حقوق خبر
محافظه گرایی (Conservatism)

محافظه گرایی (Conservatism) چیست؟ (قسمت 1)

محافظه گرایی مجموعه ای از افکار و نگرشهای سیاسی است که حفظ و نگهداری از نظم و سنتها و قانونها و نهادهای ریشه دار و قدمت دار را بر امور نو که هنوز به محک تجربه درنیامده است ترجیح می دهد

محافظه گرایی (Conservatism) چیست؟
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

محافظه گرایی (Conservatism)

محافظه گرایی یا محافظه کاری یا نگهداشت باوری در مقابل واژه ی کنسرواتیسم به کار می روند فعل conserve در زبان انگلیسی به معنای نگهداشتن و محافظت کردن است. محافظه گرایی در ادبیات سیاسی به معنای مختلف و مبهم بکار رفته است. می توان گفت محافظه گرایی مجموعه ای از افکار و نگرشهای سیاسی است که حفظ و نگهداری از نظم و سنتها و قانونها و نهادهای ریشه دار و قدمت دار را بر امور نو که هنوز به محک تجربه درنیامده است ترجیح می دهد. لذا فراوان، از این واژه، مخالفت با تغییرات – به ویژه تغییرات تند و حاد – اراده می شود. به این ترتیب محافظه گرایی در برابر تندروی (رادیکالیسم) و انقلاب خواهی و حتی در برابر اصلاح طلبی (رفرمیسم) قرار می گیرد. به این اعتبار، مخالفان تغییر وضع موجود و مخالفان اصلاحات را می توان محافظه گرا خواند به تعبیر مایکل اوکشات محافظه گرایی یعنی ترجیح امر معلوم و آزموده، بر امر مجهول و نیازموده. به طور کلی می توان گفت محافظه گرایی نوعی سنت گراییِ آگاهانه است که در واکنش به روند مدرنیسم و در ضدیت با لیبرالیسم در غرب پدید آمده است و خواسته است در برابر پاره ای از دگرگونیهای دنیای جدید ایستادگی کند.

در سنت سیاسی انگلستان محافظه گرایی پایگاهی قوی دارد و حزب محافظه کار یکی از حزبهای همواره بزرگ بوده است.

آموزه ها و مولفه ها

گرچه محافظه گرایی یا نگهداشت باوری به شکل یک نظام جامع فلسفی ارائه نشده است، با این وجود این اصول و آموزه ها را که عمدتاً جنبه ی نظری دارد – و به طور کامل در مورد اطلاقات خارجی ممکن است گاه صادق نباشد – می توان به آن نسبت داد:

1- نفی هرگونه تندروی و مخالفت با تغییر و اصلاح، بویژه تغییرات ناگهانی

2- مخالفت با عقل گرایی برخاسته از دوره ی روشنگری

3- سنت گرایی و تجربه گرایی و التفات به عالم بیرونی (در مقابل عقل گرایی فلسفی)

4- تاکید بر مذهب و حفظ حریم آن در رفتار اجتماعی(حتی از طرف محافظه گرایانی که شخصاً علایق مذهبی ندارند)

5- تاکید بر نظم و قانون و اخلاق و التفاتِ ویژه به نهاد خانواده

6- رد گرایشهای آرمان شهرانه و نفی کمالِ مطلق طلبی

7- شک گرایی سیاسی و خصومت با تئوری پردازیهای انتزاعی

8- انداموار (ارگانیک) دیدن جامعه ی (در مقابل تلقی مکانیستی)

9- اعتقاد به قداست مالکیت و پذیرفتن تفاوت انسانها و نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی

10- نگرش پدرسالارانه به جامعه و طرفداری از دولت فراگیر (در نزد برخی از محافظه گرایانه).

توضیح: منظور از مخالفت محافظه کاران با عقل گرایی منازعه و طرد آن نیست بلکه مقصود زیر سئوال بردن اصالت افراطی و اولویتی است که عقل گراها به عقل می دهند. این مخالفت به خاطر تایید سنت و تجربه است. در واقع محافظه گرایان از سویی با عقل گرایی فلسفی به خاطر بی توجهی به روش تجربی و داده های تجربی، مخالفت می کنند، و از سویی نیز عقل گرایی ابزاری را که میراث دوره روشنگری است – اگرچه به روش تجربی شدیداً بها می دهد – اما به خاطر بی مهری به سنتها و بی توجهی به تجارب نسلها مورد انتقاد قرار می دهند. اعتبار عقل به نظر آنان از دامنه ی تجارب آن سوتر نمی رود.

آنها اندیشه ی سیاسی را در پیوند با تجربه درک می کنند نه با فلسفه بافیهای کلی. به عبارتی روش آنها استقرایی است نه قیاسی. از نظر محافظه کاران عقل فردی توانایی کشف حقیقت را ندارد و به معرفت قطعی دسترسی ندارد. به عقیده ی آنها عقل، خود اسیر شهوات و تابع غرایز و اغراض است. انگیزه ی اصلی در تصمیمات و عملکردهای انسان را باید در امیال و غرایز و ترس و عادات جست نه در حسابگری عقلانی. ادموند برک می گفت: «ذخیره ی عقلی هرکس (به تنهایی) کم است؛ و افراد بهتر است خود را در معرض گنجینه و سرمایه ی عمومی ملل و اعصار قرار دهند.» دیزرایلی می گفت: «ژرف اندیش ترین پژوهندگان می دانند که خرد آدمی تا چه حد محدود است...» همچنان که پیداست میان این آموزه ها با عقاید پُست مدرنیست ها قرابت فراوانی وجود دارد. از همین جا باید پلی به آموزه ی دیگر آنها یعنی باور به انداموار بودن جامعه زد؛ چرا که این اندیشه اجزای جامعه را مثل وجود یک انسان در کنش و واکنش نسبت به هم می داند، و لذا برخلاف نظر لیبرالیست ها تجربه های آدمیان نسبت به اوضاع اقلیمی و فرهنگی، متفاوت خواهد بود؛ و نمی توان قوانین اخلاقی و اجتماعی ثابتی بر مبنای خرد برای همه ی آدمیان ارائه کرد. به نظر آنها جامعه، بیشتر به یک اندامه (ارگانیسم) شبیه است تا به یک ماشین و یک مکانیسم. جامعه تار و پود پیچیده ای از روابط بشری است که طرحهای اصلاحیِ شتابکارانه به آسانی نظم آن را بر هم می زند. به علاوه این اندامه یا سازواره، در گذر زمان و در دورانهای تاریخی رشد یافته است لذا محافظه گرایان بر قدمت و سنت و دیرینگی شدیداً اهتمام می گذارند، و به خطرات شتابزدگی در تحقق آرمانها هشدار می دهند. برخی از محافظه گرایان مانند اوکشات معتقدند، فردگرایی مسئول تباه کردن پیوندهای دیرینه ی جمعی است بی آن که توانسته باشد بدیلی برای آن پیوندها ارائه دهد.

هوشمن ادله سنت گرایی و احترام به سنتهای دیرین و نفی تغییرات را که محافظه گرایان بر آنها تاکید می کنند در سه دلیل خلاصه می کند: اول این که، تغییرات معمولاً عواقبی را به همراه دارند که در ابتدا پیش بینی نشده است.

دلیل دوم، بیهودگی تغییرات است؛ به طور مثال بسیاری از تحولات و انقلابها عملاً حاصلی جز انتقال قدرت از گروهی به گروه دیگر نداشته است. سوم آن که، تغییرات، اموری مخاطره انگیزند و هزینه ای که برای آن صرف می شود معمولاً از سود آن بیشتر است.

در مورد آزادی، عقیده ی محافظه گرایان این است که نباید آن را مهمترین نیاز و خواسته ی جامعه دانست؛ آزادی فقط از آن جهت که زمینه ساز و مدافع مالکیت است باید در نظر گرفته شود. به همین جهت بسیاری از محافظه گرایان، نگرش پدرسالارانه به دولت دارند و از دولت فراگیر حمایت می کنند. در این عقیده، دولت ادامه ی خانواده و سلطه ی آن از نوع سلطه ی پدری است. به همین علت است که بسیاری از پژوهشگران میان تفکر محافظه گرایی و فاشیسم شباهتهایی می بینند.

بیشتر بخوانید:

محافظه گرایی (Conservatism) چیست؟(قسمتهای دیگر)

رمانتیسم

فمینیسم

منابع و نهادهای اثرگذار بر سياست خارجی ايالات متحده آمـريکا

 

منبع: فرهنگ واژه ها - عبدالرسول بیات

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: