حقوق خبر
محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، تیمورتاش، مخبرالسلطنه (مهدیقلی خان هدایت) و عیسی صدیق اعلم

نقش و جایگاه برخی از سیاست مداران عصر رضاشاه درباره ی مسائل فرهنگی (قسمت 6)

آن طور که هدایت خود نقل می کند به علم و مدرسه توجه ویژه داشت. او که خود وضع نامناسب مکتب خانه های قدیم را دیده بود، تصمیم گرفت در مسیر اصلاح دینی و مراکز و خدمت در این بخش وارد شود

نقش و جایگاه برخی از سیاست مداران عصر رضاشاه درباره ی مسائل فرهنگی (قسمت 6)
 

مخبرالسّلطنه (مهدیقلی خان هدایت)

مهدیقلی خان هدایت معروف به خان خانان در سال 1242 ش متولد شد. پدرش، مخبرالدوله؛ وزیر پست و تلگراف بود، و بالطبع زمینه ی رشد مهدی قلی خان فراهم بود. پس از تحصیلات مقدماتی، به همراه برادر بزرگش، مرتضی قلی خان(صنیع الدوله) به اروپا (برلین) رفت و با زبان آلمانی و فرانسوی و انگلیسی آشنا شد. بعد از بازگشت به تهران و درگذشت پدر لقب مخبرالسلطنه گرفت. در انقلاب مشروطیت، چون طرف اعتماد دربار و مجلس بود، در به صحنه رساندن قانون اساسی به وسیله ی شاه، زحمات زیادی کشید. در 1324 ق در کابینه ی مشیرالدوله به وزارت معارف رسید و از طرف دولت برای امور جاری و مذاکره و گزارش به مجلس آمد.

و هنگام به توپ بستن مجلس استعفا داد، مدتی به برلین و پاریس رفت و بعد از فتح تهران به ایران بازگشت و چندین بار مقام وزارت و رئیس الوزرایی را تجربه کرد. در 1299.ش در سمت حکومت آذربایجان، قیام خیابانی را سرکوب کرد و موجب کشته شدن او شد و در شمار یکی از مشاوران خصوصی سردار سپه درآمد. و سرانجام در خرداد 1306 به سمت رئیس الوزرایی منصوب شد که تا سال 1312. ش ادامه یافت. دوره ی طولانی نخست وزیری مخبرالسلطنه، آکنده از حوادث سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بود که در اکثر حوادث، او نقش اندکی ایفا می کرد و صحنه گردان اصلی، خود شاه، تیمورتاش و پس از او کسانی چون داور و نصرت الدوله و بعد تقی زاده و فروغی بودند. این حوادث عبارتند از:

1-اختلاف نصرت الدوله(وزیر مالیه) با دکتر میلسپو (رئیس کل دارایی و اخراج او از ایران)

2- قتل سرلشکر امیر طهماسبی، وزیر فوائد عامه به تیر غیب.

3- اجرای قانون اجباری و قیام و مهاجرت علمای اصفهان

4- قانون اتحاد لباس و واکنش علما

5- تحدید امر به معروف و نهی از منکر

6- تهدید و تبعید علمایی چون مدرس و بافقی

7- شورش عشایر

8- تاسیس بانک ملی ایران

9- بازداشت و محاکمه و قتل نصرت الدوله فیروز و تکرار همان مسئله در سال 12-1311 برای تیمورتاش و عبدالحسین دیبا

10- لغو قرارداد نفت و انعقاد قرارداد جدید 1312.ش

آن طور که هدایت خود نقل می کند به علم و مدرسه توجه ویژه داشت. او که خود وضع نامناسب مکتب خانه های قدیم را دیده بود، تصمیم گرفت در مسیر اصلاح دینی و مراکز و خدمت در این بخش وارد شود. می گوید: «با عشقی که من به تعلیم داشتم، جوانان خانواده را جمع کردم و درس می دادم. مقدر من نبود از مدرسه بی افاده بگذرم...بر خود لازم دانستم و در رشته درس که خدمت ملی بود، اهتمام کنم که به عقیده خودم مشروع بود».

هدایت اولین کسی بود که به ادعای خودش دست خط مشروطیت را از محمدعلی شاه که پس از پدرش از دادن فرمان مشروطه امتناع می ورزید، گرفت و از زمان صدور این دست خط، کشور ایران در عداد ممالک مشروطه درآمد.

هدایت که مدعی است نود درصد وکلا معنی مشروطه را نمی دانستند با کنایه می نویسد: افراد و انجمن ها می خواهند به صورتی هر چه مهیب تر جلوه کنند. در انتشارات آنها، غالب تهدید به تپانچه می شد. یکی از آشنایان، نصرت الدوله پسر معین السلطان، شکل اژدهای هفت سر می آورد، که من گراور کنم. نکردم. چه تفسیر به سوءنیت و عدم رشد و بهانه به دست می داد. همه می خواستند هرکول (پهلوان یونان) باشند.

هدایت به رغم این اعتقاد، خودش در کنار مستبدین رجال قبل از مشروطه به قدرت بازگشتند، به خصوص عین الدوله آخرین صدراعظم دوره ی استبداد، وزارت مالیه را عهده دار شد.

هدایت پس از کودتای سیدضیا و رضاخان سردارسپه، با دادن هزار تومان از حقوق ماهیانه ی خود به دولت کودتا، به حمایت از آن ها مبادرت ورزید.

وی سپس در چند کابینه وزارت مالیه (کابینه ی مستوفی در سال 1305.ش و 1307.ش) وزارت فواید عامه و سرانجام در خرداد 1306.ش تا 21 شهریور 1312.ش ریاست وزرا را در دست داشت.

هدایت از رجالی بود که بسیاری از حوادث عصر مظفری تا محمدرضاشاه، یعنی پنج پادشاه را شاهد بود و در زمان چهار شاه مشاغلی را در دست داشت. درباره ی سردار سپه، پس از تشکیل کابینه ی وی نوشت:

«سردار سپه رونقی در نظام داده به نفوذ دولت در اطراف کشور افزود، مردم از کابینه های متزلزل و افکار آشفته و فقدان نقشه به تنگ آمده، آرزوها در دل انباشته، سردار را مردی کاری می بیند و بدو امیدوارند. نغمه هایی هم از بدو مشروطیت در اذهان رسوخ یافته. پیش آمدها در آلمان وایتالیا نقل مجالس است. سوءتدبیر قوام به تشویق مدرس در فکر سردار سوءظن نسبت به شاه تولید نموده، احمدشاه هم مزاجاً علیل و عنایتش به امور قلیل، هر دم راه فرنگ پیش می گیرد، و موجبات تغییر مسیر در حکومت ایران از هر جهت دو دستگی رهبرانشان غوغا برپا است. شب آبستن است چه زاید سحر».

مخبرالسلطنه گاهی به قرآن هم استناد می جست، اما نه جایگاه علمی و سیاسی فروغی و تیمورتاش را داشت. نه جسارت و شجاعت آنان را و همین باعث می شد تا نتواند به اندازه ی ایشان رضاشاه را تحت تاثیر قرار دهد و شاید به همین دلیل در برابر تیمورتاش درخششی نداشت.

مخبرالسلطنه در مسیر توجه به مدارس به نگارش برخی کتب درسی دست زد، بعدها تعداد کتبی که تالیف کرد فراوان شد و خود مجموعه ای را تحت عنوان «خدمات مولف به فرهنگ» در مقدمه ی کتاب «خاطرات و خطرات» چنین فهرست کرده است: فوائد الترجمان در تعلیم زبان فرانسه، تعلیم الاطفال در تدریس الفبا و الفبای مخصوص. دستور سخن در صرف کامل فارسی و...

دیدگاه هدایت را نسبت به اضلاع مثلث فرهنگ دینی و ملی و غربی، چنين می توان خلاصه کرد: هدایت به فرهنگ دینی تعلق خاطر داشت و حاجی و نمازخوان بود و نمی توانسهت در مقابل دین شمشير بکشد و ضمناً نمی توانست برای دفاع از دین شمشير برکشد. خود را ارادتمند امام حسين (ع) می خواند ولی در برابر افراد دین ستيز سکوت می کرد.

مخبرالسّلطنه با فرهنگ غرب برخوردی مستقل و گزینشی و انتقادی داشت؛ مثالً، استفاده علمی و تکنولوژیک را نيک می دانست. در دورة ریاست الوزرایی مخبرالسلطنه، فرهنگ ملی- باستانی به سرعت احيا شد. زرتشتيان هند به ایران دعوت و پذیرایی شدند، باستانشناسی مورد توجه قرار گرفت. او از شيوة کار فرهنگستان انتقاد می کرد که: «ما فرهنگستان ساختيم، اما برای تخریب ریشه ی زبان».

مخبرالسّلطنه در مجموع، 50 سال کار سياسی کرد. او از رجال مهم دوره های قاجار و پهلوی است. سرانجام در شهریور 1312 از کار برکنار شد و دیگر تا پایان عمر شغلی به او سپرده نشد.

بیشتر بخوانید:

نقش و جایگاه برخی از سیاست مداران عصر رضاشاه درباره ی مسائل فرهنگی (قسمتهای دیگر)

 

منبع: نقش و جایگاه برخی از سیاست مداران عصر رضاشاه درباره ی مسائل فرهنگی «محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، تیمورتاش، مخبرالسلطنه (مهدیقلیخان هدایت) و عیسی صدیق اعلم»- فریده رحمتی و دیگران

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: