حقوق خبر
آبراهام مزلو (Abraham Maslow)

بیوگرافی آبراهام مزلو و نظریه سلسله مراتب نیاز ها (قسمت دوم)

Abraham Maslow

 

پایگاه خبری حقوق نیوز

آبراهام مزلو (Abraham Maslow)

سلسله مراتب نیاز ها

مزلو اعتقاد داشت نیاز های انسان دارای سلسله مراتبی هستند که از پایین به بالا عبارت اند از: نیاز های جسمانی و فیزیولوژیک، نیاز به ایمنی، نیاز به تعلق داشتن و عشق، نیاز به احترام، نیاز به خودشکوفایی. نیاز های پایینی انسان شبیه نیاز های دیگر موجودات است ولی همین که در آن ها به سمت بالا می رویم جنبه ی انسانی تر پیدا می کنند. این نیاز ها به گونه ای هستند که وقتی نیاز پایینی را ارضا کنیم می توانیم به نیاز های بالا تر بپردازیم. یعنی انسان وقتی نیاز های جسمانی خود (مثل: گرسنگی، تشنگی و تمایل جنسی) را ارضا کند می تواند به نیاز های ایمنی خود (مثلا دوری از درد و رنج و خطر) برسد. به همین ترتیب، در صورتی که نیاز های ایمنی خود را برطرف کرده باشد می تواند به نیاز تعلق داشتن و عشق (مثلا نیاز به دوست داشتن دیگران و مورد محبت قرار گرفتن از سوی آنان) بپردازد.

به اعتقاد مزلو تقریبا همه ی مشکلات روحی روانی در اثر برآورده نشدن نیاز های روحی به وجود می آید. عدم ارضای نیاز های روحی باعث می شود فرد احساس پوچی یا اضطراب کند. وقتی به کسانی که دچار بیماری روان رنجوری شده اند بنگریم متوجه می شویم این افراد هنوز به خودشکوفایی کامل نرسیده اند. خودشکوفایی از نظر مزلو به معنای این است که فرد بتواند همه ی استعداد ها و قابلیت های فردی خویش را تحقق ببخشد.

عقده ی یونس

چرا با وجود آن که همگی ما با قابلیت های نامحدودی به دنیا آمده ایم، ولی فقط تعداد اندکی از انسان ها می توانند از توانایی های نهفته ی خود استفاده کنند و به مراتب بالا دست یابند؟ مزلو معتقد بود یکی از دلایل این امر عقده ی یونس است. یونس پیامبر، بازرگان کم جرئتی بود که در مقابل درخواست خداوند برای اجرای یک مأموریت مهم مقاومت کرد. عقده ی یونس به معنای عقب نشینی از سرنوشت واقعی و ترس از بزرگی است.به اعتقاد مزلو، انسان ها به همان اندازه که از شکست هراس دارند از موفقیت نیز می ترسند. همین امر باعث می شود از خود شکوفایی باز بمانند.

مزلو عادت داشت برای دانشجویان خود سوالاتی از این قبیل مطرح کند که:«کدام یک از شما می خواهید رئیس جمهور شوید؟ کدام یک می خواهید یک رهبر اخلاقی بزرگ مثل آلربت شوایتزر باشید؟» و هنگامی که آن ها از پاسخ گویی به این سوال خجالت می کشیدند می گفت:«اگر شما ها نخواهید رئیس جمهور شوید پس چه کسی رئیس جمهور شود؟»

آن ها همگی می خواستند روان شناس شوند، ولی مزلو از آن ها می پرسید:«چه فایده ای دارد که یک روان شناس معمولی باشید؟» مزلو بر این اعتقاد بود که بعضی از افراد زیاده از حد خود را دست کم می گیرند و به اهداف کوچکی راضی می شوند. در صورتی که لیلقت بیشتری دارند. عده ای هم هستند که خود را زیاده از حد دست بالا می گیرند و اهدافی بزرگ تر از آنچه توانایی دست یابی داشته باشند بر می گزینند. مزلو بر این باور بود در زمینه خیال پروری و جاه طلبی باید توازن و تعادل را در نظر گرفت و دچار افراط و تفریط نشد.

مزلو درباره مدینه فاضله ی روانی مطالبی نوشته بود و آن را همچون جزیره ای می دانست که هزاران انسان خودشکوفا بدون مزاحمت در آن زندگی می کنند و فرهنگ خاصی را به وجود می آورند. اگرچه این یک اتوپیا یا مدینه فاضله بود اما اعتقاد داشت که دنیای واقعی را باید تبدیل به این جزیره کرد تا به این ترتیب سلامت روانی و رضایت همه در محیط کار و زندگی تأمین شود.

بیشتر بخوانید:

نظریات روانشناسان جهان(قسمتهای دیگر)

عشق از دیدگاه دانشمندان روانشناسی

 

تهیه کننده: محمدی

منبع: مکاتب روان شناسی - حمیدرضا بلوچ

پایگاه خبری حقوق نیوز - روانشناسی

 

 


+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: