حقوق خبر
ازدواج زودﻫﻨﮕﺎم

ازدواج زودﻫﻨﮕﺎم و تاثیر آن ﺑﺮ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﺟﻨﺴﯽ ﮐﻮدﮐﺎن و ﺳﺎزوﮐﺎرﻫﺎی ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ آن (قسمت 1)

مـطالعات نـشان مـی دهد در جهان حدود ٨٢ ميليون‌ دختر‌ که‌ در حال حاضر بين ١٠ تا ١٧ سال سن دارند، قبل از ١٨ سـالگي ازدواج‌ می کنند‌؛ اين‌ رقم دخترانی را که در سنين پايين تر ازدواج می کنند نيز دربرمی گيرد‌


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

ازدواج زودﻫﻨﮕﺎم و تاثیر آن ﺑﺮ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﺟﻨﺴﯽ ﮐﻮدﮐﺎن و ﺳﺎزوﮐﺎرﻫﺎی ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ آن

يکي‌ از‌ شاخص ترين مؤلفه هاي زنـدگي مـشترک، ارتـباط جنسي سالم و رضايت بخش زوجين است که‌ در‌ قالب ازدواج مشروع شکل مـي گيرد و بـيگمان برخورداري از آمادگي لازم جسمي، رواني و اجتماعي‌ رکن‌ اساسي‌ آن است ، ليکن در اين ميان براي تعداد زيادي از دختران و برخي از پسران‌ اين‌ ارتـباط و پيونـد مهم ، قبل از سن قانوني و رشد لازم رخ مي دهد که آثار‌ منفي‌ و پيامدهاي‌ ناگواري، بـه ويژه بـراي دخـتران به دنبال دارد و موجب آزار، اعمال خشونت و آسيب هاي جبران‌ ناپذيري‌ بر آنان خواهد بود.

مـطالعات نـشان مـي دهد در جهان حدود ٨٢ ميليون‌ دختر‌ که‌ در حال حاضر بين ١٠ تا ١٧ سال سن دارند، قبل از ١٨ سـالگي ازدواج‌ مي کنند‌؛ اين‌ رقم دختراني را که در سنين پايين تر ازدواج مي کنند نيز دربرمي‌ گيرد‌؛ به عـنوان نـمونه در نـپال ٧% از دختران ، قبل از رسيدن به سن ١٠ سال و ٤٠% تا‌ رسيدن‌ به سن ١٥ سال ازدواج مي کنند. در منطقه امـهراي اتـيوپي در مناطق‌ روستايي‌، ٤٠% دختران قبل از رسيدن به سن‌ ١٥‌ سال‌ ازدواج مي کنند و حتي در برخي از موارد‌ بـراي‌ خـودداري از پرداخـت وجه لازم قبل از ازدواج ، ربوده مي شوند و مورد تجاوز قرار‌ مي‌ گيرند. تخمين زده شده است‌ بين‌ سال هـاي‌ ٢٠١٠‌ تـا‌ ٢٠٣٠، ١٣٠ ميليون دختر ازدواج زودهنگام‌ خواهند‌ داشت که از اين تعداد ١٤ ميليون دختر هر سال ازدواج مـي‌ کـنند‌ و بـسياري از اين ها زير ١٥‌ سال سن دارند. همچنين‌ بيش‌ از ٧٠٠ ميليون زني که‌ امروزه‌ در قيد حيات هستند، کودکان مـتأهلي اند کـه مـتأسفانه نيمي از اين تعداد در‌ جنوب‌ آسيا به سر مي برند، البته‌ در‌ اغلب‌ اين موارد مسأله‌ رضـايت‌ و پذيرش ازدواج از سـوي‌ هريک‌ از طرفين ، به ويژه دختر و رضايت به انجام عمل جنسي صدق نمي کند و اغلب موارد‌ رابطه‌ جنسي در سـن ١٠ يا ١١‌ سـالگي‌ اتفاق مي افتد‌، يعني‌ قبل‌ از رسيدن دختر به‌ سن بلوغ آغاز مي شود. در مـقابل حـتي به دنبال ردکردن ازدواج ، خشونت شديد عليه دخـتراني‌ اتـفاق‌ مـي افتد که عموماً در خانواده هاي‌ فقير‌ زندگي‌ مـي کنند‌ و بـه‌ صورت هاي گوناگون‌ مانند‌ اسيدپاشي بروز مي کند.

بنابراين با عنايت به عـواقب سـوء و آثار منفي فراواني که ازدواج زودهـنگام‌ بـر‌ سلامت‌ ، رشـد و حـقوق کـودکان ، به ويژه دختران دارد‌ و اغلب‌ با‌ از‌ دست‌ دادن فـرصت آموزش ، منزوي شدن به لحاظ اجتماعي، بهره کشي و خشونت هاي جسمي، جـنسي و روانـي از سوي شوهران خود، همراه مي باشند، ضـرورت اهميت اين پژوهش به خـوبي نـمايان‌ مي شود، اگرچه در اين رابطه تحقيقات مـتعددي سـامان يافته ، ولي کم تر تحقيقي با مطالعه تطبيقي و به صورت تفصيلي نسبت به اين مـوضوع صـورت پذيرفته است ، البته نوشتار پيش رو‌، افـزون‌ بـر مـطالعه علل ازدواج هاي زودهـنگام و پيامـدهاي منفي آن ، بيشتر در پي پاسخ بـه اين سـؤال است که فقه اماميه و نظام بين المللي حقوق بشر، چه سازوکارهايي را براي‌ اين‌ مـشکل (ازدواج زودهـنگام ) منظور داشته و پيشنهاد مي کنند تا بـا کـاربست شايسته آن هـا بـتوان بـر اين معضل و عواقب آن فائق گـشت و گام هاي‌ مثبتي‌ در ارتقاي سلامت جنسي کودک‌ برداشت‌ .

اين نوشتار ثابت مي کند که شروع زندگي مـشترک و ايفـاي تکاليف مربوط به آن ، مستلزم آمادگي و قـواي جـسمي و رشـد و قـواي عـقلاني افراد است ، بـي ترديد در‌ پرتـو‌ احترام به کرامت انساني‌ و برخورداري‌ کودک از حق مشارکت و تصميم گيري و با رعايت مساوات ، عدم تبعيض و مـصالح عـاليه وي، بـايد از اعمال هر گونه آسيب جسمي، رواني و جـنسي بـر کـودک مـمانعت نـمود.

بـدين سان مباحث‌ پژوهش‌ حاضر در چهار قسمت تنظيم شده است . در ابتدا مفاهيم پايه اي بحث ، يعني «کودک»، «سلامت جنسي» و «ازدواج زودهنگام » به اجمال تبيين مي شود، سپس علل و آثار سوء ازدواج کودک مـورد‌ تحليل‌ و بررسي قرار‌ مي گيرد و در نهايت سازوکارهايي که در فقه اماميه و نظام بين المللي حقوق بشر پيشنهاد شده ، ارائه مي‌ گردد.

مفاهيم

به منظور تبيين پايه هاي بحث و شناسايي مفاهيم کليدي‌ در‌ اين‌ قسمت از نـوشتار، بـه مطالعه و بررسي واژه هاي «کودک»، «سلامت جنسي» و «ازدواج زودهنگام» مي پردازيم .

١ـ مفهوم کودک‌

‌‌تعريف‌ کودک يکي از موضوعات مهم و مؤثر در بررسي حقوق و مسائل کودکان است ، به‌ اين‌ دليل‌ که نهادها و قوانين مختلف ، تعاريف گـوناگوني از دوره کـودکي ارائه داده اند. «کودک» مترادف با‌ واژه هاي «رضيع »، «طفل »، «صبي» و «صغير» است و در اصطلاح فقهي، «صغير» کسي است‌ که به حد بلوغ‌ نرسيده‌ باشد و در تصرف امـوال خـود ممنوع است ، هر چند کـه در کـمال تميز و رشد باشد و تصرفاتش در نهايت سود و صلاح صورت پذيرد، البته به استناد ادله فقهي ، همچون آيه ٦٧ سوره‌ غافر و روايات وارده، از زمان بسته شدن نطفه و استقرار آن در رحم مادر تا زمـاني کـه به حد بلوغ بـرسد، «کـودک» اطلاق مي شود. از ديدگاه حقوقي، کودک يا صغير به شخصي‌ گفته‌ مي شود که به لحاظ سن ، به رشد و نمو جسمي و رواني لازم براي زندگي نرسيده باشد. از ديگرسو منظور از حقوق کودک، حقوقي است کـه کـودک به مناسبت خردسال بودنش از‌ آن‌ بهره مند مي شود. بنابراين آن قسمت از قوانين که سن افراد در آن ها تأثيري نداشته باشد و در مورد همه اعم از خردسال و بزرگ سال اجرا مي شود‌، در‌ محدوده حـقوق کـودک نمي گنجد.

کـنوانسيون حقوق کودک در ماده «يک » کودک را چنين تعريف مي کند: «منظور از کودک افراد انساني زير ١٨ سال است ، مگر آنکه طـبق قانون‌ قابل‌ اجرا‌ در مورد کودک، سن بلوغ‌ کم‌ تر‌ تشخيص داده شـود». در اين تـعريف ، انـتهاي کودکي مشخص شده، اما به ابتداي آن اشاره اي نشده است . اين سکوت مي‌ تواند‌ دربردارنده‌ دو معناي متفاوت باشد: يکـي ‌ ‌اين کـه بگوييم‌ اين‌ امر بديهي است و شروع کودکي به زماني برمي گردد که طفل مـتولد مـي شود، هـر چند اين تصور با برداشت ما‌ مطابق‌ با‌ ادله فقهي، يعني زمان انعقاد نطفه، متفاوت است؛ دليل ديگـر‌ عدم ذکر شروع دوران کودکي در اين ماده را ميتوان به خاطر اختلاف نظر کشورهاي امضا کـننده کنوانسيون‌ در‌ زمان‌ تصويب آن دانـست. بـدين منظور، تنها به پايان دوران کودکي تصريح‌ شده‌ و در مورد شروع اين دوران سکوت اختيار کرده است. نکته ديگري که در ماده «يک » وجود‌ دارد‌، در‌ اينجاست که مقرر مي دارد: «مگر اين که طبق قانون درباره کودک‌، سن‌ بلوغ‌ کم تـر تشخيص داده شود»؛ بدين مفهوم که ممکن است پايان دوران کودکي در‌ برخي‌ قوانين‌ داخلي، متفاوت و مشخصاً کم تر از ١٨ سال باشد، در واقع کنوانسيون سن کم‌ تر‌ از ١٨ سال را نيز به رسميت شناخته است.

بايد افزود کـه کـنوانسيون‌ مزبور‌، سن‌ بلوغ و رشد را از يکديگر تفکيک نکرده است و گويا اين دو سن را يکي‌ مي داند‌. اهميت اين نکته در اين است که در برخي از کشورها، به ويژه‌ کشورهاي‌ غير‌ اسلامي، مبناي کنوانسيون بر اساس مفهوم رشد پايه ريزي شـده اسـت. از اين رو آن‌ ها‌ براي پايان دوران کودکي، مفهومي به نام بلوغ ندارند و در نتيجه ترجمه‌ واژه‌ مجوريتي‌ «Majority» به بلوغ که در اين ماده آمده، نادرست است، زيرا تدوين کنندگان کنوانسيون براي‌ پايان‌ دوران‌ کودکي، معياري بـه نـام رشد را در نظر گرفته اند.

در حقوق‌ ايران‌ به استناد تبصره يک ماده ١٢١٠ قانون مدني و ماده ١٤٧ قانون مجازات اسلامي، سن بلوغ در‌ پسر‌ پانزده سال تمام قمري و در دختر نه سال تمام قمري اسـت، امـا‌ در‌ مـورد بهره مندي از حمايت هاي قـانوني‌ در‌ مـاده‌ «يک » قـانون حمايت از کودکان و نوجوانان مصوب‌ ١٣٨١آمده‌ است : «کليه اشخاصي که به سن هجده سال تمام هجري شمسي نرسيده اند‌، از‌ حمايت هاي قـانوني مـذکور در‌ اينـ‌ قانون بهره‌ مند‌ مي‌ شوند.»

٢ـ چيستي سلامت جـنسي

سـلامت‌ به‌ مفهوم «بي گزندشدن »، «از عيب و آفت رهايييافتن » و «تندرستي» مي باشد که به عنوان‌ حق‌ انسان مورد عنايت شريعت اسلامي واقـع‌ شـده اسـت و داراي ابعاد‌ مختلف‌ ، يعني بعد جسماني، رواني، اجتماعي‌ و معنوي‌ مي بـاشد که تمامي وجوه و شؤون زندگي فردي و اجتماعي را دربرمي گيرد، هر‌ چند‌ از ديدگاه سازمان بهداشت جهاني‌، «سلامت‌ » رفاه‌ يا آسـايش کـامل‌ جـسماني‌، رواني و اجتماعي و نه صرفاً‌ نبود‌ بيماري و ناتواني است.

بديهي است کـه يکـي از جنبه هاي سلامت، سلامت باروري‌ است‌، يعني يک وضعيت متعادل جسمي، رواني‌ و اجتماعي‌ است که‌ صرفاً‌ نـبود‌ بـيماري و نـاتواني در تمام‌ امور مربوط به سيستم توليد مثل و فرآيند و عملکرد آن را در بر ندارد و به اين مـهم اشـاره‌ دارد‌ کـه هر انساني از اين شايستگي‌ برخوردار‌ است‌ که‌ زندگي‌ جنسي امن و رضايت‌ بخشي‌ در کنار ظرفيت تـوليدمثل و آزادي در تـصميم گـيري بر عمل جنسي داشته باشد و به طور ضمني‌ به‌ حق‌ زنان و مردان در اطلاع از آخـرين وضـعيت‌ و شرايط‌ روش‌ هاي‌ امن‌ ، مؤثر‌، مقرون به صرفه و قابل قبول در برنامه ريزي خانوادگي بـا انـتخاب خـويش و ديگر روش هاي تنظيم باروري مشروع اطلاق مي شود.

همچنين دربردارنده حق دسترسي به مراقبت هـاي‌ بـهداشتي مناسب است که زنان را قادر مي سازد، يک آرامش خاطر نسبت به بارداري، زايمان و ارتـباط زنـاشويي بـا شانس بهتر در داشتن يک نوزاد سالم داشته باشند.

از آنجا که‌ سلامت‌ جنسي نيز مرتبط با سـلامت بـاروري است ، اين نتيجه حاصل مي شود که سلامت جنسي حرکت مثبت و آبرومند براي تـمايلات جـنسي، هـمچنين امکان داشتن ارتباط جنسي مشروع ، امن و مطلوب به‌ دور‌ از تهديد، اجبار، تبعيض و خشونت است. از اين رو براي اين کـه سـلامت جـنسي به دست آيد و حفظ شود، حقوق جنسيِ همه اشخاص‌ بايد‌ محترم شناخته شـده و حـمايت و تقويت‌ شود‌. در واقع اين حقوق ، به عنوان بخشي از حقوق بشر، توسط قوانين ملي و بين المللي و اسناد حـقوق بـشر به رسميت شناخته شده است و دربردارنده‌ برخورداري‌ از بالاترين استاندارد قابل‌ حصول‌ سـلامت جـنسي است که شامل دسترسي به خدمات و مـراقبت بـاروري و جـنسي، جستجو، دريافت و انتقال اطلاعات مربوط به تـمايلات جـنسي، آموزش جنسي ، احترام به تماميت جسمي، انتخاب شريک جنسي، تصميم به‌ انجام‌ يا عـدم فـعاليت جنسي و در نهايت اتخاذ يک زندگي جـنسي امـن و رضايت بـخش ، تـوأم بـا لذت مي باشد.

 ازدواج زودﻫﻨﮕﺎم و تاثیر آن ﺑﺮ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﺟﻨﺴﯽ ﮐﻮدﮐﺎن و ﺳﺎزوﮐﺎرﻫﺎی ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ آن
 

٣ـ مفهوم ازدواج زودهنگام

ازدواج به معني «بـا هـم جفت شدن » و «جفت‌ گرفتن‌ » است. در‌ عربي براي آن ، واژه «نکاح» به کار مي رود کـه در اصـطلاح فقهي به معني، همسرگرفتن مرد يا‌ زن اسـت که به سبب عـقد ازدواج هـمراه با شرايط آن‌ تحقق‌ مـي يابد‌. در قـرآن کريم از آن به پيمان محکم ياد شده است، آنجا که خداوند در سوره ‌‌نساء‌، آيه ٢١ مي فـرمايد: «و چـگونه آن مال را پس مي گيريد، در حالي‌ کـه‌ هـر‌ يک از شـما از ديگري کام گـرفته ايد و هـمسران تان از شما (هنگام ازدواج ، بـراي‌ پرداخـت مهريه ) پيمان محکم گرفته اند.»

از اين رو پيمان زناشويي محکم ترين‌ قرارداد اجتماعي است که‌ مـي توان‌ آن را نـاشي از دوستي شديد و رحمت متقابل بين زن و شـوهر دانـست، البته مـطابق نـظر فـقيهان شرط ازدواج دختر، رسيدن بـه سن بلوغ است. در اصطلاح حقوقي «ازدواج» عبارت است‌ از يک رابطه حقوقي که به وسيله عقد بين مـرد و زن حـاصل مي گردد و به آن ها حق مـي دهـد کـه از يکـديگر تـمتع جنسي ببرند.

در اصـطلاح حـقوق بشر‌، ازدواج‌ کودک بدين معني است که زوجين يا يکي از آن ها، کودک بوده و ازدواجي تحت قوانين مـدني، مـذهبي و يا عـرفي با ثبت يا بدون ثبت رسمي، صورت بـگيرد. از ديگـرسو‌ بـا‌ عـنايت بـه تـعريف ماده «يک» کنوانسيون حقوق کودک که به طفل زير ١٨ سال کودک اطلاق ميشود، ازدواج قبل از سن ١٨ سالگي، ازدواج زودهنگام ناميده ميشود، زيرا دختر‌ قبل‌ از ١٨ سال به لحاظ فيزيکي، فيزيولوژيکي و رواني آمادگي پذيرش مـسؤوليت ازدواج و بچه دار شدن را ندارد و نيز براي پسر، پذيرش مسؤوليت زندگي و تأمين آن دشوار است بدين‌ سان‌ ، ازدواج زودهنگام ازدواجي است که‌ قبل‌ از‌ فراهم شدن شرايط ازدواج از قبيلِ بلوغ ، توانايي جسماني و رشد لازم اتفاق ميافتد و طرفين عـقد نـکاح يا يکي از آنان ، به‌ علت‌ فقدان‌ رشد کافي، آمادگي جسمي و يا روحي را براي‌ اين‌ امر مهم ندارند.

علل ازدواج زودهنگام کودکان

ازدواج زودروس يا زودهنگام کودک يک نوع آزار و خشونت عليه سلامت کودکان‌ است‌ که‌ ميزان درگيري دخـتران در آن بـالاتر ميباشد. اين پديده ناخوشايند‌ در بيشتر موارد به صورت سوء استفاده جنسي و بهره کشي از کودک بروز مي کند. از اين رو‌ معضل‌ و چالش‌ مهمي مي باشد که بايد زمـينه هـا و عللي که در بروز‌ آن‌ مـؤثر اسـت ، شناسايي و تبيين شوند تا بتوان در جهت رفع آثار ناگوار آن ، راه کارهاي مناسب‌ و شايسته‌ اي‌ به کار برد. در ادامه تلاش ميشود برخي از مهم ترينِ اين‌ علل‌ ، مـورد‌ اشـاره و بررسي قرار گيرند.

١ـ ارتـباط خـانوادگي

امروزه در برخي از نقاط آفريقا و آسيا‌ براي‌ تحکيم‌ روابط خانواده ها، انجام معاملات بر روي زمين و يا اموال ديگر و حتي براي حل‌ و فصل‌ اختلافات خانوادگي و قبيله اي، حقوق کودکان را به عنوان يک انسان ناديده مـيگيرند‌ و ازدواجـ‌ يا‌ نامزدي آن ها به مثابه عوض يا ابزار اين مسائل منظور مي شود. به‌ عنوان‌ نمونه ، در پاکستان ، ازدواج دختران راهي براي خلاصي از پرداخت خون بها به‌ خانواده‌ مقتول‌ است ، حتي در کشورهاي افريقايي مانند تـوگو و بـنين ، دختران بـه عنوان برده هاي جنسي استفاده‌ مي شوند‌، به گونه اي که در عوض کفاره گناهان و جناياتي که بستگان شان‌ مـرتکب‌ مي شوند‌، به انجام خدمات جنسي در برابر کشيشان خدايان مجبور مي شوند. افـزون بـر اين ، از هـر‌ گونه‌ دسترسي‌ به آموزش و پرورش و بهداشت و درمان محروم مي باشند .

٢ـ تبعيض (نابرابري جنسيتي)‌

نابرابريها‌ و تبعيض هاي ناروا ميان فـرهنگ ‌ ‌هـا و نسل ها متفاوت است و با عواملي مانند وضعيت اقتصادي، طبقه‌ ، نژاد‌، جنسيت ، مـعلوليت ، مـذهب و... مـرتبط است ، ليکن اين تبعض ها مي تواند زمينه‌ ساز‌ رسوم و حتي قوانيني شود که به طـور‌ معمول‌ منجر‌ به ضرر زنان در سنين مختلف است‌ ، به‌ گونه اي که موجب مـحروم شدن آنان از حقوق شـان مـي شود؛ چنين نابرابري‌ ميتواند‌ به ازدواج زودهنگام کمک کند‌. هم‌ چنانکه در‌ تعدادي‌ از‌ کشورها مثلِ نيجر و هند در بالاترين‌ حد‌ وجود دارد، بدين معني که دختران نمي توانند در مورد ازدواج خويش ، سلامت‌ و حقوق‌ باروري و جنسيشان ، اظهار نظر کـنند و حتي‌ تصميمي بگيرند.

٣ـ‌ فقر‌ و تدابير اقتصادي

در جوامع سنتي‌ و توسعه‌ نيافته درصد مرگ و مير نوزادان و کودکان بالا است . در واقع حيات و بقاي آنان‌ بستگي‌ به اين دارد که خانواده‌ داراي‌ تمکن‌ مالي و توانايي باشد‌ تا‌ مـايحتاج خـود و کودکان را‌ مرتفع‌ نمايد. اين در حالي است که با وجود بالا بودن هزينه هاي مورد نياز‌ پرورش‌ کودک، اغلب تمايل به فرزندآوري به‌ ويژه‌ در مناطق‌ روستايي‌ زياد‌ است . اين امر نيز‌ ناشي از اين تفکر اسـت کـه خانواده پرجمعيت، ميتواند يک احساس امنيت براي پدر و مادر‌ در‌ سنين کهولت فراهم نمايد، ليکن به‌ دنبال‌ آن‌ و به‌ عنوان‌ يک تدبير و استراتژي‌ در‌ کاهش هزينه نگهداري کودک، ازدواج زودهنگام همواره مد نظر است . بـنابراين مـي توان گفت که فقر دليل‌ اصلي‌ ازدواج‌ طفل است ، زيرا با خروج يک نفر‌ از‌ منزل‌ ، منفعتي‌ نصيب‌ ديگر‌ اعضاي خانواده ميشود. از ديگرسو والدين با ازدواج کودک خويش ، به لحاظ فراهم آوردن جهيزيه و پرداختن مصرف هزينه بـالا، در ازدواجـِ سـنين بالاتر آسوده خاطر مي شوند. از‌ اين رو در کـشورهايي کـه در جـنوب صحراي افريقا واقع شده ، به خوبي مشهود است که تحت تأثير فقر و ديگر بلاها و مشکلات ، دختران خويش را زودتر از موقع شوهر مـي‌ دهـند‌، حـتي در برخي جوامع هم ، مردان به دليل اين که هزينه اي بـراي ازدواج نـدارند، زنان و دختران را ميربايند و مورد خشونت و تجاوز جنسي قرار ميدهند که در واقع اين‌ عمل‌ به نوعي مي تواند ناشي از تأثيرات فـقر بـاشد.

هـر چند ناگفته نماند، ازدواج زودرس براي پسران نيز مي تواند يک معضل مـحسوب‌ شود‌، زيرا از يکسو به دليل‌ بار‌ سنگين مسؤوليت اقتصادي به لحاظ تحمل کردن فشار مالي، رنج مي برند و از ديگرسو مجبور هـستند زودتـر از مـوقع ترک تحصيل کنند، در حالي که‌ اگر‌ فقر حاکم نبود و هزينه‌ تـحصيل‌ نـيز بالا نبود، ادامه تحصيل ميتوانست خود عاملي در براندازي و ريشه کني فقر باشد، ولي اغلب خانواده ها بـه دليل فـقر، کـودک را مجبور به قطع ارتباطش با تحصيل و تن‌ دادن‌ به چنين ازدواج هاي نـابهنگام مـي نـمايند، به گونه اي که در مناطق روستايي کشورهاي در حال توسعه ، دو برابر بيشتر از مناطق شهري، دختران زير ١٨ سـال ازدواج مـي کنند‌ و افراد فقير‌ ٢٠% بيشتر نسبت به ثروتمند در معرض ازدواج زودهنگام قرار مي گيرند.

 ازدواج زودﻫﻨﮕﺎم و تاثیر آن ﺑﺮ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﺟﻨﺴﯽ ﮐﻮدﮐﺎن و ﺳﺎزوﮐﺎرﻫﺎی ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ آن
 

4ـ کنترل روابط جـنسي‌ و حـفظ عزت خانواده

در برخي موارد، به طور سنتي ازدواج کودکان‌ بر‌ اساس‌ اين باور انجام مـي شود کـه عـاملي در کنترل رفتار جنسي و باروري دختران است، زيرا عقايد فرهنگي و مذهبي ‌‌در‌ حفظ باکره بودن و عفت و پاکـدامني دخـتران به طور مستقيم مرتبط با وضعيت و ناموس‌ خانواده‌ است‌، يعني نفوذ زيادي بر والدين در امـر ازدواج فـرزندان شـان ايفا مي کند، ليکن براي‌ حفظ آبروي خانواده و کاهش خطر فعاليت جنسي نادرست ، در جوامع روسـتايي بـا شروع‌ اولين دوره عادت ماهيانه‌ ، دختران‌ از رفتن به مدرسه منع ميشوند تا با مـحدودکردن حـرکات شـان ، فعاليت جنسي شان حفظ و کنترل شود. بدين سان معتقدند که آموزش در درازمدت ميتواند بر نقش آن هـا بـه عـنوان همسر‌ و مادر آينده اثر منفي بگذارد. در واقع والدين احساس مي کنند با رضايت در امـر ازدواج کـودک، به نوعي امنيت جسمي و جنسي او را با حفظ دوشيزگي تضمين مي کنند.

البته‌ به نظر مي رسد کـه کـنترل روابط جنسي در جوامع امروزي فقط دامن گير دختران به منظور حفظ دوشـيزگي آن هـا نمي باشد، بلکه والدين از ترس اين که کودکان پسر نـيز‌ مـرتکب‌ عـمل خلافي شوند و به حيثيث و آبروي خانواده لطـمه وارد کـنند، مبادرت به ازدواج آن ها مي نمايند، حتي در برخي از موارد از ترس اين که بتوانند از عهده مسؤوليت‌ زنـدگي‌ بـه خوبي برنيايند، همسراني براي ايشـان انـتخاب مي کنند کـه بـه لحـاظ سني با همديگر اختلاف داشته و بـزرگ تـر از کودکشان بوده و يا براي اين که به عنوان راهي براي‌ حل‌ مشکل‌ فقر خـانوادگي بـاشد، همسري انتخاب‌ ميکنند‌ که‌ شايد بـه لحاظ مالي در رفاه اسـت ، امـا تفاهمي در زندگي مشترک با کـودک نـدارد و در نهايت ميتواند منجر به مشکلاتي‌ از‌ جمله‌ طلاق و جدايي آن دو شود.

٥ـ سنت و فرهنگ‌

در‌ جوامعي کـه ازدواج کـودک شايع است ، يک فشار اجتماعي در سـازگار سـاختن آن هـا با فرهنگ و سـنت مـحل سکونت‌ وجود‌ دارد‌ که در صـورت عـدم تطابق و ناسازگاري ، منتهي به تمسخر، مذمت‌ يا شرم خانواده ميشود. به عنوان نمونه ، در منطقه «امـهراي اتـيوپي» مردم بر اين باورند که با مـشاهده‌ اولين قاعدگي‌ در دخـتران، فـعاليت جـنسي شان تحريک مي شود و اين عاملي در تـشويق به‌ ازدواج‌ زودرس آنان است.

بر اين اساس در بسياري از موارد، آنچه به عنوان آداب و رسوم‌ عرفي‌ و مذهبي‌ مـرسوم اسـت، عنايت به سن ازدواج، همسر مطيع و فـرمانبردار بـودن، خـانواده پرجـمعيت‌ و ديگـر‌ مقررات‌ عرفي اسـت . بـه عنوان نمونه ، پدرسالاري در امر ازدواج کودک، بدين معني است که‌ نقش‌ محوري‌ پدر نسبت به خود دختر پررنـگ تـر جـلوه مي نمايد. در واقع در چنين جوامعي‌، قوانين‌ عرفي، حـاکم بـر قـوانين مـلي هـستند .از ديگـرسو آنچه به خوبي مشهود‌ است‌ و ريشه‌ در سنت و فرهنگ محل دارد، ميزان تحصيلات کودک بوده که متغير بسيار مهمي براي‌ رضايت‌ در امر ازدواج زودرس است، هرچه سطح تحصيلات کودک بيشتر بـاشد، ابتلا به‌ اين‌ گونه‌ ازدواج ها نيز کم تر است، ليکن در جوامع روستايي با توجه به فرهنگ و روشي‌ که‌ حاکم است، ميزان تحصيلات کم تر است، پس رواج ازدواج زودهنگام نيز‌ به‌ نسبت‌ بـالاتر خـواهد بود. به عنوان نمونه، در بين ١٠ کشوري که بالاترين ميزان ازدواج‌ کودک‌ را‌ تشکيل مي دهد، ٥ کشور قوانيني دارند که اجازه مي دهند، دختران از پسران‌ زودتر‌ ازدواج کنند، به گونه اي که در نيجر قـانون اجـازه مي دهد که دختران در ١٥ سالگي‌ ازدواج‌ کنند، در حالي که به پسران در ١٨ سالگي ـ خواه با اجازه‌ والدين‌ يا عدم آن ـ چنين اجازه اي داده‌ مي‌ شود.‌

٦ـ درگيري، بـلايا و شـرايط اضطراري

وجود‌ شرايط‌ نامطلوب مـانندِ احـساس ناامني و فقر شديد به ويژه در جنگ ، قحطي و يا اپيدمي‌ ايدز‌ ميتواند عاملي در تحريک والدين‌ و ديگر‌ سرپرستان قانوني‌ کودک‌ در‌ انجام ازدواج زودرس کودکان به عنوان‌ يک‌ مکانيزم محافظتي و يا تدبيري بـراي بـقا باشد. به عنوان نـمونه ، در بـرخي‌ از‌ نقاط کشورهاي جنوب صحراي افريقا، اپيدمي‌ ايدز، عاملي براي ازدواج‌ کودک‌ شناخته شده است . از اين‌ رو‌ خانواده براي امنيت آينده دخترشان دست به چنين اقدامي مي ورزند.

همچنين در برخي‌ مناطق‌ ديگر که درگـير جـنگ بوده‌ اند‌، مانند‌ افغانستان ، سومالي و... به‌ عنوان‌ يک تدبير و استراتژي در‌ امنيت‌ آينده دختر و يا حمايت خانواده ، اين گونه ازدواج ها صورت مي گيرد، حتي در بدترين‌ حالت‌ آن ، دختران ربوده مي شوند و يا توسط‌ نظاميان‌ مجبور هستند‌ رضايت‌ بـه‌ ازدواج مـوقت دهند. در‌ بـرخي مواقع نيز ممکن است، خانواده هاي ساکن در اردوگاه ها احساس کنند، قادر نيستند‌ از‌ کودک خويش در برابر تـجاوز به‌ عنف‌ محافظت‌ کنند‌. از‌ اين رو ازدواج‌ زودهنگام‌ را انتخاب مي کنند. طي گـزارشي از کـميسيون بـين المللي کميته نجات پناهندگان سوري، نشان‌ داده‌ شد‌ فقر عاملي است که والدين براي پرداخت‌ بدهي ها‌ مثل‌ پرداخـت‌ ‌ ‌اجـاره‌ بها‌، از ابزار ازدواج کودک استفاده مي کنند يا براي محافظت از تجاوز در اردوگاه ها براي کودک خـود خـارج از سـن قانوني، همسر انتخاب مي کنند.

منبع: ازدواج زودﻫﻨﮕﺎم ﺑﺮ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﺟﻨﺴﯽ ﮐﻮدﮐﺎن و ﺳﺎزوﮐﺎرﻫﺎی ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ آن - محمد مهدی مقدادی و مریم جوادپور - حقوق پزشکی شماره 40

پایگاه خبری حقوق نیوز - حقوق کودکان در جهان



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: