حقوق خبر
فرهنگ سازمانی

فرهنگ سازمانی و بهره وری (قسمت 1)

فرهنگ سازمانی موضوع جدیدی است که به تازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

فرهنگ سازمانی و بهره وری

فرهنگ سازمانی موضوع جدیدی است که به تازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. از ترکیب دو واژه فرهنگ و سازمان اندیشه ای تازه پدید آمده که هیچ یک از آن دو واژه به تنهایی این اندیشه را در بر ندارند. سازمان یک استعاره برای نظم و ترتیب است، در حالی که عناصر فرهنگ منظم و با نظم نیستند. فرهنگ کمک می کند تا درباره چیزی جدای از مسایل فنی در سازمان سخن گفته شود و باعث می شود که نوعی از روان همراه با نوعی رمز و راز پدید آید. بنابراین، فرهنگ در یک سازمان مانند شخصیت است برای یک انسان.

فرهنگ لغات وبستر فرهنگ را مجموعه ای از رفتارهای پیچیده انسانی تعریف می کند، مجموعه ای که شامل افکار، گفتار، اعمال و آثار هنری است و بر توانایی انسان برای یادگیری و انتقال آموخته ها به نسل دیگر تاکید دارد. از طرف دیگر، سازمان عبارت است از فرایندهای نظام یافته از روابط متقابل افرادی برای دست یافتن به هدف های معین. در گذشته تصور بر این بود که سازمان یک وسیله یا ابزاری منطقی است که می توان با استفاده از آن یک گروه از افراد را کنترل و کارهای آنها را هماهنگ کرد، ولی واقعیت این است که سازمان به صورت یک نهاد در می آید، دارای نوعی حیات و زندگی می شود که با زندگی اعضای آن متفاوت است و به خودی خود دارای ارزش می شود و الگوی خاصی از رفتار مورد قبول همه اعضای سازمان قرار می گیرد که در همه جای سازمان به چشم می خورد.

کریس آرجریس، فرهنگ سازمانی را نظامی زنده می خواند و آن را در قالب رفتاری که مردم در عمل از خود آشکار می سازند، راهی که به طور واقعی می اندیشند و احساس می کنند و شیوه ای که به طور واقعی با هم رفتار می کنند، تعریف می کند. ادگارشابن نیز معتقد است که فرهنگ سازمانی، الگویی از مفروضات بنیادی است که اعضای گروه برای حل مسایل مربوط به تطابق با محیط خارجی و تکامل داخلی آن را یاد می گیرند و چنان خوب عمل می کند که معتبر شناخته شده، سپس به صورت یک روش صحیح برای درک، اندیشه و احساس کردن در رابطه با حل مسایل سازمان به اعضای جدید آموخته می شود.

به عقیده پژوهشگر دیگری، فرهنگ سازمانی عبارت است از اندیشه مشترک اعضای یک سازمان که آن را از سازمان دیگر متمایز می کند. این پژوهشگر می نویسد: فرهنگ،

1-تاریخچه سازمان را منعکس می کند.

2-به مطالعه انسان شناسی مانند رسوم و نهادها مربوط می شود.

3-توسط گروهی از افراد که یک سازمان را تشکیل داده اند، شکل گرفته است.

4-حرکت آن کند و سخت است.

5-تغییر آن به سختی صورت می گیرد.

در صورتی که فرهنگ را سیستمی از استنباط مشترک اعضا نسبت به یک سازمان بدانیم، یک سیستم مجموعه ای از ویژگی های اصلی است که سازمان برای آنها ارزش قایل است. ده ویژگی وجود دارد که در مجموع عصاره فرهنگ سازمانی هستند. این ده ویژگی عبارتند از:

1-خلاقیت فردی: میزان مسئولیت، آزادی عمل و استقلالی که افراد دارند.

2- ریسک پذیری: میزانی که افراد تشویق می شوند تا ابتکار عمل به خرج دهند، دست به کارهای مخاطره آمیز بزنند و بلند پروازی کنند.

3-رهبری: میزانی که سازمان، هدف ها و عملکردهایی را که انتظار می رود انجام شود، مشخص می نماید.

4- یکپارچگی: میزان یا درجه ای که واحدهای درون سازمان به روش هماهنگ عمل می کنند.

5-حمایت مدیریت: میزان یا درجه ای که مدیران با زیردستان خود ارتباط برقرار می کنند، آنها را یاری می دهند یا از آنها حمایت می کنند.

6-کنترل: تعداد قوانین و مقررات و میزان سرپرستی مستقیم که مدیران بر رفتار افراد اعمال می کنند.

7- هویت: میزان یا درجه ای که افراد، کل سازمان را معرف خود می دانند.

8- سیستم پاداش: میزان یا درجه ای که شیوه تخصیص پاداش (یعنی افزایش حقوق و ارتقای مقام) بر اساس شاخص های عملکرد کارکنان قرار دارد.

9- سازمان با پدیده تعارض: میزان یا درجه ای که افراد تشویق می شوند تا با تعارض بسازند و پذیرای انتقادهای آشکار باشند.

10- الگوی ارتباطی: میزان یا درجه ای که ارتباطات سازمانی به سلسله مراتب اختیارات رسمی محدود می شود.

فرهنگ سازمانی از دو لایه اصلی تشکیل شده است. نخستین لایه، لایه ای است که نمایشگر نمادهای ملموس مانند طرز پوشش، رفتار، مراسم، تشریفات، اسطوره ها و افسانه هاست.

لایه دیگر فرهنگ سازمانی، لایه پایه ای و اساس فرهنگ سازمان است که به ارزش های زیربنایی، مفروضات، باورها و فرایندهای فکری افراد و گروه های سازمانی اشاره می کند. این لایه، فرهنگ واقعی سازمان را تشکیل می دهد.

نقش فرهنگ و قدرت آن

در یک سازمان، فرهنگ نقش های متفاوتی را ایفا می کند:

1-فرهنگ سازمانی به کارکنان سازمان هویتی سازمانی می بخشد.

2- فرهنگ سازمانی تعهد گروهی را آسان می سازد.

3- فرهنگ سازمانی ثبات نظام اجتماعی را ترغیب می کند.

4- فرهنگ سازمانی به شکل دادن رفتار کارکنان کمک می کند.

5- فرهنگ سازمانی بر وظایف و نحوه عملکرد مدیریت تاثیر می گذارد.

قدرت فرهنگ با میزان تاثیر و نفوذ آن بر رفتار سازمانی تعیین می شود. هنگامی که ارزش ها، باورها و هنجارهای یک سازمان به طور روشن و واضح بیان شده و حفاظت و نگهداری شوند و از سوی تعداد زیادی از افراد حمایت شوند، به سرعت گسترش پیدا می کنند. چنین فرهنگی، یک فرهنگ قوی است. از نتایج وجود فرهنگ قوی این است که جابجایی کارکنان را کاهش می دهد و موجب می شود که اعضای سازمان درباره جایگاه و محل آن اتفاق نظر کامل داشته باشند. این اتفاق نظر باعث انسجام، وفاداری و ایجاد تعهد زیاد نسبت به سازمان می شود. یک فرهنگ قوی موجب می شود که تداوم رویه در رفتار تشدید شود و جایگزین قوانین و مقررات رسمی سازمان گردد و حتی می تواند موثرتر از سیستم کنترل رسمی سازمان عمل کند.

نتایج تحقیقاتی که توسط پیترز و واترمن در مورد سازمان های مترقی صورت گرفته، نشان داده است که وجود ارزش ها و باورهای اساسی در این سازمان ها موجبات ترقی و پیشرفت آنها را فراهم آورده است.

باورهای اساسی سازمان های مترقی را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:

1-اعتقاد به بهترین بودن.

2- اعتقاد به مهم دانستن جزییات کار و خوب انجام دادن آن.

3- اعتقاد به اهمیت یکایک افراد.

4- اعتقاد به کیفیت عالی فرآورده و خدماتی که همراه آن است.

5- اعتقاد به آن که بیشتر اعضای سازمان باید نوآور باشند و در نتیجه، آماده باشند که با ناکامی مقابله کنند.

6- اعتقاد به اهمیت حالت غیر رسمی به منظور بالا بردن میزان تماس و ارتباط میان افراد سازمان.

7- اعتقاد به پذیرفتن اهمیت رشد و منافع اقتصادی.

بیشتر بخوانید:

فرهنگ سازمانی و انواع آن

 

منبع: فرهنگ سازمانی و تأثیر آن بر بهره وری - بانک و اقتصاد - شماره 131

پایگاه خبری حقوق نیوز - کسب و کار



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: