حقوق خبر
political culture

بررسی ساختار سیاسی و تأثیرات آن بر فرهنگ سیاسی (قسمت دوم)

اگر نگاهی به کودتای 28 مرداد 1332 بیندازیم، در می یابیم که حکومت پهلوی به پشتوانه دولت های استعماری (به ویژه آمریکا) توانست به مقابله دولت ملی و مهم تر از آن نهضت ملی نفت برود. در واقع نهضت نفت بهانه و مظهری برای مطالبات ملی بر جامانده از مشروطه بود.

political culture
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

بررسی ساختار سیاسی و تأثیرات آن بر فرهنگ سیاسی

چنان که در قسمت نخست این فصل هم مشاهده کردیم، شکست این جنبش اجتماعی، در جامعه و فرهنگ سیاسی ایران تأثیر فراوانی برجا گذاشت. کودتای 28 مرداد تلخ و ناگوار بود، همچنان که شکست مشروطه و شکاف های اجتماعی حاصل از آن سنگین بود و همچنان که تشکیل دولت کودتایی و دیکتاتورانه رضا خان تلخ بود. در مجموع این تجربیات، از یک سو حکومت پهلوی قرار داشت که در پی جلب حمایت دولت های استعماری بود و در سوی دیگر جامعه ایران قرار داشت که تجربه های نافرجام و تفرقه افکنانه ای را مشاهده می کرد. انباشت این تجربیات را نباید در شکل دهی به فرهنگ سیاسی جامعه و هیأت حاکم نادیده گرفت. تأثیر آن در یکی به این ترتیب بود که به یأس و منفی بافی و بدبینی تبدیل می شدو در دیگری به اتکای هرچه بیشتر به قدرت های خارجی و جدایی از جامعه می انجامید.

البته نباید غافل بود که پدیده استعمار همچنان که نظریه «حکومت دست نشانده» را تقویت می کرد، در سطح جامعه به سیاسی تر شدن افراد و بسیج مردمی از سوی نیرو های اجتماعی منجر می شد. زمانی که مسأله ائتلاف حکومت (به ویژه در دوران پهلوی) با دولت های صاحب قدرت غربی پیش می آمد، برای نیرو های اجتماعی چاره ای نمی ماند تا قدرت سیاسی خود را از طریق نفوذ اجتماعی و بسیج مردمی تأمین کنند که سوی دیگر چنین رویکردی سیاسی تر شدن جامعه ایران پس ازمشروطه و هم چنین در زمان پهلوی بود. این سیاسی شدن توده چون بیشتر با هیجانات سیاسی آمیخته بود، پس از شکست نهضت یا سرکوب می شد (ماند نهضت نفت) یا موجب باز تولید بدبینی به حکومت و سیاست می شد (مانند نهضت پانزده خرداد).

گذشته از ساختار سیاسی استعمار شدگی، ساختار سیاسی دیگری که در زمان پهلوی از اهمیت برخوردار است، وجود نظام پادشاهی و مونارشیک است. نظام پادشاهی که امروز از مهم ترین نمونه های حکومت استبدادی به شمار می آید، با فرهنگ سیاسی معطوف به خود مورد توجه پژوهشگران فرهنگ سیاسی بوده است. از جمله ویژگی های مهمی که به عنوان تابعی از ساختار سیاسی پادشاهی و استبدادی فراوان به آن توجه شده، رشد فرهنگ تملق و چاپلوسی در هیأت حاکم و حتب جامعه است. در تبیین این مسأله، چاپلوسی و تملق را همزاد و همراه استبداد دانسته اند. با سر بر آوردن هر صاحب قدرتی، لاف زنان هم آب به آسیاب استبدادش ریخته اند و زمانی که شمار متملقان فزونی گرفته، خودسری و کژاندیشی آن مستبد بیشتر شده است. آنان با ستایش های گزاف، مستبدان را در حصاری از نیرنگ و فریب گرفتار کرده و از حقایق پیرامون بیگانه می سازند. اندک اندک، صراحت و صداقت خوار می شود و راستگویان و خیرخواهان جز انزوا و گوشه گیری راهی پیش روی خود نمی بینند. فرد مستبد هم دیگر جز تمجید و تحسین نمی پسندد و شنیدن حقیقت را تاب نمی آورد. او چنین گمان می کند که بیش از همه می داند و به رأی و مشورت کسی نیاز ندارد. چاپلوسان، خودکامگان را در چاه عمیقی که خود کنده اند، دفن می کنند و با آشکار شدن اولین نشانه های سستی و فتور در پایه های قدرت مستبد، به سرعت از گرد او پراکنده می شوند تا دیکتاتوری تازه از راه رسیده را به سرنوشتی مشابه دچار کنند. این موضوع را حتی می توان در برخی تفسیر هایی که هیأت حاکم پهلوی از انقلاب سال 57 داشت نیز مشاهده کرد. فریده دیبا مادر فرح پهلوی در این باره می نویسد، بوسیدن دست و پای محمدرضا و اطلاق القاب و اسامی پر طمطراق از زمان روی کار آمدن او در شهریور 1320 شروع شده بود، اما از دوران حکومت دکتر اقبال به بعد اوج گرفت و در دوران نخست وزیری هویدا به منتهی درجه خود رسید. در این سال های پایانی عمر سلطنت، به خصوص بعد از سال های 1350 و بعد از جشن های دو هزار و پانصد ساله، محمدرضا دیگر خودش را یک آدم زمینی و مانند دیگران نمی دید. در مناسبت های مختلف، حتی در مجامع و محافل و ملاقات های عمومی، خود را یک انسان ویژه و نظر کرده که مورد حمایت نیرو های ماورای زمینی است، معرفی می کرد و می گفت که مطمئن است که نیرو های ماوراءالطبیعی رسالت شاهنشاهی را بر دوش او گذاشته اند. محمدرضا همه منتقدان خود و خانواده اش را توده ای و مارکسیست می نامید. به همین دلیل، حتی من و دخترم هم که بیش از دیگران به او نزدیک بودیم، به خاطر آن که متهم به طرفداری از توده ای ها و مارکسیست ها نشویم، کم کم چشم خود را بر روی اعمال و رفتار خواهران و برادران محمدرضا بستیم و سعی کردیم همه چیز را نادیده بگیریم.

بیشتر بخوانید:

مکتب اصالت انسان یا اومانیسم (Humanism) چیست؟ (قسمت 1)

تبلور فرهنگ سیاسی در آثار جلال آل احمد (قسمت 1)

نقش و جایگاه برخی از سیاست مداران عصر رضاشاه درباره ی مسائل فرهنگی (قسمت 1)

بررسی ساختار سیاسی و تأثیرات آن بر فرهنگ سیاسی

 

تهیه کننده: محمدی

منبع: انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران - حمیدرضا اسماعیلی

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: