حقوق خبر
مهمان نوازی

‌ ‌‌‌مـهمان‌ نوازی در فرهنگ عامه و تأثير آن بر گردشگری (قسمت 1)

در فرهنگ مردم ايران صفت های پسنديده بسياری وجود دارد که‌ در‌ رفتارهايی اجتماعی طـبقات مـختلف جامعه ايرانی نمايان‌ می شود‌. به گواه تاريخ، ايرانيان همواره به ادب، اخلاق، انسانيت و حسن معاشرت معروف و مقيد بوده اند. مهمان نوازی يکی از اين صفات‌ ارزنده‌ يی است که بخش مهمی از فرهنگ شـفاهی و مـکتوب‌، ادبـيات‌ و اصول اجتماعی و روش هاي اندرزی را در زنـدگی ايرانـی - اسـلامی مردم به خود اختصاص می دهد

‌ ‌‌‌مـهمان‌ نوازی در فرهنگ عامه و تأثير آن بر گردشگری و ایران شناسی (قسمت 1)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

مـهمان‌ نوازی در فرهنگ عامه و تأثير آن بر گردشگری

مقدمه

در فرهنگ مردم ايران صفت های پسنديده بسياري وجود دارد که‌ در‌ رفتارهای اجتماعی طـبقات مـختلف جامعه ايرانی نمايان‌ می شود‌. به گواه تاريخ، ايرانيان همواره به ادب، اخلاق، انسانيت و حسن معاشرت معروف و مقيد بوده اند. مهمان نوازی يکی از اين صفات‌ ارزنده‌ يی است که بخش مهمی از فرهنگ شـفاهی و مـکتوب‌، ادبـيات‌ و اصول اجتماعی و روش های اندرزی را در زنـدگي ايرانـی - اسـلامی مردم به خود اختصاص می دهد. بررسی همه جانبه اين مسئله‌ از‌ مقال‌ نوشتار حاضر خارج است ولی می توان با ارائه نمونه هايی از مهمان نوازی ايرانـی، اهـميت اين رفـتار اجتماعی را با توجه به صنعت گردشگری بيان کـرد.

واژه‌ های مهمان‌، مهمانی، مهمان نوازی، مهمان پذير، مـهمان پرست، مهمان پرور، مهمان خدای، مهمان‌ خانه‌، مهمان‌ دار، مهمان داری، مهمان دوست، مهمان سرا و صفاتی چون مهمان نواز بودن، مـهمان پذير‌ بـودن‌ و ... بـرخی از واژه های فرهنگ ها، لغت نامه ها و دايرة‌ المعارف های تخصصی ايرانی هستند که نـمونه‌ يی از ارجـمندی اين جايگاه در ادبيات ايرانی را به نمايش می گذارند از نظر نامگذاری جغرافيايی هم روستاها و شهرهايی چون: مهمان دار، مـهمان دوسـت، مـهمانلو‌ و مهمانی از اين اهميت سخن می گويد. در هر خانه ايرانی، اتاقی وجود دارد که‌ بهترين‌ امـکانات‌ نـور و فـضا، تجهيزات و تزئينات را داراست و برای پذيرش مهمان هميشه آماده و مرتب، تميز و خوشبوست. مشاغلی چون‌ مهماندار، مـهمانخـانه چـی، مهمان دارباشی هم از بخش اشتغال اين هنر‌ برمی آيد‌. صفتهايی چون مهمان خوانده يا ناخوانده ، خودی يا غـيرخودی، مـحرم يا نامحرم، خوش قدم، خودمانی، مهمان‌ دوره‌ يی، مهمان دعوتی، مهمانی خانوادگی، مهمانی مجردی، مـردانه و زنـانه، بـی ادعا و ... نيز‌ حاکی از اين فرهنگ است. در بازی کودکان هم مهمان بازی داريم. سور و سات و سور و وليمـه قـبل‌ و بعد‌ از زيارت حج و عتبات عروسی و حتی عزاداری از مسائل فرهنگ عـمومی مـاست. مـيزد‌ در‌ معماری ايرانی نوعی سکو يا به تعبير امروزی، «ميز‌» بود‌ که در خانه ها وجود داشت و لوازم پذيرايی (خوردنی های آبـدار يا خـشک ) را‌ بر‌ روی آن می گذاشتند و ميزدپان (ميزبان‌ )، کسی بود‌ که‌ اين‌ مسئوليت را عهده دار بود. در‌ بـختياری مـهمان خـانه را «لامردون » و در برخی جاها «شاه نشين »، «ايوانی » و... می گويند. در‌ ادبيات‌ فارسی و جزئی تر، ادبيات گويشی و بومی مـناطق مـختلف نـيز سرايندگان‌ و نويسندگان‌ مباحث مختلفی را به اين‌ موضوع‌ اساسی اختصاص داده اند. اشعاری چـون: بـسيار سفر بايد تا پخته شود خاميی / صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی و درخـت اگـر متحرک بدی ز جای / نه جور اره کشيدی نه جفای تبر و... نمونه هایی از تـوصيه بـه سفر است‌. رزق‌ خويش بدست تو مـی خورد مـهمان.

در متون‌ نثر‌ هم‌ مبحث مهمانی جايگاه مـهمی دارد: قـابوس نامه (کاووس نامه اثر امير عنصرالمعالی کيکاووس ابن اسکندر ابن وشمگير زياری ) باب‌ دوازدهـم‌ کـتاب خود را به آيين مهمان‌ کردن‌ و مـهمان‌ شـدن‌ اختصاص‌ داده اسـت و در‌ آن نـوع تعارف ها، همراهی ميزبان با مهمان، خـوراکی ها و بـايد و نبايدهای اين سنت را برای فرزندش يادآوری می کند‌.

«فرهنگ‌ » يکيd از مهمترين جايگاههايی است که اين سـنت‌ را‌ در‌ بـين‌ ايرانيان‌ آشکارتر‌ می سازد.

فرهنگ را به دو بـخش فرهنگ مادی و غيرمادی تـقسيم مـی کنند. هويت اصلی يک جامعه با بـعد غـيرمادی آن شناخته می شود. حوزه فرهنگی جامعه و قوم را ميتوان‌ از طريق رفتارهای اجتماعی و ادبيات شفاهی، گـفتاری يا فـولکلور آنان بررسی کرد. در مطالعات قـوم شـناسی، مـردم شناسی و انسان شـناسی فـرهنگی به اين امور توجه اسـاسی مـی شود. فولکلور يا دانش‌ عوام‌ و فرهنگ مردم، مجموعه آداب، رسوم، باورها، عقايد و آفريده های مردم است. اين دانـش در حـوزه های طبيعی، فرهنگ، اقتصاد، دين، ادبيات و .... جـستجو مـی کند. در حوزه دين و مـذهب، جـايگاه انـسان‌، ارتباط‌ اجتماعی و بطور خـاص «مهمان » بسيار برجسته و مهم است که از پرداختن به آن در اين مقال می پرهيزيم .

در بخش ادبيات و آفرينش های مردمی گـونه‌ هـايی متنوعی چون تعارف ها، ضرب المثل ها‌، تـرانه‌ هـا، اشـعار، مـتل و قـصه و ... وجود دارد. در بخش مـطالعات فـرهنگ غيرمادی به سه واژه عنصر، ترکيب و حوزه فرهنگی نياز داريم. عنصر فرهنگی شامل اجزاء‌ يک‌ پديده قابل تعريف اسـت‌؛ مـثلا‌ بـهون يا سياه چادر عشايری، هور و هورج و شيردنگ و ... عـناصرند و مـجموعه يی شـبيه آيين عـروسی، کـتل و مـافگه در عزاداری و يا اسفند دود کردن، آب و آيينه آوردن، سفره چينی و ...ترکيب اند و حوزه فرهنگی دربرگيرنده هر قوم، طايفه و منطقه يی است که وجوه مشترکی در اين آداب و رسوم دارند. فولکلورشناسی براي بررسی يکی از مـوضوعات مهم چون «مهمانی » و «مهمان نوازی » به‌ اين‌ بحث می پردازد‌.

در حوزه رفتارشناسی قومی با توجه به ويژگي های اقليمی سرزمين و مردم ساکن نواحی شرق و غرب، جنوب و شمال‌ ايران، شيوه های دقيق و بسيار گـسترده يی وجـود دارد که با‌ عنايت‌ به‌ موضوع بحث، مهمانی و مهمان نوازی جايگاهی بس رفيع دارد و همه اقوام ايرانی به فراخور نوع زندگي شهری، ‌‌روستايی و يا عشايری خود برای ايجاد رضايت مهمان تلاش مـی کنند. اغـلب ايرانی ها با اسفند‌ و همهمه‌ و شادمانيی از مهمان استقبال می کنند و بهترين لباس های خود را پوشيده و نظافت محيط و خانه را انجام می دهند‌ و بهترين خوراک و لوازم پذيرايی را تهيه می کنند و از بهترين الفـاظ و واژگـان در تعارف ها‌ بهره می برند و از محصولات‌ و تـنقلات‌ خـود برای مهمان تحفه می برند. در ايلات و عشاير با قربانی کردن گوسفند و گوساله جلوی پای مهمان، مراتب ارادت خود را در عمل نشان می دهند (مصاحبه با شهناز قره تپه ). مهمان تـا‌ زمـانی که در خانه است نـبايد از نـظر گفتاری و رفتاری کاری کرد و يا سخنی گفت که او به خود گيرد و باعث رنجش او شود. هنگامی هم که قصد رفتن کرد، هدايايی برايی سوغات و اهل خانواده اش تهيه می کنند و با ريختن آب پشت سـر وی، او را بـدرقه می نمايند (مصاحبه با راشين کريمی).

در ايلات و عشاير و روستاها برای مهمان عزيز با ساز و دهل‌ و يا‌ همهمه و شليک تفنگ به استقبال می روند. اين امر در عروسی و حتی آيين سوگواری نيز اتفاق می افتد (مصاحبه با گـودرز خـدادادی ). مهمان نـوازی ايرانی بگونه يی است که اگر‌ قاتل‌ و گنهکاری هم به آنها پناه ببرد تا زمانی که در خانه ايشـان است، در امن و آسايش است و ميزبان، خود را برای حفظ جان او به خطر مـی انـدازد. تـواضع و فروتنی ميزبان‌، آزادی مهمان، مجاز بودن او برای انتخاب‌ نوع‌ خوراک، پوشش و شرايط مهمانی، آرامش خانواده برای اين رويداد مهم، از آداب و سـنن ‌ ‌مـهمانی در فرهنگ ماست. روزنشينی و شب نشينی، خوردن‌ خوراکی ها‌ (شب‌ چره )، گفت و شنود سخنان و خـاطره هـا، کـتابخوانی و شعرخوانی، تفريح‌ بيرون ، جايگاه زنان و کودکان و سالخوردگان در مهمانی و ده ها مطلب ريز و درشت ديگر بخشهايی از خرده فـرهنگهای اقوام ايرانی در‌ حوزه‌ پر‌ ارزش مهمانی است که هر يک مقالات متعددي را ميتواند‌ به خود اختصاص دهـد. گردشگران و جهانگردان در سفرنامه هـای خـود از اين ويژگی ايرانيان به نيکي ياد کرده اند‌ که‌ در‌ ذيل نمونه يی از آن را ياد مي کنيم :

مستند علف (١٩٢۴‌.م ) و قوم‌ باد دو مستند تاريخی همراه با کوچ عشاير بختياری (طايفه های بابا احمدی و بابادی ) و بلوط (در‌ کهگيلويه‌ و بويراحمد‌) نمونه هايی از فـرهنگ مهمان نوازی ايرانی را بی هيچ پاداش و شايبه‌ يی، به‌ روايت تصوير بيان می کنند. مريان سی کوپر در جای جای يادداشت های خود در کتاب‌  علف‌، از‌ مهمان نوازی طايفه بابا احمدی می نويسد. همچنين وی در‌ گزارش خود بـه مـردم کشورش از رفتار اخلاقي و احترام آميز مردان بختياری به‌ خانم‌ مارگاريت‌ هريسون زيبا اشاره می کند که در طول سفر در امنيت کامل بود و هيچ کسی نگاه‌ بدی هم به او نکرد.

گردشگران بـه اهـميت خوردن نان خود با‌ مهمان‌، کم‌ خوری ايرانيان و پخت غذا برای مهمان و پذيرايی بسيار ايرانيان اشاره می کنند. مهمان نوازی و گشاده دستی از ويژگی های اقوام ايرانی است که در متون‌ سـياحان‌ و خـارجی ها‌ به آن توجه شده است .

در رفتارشناسی ايرانيان نکته های بسياری از زبان گردشگران آمده‌ است‌ برای نمونه ابن بطوطه می گويد: اصفهانی ها مردم گشاده دستند‌. هم‌ چشمی و تفاخری که مـيان ايشـان در مـورد طعام و مهمان نوازی وجود دارد مـنشأ حـکايات غـريبی است‌. ويلسون در شرح سفرش به اردل و ديدار با يکی از خانواده‌ خوانين‌ بختياری می نويسد: راهنمايم اظهار داشت مادر يکی از‌ خوانين‌ بزرگ بختياری در قـلعه کـوچکی مـقيم است‌... خاتون‌ زنی فوق العاده رئوف و مهمان نواز بـود. بـهترين اتاق ها را در اختيارم گذاشته‌ بود‌. اتاق من با فرش ها و قاليچه‌ هايی که محصول‌ کار‌ بافندگان‌ محلی بود مفروش گرديده بـود. غـذايی کـه‌ به ما دادند بمراتب از غذاي گرانترين رستوران های لندن گرانبهاتر و بـهتر بود‌. پس‌ از صرف شام خاتون به ديدنم‌ آمد. بعد از تعارفات‌ معمولی استنطاقم شروع شد. درباره وقايع‌ اخير‌ تـهران، اصـفهان، شـيراز و حوادث خارج از مرزهای ايران پرسشهايی داشت. تاکنون با کمتر‌ کسی از مردان و زنـان ايرانـی برخورد‌ کرده‌ بودم‌ که چون اين‌ زن‌ در تشريح نظرات سياسی آگاه‌ و نکته سنج باشد... .

نـکته هـايی شـبيه توجه به نان و نمک در‌ عرف‌ و عادت اقوام ايرانی بگونه يی که‌ اگر‌ دشـمنی هـم‌ نـان‌ و نمک‌ خورد در امان می ماند‌ مورد دقت اين گردشگران بوده است.

بارون دوبد می نويسد: بـايد مـنصفانه بـگويم‌ که‌ شکايتی از لرستانی ها ندارم. زيرا با‌ اينکه‌ هيچگاه‌ بيش‌ از‌ سه يا چهار‌ مرد‌ همراهم نبود، هـرگز لرهـا به من آزاری نرساندند و برعکس هرجا رفتم با مهمان نوازی آنها روبه‌ رو‌ شدم‌. وی بارها‌ در‌ سفرنامه‌ خود‌ از‌ لرها‌ به نيکی ياد کرده و درباره رسم مهمان نوازی زنان می نويسد: هـنگامی کـه به چادر ايلياتی ها (کوچ نشينان ) نزديک می شوی، زنانی را می بينی که برای مهمان غـريبه گـياهان‌ خـوشبو دود می کنند و اين نشانه خوش آمدی است که از صميم قلب می گويند. رسم هديه دادن به مهمانان را نـيز مـی توان از لابلای نوشته ها و سفرنامه های گردشگرانی چون‌ ويتا سکويل وست جست کـه از ايلخـانی بـختياری يک تسبيح مرجانی دانه درشت هديه گرفته بود.

خرده فرهنگ های منطقه يی مهمانی در عزا و عـروسی از‌ دوره هـای مختلف شامل شناسايی دختر، خواستگاری، عقد، عروسی و مراسم پس از آن تا هديه دادن و ... متفاوت و بـسيار مـتنوع است. در آيين مهمانی در‌ رستوران ها‌ و هتل ها، فروشگاه ها، بازارچه های محلی، بازارهای ساحلی يا کويری و کوهستانی، تعارف های معمول که گـاهی در حـد شبه دعوا پيش می رود، بخشی از عناصر و ترکيبات در حوزه های فرهنگی کشور است‌.

مـهمانی و مـهمان نوازی در فولکلور‌

الف‌) ضرب المثل

ضرب المـثل يکـی از پرکـاربردترين گونه های ادب شفاهی است که انعکاس تـجربه و صـدای فرهنگ اقوام است. در کتاب ارزنده فرهنگ بزرگ ضرب المثلهای فارسی اثر ذوالفقاری بـالغ‌ بـر‌ دويست متن درباره مهمان آورده اسـت يا بهمن دهـگان در فـرهنگ جـامع ضرب المثل هاي فارسي ٧۵ متن را آورده کـه ذکـر همه اين موارد از حوصله‌ بحث‌ خارج است‌ ولی بيان چند مورد آن مفيد است :

مـهمان هـديه خداست (عوام ). مهمان آمد نان مـی خواهد، اجل آمد‌ جان مـي خواهد (دارابـی). مهمان از خوب خوردن خشنود نـمی شود بـلکه از‌ روی خوش‌ صاحبخانه خوشحال می شود (ساوه يی ) مهمان از در درآيد، رزقش از دريچه (دماوندی، بختياری، تاجيکی و افغانستانی ) بـه ‌‌شـهر‌ ميری نون وردار به ده ميری چـوب وردار (چـهارمحالی ).

مهمان خضاب خانه اسـت (تـهرانی ). مهمان خوش آمد تا به واسطه او يک لقمه‌ نان بخورم (لري و بختياری ). مهمان درد و بلای خانه را مـيبرد (گـيلکی ). مهمان دلش‌ بسيار نازک است (کـردی).

مـهمان‌ زينت خـانه اسـت (هـزاره يی ). مهمان سوغات خداست (تـرکمنی ). مهمان که از در درآمد برکت از پنجره خواهد رسيد (مازندرانی ). مهمانی رفتن پاي پس هم دارد (سخن ). در هرمزگان : مهمون روزيش جـلوتر اتات يا مهمون هر که هه تـو خـونه هـرچه هـه.

مهمون و برا مـهمون (مـهمان برادر مهمان - همراهان مهمان هم عزيزند). اول ساقی بعد‌ هم باقی. مهمان حبيب خداست. مـهمان بـا خـودش رزقش را می آورد. خدا بده مهمونی تا بـخوريم يه نـونی . مـادر زنـت دوسـتت دارد. حق نان و نمک‌. نان‌ خوردن و نمکدان شکستن. خونه به مهمون خشه راه به رفيق. کدخدايی شارت و بارت اخو يه دو من هم آرت اخو (بختياری ). مهمان از پدر عزيزتر است. کليد روزی خـانه‌ دست‌ مهمان است. مهمان تاج سر صاحبخانه است. مهمون رزق خسه خوره. مهمون هر که هونه خدا هرچه. خدا بده مهمونی تا ز بالاس بخوريم نونی. ممو روزی خور، خد خو‌ مياره‌ و بـلايو‌ ره مـبره. بختياری برای مهمان ارزش والايی قايل است و آن را گرامی می دارد. عرب خوزستان مي گويند: (ضيف البخيل امن من‌ التخمه‌ : مهمان‌ رفتان و سيه کاسگان از ناگواری و گرانی شکم آزاد‌ است‌.

در گـنجينه امـثال و حکم دهخدا متن های بسياری به جد و هزل به فارسی و عربی وجود‌ دارد‌: مهمان مهمان را نمی تواند ديد، صاحبخانه هيچيک را يا مهمان خوديم ليک در خانه تو. در طـنز هـم از کساني که با مهمان بـدرفتاری کـنند‌ نيز‌ سخنانی گفته می شود: يک مهمانم را بکشی ده مهمانت را مي کشم‌. مهمان‌ آهوی (خر) صاحبخانه است. نوک نونش را با تير هم نميشه زد. آفتاب تا حالا سفره‌ شـو‌ نـديده‌. به نانش چوپان بـوديم. مـهمان خنده روست صاحبخانه خون بگريد. مهمان‌ که يکی شد صاحبخانه گاو می کشد. مهمان سير سر قفلی دارد‌. مهمان يک روز دو روز است و ... .

 

منبع: مهمان‌نوازی در فرهنگ عامه و تاثیر آن بر گردشگری و ایران‌شناسی - عباس قنبری عدیوی - مطالعات ایران شناسی - شماره 6

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات اجتماعی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: