حقوق خبر
پست مدرنیسم (post modernism)

پست مدرنیسم چیست؟ (قسمت 2)

نخستین باری که پیشوند پسا (post-) در معنایی مثبت بکار گرفته شد توسط لزلی فیدلر در سال 1965 بود که وی آنرا همانند یک ورد جادویی و افسونگرانه بکار برد و آنرا با جریانات رادیکال که ضد فرهنگ بشمار می رفتند پیوند زد: "پسااومانیستی، پسامذکر، پسا سفید، پسا قهرمان...پسایهود


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

پست مدرنیسم چیست؟

نخستین باری که پیشوند پسا (post-) در معنایی مثبت بکار گرفته شد توسط لزلی فیدلر در سال 1965 بود که وی آنرا همانند یک ورد جادویی و افسونگرانه بکار برد و آنرا با جریانات رادیکال که ضد فرهنگ بشمار می رفتند پیوند زد: "پسااومانیستی، پسامذکر، پسا سفید، پسا قهرمان...پسایهود. این حرکت های آنارشیستی و خلاق در عزیمت یا جدا شدن از جریانات ارتدکسی، این حملات شدید به نخبه گرایی مارکسیستی، آکادمیسم و سرکوب پیوریتانی، در واقع همانطور که آندرئاس هویسن در سال 1984 خاطر نشان کرد، نمایانگر نخستین حرکات هیجان انگیز و تلاطم زای فرهنگ پست مدرن بشمار می روند. گو اینکه فیدلر و دیگران در سال های دهه ی 1960 هرگز بر آن نبودند تا این بحث ها را به این شکل درآورده و این سنت را در چنین قالبی مفهوم پردازی کنند. تحقق این امر نیاز به زمان داشت و تا سال های دهه ی 1970 و ظهور نوشته ها و آثار ایهاب حسن صبر و تامل لازم بود، یعنی هنگامی که جنبش های رادیکالی که زمانی فیدلر در دهه ی 1960 به ستایش و تمجید آنان برخاسته بود، کهنه، منسوخ و ارتجاعی تلقی شده و مرگ آنها اعلان شده بود.

ایهاب حسن در اواسط دهه ی 1970 خود را سخنگوی پست مدرن اعلام کرد. وی این عنوان را با آراء و عقاید تجربه گرایی در هنر و فراتکنولوژی در معماری پیوند زد. – ویلیام باروز و باکمینستر فولر، "آنارشی، فرسودگی/سکوت...آفرینش زدایی/شالوده شکنی/آنتی تز....درون متنی..."- در یک کلام جریاناتی که من و دیگران بعدها آنها را با ویژگی های "مدرن متأخر" نامیدیم. در ادبیات و بعدها در فلسفه به دنبال ظهور آثار و نوشته های لوتار و تمایل به جایگزین کردن پست مدرن به جای شالوده شکنی، این اصطلاح غالباً پیوند نزدیک خود را با چیزی که ایهاب حسن آنرا عدم استمرار، عدم تعین، درون ذاتیو درون بودگی می نامد حفظ نمود. کتاب مارک س.تایلر با عنوان عجیب قضاوت نادرست، یک پست مدرن یک/الهیات، از آثار شاخص این ژانربشمار می رود که ملهم از آراء دریدا و شالوده شکنی است.

همچنین گرایشی در میان فلاسفه وجود دارد که تمام متفکرانِ پساپوزیتیویست را کلاً پست مدرن تلقی می کنند، ولو آنکه تنها وجه اشتراکشان نفی پوزیتیویسم منطقی مدرن باشد. بدین ترتیب دو معنای کاملاً متفاوت برای این واژه و یک خلط یا آشفتگی عمومی وجود دارد که محدود به عامه نیست.

فرهنگ پست مدرن در اوان طفولیت خود در سال های دهه ی 1960، جریانی رادیکال و انتقادی بشمار می رفت؛ یک موضع اقلیتی، برای مثال از سوی هنرمندان پاپ و نظریه ی پاپ علیه دیدگاه تقلیل یافته ی هنر مدرن و زیبایی شناسی حاکم بر نهادهایی چون موزه ی هنرهای مدرن اتخاذ گردید. در معماری تیم تِن، جین یاکوبز، رابرت ونتوری و...حملات خود را علیه معماری مدرن ارتدکس بخاطر نخبه گرایی آن، نابودسازی شهرها، بوروکراسی و زبان ساده ی آن آغاز کردند. با شروع دهه ی 1970، همزمان با رشد و گسترش این سنت ها و قدرتمند شدن آنها و تغییر و تحول در آنها و ابداع واژه پست مدرنیسم به عنوان تعبیری در اطلاق به انواع جریانات، به تدریج این جنبش ها جنبه های رادیکال و انتقادی دوران طفولیت خود را از دست داد و به سمتِ محافظه کاریِ هر چه بیشتر سوق یافت و در نهایت به صورت جریانی عقلانی و آکادمیک درآمد. بسیاری از هوادارانِ دهه ی 1960 نظیر اندی وارهول با جذب شدن در بازار هنر و روی آوردن به کارهای تبلیغاتی و تجاری پردرآمد، رسالت انتقادی خود را از دست دادند. در نهایت پست مدرنیسم در مشاغل و حرف مختلف، مراکز علمی و آکادمیک و همینطور در سطح وسیع تر در کل جامعه پذیرفته شد. و همانند والد خود یعنی مدرنیسم و برادر رقیب خود یعنی مدرنیسم متاخر به صورت بخشی از نهادهای مستقر موجود درآمد، و در نقد ادبی نیز از نظر معنایی، به معنای خود در سنت های معماری و هنری نزدیکتر شد.

بیشتر بخوانید:

پست مدرنیسم چیست؟ (قسمت 1)

پست مدرنیسم چیست؟ (قسمت 2)

 

منبع: پست مدرنیته و پست مدرنیسم - ترجمه حسینعلی نوذری

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات اجتماعی



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: