حقوق خبر

اعتقادات مغولان (قسمت پایانی)

سنن اصیل مغولی تا زمانی پابرجا بود که آنها با اقوام، ملیت ها و مذاهب دیگر برخورد و آمیزش نداشتند. بعد از آن به مرور زمان و به واسطه زندگی در کنار آنها و نیز دور شدن از زندگی بیابانگردی و سکونت در شهرها، در رسوم آنها تغییراتی رخ داد. زمانی که با مسلمانان برخورد کردند – البته بعد از غارت و وحشیگری در خاک ایران – در مواردی تابع سنن اسلامی – ایرانی شدند مثلاً در امر وضو ناچار دیگر از آب برای شستشو استفاده می کردند و یا ذبح گوسفند به طریق اسلامی و ...

اعتقادات مغولان (قسمت پایانی)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

اعتقادات مغولان

پیش گوئی

سراسر زندگی مغولان به شدت آکنده از خرافات و تلاش در دوری گزیدن از بلایا توسط جادوگری و پیشگوئی بوده است. «پیش از هر لشکرکشی منجم ختایی وظیفه داشت اوضاع سعد و نحس را با بررسی امعا و احشای خشک شده در آفتاب گوسفندی شکم دریده، پیشگوئی کند که روش معمول و رایج در میان مغولان بود.» مغولان برای دور کردن شیاطین «با مالیدن خون بر روی سر اسب ها، ارواح خبیثه و شیاطین را می ترساندند.» بحث در این رابطه به دلیل گستردگی در این مقال نمی گنجد.

خوراك مغولان

خوراک مغولان متناسب با زندگی عشیرهای آنان از «گوشت و شکار و شیر است به علاوه نمس هندی که تابستان ها به وفور در دشت ها پیدا می شود البته گوشت اسب و سگ و حیوانات دیگر را نیز میخورند و شیر اسب نیز می نوشند.» و شیر مادیان را طوری درست می کنند که شبیه شراب سفید می شود و به آن قمیس یا قمیز می گویند.

کارپنی گزارش می دهد که« تاتارها در خوردن و نوشیدن مانند دیگر کارهای خود بسیار ناپاک و پلید هستند.» در واقع مغول در عادات غذا خوردن خود مشکل پسند نبود و به قولی «هرچه را که بتوان زیر دندان گذاشت خوراک آنها می شد؛ حتی در هنگام نیاز از خوردن گوشت انسان هم دریغ ندارند.»

فرد مغولی در حرکت حتی بدون غذا می تواند زندگی را سپری کند در این موقع « غذای آن منحصر است به مقداری خون اسب که با زدن نیشتر به یکی از رگ های اسب بدست می آورد و می مکید.» در زمانی که با کمبود خوراک مواجه شوند به طور نمونه طبق دستور چنگیز «روده های تازه حیوان را پس از خالی کردن مدفوعات، پخته و خوردند. در واقع به دستور چنگیز، روده ها و خون حیوانات را نباید به دور انداخته و به جزء مدفوعات همه اعضای حیوانات باید خوراکی باشد.»

طبق گزارش کارپنی «بدتر از آن ما خود دیده بودیم که آنها شپش های خود را هم می خورند و می گفتند که باید شپش ها را خورد چون آنها گوشت و خون ما و فرزندان ما را می خورند.»

در زمان غذا خوردن بر طبق رسوم اول مردان دست به طعام می برند بعد دیگ را به پیرمردان و زنان می دهند، استخوان و اعصاب حیوان نیز به اطفال می رسد. همچنین باید اضافه کرد که اندازه تکه های گوشت بریده شده متناسب با احترامیست که برای شخص دارند. از دیدگاه آنان حرام کردن خوراک و نوشابه از گناهان بزرگ می باشد؛ برای همین است که پیش از انداختن استخوان جلوی سگ، آنها مغز استخوان را در می آورند و می خورند.

درخصوص غذای خان، مارکوپولو مشاهدات خود را چنین می نگارد «بسیاری از اشراف و سرداران مورد اعتماد خان بزرگ روی دهان و بینی خود را با پارچه های زربفت می پوشانند زیرا نفس آنها نباید با غذا و مشروبات خان برخورد داشته باشد. وقتی خان اراده می نوشیدن می کند تمامی آلات موسیقی که در تالار وجود دارند شروع به نواختن می کنند. زمانی که خان جام خود را در دست می گیرد سرداران و دیگر حاضران به حالت احترام به زانو می افتند و این کرنش هر زمان که خان مشروبی می آشامد انجام می گیرد. همچنین هیچ سردار و فرماندهی بدون حضور نخستین زنش که با دیگر زنان غذا می خورد در این مراسم حاضر نمی شود.»

بیماری

برخورد مغولان با فرد مبتلا به بیماری بستگی به این داشت که وی به طور طبیعی بیمار شده باشد یا آنکه ارواح در او حلول کرده باشند. شیوه درمان نیز متناسب با نحوه بیمار شدن متفاوت بود. از آنجایی که مغولان خرافاتی بودند بیشتر اوقات بیماری را ناشی از ارواح میدانستند مثلاً اگر کودکی بیمار می شد بتی درست کرده و بر بالین کودک می بستند و یا در دو طرف بستر بیمار شمشیرهای براق قرار می دادند.

هرگاه یکی از مغولان سخت بیمار و نزدیک به مرگ می شد نیزه ای که بر آن پارچه سیاه پیچیده در جلوی چادر وی بر می افراشتند و دیگر کسی حق ورود به درون چادر او را نداشت.

«هنگام جان کندن، همه از او دور می شوند، چون کسی در نزدیکی وی باشد دیگر حق ورود به اردو رئیس قبیله و یا اردوی امپراطور را ندارد، مگر پس از هلال نو.» اگر بیمار از اشراف بود پنجاه سوار در اطراف خیمه وی می تاختند و برای دفع شیاطین نیزه های خود را به حرکت در می آورند.

مغولان همچنین می پنداشتند که با دعا می توانند بیماری را از شخصی به شخص دیگر منتقل کنند روایت شده که چون قاآن بیمار شد «تولوی خان بر بالین او آمد و قامات )کشیش مغولی و ساحر و جادوگر ( چنان که عادت ایشان است افسون خوانده بودند و رنج او را بر آب در کاسه چوبین شستند. تولوی خان از فرط محبتی که با برادر داشت آن کاسه را برگرفت و به نیازی تمام گفت : ای خدای جاوید، تو میدانی که گر گناه است من بیشتر کردهام چه در فتح ولایات، خلایق را بیجان گردانیدم و زنان و فرزندان ایشان را اسیر کرده گریانیدم و اگر به جهت خوبی و هنرمندی، اوکتای قاآن را میبری من خوبتر و هنرمندترم، او را ببخش و مرا به عوض او ببر این سخنان گفته، آن آب را بخورد. قاآن شفا یافت و او اجازت خواسته روان شد و بعد از چند روز رنجور شد و وفات یافت.»

آداب تدفین:

تدفین مردگان نیز نزد مغولان رسوم خاصی داشت. مغولان را در حالت چمباتمه و با هدایای فراوان خاک می کردند. علاوه بر این هدایا، کاسه ای پر از گوشت و کوزهای مملو از شیر مادیان درون قبر قرار می دادند. حتی بینوایان نیز می کوشیدند تا مقدار کافی گوشت در قبر متوفی قرار دهند. ثروتمندان میتوانستند طلا و نقره، ردا و پارچه های فراوان با مرده خاک کنند. آنگاه پوست اسب نری را که در آن پر شده بود، بر روی قبر قرار می دادند.

اما تفسیر کاملتر را از زبان کارپنی بدین صورت بیان شده «پس از مرگ کسی اگر از بزرگان باشد او را پنهانی در بیابان هر جا که شده خاک می کنند. مرده را با یکی از چادران وی با تشتی پر از گوشت و جامی پر از شیر مادیان که در میان آن گذاشته شده و یک مادیان با کره خود و یک اسب با افسار و زین زرین به خاک می سپارند. اسب دیگری را کشته و گوشت آن را می خورند و پوست آن را با کاه انباشته و بر دو یا چهار تکه چوب میگذارند و این برای آن ست که مرده در آن جهان بتواند چادری داشته و از شیر مادیان و اسب سواری بهرمند گردد. استخوان های اسب قربانی را برای آسایش روان مرده در آتش میسوزانند. و نیز برای آسایش روان خود پس از مرگ، بوته ای را کاشته و دستور می دادند که کسی از آن بوته حق چیدن چیزی نداشته باشد و اگر کسی از آن شاخهای بچیند او را لخت کرده و شلاق می زدند. عرابه ای که برای بردن مرده به کار می رود پس از خاکسپاری خرد می کنند و کسی جرأت ندارد که تا پایان نسل سوم از مرده نام ببرد.»

وی نوع دیگری از تدفین را نیز شرح می دهد «پاره ای از بزرگان پنهانی به بیابان رفته و چندین دسته علف را می کنند، سپس چاله بزرگی کنده و در جدار چاله حفرهای می کنند و در آنجا زیر مرده، برده مورد توجه او را میگذارند و برده را مدت زمانی در آنجا نگاه می دارند، سپس او را بیرون کشیده تا بتواند چند نفسی بکشد و این را سه بار تکرار می کنند. اگر سرانجام برده زنده بماند او دیگر کاملا آزاد می گردد و در خانه و خانواده مرده شخصیت برجسته ای می گیرد.»

مارکوپولو در خصوص محل دفن خانان مغول می گوید «باید دانست که خان های نژاد چنگیز همگی در کوهی به نام آلتائی مدفون اند و این رؤسای بزرگ در هر نقطه ولو به فاصله صد روزه راه هم بمیرند برای دفن به این کوه آورده می شوند. چیز شگفت انگیز دیگر آن است که هرگاه جسد یکی از خان ها را برای دفن به طرف این کوه حرکت بدهند در طول راه، حتی اگر از چهل مایلی نیز باشد، همراهان جنازه همه کسانی را که در سر راه حمل جسد ببینند با شمشیر می کشند و به ایشان می گویند بروید و در دنیای دیگر به خان خود خدمت کنید! ... وقتی منگوقاآن مرد، بیش از بیست هزار مرد که در سر راه تشییع جنازه وی دیده شد کشتند.»

در مراسم سوگواری وقتی مردی می مرد هر یک از خویشاوندانش، گوسفندی یا اسبی می کشت و به دور چادری که نعش مرده در آن بود 7 بار می گرداند و در سوگ او فریاد بر می آورد. این سوگواران چهره های خود را با کارد زخمی و خونین می ساختند؛ این یک شیوه خون گریستن بود. اما معروفترین مراسم تدفین و عزاداری مربوط به چنگیز و هلاکو می باشد که در اکثر منابع ذکر آن آمده است. جسد چنگیز را طی تشییع جنازه باشکوهی به کوه مقدس بورقان قلدون، در سرچشمه رودهای اونون و کرون، در مغولستان بردند و در محلی سری به خاک سپردند. «در آنجا به سال 1229 م اوگتای قربانی های مفصلی کرد و 40دوشیزه کنیز و همین اندازه اسب به آن دنیا فرستاد تا آن جا به سرور خود بپیوندند. و فرمان داد که بنابر رسم مغول مدت 3روز غذا به ارواح مقدس پدر متوفایش بدهند. برای این کار در خانواده های نویان ها و سرداران نامی زیباترین وخوبروی ترین دختران را به تعداد 40 نفر...»

در مراسم تدفین هلاکو، در «جزیره شاهد» واقع در دریاچه ارومیه «برای آخرین بار یک شاهزاده مغول با گروه ملتزمینی از بردگان و زنان جوان که بر سر گورش قربانی شدند به ابدیت پیوست.»

بعد از مرگ یک فرد، همسران متوفی و حداقل بازماندگان فرمانروایان هدایائی به رسم تسلیت دریافت می داشتند. مغولان به نشانه عزاداری لباس های مخصوص می پوشیدند و همسران مرد متوفی مدت 4 هفته برای شوهر خود عزاداری می کردند.

نتیجه گیری:

در پژوهش حاضر از آداب و رسومی صحبت شد که مغولان در زندگی خود آنها را به کار می بردند. همانطور که بیان شد بسیاری از این رسوم، وابستگی تام با نوع زندگی بیابانگردی آنها داشت و جزء لاینفک زندگی مغولان صحرانورد نامتمدن بود. در این میان بعضی از رسوم، پیوند اساسی با دین و خدایان آنها داشت. آیین شمنیزم در طول زندگی مغولان جاری بود و مراسم عبادی و قربانی ها و ... در برابر خدایان و بت هایشان ناشی از همین امر بود. مغولان مانند بسیاری از اقوام گذشته - به خصوص اقوام قبل از ظهور اسلام - اجرام آسمانی را می پرستیدند، بت می ساختند و برایش قربانی می کردند و در انجام مراسم ها دقیق بودند تا به واسطه سهل انگاری، ناخشنودی آنها را موجب نشوند.

بعضی از آداب و رسوم مغولان ناشی از عدم شناخت آنها از محیط زندگی و حوادث طبیعی آن منطقه بود مثل رعد و برق فصلی که عدم آشنایی، سبب ایجاد ترس از حوادث بود و در نتیجه تلاش در جهت از بین بردن آن بودند. همانطور که رفت آنها رعد و برق را ناشی از آلوده شدن آب میدانستند و از ترس رخداد آن، سعی در حفظ پاکی آب داشتند؛ سننی از این قبیل در میان مغول بسیار بود. از آنجایی که مغولان اقوامی خرافاتی بودند، زندگیشان با سحر و جادو گره خورده بود و بر اساس همین قاعده، آداب و رسوم خاصی را به مرحله اجرا می گذاشتند مثلاً در مواجهه با بیماری ها.

سنن اصیل مغولی تا زمانی پابرجا بود که آنها با اقوام، ملیت ها و مذاهب دیگر برخورد و آمیزش نداشتند. بعد از آن به مرور زمان و به واسطه زندگی در کنار آنها و نیز دور شدن از زندگی بیابانگردی و سکونت در شهرها، در رسوم آنها تغییراتی رخ داد. زمانی که با مسلمانان برخورد کردند – البته بعد از غارت و وحشیگری در خاک ایران – در مواردی تابع سنن اسلامی – ایرانی شدند مثلاً در امر وضو ناچار دیگر از آب برای شستشو استفاده می کردند و یا ذبح گوسفند به طریق اسلامی و ... .

به هر شکل قوم مغول با تمام آداب و سنن خاص خود در تمدن اسلامی، مستحیل شد و جانشینان چنگیز در ایران، بیشتر پیرو فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی شدند. البته شاخه های دیگر مغول که در شمال روسیه و چین ساکن شدند سرنوشتی دیگر یافتند.

بیشتر بخوانید:

اعتقادات مغولان (قسمت 1)

اعتقادات مغولان (قسمت 2)

اعتقادات مغولان (قسمت 3)

اعتقادات مغولان (قسمت 4)

اعتقادات مغولان (قسمت 5)

اعتقادات مغولان (قسمت 6)

 

منبع: اعتقادات؛ آداب و رسوم مغولان - مریم طحان

پایگاه خبری حقوق نیوز - تاریخ و تمدن

 



+ 0
مخالفم - 0

 

نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: