حقوق خبر

انسان کامل از منظر مکاتب مختلف (قسمت 1)

انـسان يکـی از مـباحثی است که همواره مورد تـوجه انـديشه بـشری بوده است . بحث شناخت انسان از‌ گسترده‌ ترين‌ مباحثی است و به تمامی فعاليت های علمی و فکری انسانها جهت‌ می دهد


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

انسان کامل از منظر مکاتب مختلف

انـسان يکـی از مـباحثی است که همواره مورد تـوجه انـديشه بـشری بوده است . بحث شناخت انسان از‌ گسترده‌ ترين‌ مباحثی است و به تمامی فعاليت های علمی و فکری انسانها جهت‌ می دهد.

انسان کامل از نظر قرآن و روايات

انسان کامل مثل اعلای الهی و آيت کـبرای او اسـت که‌ بـر‌ صـورت حـق آفريده شـده وکـليد معرفت او اســت . او نـسـخۀ حــق اسـت که عالم قـائم به حقيقت او است و افـلاک بانفاس قدس او در گردش اند. او معلم ملائـک‌ اسـت‌ و اولـين نـور الهـی کـه در عــالم وجـود ظاهر شـد. موضوع «انسان کامل » همچنـين يکــی از مـحـوری تــرين مـوضـوعات مـبـانی انسـان شـناختی در ديـدگـاه اســلام‌ ميی باشد. درقرآن کريم ، کمال انسان‌ و به‌ فعليت رساندن تواناييهای عـالی او، يکـی از محـوری تـرين و اساسـی تــرين مـوضـوعات مـی باشد، که با تعـابير مختلفـی همچـون : خـليفـۀالله (بـقـره /٣٠)، اوليـاءالله (يـونـس‌ /٦٢‌)، ابــرار (انـفطـار/١٣)، اخـــيار‌ (صــاد‌/٤٨)، اولی الامر (نساء/٥٩)، و ائمۀ (انبياء/٧٣) بيان شده است . انبيا به عنوان کامل ترين انسان ها برای شکوفا ساختن استعدادهای مثبـت در بين بشر معرفی شده اند. (جمعه / ٢). مقام‌ «خـليفۀاللهی » در روی زمين (بقره /٣٠) يکی از مهم ترين مباحـث مطـرح شــده در قرآن است کـه می توان گـفت تمام آيات قرآن ، يکسره تفسير  «خليفۀاللهی » و تشريح خصايص جانشينی خدا برای انسـان‌ اسـت.

انسان کامل آن انـسانی اسـت که همه ارزش هاي انسانی اش با هم رشد کنند‌، هيچ کدام بی رشد نمانند و همه هماهنگ يـک ديگـر رشد کنند‌ و رشدشان‌ به‌ حد اعلابرسد» که اگر چـنين شـد، آن گاه می شـود انـسان کامل . اين همـان کسـی مـی شـود ‌‌کـه‌ قـرآن مجيد او را تعبير به امام می کند که: «و إذابتلی إبراهيم‌ ربه‌ بکلمات‌ فأتمهن قال إنی جاعلک للنـاس إمـاما قال و مـن ذريتـی قـال لا يـنـال عــهدی الظالمين (بـقره‌ / ١٢٤) «علی عليه السلام انسان کامل است . به اين جهت انسان کامل است‌ که همـه ارزش هـای انسانی در او رشد کرده و بـه حد اعلای رشد رسـيده و هـماهنگ رشد کرده است. »

هـمچنين امام علی (ع ) در نهج البلاغه از صفات و خصوصيات بهترين بندگان (انسان کامل ) در برابر‌ پروردگـار يـاد کـرده اسـت و ميفرمايد: «ای بندگان خدا همانا بهترين و محبوبترين بنده نزد خدا بنده ای است کـه خـدا او را در پيکـار بـا نـفـس يـاری داده اسـت آن کس که‌ جامۀ‌ زيرين او اندوه و لباس روئين او ترس از خداست چراغ هـدايت در قلـبش روشـن شـده و وسـايل لازم را براي روزی که در پيش دارد فراهم کرده و دوری ها و دشواری ها‌ را‌ بـر خـود نزديـک و آسـان سـاخته حقـايق دنيـا را بـا چشـم نـگريسته هـمواره به ياد خـدا بوده و اعمال نيکوی فراوان انجام ميدهد.»

انسان کامل در‌ عرفان‌ اسلامی

عرفان روش زاهدانه براساس شـرع و تزکيه نفس و اعراض از دنيا برای وصول به حق و استکمال نفس اسـت . عـرفان مـکتبی جامع و مطلق سلوک معنوی و اعم از تصوف است و عرفان‌ اسلامی مکتبی فکري و فلسفی است که سالک‌ را‌ از‌ راه شناخت حـق ‌ ‌و حـقيقت بر مبنای کشف و شهود عارفان به سر منزل مقصود ميرساند. در عرفان اسلامی، انـسان کـامل کـون جامع‌ ، صورت‌ کامل‌ حضرت حق و آئينۀ جامع صفات الهی است .

انـسان‌ کامل‌ از اصطلاحات کليدی عـرفان است. در عرفان اسلامی انسان موجودی ذو مراتب با ساحت های وجودی مختلف است کـه‌ هريک‌ از‌ آنها معمای هـستی اسـت . مسئله انسان و اسرار وجودی او از‌ جمله مسائلی است که در همۀ مکاتب بشری و الهی به آن توجه شده و همۀ مکاتب سعی کرده اند‌ در‌ حد‌ ظرفيت و توانايی خود پرده ای از قصۀ پر رمز و راز اين‌ معمای هستی ارائه کنند و يا مـعنايی که از آن را ارائه ميدهند پايه های انسان شناسی خود‌ را‌ تحکيم‌ بخشند. عرفان اسلامی از جمله مکاتبی است که بساير عميق و پر دامنه‌ به‌ انسان‌ پرداخته و با مدد تعاليم عميق دينی، کشف و شهود و تجربيات عارفان مسلمان پرده هـای بـسياری از‌ اسرار‌ و رموز انسان را به تصوير کشيده است. انسان در عرفان اسلامی جايگاه ويژه و ممتازی دارد‌ و به تعبير قرآن کريم حامل بار امانت الهی و آگاه به اسماء الهی است‌ .

ابن‌ عربی طرح نظريه «انـسان کـامل » را برای اولين بار از جانب حکيم ترمذی که او‌ را‌ همتای خود ارزيابی کرده ميداند. بعد از او محی الدين‌ نخستين‌ کسی است که در عرفان اسلامی اصطلاح «الانسان الکامل » را در آثار خود از جمله فتوحات‌ مـکيه‌ و فـصوص الحکم به کاربرد و درباره ويژگيهای چنين انسانی به تفصيل بحث کرد‌. پس‌ از‌ ابن عربی، گويا عزيز الديـن نـسفی اوليـن نويسنده ای است که در جهان اسلام نام‌ «الانسان‌ الکامل‌ » را بر مجموعه رسالات بـيست و دوگـانه اش ، کـه به زبان پارسی در‌ عرفان‌ اسـلامی نـوشته، نـهاده است. بعد از نسفی، شيخ عبد الکريم جـيلی عـنوان «الانسان الکـامل » را برای کتاب‌ ارزنده اش ،که به زبان تازی درعرفان اسـلامی نـوشته، بـرگزيده اسـت.

بـحث‌ انسان‌ کامل در قرن سوم هجری و در انديشه‌ های بـايزيد‌ بـسطامی نمود پيدا کرد. او اصطلاح «الکامل‌ التام‌ » را به معنای انسان کامل بکار برده است. پس از‌ بايزيد‌ بسطامی، حسين بن منصور حـلاج‌ ( ٣٠٩‌-٢٤٤) از‌ انـسانی سـخن‌ گفته که تمام مراحل کمال را‌ پيموده‌ و مظهر کمال صفات الهـی شده و به مقام و مرتبه «فنا فی الله » و «انالحق‌ » نائل‌ گشته است و چنان که معلوم است‌ ،او خود را چنين‌ انسانی شـناساند و در اين راه ،مـردانه‌ بـه‌ شهادت رسيد.

با يزيد بسطامی از ولی خدا با‌ عنوان‌ «کامل تـام » ياد مـی کند حلاج‌ نيز‌ از‌ انسانی که مظهر‌ صفات‌ الهی و حائز مرتبه «انا‌ الحق‌ » گشته، سـخن گـفته مدعی شـده اسـت کـه انسان بر اثر زهد جسمی و روحی به‌ مرحله‌ ای می رسد که روح خدا در‌ او‌ نـزول مـی کند‌ و هـمه‌ چيز‌ مسخر او می شود و همۀ‌ افراد انسانی بايد بکوشند تا خود را به آن نقطه برسانند. از انـسان کــامل بــه‌ نـام‌ های گوناگون ياد کرده اند. بودا‌ او‌ را‌ «ارهات‌ » می نامد‌ و کنفوسيوس، «کيون تسو‌»؛ آئين‌ هاي يوگـا نيز از او بـا عنوان «انسان آزاده » نام می برند؛ افلاطون او را «فيلسوف » می خواند و ارسطو‌ «انسان‌ بزرگوار‌» و صوفيه «قطب » و «شـيخ » و «پير» مـی نامند و نــيچه «ابر‌ انـسان‌ » و ازهمه‌ بالاتر‌ آنکه‌ قرآن‌ وی را «خليفۀ اللۀ» می نامد.

انـسان کـامل در مکاتب غربی

سه محور انديشۀ غربی از‌ دورترين‌ ايام انسان ، جهان و خدا بوده و البته اهـميت نـسبی هريک در ادوار مختلف تفاوت داشته اسـت . در غـرب از دوره رنسانس بـه بـعد بـررسی انسان به جای الهيات و متافيزيک کـانون اصـلی توجه‌ شد و به‌ صورت فلسفۀ اولی درآمد. در قرن نوزدهم يعنی در دوره رمانتيک ، با تـأثير مـتفکرينی مانند داروين ، مارکس‌ ، نيچه و فرويد نگاه غـرب به دنيا و انسان کـاملا دگـرگون شد و معناي‌ همه‌ چيز‌ در هـمين دنـيا نهفته گرديد.

 انسان کامل از ديدگاه داروينيسم :

چارلز رابرت داروين زيست شناس انگليسی و واضع ‌‌نـظريۀ‌ «تـحول انواع » می باشد.

داروين در پنجاه سـالگی کـتاب مـنشأ انواع‌ را‌ منتشر‌ کـرد و بـدين ترتيب تحولات شگرفی در عـلوم و مـکاتب فلسفی ايجاد نمود، نظريۀ او از مهم‌ ترين و تأثيرگذارترين نظريه ها در انسان شناسی است . او در نظريه اش بـيان‌ کـرد که جانوران به‌ تدريج‌ تغيير مـی کنند؛ زيرا بـين تمام مـوجودات زنـده کـشمکش دائمی برای زنده مـاندن وجود دارد تا تعادل جمعيت حفظ شود و در اين نزاع آنان که صفات برجسته تری دارند و قويتر بـاقی مـی مانند‌ و انواعی که با محيط سازگار نـيستند حـذف مـی شوند.

داروين ابـتدا دربـاره انسان سخنی نـگفت امـا ده سال بعد در کتاب «تبار انسان »، انسان را حالت تکامل يافته ای از حيوانات ناقص‌ تر‌ شمرد، طبق اين نظريه «اخـتلاف انـسان و حـيوانات ديگر» نوعی نيست بلکه «رتبی» و از مقولۀ شـدت و ضـعف اسـت و بـه تـعبير فـلسفۀ اسلامی اختلاف ماهوی بين انسان و حيوان نيست . مغز و هوش انسانی حالت‌ کامل تر از مغز ميمون است و انسان های بدوی حلقۀ واسط انسان و ميمون های پيشرفته اند.

منبع: سیمای انسان کامل در اشعار نظامی گنجوی - آمنه فولادی

پایگاه خبری حقوق نیوز - دین و اندیشه



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: