حقوق خبر
عیسی مسیح و منصور حلاج

مقایسه زندگی و آموزه های حلاج با مسیح (قسمت 5)

آنچه در شهادت حلاج و مسیح مشترك است، همراهی تازیانه با صلیب است


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

مقایسه زندگی و آموزه های حلاج با مسیح

آوردن شاهدان دروغین

در روایت مربوط به مسیح (ع) «پس رؤسای کهنه و مشایخ و اهل شورا طلب شهادت دروغ بر عیسی می کردند تا او را به قتل رسانند، لیکن نیافتند. با آنکه چند شاهد دروغ پیش آمدند، هیچ نیافتند. آخر دو نفر آمده، گفتند: این شخظ گفت : می توانم هیکل خدا را خراب کنم و در سه روزش بنا نمایم.»

به شمین سان در داستان حلاج، «در سال 309 دومین محاکمۀ حلاج به مدت هفت ماه در حضور حامد وزیر به طول انجامید. در این محاکمه به تحریک وزیر و هواداران وی، گواهان کذب بسیاری گرد آمده بودند تا بر بطلان گفتار و عقاید حلاج گواهی دهند و با اینکه حلاج مصرّاً ادعاهای دروغین گواهان و اتهاماتی را که بر او وارد می آوردند پیاپی رد می کرد، ولی به نیرنگ حامد وزیر، فتوای محکومیات وی از سوی قضات محکمه صادر شد.»

پیشگویی شهادت حلاج و مسیح

پیشگویان اطرافیان: در انجیل یوحنا آمده است: «یکی از ایشان، قیافا نام که در آن سال رئیس کهنه بود، بدیشان گفت: شما هیچ نمی دانید و فکر نمی کنید که به جهت ما مفید است که یک شخص در راه قوم بمیرد و تمامی طایفه هلاك نگردند. و این را از خود نگفت بلکه چون در آن سال رئیس کهنه بود، نبوت کرد که می بایست عیسی در راه آن طایفه بمیرد...» و در واقع این گونه مرگ مسیح را پیشگویی کرده بود.

بر اساس روایات، جنید و ابوعبدالله مغربی هم، مرگ حلاج را پیشگویی می کنند؛

در بعضی روایات بیان شده وقتی حلاج از جنید می پرسد «چه چیزی خلق را از رسوم طبیعت باز می دارد؟» جنید در جواب او می گوید: «تا کدامین چوبۀ دار را به خون آلوده سازی.» اما در روایاتی دیگر نقل شده که جنید این جمله را در مقابل انا الحق حلاج می گوید.

در روایت ابراهیم ابن شیبان، ابوعبدالله مغربی ، مرگ حلاج را چنین پیشگویی می کند: «ای ابراهیم اگر زندگانیت مدتی دیر پاید، گواه سرنوشت این مرد خواهی بود، بدان که به زودی خدا او را در معرض امتحانی جانکاه و بلایی سخت خواهد افکند که هیچ بنده ای را آن نیست، و او اینک میزان شکیبایی خویش را در برابر آن امتحان الهی {به محک ریاضات} می آزماید.

پیشگویی حلاج و مسیح: مسیح بارها به پیروان و شاگردانش چگونگی شهادت خود را بیان کرده است: «اینک به سوی اورشلیم می رفت و پسر انسان به رؤسای کَهَنه و کاتبان تسلیم کرده خواهد شد و حکام قتل او را خواهند داد ، و او را به امت ها خواهند سپرد تا او را استهزا کنند و تازیانه زنند و مصلوب نمایند و در روز سوم خواهد برخاست.»

بنا بر روایت ابراهیم بن فاتک، حلاج هم مرگ خویش را پیشگویی کرده است: «آنگاه گفت ای ابراهیم چگونه خواهی بود آنگاه که مرا بر دار کشیده و کشته و سوخته ببینی و {بدان که} آن روز بهترین روزهای زندگی من است. سپس به من گفت: منشین و بیرون شو، در پناه خدا.» حلاج همیشه می سرود: «به دوستانم می گویم...مرگ من بر آیین صلیب خواهد بود، نه بطحا را می خواهم و نه مدینه را.»

نوشیدن جام مرگ و شهادت: در منابع موجود به جامی اشاره می شود که حلاج و عیسی(ع) آن را می نوشند. حلاج از هم نوشی با محبوب و خداوند دم می زند و شهادت را سزای ندیمی و هم ساغری می داند. مسیح در ابتدا از خداوند می خواهد جام را از مقابل او بر دارد: «ای پدر من، اگر ممکن باشد این پیاله از من بگذرد؛ لیکن نه به خواهش من، بلکه به اراده ی تو.»...«ای پدر من، اگر ممکن نباشد که این پیاله بدون نوشیدن از من بگذرد، آنچه اراده ی توست بشود.» و هنگامی که پطروس شمشیر می کشد به او می گوید: «شمشیر خود را غلاف کن. آیا جامی را که پدر به من داده است، ننوشم.»

حلاج می گوید در نوشیدن این جام ندیم و هم پیاله ی من ستمگر نیستک «هم پیاله ی من به هیچ ستم و بیدادی نسبت نمی یابد» و اگر من الان به شهادت می رسم به این دلیل است که با چون اویی هم پیاله گشته ام:

ندیمی غیر منسوبٍ الی شی ءٍ من الحیف

سقانی مثل مایشرب کفعل الضیف

فلما دارت الکاسُ دعا بالنطع و السیف

کذا من یشرب الراح مع التنین فی السیف

شهادت در روز عید: حضرت مسیح (ع) بر اساس اناجیل در عید «پسح» که اعیاد خاص قوم یهود است، به صلیب کشیده می شود. مسیح (ع) به شاگردان خود می گوید: «می دانید؛ که بعد از دو روز عید فصح است که پسر انسان تسلیم کرده می شود تا مصلوب گردد.»

حلاج در عید نوروز که عید ویژه ی ایرانیان است به صلیب کشیده شد و تحفه ی نوروز گرفت: «در نهاوند چون آواز بوق و کرنای نوروزی را شنید، گفت: متی کنورز؟ یعنی کی باشد که من تحفه ی نوروزی خود را بگیرم، و پس از آن گفت: کی باشد که به کشتارگاه برسم و به خداوند نزدیک شوم؟ سیزده سال بعد، چون منصور حلاج را در برابر چشم همگان سه روز در کشتارگاه مثله کردند، موسم بهار و ایام نوروز نجومی بود...»

لویی ماسینیون در مصائب حلاج، مدعی است که روز مرگ حلاج دقیقاً بر اساس تقویم قدیمی میلادی با عید مسیحی برابر است: «سال سیصدونه نهمین سال یازدهمین دوره ی قمری سی ساله از مبدأ هجری است. این سال عادی سیصدو پنجاه و چهار روزه بود و آخرین ماه آن بیست و نه روز بیشتر نداشت. بنابراین بیست و چهارم ذی القعده سال سیصده و نه با روز سه شنبه بیست و شش مارس نهصدو بیست و دو تقویم ژولین، مصادف است...»

مقایسه زندگی و آموزه های حلاج با مسیح (قسمت 5)
 

تازیانه و صلیب

آنچه در شهادت حلاج و مسیح مشترك است، همراهی تازیانه با صلیب است: «...و عیسی را تازیانه زده، سپرد تا او را مصلوب کنند.»

حلاج دوبار به صلیب کشیده شد. یک بار زمانی که او را دستگیر کردند و به بغداد آوردند، پس از بازجویی های اولیه، «وزیر دستور داد ریش او را بتراشند و شمشیر را از پهنا بر او بزنند، سپس زنده زنده او و خادم او را، نخست بر کنارۀ شرقی رود ، سپس در جلوی ادارۀ شهربانی - در روز چهارشنبه و پنجشنبه - بعد از آن بر ساحل باختری رود – در روز آدینه و شنبه – از تاریخ 18 ربیع الثانی، به چوب شکنجه میخکوب کنند... حلاج را پس از بردن به قتلگاه، به زندان باز بردند...»

اما بار دیگر که حلاج را به صلیب می کشند، زمانی است که حکم اعدام او را صادر کرده اند: «بدین ترتیب در روز سه شنبه 24 ذی القعده سال 309 هجری حلاج را برای اعدام حاضر آوردند. ابتدا جلاد هزار ضربه تازیانه به او زد، آنگاه دست و پایش را بریدند و پیکره ی نیمه جانش را به صلیب آویختند و فردای همان روز به فرمان خلیفه سر از تنش جدا ساختند و جسدش را به آتش کشیدند و خاکسترش را به دجله سپردند.»

خواهان دشمنی، جفای بسیار

حلاج از خداوند می خواهد بر تعداد دشمنان او بیفزاید: «بار خدایا از تو مسئلت دارم به حق حرمت این تربت های پذیرفته و مقامات بازپرسی شده در پیشگاهت، پس از آنکه مرا از خویشتنم گرفته ای، دیگر بار به خود بازنگردانی، و پس از آنکه نفس مرا از من در پرده ساختی، دیگر بار آن را به من ننمایانی. بار خدایا دشمنان مرا در سرزمین هایت، و همت گمارندگان به کشتن مرا از میان بندگانت بسیار گردان.» همچنین می گوید: «...و بر اعدای من بیفزای در بلاد! بلادت – و بر خونیانم از عباد: عبادت!» عیسی مسیح نیز در اناجیل سیمای قلندری /ملامتی دارد و از جفاها نه تنها شِکوه نمی کند، بلکه خوشحال هم هست: «خوشحال باشید چون شما را فحش گویند و جفا رسانند...خوش باشید و شادی عظیم نمایید زیرا اجر شما در آسمان عظیم است.»

بیشتر بخوانید:

مقایسه زندگی و آموزه های حلاج با مسیح (قسمت 1)

مقایسه زندگی و آموزه های حلاج با مسیح (قسمت 2)

مقایسه زندگی و آموزه های حلاج با مسیح (قسمت 3)

مقایسه زندگی و آموزه های حلاج با مسیح (قسمت 4)

 

منبع: تشبه به مسیح در قوس زندگی حلاج - حسین حیدری و دیگران - مطالعات عرفانی- شماره بیست و ششم

پایگاه خبری حقوق نیوز - دین و اندیشه



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: