حقوق خبر
نمادگرایی (Symbolism)

نمادگرایی در هنرهای تجسمی (قسمت 2)

امروزه هم نقش های برجسته و نقاشی های روی دیوار غارها اقسون کننده می نمایند. طبق گفته ی هربرت کوهن تاریخدان آلمانی، ساکنان آن بخش از نواحی آفریقا، اسپانیا، فرانسه وشمال اروپا که چنین نقاشی هایی را در غارهای خود دارند از نزدیک شدن به آن ها پرهیز می کرده اند


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

نمادگرایی در هنرهای تجسمی

نمونه های بسیاری بیانگر این دلبستگی هنرمند به حفظ ماهیت سنگ می باشد. مانند آثار پیکرتراش سویسی هانس آیشباخر و یا جیمز روساتی آمریکایی و ماکس ارنست آلمانی. ماکس ارنست در سال 1935 در یک نامه به مالوجا نوشت: «آلبرتو (جیا کومتی سویسی) و من گرفتار پیکرتراشی شده ایم. ما بر روی تخته سنگ های گرانیتی که از ناحیه ی یخچالی فورنو آورده شده اند کار می کنیم. این سنگ ها که بر اثر گذشت زمان، یخبندان و شرایط جوی صیقل خورده اند، از زیبایی طبیعی شگفت انگیزی برخوردارند. هیچ دست بشری یارای آفرینش چنین زیبایی هایی را ندارد. چرا نباید اجازه دهیم طبیعت خود، کار اصلی را انجام دهد و ما تنها بر روی آن ها ویرانه های اسرار خود را کنده کاری کنیم؟البته ارنست هیچ توضیحی درباره ی «اسرار» نمی دهد. اما من در صفحات بعد کوشش خواهم کرد نشان دهم که «اسرار» هنرمند امروزی تفاوت چندانی با اسرار استادان قدیم که «روح سنگ» را می شناختند ندارد. تکیه ی بسیاری از پیکرتراشان بر «روح» نشان دهنده ی ویژگی غیرقابل تمیز مرز میان مذهب و هنر است تا حتا گاهی نمی توان آن ها را از یکدیگر جدا دانست. همین دو ارزشی بودن در یکی از انگیزه های نمادین آثار هنری قدیم تر یعنی نماد حیوان بچشم می خورد.

نقاشی حیوانات که در پایان قرن گذشته بر روی دیوار غارهای فرانسه و اسپانیا کشف شد باز می گردد به دوران یخبندان (بین 10 تا 60 هزار سال پیش از میلاد).

البته باستان شناسان تازه در اوایل قرن بیستم به اهمیت آن ها پی بردند و کوشیدند به معنای آن ها دست یابند. پژوهش های آن ها از فرهنگی بسیار قدیم و پیش از تاریخ که وجودش غیرقابل باور می نمود خبر داد.

حتی امروزه هم نقش های برجسته و نقاشی های روی دیوار غارها اقسون کننده می نمایند. طبق گفته ی هربرت کوهن تاریخدان آلمانی، ساکنان آن بخش از نواحی آفریقا، اسپانیا، فرانسه وشمال اروپا که چنین نقاشی هایی را در غارهای خود دارند از نزدیک شدن به آن ها پرهیز می کرده اند. گونه یی هراس مذهبی و شاید ترس از وجود ارواح در غارها و نقاشی های دیواری آن سبب پرهیز از ورود به آن ها می شده است. هنوز هم چادرنشینان آفریقای شمالی به هنگام گذر از برابر نقاشی های روی تخته سنگ ها هدایایی نذر آن ها می کنند. در قرن پانزدهم پاپ کالیکست دوم مراسم مذهبی «در غاری که نقش اسبان را در خود داشت» ممنوع کرد. معلوم نیست منظور پاپ کدام غار بوده است، اما شک نیست غار نقاشی شده مربوط به دوران یخبندان بوده است. اینهمه نشان می دهد که انسان همواره بر این باور بوده که غارها و نقاشی های کنده کاری شده بر دیوارها کاربردی مذهبی داشته اند که در حقیقت هم چنین بوده است. روح مذهبی این مکان ها پس از گذشت قرن ها هنوز همچنان زنده است.

نمونه های بسیاری بیانگر این دلبستگی هنرمند به حفظ ماهیت سنگ می باشد. مانند آثار پیکرتراش سویسی هانس آیشباخر و یا جیمز روساتی آمریکایی و ماکس ارنست آلمانی. ماکس ارنست در سال 1935 در یک نامه به مالوجا نوشت: «آلبرتو (جیا کومتی سویسی) و من گرفتار پیکرتراشی شده ایم. ما بر روی تخته سنگ های گرانیتی که از ناحیه ی یخچالی فورنو آورده شده اند کار می کنیم. این سنگ ها که بر اثر گذشت زمان، یخبندان و شرایط جوی صیقل خورده اند، از زیبایی طبیعی شگفت انگیزی برخوردارند. هیچ دست بشری یارای آفرینش چنین زیبایی هایی را ندارد. چرا نباید اجازه دهیم طبیعت خود، کار اصلی را انجام دهد و ما تنها بر روی آن ها ویرانه های اسرار خود را کنده کاری کنیم؟البته ارنست هیچ توضیحی درباره ی «اسرار» نمی دهد. اما من در صفحات بعد کوشش خواهم کرد نشان دهم که «اسرار» هنرمند امروزی تفاوت چندانی با اسرار استادان قدیم که «روح سنگ» را می شناختند ندارد. تکیه ی بسیاری از پیکرتراشان بر «روح» نشان دهنده ی ویژگی غیرقابل تمیز مرز میان مذهب و هنر است تا حتا گاهی نمی توان آن ها را از یکدیگر جدا دانست. همین دو ارزشی بودن در یکی از انگیزه های نمادین آثار هنری قدیم تر یعنی نماد حیوان بچشم می خورد.

نمادگرایی در هنرهای تجسمی (قسمت 2)
 

نقاشی حیوانات که در پایان قرن گذشته بر روی دیوار غارهای فرانسه و اسپانیا کشف شد باز می گردد به دوران یخبندان (بین 10 تا 60 هزار سال پیش از میلاد).

البته باستان شناسان تازه در اوایل قرن بیستم به اهمیت آن ها پی بردند و کوشیدند به معنای آن ها دست یابند. پژوهش های آن ها از فرهنگی بسیار قدیم و پیش از تاریخ که وجودش غیرقابل باور می نمود خبر داد.

حتی امروزه هم نقش های برجسته و نقاشی های روی دیوار غارها اقسون کننده می نمایند. طبق گفته ی هربرت کوهن تاریخدان آلمانی، ساکنان آن بخش از نواحی آفریقا، اسپانیا، فرانسه وشمال اروپا که چنین نقاشی هایی را در غارهای خود دارند از نزدیک شدن به آن ها پرهیز می کرده اند. گونه یی هراس مذهبی و شاید ترس از وجود ارواح در غارها و نقاشی های دیواری آن سبب پرهیز از ورود به آن ها می شده است. هنوز هم چادرنشینان آفریقای شمالی به هنگام گذر از برابر نقاشی های روی تخته سنگ ها هدایایی نذر آن ها می کنند. در قرن پانزدهم پاپ کالیکست دوم مراسم مذهبی «در غاری که نقش اسبان را در خود داشت» ممنوع کرد. معلوم نیست منظور پاپ کدام غار بوده است، اما شک نیست غار نقاشی شده مربوط به دوران یخبندان بوده است. اینهمه نشان می دهد که انسان همواره بر این باور بوده که غارها و نقاشی های کنده کاری شده بر دیوارها کاربردی مذهبی داشته اند که در حقیقت هم چنین بوده است. روح مذهبی این مکان ها پس از گذشت قرن ها هنوز همچنان زنده است.

بیشتر بخوانید:

نمادگرایی در هنرهای تجسمی (قسمت 1)

روانشناسی یونگ و کهن الگوی مادر اولیه (قسمت اول)

روانشناسی یونگ و کهن الگوی مادر اولیه (قسمت دوم)

روانشناسی یونگ و کهن الگوی مادر اولیه (قسمت سوم)

روانشناسی یونگ و کهن الگوی مادر اولیه (قسمت چهارم)

علل ساخت پیکرک زن در فرهنگ‌های پیش از تاریخ ایران (قسمت اول)

علل ساخت پیکرک زن در فرهنگ‌های پیش از تاریخ ایران (قسمت دوم)

قدمت مذهب بانو - خدایی در ایران و جهان

 

منبع: انسان و سمبولهایش - کارل گوستاو یونگ

پایگاه خبری حقوق نیوز - روانشناسی



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: