حقوق خبر
Liz Elting

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت پانزدهم)

لیز التینگ رئیس و مدیر عامل شرکت ترانس پرفکت، خدمات ترجمه در سراسر جهان عرضه می کند.

Liz Elting
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان

لیز التینگ

من در محل کارم با افراد مبتکر، باهوش و کار آزموده احاطه شده ام. در شرکت ما بین رئیس و مرئوس فاصله ای نیست. مدیریت ما بر پایه خرد گروهی استوار بوده و بده و بستان آزادنظر ها رایج است. در دفتر من به روی همه باز است و کارکنان در هر سطحی می توانند رک و بی پرده نقطه نظرهایشان را با من در میان گذارند. ممکن است عقاید و پیشنهاد های زیر دستان ما راهکار هایی در بر داشته باشد که هرگز به فکر ما نرسد. اگر گمان کنیم که تنها اندیشه های خودمان ارزشمند است، آنگاه دربند محدودیت هایمان گرفتار شده و نمی توانیم با جهت های تازه همسو و هماهنگ شویم. بعکس اگر کارمندان متقاعد شوند که سرپرستانشان به راستی به پیشنهاد ها و اندیشه های آنان دلبسته هستند، به تدریج آفرینندگی شان در شرکت نمایان شده و همه از آن سود می برند. من افکار و ایده هایم را با رهبران سایر شرکت ها نیز در میان می نهم و از آنان نیز بازخورد می گیرم.

بسیاری از افراد از من می پرسند که چه عاملی بزرگترین شور و هیجان را در وجودم بر می انگیزد و پاسخ من همواره آن است که: من از پیشرفت تکنولوژی و مشاهده دهکده جهانی که از طریق آن اطلاعات و امکانات مختلف به یرعت در اختیار مردم قرار گیرد به وجد می آیم و با تمام قوا می کوشم با آن همسو و منطبق شوم. امروزه تکنولوژی، انتقال اطلاعات را به زبان های مختلف سهل و آسان کرده و به کارایی افراد در شرکت ها افزوده است. این پیشرفت خارق العاده به مشتریان ما نیز امکان می دهد به بازار های بیشتری، که زبان های مختلفی در آن رایج است، دسترسی پیدا کرده و کالا و خدماتشان را در سطحی وسیع تر عرضه کنند.

التینگ در مورد دشوار ترین کاری که تاکنون به منصه عمل درآورده می گوید:« من در سال سوم و چهارم دبیرستان به صورت پاره وقت در یک خشکشویی در شهر تورنتو کار می کردم؛ به اقتضای کارم از یک مغازه به مغازه ای دیگر می رفتم، که شماری از آن ها در مکان های نا امن قرار داشت. فراموش نمی کنم که در بعضی مغازه ها و در کنار دست صندوقدار چاقویی نصب شده بود.

وقتی از یکی از آنان علت را جویا شدم گفت: برای دفاع از خود در برابر سارقانی که به زور متوسل می شوند از آن استفاده می کند. من اغلب در آن خشکشویی یا تنهای تنها بودم یا آنقدر سرم شلوغ بود که وقت سرخاراندن هم نداشتم. ساعت ها هیچ مراجعه کننده ای نبود. اما ناگهان مردم در برابرم صف می کشیدند، تعداد زیادی لباس را روی پیشخوان می گذاشتند و با عجله می رفتند. من پس از مشاهده انواع لباس های جورواجور بر روی هم، می ترسیدم که مبادا لباس شان جابه جا شود. به همین دلیل چهار چشمی مراقب بودم خطایی از من سر نزند و فکر می کنم توانستم از این مصاف سربلند بیرون آیم. اما بهترین تجربه ای که اندوختم این بود که باید با تمام قوا بر چالش ها غلبه کرد و وظایف و مسئولیت ها را جدی گرفت.»

وقتی از التینگ پرسیدند که کارش را بر چه معیارها و استاندارد هایی پایه ریزی کرد، پاسخ داد:« وقتی به 20 سال پیش که این مجموعه را تأسیس کردیم برمی گردم به خاطر می آورم که شرکتمان را بر مبنای معیار هایی نظیر تعهد به عرضه بهترین خدمات، گرمی و صمیمیت، فراگیری، خودجوشی و پیشرفت کیفی و کمی پایه ریزی کردیم. ما همچنان از این ارزش ها پیروی کرده و موفقیت مان را مدیون آن ها هستیم. با وجود این نکته ای را که لحظه ای از آن غافل نشده و پیوسته به افرادم توصیه می کنم این است: به خواسته های مشتریانتان به دقت گوش کرده و نیازشان را کانون توجه قرار دهید تا راه برای رشد و پیشرفتمان هموار شود. چنانچه گفتم ما همواره از مشتریان و کارکنانمان بازخورد می گیریم؛ آنان در باز کردن سطح فکر و افق دیدمان مؤثر واقع شده و سبب می شوند با رفع کاستی ها و نارسایی ها راندمان کار را بالا ببریم. به تجربه دریافته ام که بلند پروازی می تواند در اوضاع و شرایط کسب و کار تغییری عمده و اساسی پدید آورد. البته این کار مانند راه رفتن بندبازان بر روی طناب مخاطره آمیز است. یک حرکت نا به جا، اگر به هلاکت منجر نشود، دست کم صدمات بزرگی در پی خواهد داشت. به طور مثال ما در آغاز کار با شرکتی قرارداد 15 میلیون دلاری بستیم و تصور می کردیم که با انجام آن می توانیم دو پله یکی از نردبان ترقی بالا برویم. به همین دلیلل برای آن افرادمان را در دفاتر مختلف شرکت مستقر، و دفتر جدیدی را در فلوریدا تأسیس کردیم، و تعدادی مترجم مسلط به زبان اسپانیولی را به کار گرفتیم. اما شرکت طرف قرارداد به خاطر مشکلات اقتصادی از عهده تعهدات مالی اش برنیامد و این پروژه به طور کامل به بن بست رسید. متأسفانه ما در قرارداد عدم تعهدات مشتری و خسارت ناشی از آن را پیش بینی نکرده و تضمینی را در این خصوص در نظر نگرفته بودیم و این غفلت برایمان گران تمام شد. زیرا نه تنها با ضرر و زیان قابل ملاحظه ای رو به رو شدیم، بلکه به خاطر این بلند پروازی احمقانه مورد ملامت قرار گرفتیم. این رویداد ناگوار درباره اهمیت تحقیق، دوراندیشی و احتیاط درس های ارزشمندی به ما آموخت و یکی از دلایل برتری ما پیروی از این ارزش هاست. من همواره به کارآفرینان توصیه می کنم که اهداف روشنی را برای خود تعریف کرده و برای تحقق آن سنگ تمام گذاشته و از هیچ کوششی فروگذار نکنند. برای این منظور باید مسئولیت خاصی را به هریک از افرادشان واگذار و از دخالت در کارشان جداً خودداری کنند. اگر در تصمیم گیری های آنان دخالت کرده و فکر کنند تنها خودشان می توانند آن امور را درست و دقیق انجام دهند با محروم کردن آنان از انجام بسیاری از کارها، از بازده کارشان کاسته و زمینه پس نشینی و شکست شان را فراهم خواهند آورد.

 

بیشتر بخوانید:

اُپرا وینفری و داستان موفقیت هایش (قسمت اول)

اُپرا وینفری و داستان موفقیت هایش (قسمت دوم)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت اول)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت دوم)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت سوم)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت چهارم)

 سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت پنجم)

 سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت ششم)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت هفتم)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت هشتم)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت نهم)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت دهم)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت یازدهم)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت دوازدهم)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت سیزدهم)

سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان (قسمت چهاردهم)

 

 

تهیه کننده: محمدی

منبع: سرگذشت مشهورترین زنان کارآفرین جهان - محمدرضا آل یاسین و مونا آل یاسین

پایگاه خبری حقوق نیوز - کارآفرینان و مدیران موفق



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: