر

ور هنری‌ دارد‌ و هفتاد عیب

دوسـت نـبیند به جز آن یک هنر

یکی از لوازم و شرایط عدم تعصب‌، فراغت‌ از هرگونه پیش‌داوری، اعم از مثبت یا منفی اسـت؛ زیـرا بـدون احراز‌ این‌ شرط امکان هیچ‌گونه قضاوت واقعی و منصفانه فراهم‌ نیست‌.

در‌ باب تـأثیر پیـش‌داوری بـر قضاوت‌های آدمیان سعدی‌ را‌، بویژه در گلستان، حکایات عبرت‌انگیز و سخنان آموزنده‌ای است که در اینجا به نـقل‌ یـکی‌ دو مـورد آنها اکتفا می‌شود‌.

نخستین‌ نمونه حکایتی‌ است‌ از‌ باب پنجم گلستان در این‌ حکایت‌، سعدی از عـلاقه‌مندی بـیش از حد محمود غزنوی به یکی از غلامان‌ خود‌ موسوم به ایاز -که اتفاقا از‌ حـسن زیـادی هـم برخوردار‌ نیست‌- سخن می‌گوید و در صدد توجیه‌ آن‌ برمی‌آید:

«حسن میمندی را گفتند سلطان [محمود] چندین بندۀ صـاحب جـمال دارد که هر یکی‌ بدیع‌ جهان‌اند، چون است که با‌ هیچ‌ یک [از‌ ایشان] میل و مـحبتی نـدارد‌ چـنان‌که‌ با ایاز [که] زیادت حسنی ندارد؟ گفت: هر‌ چه‌ بر دل فرو آید در دیده نکو نماید».

و سپس چنین نتیجه مـی‌گیرد:

کـسی به‌ دیدۀ‌ انکار اگر نگاه کند

نشان صورت‌ یوسف‌ دهد به‌ نـاخویی‌

وگـر بـه چشم ارادت‌ نگه کنی در دیو

فرشته‌ایت نماید به چشم کروبی

در باب چهارم گلستان نیز، بـه‌ تـأثیر‌ پیـش‌داوری در قضاوت‌های آدمی اشاره شده‌ است‌:

هنر‌ به‌ چشم‌ عداوت بزرگ‌تر عیب‌ اسـت‌

گـل است سعدی و در چشم دشمنان خار است.

و نیز:

نور گیتی فروز چشمۀ هور

زشت‌ باشد‌ به‌ چـشم مـوشک کور

پیام‌ سعدی‌ را‌ در‌ همۀ‌ حکایات‌ و اشعار یاد شده می‌توان به شرح زیـر خـلاصه کرد:بسیاری از قضاوتهای آدمیان پیش و بیش از آنـکه مـبتنی بـر واقعیات باشد،متکی بر پیش‌داوریها و یا مـتأثر از‌ آنـهاست.

نسبیت‌گرایی

حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف

از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است

یکی از جلوه‌های بـارز مـدارا و تساهل، نفی مطلق‌اندیشی و موجه دانـستن بـرداشت‌ها و قرائت‌های مـتفاوت‌، و حـتّا‌ مـتضاد است.

در این خصوص، در آثار سعدی شـواهد چـندی مشاهده می‌شود از آن جمله:

ای سیر ترا نان جوین خوش ننماید

معشوق من آن اسـت کـه نزدیک نو‌ زشت‌ است

و نیز:

زیـر پایت گر بدانی حـال مـور

همچو حال توست زیر پای پیـل

مـوضوع قرائت‌ها و برداشتهای متفاوت از امور، با صراحتی‌ بیشتر‌، در یکی از منظومه‌های بوستان‌ آمده‌ است:

دو کـس بـر حدیثی گمارند گوش

از این تـا بـدان ز اهـرمن تا سروش

یـک پنـد گیرد دگر ناپسند

نـپردازد از حـرف گیری‌ به‌ پند

فرو مانده‌ در‌ کنج تاریک جای

چه دریابد از جام گیتی نمای؟

اجتناب از تـقلید کـورکورانه

یکی از آثار قهری مدارا و سعۀ صـدر، فـراهم آوردن مجال بـرای ارائۀ آرای مـتفاوت و ایـجاد زمینۀ مناسب‌ برای‌ بـرخورد اندیشه‌هاست که این امر، بالطبع، با اعتقادات جزمی و مبتنی بر تقلید صرف سازگاری ندارد.

در آثـار سـعدی، حداقل در دو موضع، تقلیدگرایی آماج انتقاد قـرار گـرفته اسـت:

نـخستین مـورد‌، در‌ باب هشتم‌ بـوستان، در حـکایت «سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان» آمده است. در این حکایت، سعدی ضمن توصیف‌ طرز تفکر تنگ‌نظرانه و مـتعصبانۀ بـت پرسـتان در بتخانۀ سومنات، عبادت مبتنی‌ بر‌ تحقیق‌ و آگـاهی را مـی‌ستاید و در مـقابل، عـبادت از روی تـقلید را نـوعی گمراهی تلقی می‌کند:

چو آن راه ‌‌گژ‌ پیششان راست بود

ره راست در چشمشان کژ نمود

عبادت به تقلید گمراهی‌ است‌

خنک‌ رهروی را که آگاهی است

دومین مورد، در یکی داستانهای بـاب نهم بوستان ذکر‌ شده است، در این داستان، سعدی به مذمت از تقلید کورکورانه می‌پردازد‌:

ره راست رو تا‌ به‌ منزل رسی

تو بر ره نئی زین قبل واپسی

چو گاوی که عصار چشمش بـبست

دوان تـابه شب،شب همانجا که هست

حاصل سخن و جمع‌بندی

1. در بین اندیشمندان و سخنوران تراز‌ اول ایران زمین،کمتر کسی را می‌توان یافت که به اندازۀ شیخ اجل سعدی، برای مدارا و سعۀ صدر اهـمیت و ارج قـائل شده باشد. بدیهی است آنچه در آثار این شاعر گرانقدر‌ در‌ زمینۀ مدارا و سعۀ صدر مشاهده می‌شود، دقیقا با «مدارا» به مفهوم امروزی کلمه مـطابقت نـدارد، ولی حاوی بسیاری از عناصر و خصایص آن اسـت.

2. بـدون تردید، در مجموع آثار سعدی‌، اینجا‌ و آنجا اشعاری منافی با مدارا و سعۀ صدر به چشم می‌خورد ولی کمیت و کیفیت این گفته‌ها در حدی نیست که با طـرز تـفکر غالب در نوشته‌های سعدی کـه عـلی‌ الاصول‌ بر محور آزاداندیشی، سازگاری، بخشش،و مسالمت‌جویی قرار دارد، منافاتی داشته باشد.

3. تعارض‌ها و تناقض‌هایی که ظاهرا در بین بعضی گفته‌ها و سروده‌های سعدی -از جمله در خصوص مسئله مدارا و تساهل- دیده‌ می‌شود‌، از‌ یک‌سو مربوط بـه مـراحل مختلف‌ زندگی‌ و تکامل‌ روحی و فکری این اندیشمند و از دیگر سو، ناشی از تغییرات و تحولات شگرف و نیز مسافرتها و جهانگردیهایی است که در دوران زندگی این‌ شاعر‌ اجتماعی‌ روی داده و برداشتها و جهان‌بینی او را- در پرتو‌ آگاهی‌ و تجربه‌های جدید- متحول سـاخته اسـت.

4. به‌طور کـلی، سعدی را می‌توان بعنوان متفکری تلقی کرد که اندیشه‌ها و داوری هایش،بین دو‌ قطب‌ آرمانگرایی‌ و واقعگرایی نوسان دارد که این دو، بـه ترتیب‌ در «گلستان» و «بوستان» تجلی یافته است:

گلستان با توصیف وضعیت مـوجود بـیشتر مـظهر گرایش اول (واقع‌گرایی) و بوستان با‌ ترسیم‌ وضعیت‌ مطلوب و ایده‌آل عمدتا مظهر گرایش دوم (آرمان‌گرایی) است. وی تلاش می‌کند‌ بین‌ ایـن ‌ ‌دو تـمایل تعادلی ایجاد کند، ولی شاید بتوان گفت که آرمانگرایی و گرایشهای مردمی و انسان‌دوستانه ‌بر‌ انـدیشه‌های‌ او غـالب و سـایه‌افکنده است.

بیشتر بخوانید:

مدارا و تساهل از دیدگاه سعدی (قسمت 1)

مدارا و تساهل از دیدگاه سعدی (قسمت 2)

مدارا و تساهل از دیدگاه سعدی (قسمت 3)

مدارا و تساهل از دیدگاه سعدی (قسمت 4)

 

منبع: ادب و سیاست: جلوه های مدارا در آثار سعدی - احمد کتابی

پایگاه خبری حقوق نیوز - ادبیات

 

 



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: