حقوق خبر
ژاندارک

محاکماتی که جهان ما را تکان دادند (قسمت پنجم-ژاندارک)

اگر آنها بدن مرا بند بند پاره کنند و روح را از بدن جدا سازند من چیز دیگری نخواهم گفت. من بسیار خوب می دانم چه کسی استاد من است. شیطان هیچ گاه بر من غالب نبوده است

پایگاه خبری حقوق نیوز

محاکماتی که جهان ما را تکان دادند

ژان از سوگند خوردن امتناع می ورزد چون ممکن است از وی سوالاتی پرسیده شود که قادر به پاسخگویی نباشد. او درباره نسب خود اطلاعاتی می دهد ولی نه درباره ی ظاهرشدگان و می گوید که این کار را نخواهد کرد حتی اگر سرش را از دست بدهد. اما چرا؟ آن نداها این کار را ممنوع کرده بودند.

او بالاخره با این استثناء سوگند یاد می کند. پس از بازپرسی درباره ی هویت و نسبش، برای همه ی حضار معلوم می شود که در ژان اصلاً اثری از ترس نیست. ژان اجازه نمی دهد او را مرعوب نمایند.

ژان در جلسه دوم دادگاه در برابر رئیس جلسه که کوشش می کند اسرار نداها و ظاهرشدگان را بشناسد می گوید چیزی برای شرح دادن ندارد.

او چرا لباس مردانه پوشیده است؟ این غیرمعمول و نامناسب است.

آیا اوخود را مستحق عفو می داند؟ او جواب می دهد اگر مستحق هستم خدا مرا مورد عفو قرار دهد و اگر مستحق نیستم به خدا پناه می برم. من بدبخت ترین موجود هستم اگر می دانستم که مورد عفو خداوند قرار نمی گیرم.

تلاش رئیس جلسه (ژان بوپر) برای گرفتن اقرار از ژان که در زمان جنگ از جادوگری استفاده نموده ناکام می ماند. او به ژان به خاطر پوشیدن لباس مردانه و به خاطر نداها، مکرر حمله می کند.

مسئله هنیشه و همیشه یکسان است. مسئله بر سر نداها و لباس مردانه است.

ژان بر همان چیزی که گفته تاکید می کند و نرم و متزلزل نمی شود. او جلوه ای تاثیرناپذیر دارد.

دادستان ها به لباس مردانه و موی کوتاه ژان اشاره می کنند؛ همه ی اینها شواهد ارتداد بر اساس قوانین تفتیش عقاید است.

ژان دائم فقط تکرار می کند که او لباس مردانه را به امر خدا و در خدمت او می پوشد و از این هم عذاب وجدان ندارد که با این کار علیه کلیسا اقدام کند. وقتی که او آنچه را خدا به او امر کرده انجام دهد دوباره لباس زنانه خواهد پوشید.

قاضی ها که به تدریج صبر خود را از دست می دهند می خواهند بدانند اگر شما کاری کرده باشید که علیه دین باشد حاضر هستید به تصمیمات کلیسا که برای شما اتخاذ می نماید تن دهید؟

وضعیت برای ژان پیچیده می شود. اگر او مخالفت کند به عنوان مرتد محکوم می شود و اگر موافقت کند هرآنچه را که تا به حال گفته زیر سوال می برد. او از پاسخ دادن طفره می رود. روز هفدهم مارس دوباره این سوال طرح می شود. او شجاعانه جواب می دهد: من به امر خداوند، مریم مقدس و قدیسین بهشت و کلیسای همیشه پیروز به حد پادشاه فرانسه رسیدم. اگر بنا باشد که من اعدام شوم از عالیجنابان کلیسا خواهش می کنم که به من لطف کرده و اجازه دهند که من لباس زنانه پوشیده و روسری به سر کنم.

پس ژان را نمی توان از این باور که رسالت دارد منصرف نمود. بدین ترتیب دیگر سرنوشت ژان رقم خورده است.

در دادگاهی که در یکی از سالن های قصر برگزار می گردد چهار نفر هیئت منصفه حاضرند که همه نمایندگان دانشگاه سوربن پاریس هستند. در ادعانامه آمده است: تا توسط شما به عنوان داور، ژان معروف به دوشیزه به عنوان جادوگر، ساحر، فالگیر و پیامبر دروغین محکوم شود که ارواح خبیثه را فرا می خواند، با آنها همدست است و به عنوان خرافاتی با اقدام به عملیات تباهکارانه، بد فهمیدن مسائل مذهب کاتولیک ما و با دفاع از مقامات جدای خواه کلیسا، شک به وحدانیت و دیگر مقولات مذهبی به عنوان شرک به خداوند و قدیسین، برآورنده ی خشم مردم و مخالف صلح و مخل آن، که بی رحمانه تشنه خون بوده و همه را به خونریزی تشویق می نماید، به حیثیت و آبروی همجنسان خود آسیب می زند و لباس نامناسب و جلف بر تن می کند، حرفه جنگجویان را برگزیده و بدین دلیل مورد نفرت خدا و مردم است، به عنوان توهین کننده به نظم خدا و طبیعت و نظم کلیسا، به عنوان اغواکننده ی حاکمین و مردم به توهین به خدا و اینکه اجازه می دهد که مورد نیایش و عبادت قرار گرفته و دست و لباسش را برای بوسیدن ارائه می دهد و به اینکه مانند خداوند ستایش شود مغرور است، به عنوان مرتد و یا مشکوک به ارتداد که باید به صورت قانونی مجازات شده و بهبود یابد.

سوالات در دادگاه همیشه یکسان است و حاضرین همان جواب ها را می شنوند. ژان ناراحت می شود. ملاحظه ی او را می کنند و اجازه می دهند به زندان برگردد و آن جا دائم به او هشدار می دهند که اگر او از کلیسا ازاعت نمی کند مرتد است و کلیسا باید او را تنها بگذارد. این هشدارها بی اثرند چون ژان بر این موضع ایستادگی می کند که او یک مسیحی مومن بوده و آماده است به عنوان یک مسیحی مومن بمیرد.

به او اعلام می شود که اگر درباره سوالات مطروحه حقیقت را نگوید شکنجه می شود. ابزار شکنجه نیز به او نشان داده می شود.

این اقدامات به هیچ وجه ژان را نمی ترساند: اگر آنها بدن مرا بند بند پاره کنند و روح را از بدن جدا سازند من چیز دیگری نخواهم گفت. من بسیار خوب می دانم چه کسی استاد من است. شیطان هیچ گاه بر من غالب نبوده است.

بیشتر بخوانید:

محاکماتی که جهان ما را تکان دادند (قسمت اول)

محاکماتی که جهان ما را تکان دادند (قسمت دوم)

محاکماتی که جهان ما را تکان دادند (قسمت سوم)

محاکماتی که جهان ما را تکان دادند (قسمت چهارم)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: محاکماتی که جهان ما را تکان دادند - مصطفی شمسا - انوشیروان خلعتبری

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات حقوقی

 



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: