حقوق خبر
فمینیسم (feminism)

فمینیسم (قسمت 3)

جنبش فمینیسم از منظر جامعه‌شناسان به سه موج تقسیم می شود. ویژگی و محور این تقسیم، تاریخی بودن آن است و هر کدام از این سه موج مقطع تاریخیِ خاصی را در بر می گیرد


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

فمینیسم (feminism)

موجهای سه‌گانه ی فمینیسم

جنبش فمینیسم از منظر جامعه‌شناسان به سه موج تقسیم می شود. ویژگی و محور این تقسیم، تاریخی بودن آن است و هر کدام از این سه موج مقطع تاریخیِ خاصی را در بر می گیرد. به عبارت دیگر یک رابطه ی طولی میان سه موج برقرار است:

موج اول فمینیسم

نهضت فمینیسم تا اواخر قرن نوزدهم توفیق چندانی نیافت و هنوز قوانین و حقوق حاکم در کشورها بر علیه زنان بود. در واقع تا آن زمان یکی از وجوه مشترک رژیمها و حتی فرهنگِ عمده ی غرب بی اعتنایی به حقوق زنان بود. بتدریج و با وقوع انقلاب صنعتی در اروپا و نیاز به نیروی کار ارزان و حضور زنان در کارخانه ها و کارگاههای صنعتی جریانهای جدیدی در غرب دامن زده شده؛ که از آن جمله می توان به طرح شعار «مالکیت زنان» اشاره کرد.

وجود مشکلات فراوان در محیط کار و آسیب پذیری زنان در کنار خانه داری، نارضایتهایی را برای جامعه ی زنان به وجود آورد. جنبشهای کارگری، قوی ترین نیرو برای احقاق حقوق زنان در این سالها محسوب می شدند.

پس از گسترش دموکراسی و نهادهای آن و اعطای حق رأی به مردان در دهه ی هفتادِ قرن نوزدهم و محروم ماندن زنان از حق رأی و مشارکت سیاسی، تبعیض میان زنان و مردان برجسته تر و عینی تر شد. به طوری که محوری ترین درخواست فمینیست ها تا اواخر دهه دومِ قرن بیستم اعطای حق رأی به زنان بود.

بیشتر بخوانید:

فمینیسم (قسمتهای دیگر)

جریان فمینیسم که از اوایل قرن نوزدهم آغاز شده بود، تا 1920 میلادی که در آمریکا به زنان حق رأی اعطا شد، موج اول فمینیسم نامیده می شود؛ که مهمترین ویژگی آن توجه به دستیابی به حقوق مدنی و سیاسی برابر است. با آزاد شدن حق رأی برای زنان در بسیاری از کشورهای غربی از دهه ی سوم تا دهه ی هفتم قرن بیستم، جنبش فمینیسم رو به افول گذاشت، و از آن پس موج دوم فمینیسم در غرب آغاز شد.

موج دوم فمینیسم

شروع جریان دوم مربوط به دهه ی 70 قرن بیستم است. رهبری این جریان را به سیمون دوبوار فرانسوی نسبت می دهند. شعار محوری ِ موج دوم فمینیسم برابری کامل زن و مرد در تمامی زمینه های اجتماعی، روانی و فرهنگی بود. شعار «زنان بدون مردان» و بروز رفتارهای مردانه در سطح وسیع توسط زنان، خصوصاً از همین دهه شروع می شود. در این دوره فمینیست ها با تاکید بر تجرد و تقبیح ازدواج، و با تشویق زنان به شرکت گسترده در فعالیتهای اقتصادی، این موج را تشدید می کردند. دوبوار در کتاب اصلی خود «جنس دوم» ریشه ی ظلم و تبعیض نسبت به زنان را در نقشهایی می داند که زنان به عنوان یک زن آن را پذیرا هستند. وی با توجه به گرایش اگزیستانسیالیستی معتقد است، هر موجودِ با شعوری، بسته به پاسخ و واکنشی که به عوامل و محرکات بیرونی می دهد، هویت خویش را تعین می بخشد؛ و در صورت تغییر در پاسخها، هویتِ موجودِ با شعور تغییر پیدا می کند. به این حساب زنان با پذیرش نقشهای انفعالی از قبیل مادری و همسری زمینه های تسلط مردان بر خود را فراهم می کنند. زنان باید از پذیرش چنین نقشهایی امتناع کنند و در صحنه ی کار و فعالیت های اجتماعی با مردان رقابت کنند. در این صورت تصور عمومی از زن دچار تغییر خواهد شد. باید توجه داشت که «هیچ کس زن به دنیا نمی آید؛ بلکه زن می شود.» با این همه دوبوار وجود تفاوتهایی را میان زن و مرد روا می دارد که عمدتاً ریشه در تفاوتهای بدنی آنان دارد.

مبارزه با سلطه ی مردان بر زنان پس از دوبوار، در قالب مبارزه و نقد پدرسالاری یا مردسالاری ادامه پیدا کرد. مردسالاری بنابراین تفسیر، عبارت است از اعمال سلطه ی مردان بر زنان در تمام شؤون اجتماعی، اقتصادی و سیاسی؛ که تفاوت جنسیتی مردان بر زنان توجیه گر چنین سلطه ای است.

مردسالاری بر تفسیر فرهنگی عمیقی استوار است که به تفاوتهای زیست شناختی اهمیت می دهد، و آن را بسیار برجسته می کند. تفکیک میان واژه های sex (جنس) و gender (جنسیت) برای دلالت بر این معنا است.

Sex بر ویژگیهای زیست شناختی که مذکر یا مونث بودن انسان بسته به آنها است و طبعاً در حالت طبیعی قابل تغییر نیست دلالت دارد؛ اما gender برای مفاهیم فرهنگی و متغیر حالتِ مردانه و حالت زنانه به کار می رود. بر اساس تفسیر دوبوار، جنسیت، زاییده ی سلطه ی مردان و پذیرش این سلطه از سوی زنان است، و با تغییر این سلطه، و با خودداری زنان از پذیرش نقشهای تحمیلی به زنان، از قبیل مادری و همسری، مسلماً تبعیض جنسیتی میان زنان و مردان از بین خواهد رفت.

موج سوم فمینیسم

فمینیست های موج سوم با پذیرش این اصل که اساس ستمهای وارد بر زنان از ناحیه وجود فرهنگ مردسالاری است؛ مرکز ثقل سلطه ی این فرهنگ را در تفسیر جهان و نحوه ی نگرش به آن می دانند، که این نگرش در دانشهای مختلف بروز پیدا کرده است؛ پس برای نجات از این فرهنگ (مردسالاری)، باید با نگاه زنان به جهان نگریسته شود و از جهان تفسیری زنانه ارائه شود.

از این پس نویسندگان فمینیستی که در حوزه های خاص به مطالعه و تحقیق می پرداختند با رویکردی فمینیستی (زنانه نگر) به مطالعه و تحقیق در رشته ی مورد علاقه پرداختند، و رشته های خاص فمینیستی رت به وجود آوردند، که از آن جمله می توان به «معرفت شناسی فمینیستی»، «اخلاق فمینیستی»، «فلسفه سیاسی فمینیستی»، «الاهیات فمینیستی» و...اشاره کرد.

بیشتر بخوانید:

رمانتیسم

 

منبع: فرهنگ واژه ها - عبدالرسول بیات

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی

 



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: