حقوق خبر
جلال آل احمد

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت پایانی)

فرهنگ سیاسی متبلور در آثار آل احمد را می توان به صورت زیر فهرست کرد: بدبینی به سیاست، حکومت و قدرت، بی تفاوتی به رژیم های سیاسی و از جمله دمکراسی، استعمارستیزی، توطئه انگاری ناشی از پیوند استعمار و استبداد، مسئولیت پذیری و دغدغه داشتن، بومی گرایی، روحیه اعتراض و نفی، خطرپذیری و نفی عافیت طلبی، اکرام فرهنگ شهادت، برون نگری، جمع گرایی و نفی فردمحوری، آرمان گرایی، ساختارگرایی و شالوده شکنی، نخبه گرایی، نقد تقلید و سانسور، گرایش به امور سلبی به نسبت امور ایجابی، تمایل به اندیشه های جهان وطنی، جمع میان اموری که متضاد تلقی می شوند و اعتقاد به اتحاد کشورهای جهان سوم


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

جلال آل احمد

در نون و القلم آل احمد قهرمان و شخصیت مطلوب و الگوی خود را در قالب میرزا اسدالله پی ریزی کرده و با برداشتی آزاد از لا به لای تاریخی که به عصر صفوی شباهت دارد، گمشده اش را را بازسازی می کند. این میرزا، حاصل فرافکنی ها و دغدغه های آل احمد است. میرزا اسدالله که به طبقه پایین جامعه تعلق دارد فردی مردمی «اصول گرا» و معتقد به فرهنگ «شهادت» و «طالب معصوم» بوده است. او به همراه «عبدالزکی» دیگر میرزا بنویس شهر اصفهان، در عصر خویش مشغول کسب و زندگی بود. عبدالزکی آدم بد ذاتی نبود اما اصول خاصی نداشت و بر خلاف اسدالله که با میزان الشریعه و صاحبان قدرت میانه خوبی نداشت، با آن ها سر و سری داشت. در این زمان قدرت «قلندرها» که رقیب شاه و سلطنت محسوب می شدند رو به افزایش بود و به همین دلیل حکومت در پی دفع آنان بود. در چنین اوضاع و احوالی شاه روزی به توصیه «منجم باشی» برای دفع خطر «سماوی و غیرسماوی» مجبور می شود مدتی تخت سلطنت را رها کند و به سرحدات مرزی قشون بکشد و در نتیجه شهر بی حاکم به دست قلندرها بیفتد. با جا به جایی «تقدیری» قدرت، قلندران بر مسند امور می نشینند و برخی گروه ها نیز به این صاحبان تازه به قدرت رسیده می گروند. در این میان، عبدالزکی نیز برخلاف میرزا اسدالله مصلحت را در این می داند که به یاری قدرت جدید بشتابد. میرزا اسدالله با آن که قلندران را تکفیر نمی کرد، اما هوای قلندری هم نداشت. از آن گذشته او با هیچ حکومتی موافق نبود. در نهایت با مباحثی که بین او و عبدالزکی و حسن (از نزدیکان شخص واحد) صورت می گیرد او راضی به همکاری می شود. اسدالله که جلوه ای از عمل گرایی و پارادوکس آل احمد را به همراه داشت، به احترام نعمت هایی که تاکنون مصرف کرده بود، سکوت و سکون را جایز نمی داند و حاضر به قبول دعوت شخص واحد (=اول و رهبر) و اصرار دو رفیقش می شود. پس از جا به جایی قدرت اوضاع چند ماهی آرام سپری می شود و شهر به طور کامل در اختیار قلندران قرار می گیرد. اما پس از مدتی با بروز برخی ضعف ها و بی مدیریتی ها یأس و ترس بر مردم حاکم می شود. حکومت برای جبران دست به اعمالی می زند که کار بدتر می شود. در چنین شرایطی قشون شاه که زمان مقتضی خود را سپری کرده بود به شهر نزدیک می شود و سرانجام با شکست «حکومت قلندران» بدون دردسر خاصی اداره شهر را به دست می گیرد. رهبران قلندر همراه با حسن و عبدالزکی شبانه می گریزند اما میرزا اسدالله اصول گرا، تن به ذلت فرار و قبول گناه ناکرده نمی دهد. او می ماند و پس از کشتارهای فراوان قلندران، از آن دیار تبعید می شود. این تخفیف حکم نیز به وساطت برخی افراد به دست می آید. در واقع آل احمد نمی خواست سرنوشت تلخ «شیخ فضل الله» را برای «میرزا اسدالله» رقم بزند و با نگاه مثبت و ابهام آلود به آینده، این حق را برای چنین شخصیتی قائل شد تا در سرنوشت سیاسی آینده ایران اثرگذار باشد. در میان جملات قابل تأمل «نون و القلم» جمله های زیر بیش از بقیه اندیشه های مورد توجه آل احمد را به دوش می کشند: «اصول اگر واقعاً اصول باشد نباید با گردش زمانه بگردد»، «مردم کسی را که خدم و حشم نداشته باشد مثل خود می پندارد»، «در موقع سختی کسی به فکر کسی نیست»، «دیگر گذشت آن زمانی که مذاهب عاملی اصلی تحول بودند. لذا نباید جنگ مذهبی کرد که حاصلی جز کشتار و خسارت ندارد»، «وازدگی از دنیازدگی بهتر است»، «امثال خواجه نصیر، ارسطو، بیرونی و نظام الملک طفیلی قدرت اند»، «من از دریچه چشم شهدا به دنیا نگاه می کنم و شهادت مختص قلمرو مذاهب نیست»، «اگر قرار بود حرف های بزرگ را فقط آدم های بزرگ بزنند، حق شیوع نمی کرد»، «من نفس نفرتم. نفس نفی وضع موجودم»، «من منتظر امام زمان (عج) نیستم. من به وظیفه امام زمان (عج) عمل می کنم و هرکس امام زمان خودش است»، «باید نعمت های تن را جبران کرد که با سکون و سکوت نمی شود، هرچند که می دانم هیچ دردی از دردهای روزگار را دوا نمی کنیم»، «من وضع بشری را چه این طرفش و چه آن طرفش را قبول ندارم و دنیای من فقط در خیالم زنده است. لذا جهنم و بهشت و زندان برایم فرقی ندارد»، «من با هر حکومتی مخالفم. در حضور حکومت کار دنیا معوق می ماند و ابزار همه شان شدت عمل است»، «باید مشکلات را با کدخدا منشی حل کرد، اگر حل نشود هیچ گاه دیگر حل نخواهد شد»، «همه حکومت ها در برخورد با مشکلات دست به بی عدالتی می زنند و می ترسانند تا نترسند.»

فرهنگ سیاسی متبلور در آثار آل احمد را می توان به صورت زیر فهرست کرد: بدبینی به سیاست، حکومت و قدرت، بی تفاوتی به رژیم های سیاسی و از جمله دمکراسی، استعمارستیزی، توطئه انگاری ناشی از پیوند استعمار و استبداد، مسئولیت پذیری و دغدغه داشتن، بومی گرایی، روحیه اعتراض و نفی، خطرپذیری و نفی عافیت طلبی، اکرام فرهنگ شهادت، برون نگری، جمع گرایی و نفی فردمحوری، آرمان گرایی، ساختارگرایی و شالوده شکنی، نخبه گرایی، نقد تقلید و سانسور، گرایش به امور سلبی به نسبت امور ایجابی، تمایل به اندیشه های جهان وطنی، جمع میان اموری که متضاد تلقی می شوند و اعتقاد به اتحاد کشورهای جهان سوم.

بیشتر بخوانید:

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 1)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 2)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 3)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 4)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 5)

کلمات مرتبط:

آیت الله مطهری

احمد فردید

علی شریعتی

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران - حمیدرضا اسماعیلی

پایگاه خبری حقوق نیوز - اندیشمندان ایرانی

 



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: