حقوق خبر
آنا فروید (Anna Freud)

نظریات روانشناسان جهان (قسمت هشتم)

آنا فروید در میان شش فرزند زیگموند فروید، کوچک ترین آن ها بود و در 1895 به دنیا آمد. در کودکی رویا های خود را برای پدرش تعریف می کرد و تعدادی از آن ها در کتاب تعبیر خواب فروید آمده است. او در هفده سالگی بیشتر کتاب های پدرش را خوانده بود و حتی در جلسات چهارشنبه ی انجمن روانکاوی وین شرکت می کرد. آنا ابتدا معلم مدرسه ی ابتدایی بود، ولی علاقه ی شدید او به روانکاوی باعث شد به این سمت گرایش پیدا کند. اغلب اوقات با پدرش به بحث های روانکاوی می پرداخت و نامه های او را تایپ می کرد و هنگامی که زیگموند فروید در اثر ابتلا به سرطان فک در گذشت کتابخانه و اشیای عتیقه ی او رابه ارث برد.

آنا فروید (Anna Freud)

پایگاه خبری حقوق نیوز

آنا فروید (Anna Freud)

آنا در 1922 با نوشتن مقاله ای درباره ی خیال پردازی های کودکی به عنوان عضو انجمن روانکاوی وین پذیرفته شد و سال بعد در برلین به عنوان یک تحلیل گر شروع به کار کرد. اما بیماری پدرش او را به وین بازگرداند و تا زمان مرگ زیگموند در 1939 به مراقبت از او مشغول بود.

آنا فروید از 1927 تا 1934 ریاست انجمن بین المللی تحلیل روانی را به عهده داشت و به کار تحلیل روانی کودکان می پرداخت. در 1937، در تأسیس و اداره ی یک مهدکودک برای کودکان فقیر همکاری کرد. وقتیکه اتریش توسط نیرو های نازی آلمان اشغال شد، آنا به خانواده اش کمک کرد تا به انگلستان مهاجرت کنند. او در سال 1950 از دانشگاه کلارک مدرک افتخاری را دریافت کرد که اولین مدرک دانشگاهی او محسوب می شد. بعد ها نیز از چند دانشگاه دیگر از جمله هاروارد، ییل و وین مدارک افتخاری دیگری اخذ کرد. او بعد از تقریبا شصت سال روانکاوی کودکان و نوجوانان، در 1982 سکته کرد و درگذشت. بعد از فوت او منزلش در شهر لندن به موزه ی فروید تبدیل شد.

زیگموند فروید عمدتا بر ضمیر تاخودآگاه تمرکز داشت، ولی آنا بیشتر به مطالعه و تحقیق در مورد «خود» پرداخت و در درمان و تحلیل روانی عمدتا بر آن تأکید می کرد. او می دانست نهاد، حود و فراخود چطور با یک دیگر در تعامل هستند و به پدرش نشان داد که چطور تحلیل روانی کودکان با بزرگسالان تفاوت دارد.

معروف ترین اثر آنا فروید کتاب من و مکانیسم های دفاعی است که در آن علاوه بر بررسی بعضی نظریه های فروید که در سال های اخیر باطل شده اند، توضیحات ارزشمندی در مورد نحوه ی شکل گیری مکانیسم های دفاعی و کارکرد آن ها بیان کرده است. واژه ی «دفاع» در روان شناسی برای اولین بار در 1894 توسط فروید به کار رفت.

آنا فروید همچون پدرش این واژه را چنین توصیف می کند: تلاش «خود» برای رهایی از ایده ها و اعمال رنج آور و غیر قابل تحمل که می تواند منجر به روان رنجوری شود. در واقع «خود»، برای مقاومت در برابر خواسته های ضمیر ناخودآگاه از جمله نیاز های جنسی و پرخاشگری، یک مکانیسم دفاعی ایجاد می کند. «خود» همیشه سعی می کند با استفاده از عقل و منطق، امیال و هوس ها را سرکوب کند، آن ها را به دیگران فرافکنی کند یا به طور کلی این امیال را انکار کند. «خود» همواره در پی تعادل بخشیدن میان خود و نهاد و باید و نباید های فرا خود است.

آنا می گوید وقتی که یک غریزه ی طبیعی در انسان ظاهر می شود «خود» می خواهد آن را ارضا کند، ولی فراخود این اجازه را به او نمی دهد. «خود» تسلیم فراخود می شود، ولی مشکل همچنان پابرجا باقی می ماند. «خود» با امیال و غرایز فرد مبارزه می کند و به منظور کاهش رنج ناشی از عدم ارضای غرایز، نوعی مکانیسم دفاعی ایجاد می کند تا تسلیم شدنش را به فراخود توجیه کند. به عقیده ی آنا فروید، فراخود موجود فریب کاری است که اجازه نمی دهد «خود» با غرایز تفاهم پیدا کند. فراخود معیار های اخلاقی والایی را برای «خود» مشخص می کند که بر اساس آن ها، رابطه ی جنسی عمل زشت و بدی است و پرخاشگری یک رفتار ضد اجتماعی است. بدین ترتیب، «خود» به انکار دست می زند؛ ولی انکار فقط باعث می شود آن امیال و غرایز از معرض دید او خارج شوند و در جای دیگری به شکل ویژگی های شخصیتی بیمار گونه یا روان رنجورانه بروز پیدا کنند. وقتی که «خود» همواره گوش به فرمان احکام فراخود باشد؟ فرد هرگز احساسات و غرایزش را ابراز نکرده و همیشه در ترس زندگی می کند.

فروید در رابطه زنی را مثال می زند که در کودکی آرزو داشته لباس ها و وسایل خاصی را داشته باشد تا مثل بقیه بچه ها و بهتر از آن ها باشد، ولی چنین چیزی برایش فراهم نشده بود و در بزرگسالی این آرزوها را به دنیای بیرون فرافکنی کرده بود. یعنی به زندگی عاشقانه ی دیگران علاقه نشان می داد و از صحبت راجع به مدهای لباس لذت می برد، ولی این چیز ها را برای خودش زیاده از حد می دانست. فروید این عمل را نوعی مکانیسم دفاعی سالم می دانست. شکل مخرب تر مکانیسم دفاعی سرکوب نام دارد. به عقیده ی آنا فروید سرکوب، خطرناک ترین مکانیسم دفاعی است، چون باعث می شود از بخشی از زندگی غریزی خود غافل شویم و در نتیجه شخصیتمان دچار مشکل می شود.

آنا فروید می نویسد همه ی مکانیسم های دفاعی ضرورتا بد نیستند. وقتی به مکانیسم های دفاعی کودکان می نگریم، می بینیم وقتی بچه ها خودشان را در مقابل دنیای قدرتمند و خطرناک بزرگ سالان نسبتا ضعیف می بینند، در نتیجه به خیال بافی و نقش بازی کردن می پردازند. به این ترتیب، به جای منفعل بودن، نقش فعالی را بر عهده گرفته و قدرت را از محیط اطراف خود پس می گیرند.

آنا فروید مشاهده کرده بود که نوجوانان اغلب ضد اجتماع می شوند، از افراد خانواده فاصله می گیرند، بسیار تغییر پذیر می شوند و سبک پوشش و آرایش موهای خود را به سرعت تغییر می دهند، به گرایش های سیاسی و مذهبی دلبستگی پیدا می کنند و خود را مرکز جهان می پندارند و از خود راضی می شوند. آنا فروید معتقد بود در هر دوره که میل جنسی اوج می گیرد، اگر فرد نتواند این امیال را از راه درست ارضا کند دچار بیماری های روان پریشی و روان رنجوری می شود.

بیشتر بخوانید:

نظریات روانشناسان جهان(قسمتهای دیگر)

عشق از دیدگاه دانشمندان روانشناسی

 

تهیه کننده: محمدی

منبع: مکاتب روان شناسی - حمیدرضا بلوچ

پایگاه خبری حقوق نیوز - روانشناسی

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: